چرا نوسازی صنعتی آمریکا به مکزیک قدرتمندتر گره خورده است؟

نوسازی صنعتی آمریکا بدون تقویت مکزیک به‌عنوان شریک راهبردی در زنجیره‌های تامین آمریکای شمالی ممکن نیست و واشنگتن باید به‌جای تضعیف همگرایی منطقه‌ای، رقابت با چین را هدف قرار دهد. پست چرا نوسازی صنعتی آمریکا به مکزیک قدرتمندتر گره خورده است؟ اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.

به گزارش سفیر ارجان ، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد: برای دهه‌ها، سیاستگذاران آمریکایی تجارت با مکزیک را ابزاری برای تقویت اقتصاد این کشور و ایجاد فرصت‌های شغلی برای مکزیکی‌ها در داخل مرزهایشان می‌دانستند. اما آن دوران به پایان رسیده است. همچنین آمریکا نمی‌تواند قدرت صنعتی خود را با نگاه صرف به مکزیک به‌عنوان یک رقیب بازسازی کند. مکزیک باید و می‌تواند به‌عنوان یک شریک در امنیت اقتصادی آمریکا و در مسیر احیای توان صنعتی این کشور دیده شود.

در شرایطی که واشنگتن به دنبال بازگرداندن تولید به داخل، تضمین امنیت زنجیره‌های تامین حیاتی و دستیابی به برتری انرژی برای حفاظت از امنیت ملی خود است، مکزیک می‌تواند بخشی از این برنامه باشد. یک پایگاه صنعتی قدرتمندتر در آمریکا از وجود یک پایگاه صنعتی قدرتمند در سراسر آمریکای شمالی بهره خواهد برد؛ امری که بیش از پیش به معنای نقش‌آفرینی مکزیک است.

تعرفه‌های دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، بازسازی صنایع داخلی را در مرکز سیاست تجاری واشنگتن قرار داده و با هدف تقویت تولید فولاد و خودرو در داخل آمریکا اعمال شده‌اند. با این حال، این رویکرد می‌تواند با تمایزگذاری میان تولید یکپارچه آمریکای شمالی و واردات از خارج این منطقه تقویت شود؛ به‌گونه‌ای که تمرکز اصلی بر منبع واقعی تجارت ناعادلانه باشد: تولیدکنندگان غیربازاری مانند چین.

خطر تضعیف فولاد آمریکای شمالی

تعرفه‌های بخش ۲۳۲ بر فولاد مکزیک نمونه‌ای روشن از اهمیت این تمایز است. هدف این تعرفه‌ها بازسازی ظرفیت تولید فولاد آمریکا و حفاظت از صنعتی بود که برای امنیت ملی اهمیت حیاتی دارد. اما اعمال تعرفه بر فولاد مکزیک نه‌تنها جایگاه رقابتی تامین کنندگان آسیایی را کاهش نداده، بلکه خطر تضعیف بازار یکپارچه فولاد آمریکای شمالی را نیز به همراه دارد.

بین نیمه نخست سال ۲۰۲۴ و سال ۲۰۲۶، سهم مکزیک از واردات فولاد آمریکا از ۱۱ درصد به ۹ درصد کاهش یافت، در حالی که سهم کشورهای آسیایی به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا کرد.

مهم‌تر از همه اینکه مکزیک بزرگ‌ترین بازار صادرات فولاد آمریکا محسوب می‌شود و واشنگتن در تجارت این محصول با مکزیک دارای مازاد تجاری است. فولاد از مرز دو کشور عبور می‌کند و در قالب زنجیره‌های تامین یکپارچه، از بخش‌های انرژی، زیرساخت، صنایع دفاعی و تولیدات پیشرفته آمریکا پشتیبانی می‌کند.

بنابراین چالش راهبردی اصلی، تجارت فولاد میان آمریکا و مکزیک نیست، بلکه رقابت با تولیدکنندگانی است که از یارانه‌های گسترده برخوردارند و در شرایط غیررقابتی و خارج از قواعد بازار فعالیت می‌کنند.

همگرایی صنعتی آمریکا و مکزیک در صنعت خودرو

صنعت خودرو نمونه دیگری از همگرایی صنعتی میان آمریکا و مکزیک است. برخلاف بسیاری از تامین کنندگان خارجی، خودروهایی که تحت توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (USMCA) تولید می‌شوند باید الزامات سختگیرانه‌ای در زمینه سهم ارزش منطقه‌ای، نیروی کار، فولاد، آلومینیوم و دستمزدها را رعایت کنند؛ موضوعی که حضور کارگران، مواد اولیه و تامین کنندگان آمریکایی را در سراسر زنجیره تولید آمریکای شمالی تثبیت می‌کند.

با این حال، بین نیمه نخست سال ۲۰۲۴ و سال ۲۰۲۶، سهم آسیا از واردات خودروهای سواری و کامیون‌های سبک آمریکا، بر اساس تعداد خودرو، افزایش یافت؛ در حالی که سهم منطقه USMCA کاهش پیدا کرد.

توافق‌های اخیر که تعرفه‌های بخش ۲۳۲ بر خودروهای وارداتی از کشورهای منطقه را به ۱۵ درصد کاهش می‌دهد، خطر محدود کردن مزیت رقابتی تولید در آمریکای شمالی را به همراه دارد؛ آن هم در شرایطی که این واردات با همان الزامات مربوط به محتوای آمریکایی مواجه نیستند.

یکپارچگی صنعتی میان آمریکا و مکزیک همچنین دارای بعد مهم در حوزه انرژی است. برنامه «سلطه انرژی» دولت ترامپ به عرضه گسترده و مقرون‌به‌صرفه فولاد برای تجهیزات حفاری، خطوط لوله، زیرساخت‌های گاز طبیعی مایع (LNG)، شبکه‌های انتقال برق و دیگر دارایی‌های حیاتی حوزه انرژی وابسته است.

کاهش هزینه این نهاده‌ها می‌تواند توانایی آمریکا برای گسترش تولید انرژی داخلی، نوسازی شبکه برق، تقویت زیرساخت‌های حیاتی و رقابت در بازارهای جهانی انرژی را افزایش دهد. همین موضوع درباره مکزیک نیز صدق خواهد کرد؛ به‌ویژه در زمینه توسعه اکتشافات جدید نفت و گاز.

این دقیقا همان نوعی از یکپارچگی صنعتی است که سیاست آمریکا باید آن را تشویق کند: زنجیره‌های تامین آمریکای شمالی که از تولید داخلی، سرمایه‌گذاری و توسعه انرژی حمایت می‌کنند، نه زنجیره‌هایی که جایگزین آنها می‌شوند یا به تضعیفشان می‌انجامند.

آمریکا از فولاد تولیدشده در مکزیک برای ساخت تجهیزات با ارزش افزوده بالاتر استفاده می‌کند؛ تجهیزاتی که از بخش انرژی، زیرساخت‌ها و صنایع پیشرفته آمریکا پشتیبانی می‌کنند.

البته این به معنای اعطای امتیازات بی‌قیدوشرط به مکزیک نیست. تعمیق همکاری اقتصادی باید همراه با قوانین سختگیرانه‌تر درباره منشا کالاها، نظارت گمرکی، بررسی سرمایه‌گذاری‌ها و سازوکارهای حفاظتی در برابر ورود کالاهای غیرمنطقه‌ای، دور زدن مقررات، انتقال غیرشفاف کالا از مسیر کشورهای ثالث و تجارت ناعادلانه باشد؛ البته با در نظر گرفتن یک دوره گذار منطقی.

مکزیک در حال حاضر نیز در این مسیر گام‌هایی برداشته؛ از جمله از طریق طرح «مکزیک» (Plan Mexico)، تقویت اجرای مقررات تجاری و سیاست‌هایی که با هدف تحکیم زنجیره‌های تامین منطقه‌ای طراحی شده‌اند.

همکاری مکزیک با واشنگتن در موضوعات دشوار دوجانبه نیز نشان‌دهنده آمادگی این کشور برای پاسخ به نگرانی‌های آمریکا است. در واقع، مکزیک در این حوزه توجه بیشتری به دغدغه‌های آمریکا نشان داده تا برخی دیگر از شرکای سابق و نزدیک واشنگتن.

بازنگری در توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (USMCA) فرصتی برای ایجاد تعادل درست فراهم می‌کند.

در حوزه فولاد، سیاست آمریکا باید به جای تضعیف یک صنعت یکپارچه در آمریکای شمالی، آن را تقویت کند و قوی‌ترین ابزارهای دفاع تجاری خود را علیه رقابت غیررقابتی و غیربازاری که این صنعت را تهدید می‌کند، به کار گیرد.

در صنعت خودرو، واشنگتن باید نقش کارگران آمریکایی، مواد اولیه و سرمایه‌گذاری‌هایی را که هم‌اکنون در تولیدات مبتنی بر USMCA وجود دارد، به رسمیت بشناسد و اطمینان حاصل کند که آمریکای شمالی همچنان مقصدی نامناسب برای عرضه خودروهای چینی با هدف تصاحب بازار باقی می‌ماند.

در حوزه انرژی نیز آمریکا باید از افزایش غیرضروری هزینه نهاده‌های صنعتی مورد نیاز برای توسعه تولید داخلی جلوگیری کند و همزمان به تقویت ظرفیت تولید انرژی مکزیک کمک کند.

پیام مشترک هر سه حوزه روشن است: تعرفه‌هایی که با هدف بازسازی صنعت آمریکا وضع می‌شوند، نباید به‌طور ناخواسته زنجیره‌های تامین آمریکای شمالی را که زیربنای اقتصاد احیاشده مبتنی بر تولید و انرژی هستند، تضعیف کنند.

یک مشارکت مدرن‌شده میان آمریکا و مکزیک، که امیدواریم بر پایه یک توافق USMCA در قالب «دژ آمریکایی» شکل گیرد، باید به تولید واقعی منطقه‌ای پاداش دهد، در عین حال قوانین منشا کالاها را تقویت و در برابر رقبای غیربازاری از صنایع آمریکای شمالی دفاع کند.