سرنوشت عجیب مقطع دوازدهم تحصیلی؛ بیمحلی دانشآموزان و کلاسهای خلوت
درست سالی که باید نقطه اوج باشد، کلاسهای دوازدهم در بسیاری از دبیرستانهای دولتی، خلوتتر از مقاطع دیگر شدهاند.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی سفیر ارجان، بخشی از دانشآموزان پایه دوازدهم با استدلالی ساده اما سنگین، حضور روزانه در مدرسه را وقتگیر و کمبازده میدانند و ترجیح میدهند ساعات خود را در خانه، کلاسهای تخصصی کنکور یا آموزشگاههای خصوصی سپری کنند. این پدیده دیگر نه یک استثنا، بلکه روایتی از ناکارآمدی ساختاری مدارس و مخصوصا مدارس دولتی در برابر رقابت شدید کنکور است؛ روایتی که خانوادهها نیز با سکوت یا حتی استقبال، آن را تأیید میکنند.
آمار رتبههای برتر کنکور سالهای اخیر، این ادعا را بهروشنی مستند میکند. در کنکور ۱۴۰۴، از میان رتبههای نخست گروههای ریاضی، تجربی و انسانی، هیچ نامی از دانشآموزان مدارس دولتی عادی به چشم نمیخورد. سهم غالب به مدارس سمپاد (تیزهوشان)، نمونهدولتی و غیردولتی تعلق گرفت. در کنکور ۱۴۰۵ نیز همین الگو تکرار شد: از ۳۰ رتبه برتر سه گروه اصلی، سهم مدارس دولتی عادی صفر یا نزدیک به صفر بود و بیش از ۶۰ درصد رتبهها از سمپاد بودند. این غیبت مداوم، نه تصادف، بلکه نشانهای از شکاف عمیق میان کیفیت آموزش عمومی و نیازهای واقعی آزمون سراسری است.
ساعتهای طولانی حضور در مدرسه—معمولاً شش تا هشت ساعت روزانه بهعلاوه رفتوآمد—زمان مطالعه خالص را به سه تا پنج ساعت محدود میکند. در حالی که دانشآموز کنکوری به حداقل هفت ساعت مطالعه متمرکز نیاز دارد. بسیاری از کلاسها نیز تنها مباحث پایه دوازدهم را پوشش میدهند و از مرور پایههای دهم و یازدهم یا مهارت تستزنی غافل میمانند. نتیجه، فرار تدریجی از نیمکتهای دولتی به سوی آموزشگاههایی است که برنامه فشرده و هدفمند ارائه میدهند.
سارا، دوازدهمی تجربی از منطقهای در غرب تهران، میگوید: «هر روز شش ساعت در مدرسه مینشستم و فقط مباحثی را میشنیدم که قبلاً در آموزشگاه خوانده بودم. خستگی راه و کلاسهای کمبازده، شبها تمرکز مطالعه را از بین میبرد. حالا صبحها در خانه مرور میکنم و عصرها کلاس کنکور میروم. خانوادهام هم موافقاند، چون نتیجه مهمتر از حضور فیزیکی است.»
امیر، دانشآموز ریاضی از کرج، تجربه مشابهی دارد: «مدرسه ما دبیران خوبی داشت، اما برنامه کلیاش برای کنکور تنظیم نشده بود. وقتی دیدم رتبههای برتر همگی از سمپاد یا خصوصی هستند، تصمیم گرفتم وقت را هدر ندهم. الان میخواهم فقط برای امتحانات نهایی حاضر شوم و بقیه روز را به تست و جمعبندی اختصاص دادهام.» نازنین، از رشته انسانی از جنوب تهران، نیز تأکید میکند: «کلاسهای مدرسه بیشتر تشریحی بود و برای تستزنی کنکور کافی نبود. خانوادهام ابتدا نگران بودند، اما وقتی دیدند معدل و تراز آزمایشیام بالا رفته، دیگر مخالفتی نکردند.» او میگوید حس میکنم وقتم در دبیرستان هدر میرود.
چالش خانوادهها و مدیران مدارس
این استقبال خانوادهها، ریشه در یک واقعیت دارد. آنها دریافتهاند که مدیریت بسیاری از مدارس دولتی—بهویژه در سال حساس کنکور—نتوانسته فضای آموزشی رقابتی و کارآمد ایجاد کند. قوانین رسمی، تحصیل غیرحضوری کامل را محدود به شرایط خاص (مانند مدارس بزرگسالان یا وضعیتهای استثنایی) میداند و غیبت غیرموجه میتواند بر نمره مستمر تأثیر بگذارد. با این حال، در عمل، بسیاری از مدیران با غیبتهای هدفمند دچار چالش هستند و بعضیها نیز مدارا میکنند و یا دانشآموزان با هماهنگی، تنها در امتحانات حاضر میشوند.
در این میان مدیران هستند که با تماس با خانوادهها از احتمال اخراج دانش آموزشان صحبت میکنند و اصرار دارند تا دانش آموز در مدرسه حاضر شود.
پدیده حاضر، پیش از آنکه صرفاً انتخاب فردی دانشآموز باشد، احتمالا آینهای از مدیریت و شرایط حاکم بر مدارس دولتی است. تا زمانی که این مدارس نتوانند برنامهای منعطف، کیفی و همراستا با نیازهای دانشآموز ارائه دهند، صف دانشآموزان در آموزشگاههای خصوصی طولانیتر خواهد شد و حتی بسیاری مطالعه در خانه را به مدرسه ترجیح خواهند داد. البته نباید تأثیر تبلیغات مؤسسات کنکوری و جوسازیهای آنها را نیز در این ماجرا نادیده گرفت.
به نظر میرسد شاید کاهش مدت زمان دوره دوازدهم در رشتههای متعدد، راهکاری موقت برای عبور از شرایط فعلی باشد تا برای آینده تصمیم اساسی تری گرفت. هرچند هر تدبیری، نیاز به بررسی تخصصی دارد.