روایت مونا مهرجویی در سالگرد قتل پدر و مادرش: فقط خون دیدم

مونا مهرجویی، دختر داریوش مهرجویی، کارگردان سینمای ایران، و وحیده محمدی‌فر، در سالگرد قتل پدر و مادرش، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرامش از روزی نوشت که به گفته او، زندگی‌اش برای همیشه تغییر کرد؛ روزی که با مواجهه با پیکر خونین پدر و مادرش، پایان زندگی عادی‌اش را تجربه کرد. پست روایت مونا مهرجویی در سالگرد قتل پدر و مادرش: فقط خون دیدم اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.

مونا مهرجویی، دختر داریوش مهرجویی، کارگردان سینمای ایران، و وحیده محمدی‌فر، در سالگرد قتل پدر و مادرش، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرامش از روزی نوشت که به گفته او، زندگی‌اش برای همیشه تغییر کرد؛ روزی که با مواجهه با پیکر خونین پدر و مادرش، پایان زندگی عادی‌اش را تجربه کرد.

به گزارش سفیر ارجان ، مونا مهرجویی با انتشار عکسی از پدر و مادرش نوشته است:

سه سال پیش همچین روزی، آخرین روز عادی در زندگی من بود فرداش همه چی تغییر کرد؛ من رسیدم خونه زنگ زدم کسی جواب نمی‌داد، دلم شور می‌زد، کلید انداختم رفتم داخل خونه، خون دیدم، فقط خون و پدر و مادری که منشا خون از جسم اون‌ها بود، از خونه اومدم بیرون، تو کوچه جیغ می‌کشیدم هیچ‌کس نبود، هیچ‌کس صدامو نمی‌شنید، شروع کردم دویدن تا کسی‌رو پیدا کنم که کمک کنه همه. چیز همین‌جا برای من عوض شد در یک لحظه، یک ساعت، بدون داشتن جواب مشخصی که چی‌شد؟ چرا؟ و هنوزهم نمی‌دونم چرا؟ چی‌شد؟

حقیقتاً بعد از اون، شب بارها شکستم و به زبون نیاوردم، من هیچ‌وقت آدمی نبودم که بتونم در ملأعام چیزی از احساساتمو بروز بدم و این شد یک مشکل که آدم‌ها به‌خاطر این موضوع شروع کردن به سرزنش کردن من.

در نهایت، من الان اینجام و این هم بخشی از سرنوشت و زندگی من بود همه آدم‌ها که قرار نیست یک زندگی عادی داشته باشن درسته؟ و این اشکال نداره، ما آدم‌ها محکومیم به تجربه کردن، به زندگی کردن درد کشیدن، و بازهم تجربه کردن و درد کشیدن.

ماهیت انسان، به درد کشیدن وصل شده، و راهی جز کنار اومدن باهاش نیست، همون‌طور که پذیرای خنده و عشق هستیم مجبوریم پذیرای این بخش از زندگی که سراسر رنج است و هیچ جوره گویا هیچ قسمتیش دست ما نیست هم باشیم.