کاهش آنزیمهای کبدی با یک ماده طبیعی؛ یافتهای جدید برای حفظ سلامت کبد
یک ماده طبیعی در پژوهشی علمی توانسته سطح دو آنزیم کبدی را بهطور معناداری کاهش دهد؛ یافتهای که پرسشهایی درباره نقش این ماده در حفظ سلامت کبد ایجاد کرده است.
یک ماده طبیعی در پژوهشی علمی توانسته سطح دو آنزیم کبدی را بهطور معناداری کاهش دهد؛ یافتهای که پرسشهایی درباره نقش این ماده در حفظ سلامت کبد ایجاد کرده است.
سفیر ارجان- گروه اجتماعی: کبد یکی از حیاتیترین اندامهای بدن است که در فرآیندهای مهمی مانند سوختوساز مواد غذایی، سمزدایی و ساخت ترکیبات ضروری نقش دارد. وقتی سلولهای کبدی آسیب میبینند، آنزیمهایی که معمولاً درون سلول باقی میمانند، وارد جریان خون میشوند. از این رو، اندازهگیری آنزیمهایی مانند AST، ALT و ALP در خون، یکی از روشهای رایج برای سنجش وضعیت کبد محسوب میشود. این آنزیمها در پژوهشهای پزشکی و دامپزشکی بهعنوان نشانگرهای حساس آسیب کبدی شناخته میشوند و افزایش سطح آنها میتواند هشداری درباره فشار یا آسیب به بافت کبد باشد.
در سالهای اخیر، توجه به مواد طبیعی با توان بالقوه برای کمک به سلامت کبد افزایش یافته است. یکی از این مواد، اسپیرولینا است؛ ریزجلبکی که به دلیل داشتن مقادیر بالای پروتئین، ویتامینهای گروه B، آهن و ترکیبات زیستفعال شناخته میشود. این ماده بهویژه به خاطر ترکیبی به نام فیکوسیانین مورد توجه قرار گرفته که در خاصیت آنتیاکسیدانی آن نقش مهمی دارد. آنتیاکسیدانها موادی هستند که به کاهش اثر رادیکالهای آزاد کمک میکنند؛ مولکولهایی ناپایدار که میتوانند به سلولها آسیب برسانند. به همین دلیل، بررسی اینکه اسپیرولینا در شرایط عادی و بدون وجود یک سم آشکار چه اثری بر کبد دارد، میتواند برای شناخت بهتر کاربردهای احتمالی آن اهمیت داشته باشد.
در پژوهشی با همین موضوعیت، امیر کشاورزینژاد از گروه دامپزشکی دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی کازرون، با همکاری دانشگاه علوم پزشکی آجا، به بررسی اثر خوراکی اسپیرولینا بر شاخصهای کبدی پرداخت. موضوع پژوهش، اثر مصرف این ریزجلبک بر آنزیمهای کبدی در موش سوری نر بود؛ یعنی بررسی اینکه آیا اسپیرولینا میتواند حتی در بدن حیوان سالم هم بر وضعیت کبد اثر بگذارد یا نه.
پژوهشگران برای این کار، ۱۲ موش سوری نر بالغ را بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم کردند. یک گروه فقط نرمال سالین دریافت کرد و گروه دیگر، اسپیرولینا را با دوز روزانه ۶۰۰ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، به مدت ۲۰ روز و از راه خوراکی دریافت کرد. پس از پایان دوره، از قلب حیوانات خونگیری شد و سپس سطح آنزیمهای AST، ALT و ALP در سرم خون با روشهای آزمایشگاهی رایج اندازهگیری شد. دادهها نیز با یک آزمون آماری استاندارد مقایسه شدند تا مشخص شود تفاوت میان دو گروه واقعی و معنادار بوده یا نه.
نتایج بررسیها که در «فصلنامه علوم پیراپزشکی و بهداشت نظامی» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی آجا منتشر شدهاند، نشان دادند که اسپیرولینا توانست سطح AST و ALT را بهطور معنادار و قابل توجهی پایین بیاورد. به بیان سادهتر، در این پژوهش نشانههایی دیده شد که مصرف این ماده ممکن است باعث کاهش خروج این آنزیمها از سلولهای کبدی به خون شود. این موضوع معمولاً به معنای بهتر حفظ شدن دیواره سلولهای کبدی است. در مقابل، تغییر معناداری در ALP دیده نشد و همین مسئله نشان میدهد که اثر اسپیرولینا در این مطالعه بیشتر بر بخشی از سلولهای کبدی متمرکز بوده است تا مسیرهای صفراوی.
پژوهشگران در نتیجهگیری خود اظهار داشتهاند که اسپیرولینا با دوز ۶۰۰ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، اگر روزانه و به مدت ۲۰ روز مصرف شود، میتواند باعث کاهش آنزیمهای کبدی در خون شود. این یافته در ظاهر با تصور رایج درباره خواص محافظتکننده کبدی اسپیرولینا همخوانی دارد و نشان میدهد که این ریزجلبک شاید فقط در شرایط آسیب یا مسمومیت مفید نباشد، بلکه در وضعیت طبیعی هم بتواند از کبد حمایت کند. البته این نتیجه در یک مدل حیوانی به دست آمده و برای تعمیم آن به انسان، به پژوهشهای بیشتر نیاز است.
اهمیت این یافته در آن است که نشان میدهد یک ماده طبیعی، بدون استفاده از داروهای شیمیایی، ممکن است بتواند برخی شاخصهای مرتبط با سلامت کبد را بهبود دهد. اسپیرولینا سالهاست بهعنوان مکمل غذایی مطرح است، اما این مطالعه یک گام فراتر رفته و آن را در شرایط عادی نیز بررسی کرده است. از نگاه علمی، این موضوع میتواند به روشن شدن نقش اسپیرولینا در کاهش استرس اکسیداتیو، حفظ یکپارچگی سلولهای کبدی و کمک به تعادل عملکرد کبدی کمک کند.
نکته مهم دیگر این است که کاهش AST و ALT معمولاً با کمتر شدن نشت آنزیمها از سلولهای کبدی همراه است؛ یعنی سلولها بهتر توانستهاند ساختار خود را حفظ کنند. با این حال، چون ALP تغییر معناداری نکرده، به نظر میرسد اثر اسپیرولینا در این تحقیق بیشتر بر بخش درونسلولی و سیتوپلاسمی هپاتوسیتها بوده است. چنین جزئیاتی برای پژوهشهای آینده اهمیت دارد، چون نشان میدهد اثر این ریزجلبک ممکن است وابسته به نوع بافت، دوز مصرفی و شرایط بدن باشد.
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد زمان غذا خوردن ممکن است علاوه بر تأثیر بر وزن و سوختوساز بدن، با سلامت کبد نیز ارتباط داشته باشد. بر اساس این مطالعه غذا خوردن در این ساعات با افزایش خطر ابتلا به برخی بیماریهای کبدی همراه بوده است.
متخصصان سمشناسی هشدار میدهند مکملهای زردچوبه و کورکومین، بهویژه در دوزهای بالا یا همراه با پیپرین، میتوانند در برخی افراد به آسیب کبدی منجر شوند. نشانههای این آسیب ممکن است هفتهها تا ماهها بعد ظاهر شود.
اعضای بدن یک بیمار 49 ساله مرگ مغزی در شهرکرد با رضایت خانواده به بیماران نیازمند اهدا شد و شمار اهداکنندگان عضو در استان به 12 نفر رسید.