شاعر مبعوث شده باید زبان مردم مبعوث شده باشد

فاطمه نانی‌زاد، مدیر اجرایی دفتر ادبیات و هنر دانشگاه تهران، در این گفتگو از چرایی و چگونگی حضور مستمر شاعران در میادین، نقش بانوان در این حرکت و تأثیر شعر در جهاد تبیین می‌گوید.

به گزارش خبرنگار مهر، حضور شاعران در میادین شهری، پدیده‌ای است که در ماه‌های اخیر و به دنبالِ حوادثِ حساسِ سیاسی و اجتماعی، ابعاد تازه‌ای یافته است. این گردهمایی‌های شبانه که با هدفِ «جهاد تبیین» و ترویجِ روحیه ایستادگی شکل گرفته، اکنون به یکی از ارکانِ اصلیِ تجمعات مردمی بدل شده است. در این میان، نقشِ بانوانِ شاعر، نه تنها در سرودن اشعارِ حماسی و عاطفی، بلکه در مدیریتِ اجرایی و هماهنگیِ این جریانِ گسترده، بسیار برجسته است.

فاطمه نانی‌زاد، شاعر و مدیر اجراییِ دفتر ادبیات و هنرِ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران، از جمله پیشگامانِ این حرکت است. او که بیش از دو دهه سابقه فعالیت حرفه‌ای در حوزه شعر دارد، اکنون مسئولیتِ ساماندهیِ بیش از ۱۱۰ شاعر را در میادینِ اصلیِ شهر بر عهده دارد. نانی‌زاد در گفتگوی پیشِ‌رو، از چالش‌های مدیریتِ این جریانِ خودجوش، هزینه‌های فردی و اجتماعیِ شاعران، نقشِ بی‌بدیلِ زنان در بزنگاه‌های تاریخی و همچنین تجربه‌ی زیستۀ خود در «دوران جنگ» می‌گوید. او معتقد است حضورِ شاعران در میادین، فراتر از یک فعالیتِ ادبی، ادایِ دینی است به آرمان‌های «رهبر شهید» که با عشق به وطن و ولایت‌پذیری عجین شده است. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

* شعر گفتن را از چه زمانی آغاز کردید؟

این علاقه به دوران کودکی من برمی‌گردد؛ از سنین دبستان. به دلیل علاقه شخصی، کتاب‌های منظوم را بیش از کتاب‌های منثور دوست داشتم و با طبع آزمایی یواش‌یواش خودم را در این فعالیت مستقر دیدم.

* چه شد که این اتفاقِ «شعرخوانی در میادین» شکل گرفت؟

از لحظه ای که خبر شهادت آقا منتشر شد. پیش از آن، در ۲۲ بهمن ۱۴۰۳، پیش از نطق رئیس‌جمهور در میدان آزادی، توفیق شعرخوانی داشتم. این اتفاق تا پیش از آن سابقه نداشت و بانوی دیگری در مراسمی به این رسمیت شعر نخوانده بود. آنجا بود که متوجه شدم اقتضائات شعرخوانی در میادین با محافل و مجالس ادبی کاملاً متفاوت است. پیش از آن یک ذهنیی داشتم نسبت به اینجور برنامه ها، ولی آنجا وقتی با این برنامه مواجه شدم اقتضائاتش را درک کردم.

این بود تا اینکه در اسفند ۱۴۰۴ با خبر شهادت حضرت آقا مواجه شدیم. اولین شعرخوانی در همان ساعت‌های اولیه در میدان انقلاب شکل گرفت که مردم جمع شدند و آقای محمد رسولی شعر خواندند و قرار شد ما شب‌ها در میدان حضور داشته باشیم. دوستان به واسطه آشنایی، مرا دعوت کردند و یکی از اولین حضورهای من مقابل سازمان صدا و سیما (مسجد بلال) بود؛ شبی که همزمان با حملات موشکی بود و در لحظه شعرخوانی اطراف ما تهدید وجود داشت.

به تدریج میادین شهدا، انقلاب، ولی‌عصر و تجریش و میادینی که برنامه‌ها را ساماندهی می‌کردند. در شب‌های اول گاهی به دو یا سه میدان می‌رفتیم تا پوشش دهیم. این دایره کم‌کم گسترده شد، البته تهران کمی خلوت شده بود و دوستان از شهر خارج شده بودند، دوستانی که رفته بودند سعی می‌کردند در شهرهای دیگر فعالیتشان را ادامه بدهند... بعد از کاهش حجم حملات در فروردین و بازگشت شاعران، این حلقه گسترده‌تر شد. اکنون بیش از ۱۱۰ شاعر به تناوب با ما همکاری دارند. فرازوفرود هم داشته، افراد جدیدی به ما پیوستند و حضورها کمرنگ و پررنگ شده. اما این مسیر همچنان در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و یزد با انسجام بیشتری برگزار می‌شود و یکی از بخش‌های اصلی اجتماعات و میادین تبدیل شده است.

شعر به خوراک اصلی اجتماعات تبدیل شده است؛ از نوحه و سرود گرفته، تا مداحی و شعار و متن سخنرانی‌ها، همگی از این ظرفیت بهره می‌برند. شعر یک ابزار موثر در این ایام بوده. این ما را به فکر فرو برد، که چرا رهبر شهید به شعر اینقدر اهمیت می‌دادند. در این رمضان دو مراسم لغو نشده بود، یکی دیدار با قراء (که اول ماه رمضان انجام شده بود) و یکی دیدار با شاعران در نیمه رمضان، که ما داشتیم برایش آماده می‌شدیم که چند روز قبلش آقا به شهادت رسیدند.

حضرت آقا می‌فرمودند شعر سرمایه ملی و میهنی ماست و اگر بودجه محدودی وجود داشته باشد که در هنری صرف شود، آن هنر شعر است. ما در دیدارهای نیمه رمضان شاهد بودیم که ایشان با چه صبوری و دقتی سه چهار ساعت به اشعار گوش می‌دادند. ایشان چراغ راه بودند و ما فهمیدیم شاعر باید در کنار مردم مبعوث شده باشد.

* سهم حضور بانوان در این حرکت چقدر بوده است؟

واقعاً نیمی از این شاعران را بانوان تشکیل می‌دهند؛ گاهی در برخی شب‌ها تعداد خانم‌ها بیش از آقایان بوده، بعضی شب‌ها به ۷۰ درصد هم می‌رسید و جانانه حضور داشتند. فعالیت‌های اجتماعی هم داشتند، این بانوان که اغلب شاغل هستند یا مشغله‌های خانه‌داری دارند، شبانه در میادین حضور می‌یافتند. این نقش پررنگ و مؤثر، ستودنی است. بعضی دوستان که در محافل ادبی نمی‌توانستند شعر خود را خوب بخوانند، ولی همان شاعرها در خیابان و میادین اجرای متفاوتی دارند. این شاعران هم در کنار مردم مبعوث شدند.

اقتضای شعر خواندن در میادین رجزخوانی است، حماسه خوانی باید بکند. شاعر مبعوث شده باید زبان مردم مبعوث شده باشد. و آنچه در ذهن و زبان مردم است به شعر که کلامی زیبا و موثر است. با شعر شاعران به هیجان‌ها جهت می‌شود داد، مردمی که این روزها در خیابان‌ها حضور دارند، مهم‌ترین و اصلی‌ترین مطالبه‌شان خون‌خواهی رهبر شهیدمان است. در این شرایط، چه کسی می‌تواند این آرمان را به بیانی شیوا، زیبا، معجزه‌وار و تأثیرگذار بیان کند، جز شاعر؟ شاعر با سرودن شعار، سرود و نوحه، کلام خود را بر زبان مردم جاری می‌سازد؛ اشعاری که توسط خودِ شاعر، مجریان و سخنرانان بازگو می‌شوند. این کلام، مطالبات ذهنی و دغدغه‌های مردم را سامان می‌بخشد و به شکلی مطلوب به گوش کسانی که باید آن را بشنوند، می‌رساند.

* شاعران خانم چگونه برای این حضور انتخاب می‌شدند؟ آیا این حضور داوطلبانه است یا با دعوت رسمی شما صورت می‌گیرد؟ همچنین، آیا در انتخاب مضامین و سوژه‌های اشعار، رویکردی هدایتی و سفارشی دارید یا انتخاب موضوعات کاملاً با تشخیص خود شاعران است؟

این تعامل، ترکیبی از هر دو رویکرد است. زمانی که بحث شعرخوانی در میادین مطرح شد، گروهی از شاعران به صورت خودجوش اعلام آمادگی کردند و ما صرفاً وظیفه ساماندهی و هماهنگی آن‌ها را بر عهده گرفتیم. در عین حال، با برخی از دوستان شاعر نیز تماس گرفتیم و از آن‌ها دعوت کردیم. نکته قابل توجه اینجاست که حتی برخی از شاعرانی که شاید در گذشته نگاه‌های سیاسی متفاوتی داشتند، اما به دلیل ارادتشان به اهل‌بیت(ع)، دعوت ما را با گشاده‌رویی پذیرفتند. این اتفاق، عینیت بخشیدن به همان مفهوم اتحاد و همدلی است که حضرت آقا همواره بر آن تأکید دارند؛ یعنی کنار هم قرار گرفتن سلایق و نگرش‌های مختلف در یک مسیر واحد. پس هم خودشان آمدند و هم ما رفتیم به سراغشان.

در خصوص محتوای اشعار نیز باید اشاره کنم که اگرچه ما همچنان در شرایط ویژه‌ای به سر می‌بریم، اما فضای شهرهایی مانند تهران نسبت به روزهای آغازین (اسفند و فروردین) و آن موشک‌باران‌ها، اکنون آرام‌تر است. با این حال، شاعران ما همچنان بر موضوعات روز از جمله «خون‌خواهی رهبر شهیدمان» و «مقابله با دشمن متجاوز» تمرکز دارند و در کنار آن، مناسبت‌های مذهبی (ولادت‌ها، شهادت‌ها و ایام محرم و صفر) نیز بخش مهمی از اشعار را به خود اختصاص داده است.

* در مورد حضور بانوان شاعر، با توجه به چالش‌هایی نظیر تردد در ساعات پایانی شب، دوری مسافت در کلان‌شهری مثل تهران و مسائل امنیتی، چه واقعیت‌هایی در پس این حضور وجود دارد؟ چه عاملی این بانوان را به این عرصه سوق می‌دهد؟ آیا این امر ناشی از سوگ ملی است یا حس میهن‌پرستی؟

چالش‌هایی که به آن‌ها اشاره کردید کاملاً واقعی است. در کلانشهری مثل تهران با این گستردگی دوستان شاعر مجاهدانه فعالیت کردند. شاعرانِ خانم ما با روحیه‌ای مجاهدانه در تمامی نقاط شهر، از شمال تا جنوب و شرق تا غرب، حضور پیدا کرده‌اند. این حضور شاعران خانم با همراهی خانواده‌ها و همچنین تلاش مسئولانِ سکوها و میادین میسر شده است؛ به‌طوری که برای تسهیل در رفت‌وآمد و تامین امنیت بانوان، تمهیدات ویژه‌ای نظیر تأمین وسیله نقلیه اندیشیده شده است. و همچنان این دغدغه را دارند، ما هفته گذشته جلسه‌ای با مسئولان این سکوها داشتیم و دغدغه اصلی ما تسهیل شرایط برای این عزیزان بوده است.

نیروی محرکه‌ای که همه ما، یعنی شاعران و آحاد مردم را در این دویست شب در صحنه نگاه داشته است، عشق به میهن و باور عمیق به این آب و خاک است. این روحیه، دقیقاً همان چیزی است که از منویات مقام معظم رهبری دریافت می‌کنیم؛ رهبری که همواره نماد عشق به مردم و کشور بوده‌اند و این ویژگی در نگاه و کلام ایشان متبلور است. این «ولایت‌پذیری» و تعلق خاطر به مرزوبوم، همان عاملی است که مردم را در صحنه مقاوم و مستحکم نگه داشته است. ما با تمام وجود و توان خود تلاش می‌کنیم تا آرمان‌های ولی‌امر و شهدای عزیزمان محقق شود و پرچم این نهضت به دست صاحب اصلی‌اش برسد. ما هستیم تا زمانی که جان در بدن داریم، در واقع، تمام مردم ما جان‌فدای این سرزمین هستند.

* بازخورد مخاطبان و مردم نسبت به حضور بانوان شاعر در این اجتماعات چگونه بوده است؟

بازخوردها بسیار عالی و دلگرم‌کننده است. استقبال مردم و همراهی‌شان با شعارها و اشعار، به‌گونه‌ای است که گاهی ما را به وجد می‌آورد. مردم ما به‌خوبی شعر را می‌شناسند و واکنش‌های به‌جایی دارند؛ آنجا که باید تکبیر میگویند، آنجا که لازم است مرگ بر آمریکا می‌گویند... تا جایی که گاهی خودشان مسیر محتوایی و شعارها را هدایت می‌کنند. این تعامل، دوسویه است؛ محبت مردم شامل حال شاعر می‌شود و شاعر نیز با انگیزه بیشتری به وظیفه خود عمل می‌کند. گاهی مسئولانِ سکوها با ما تماس می‌گیرند و از استقبال ویژه مردم از برخی اشعار گزارش می‌دهند؛ ما هم به شوخی به دوستان شاعر می‌گوییم که «رضایت مشتری پای کار است!» در واقع، همین فهم و قدرشناسی مردم که پای کار هستند، به ما انگیزه می‌دهد، و موتور محرک ما در این مسیر سخت است.

به هر حال ۲۰۰ شب دشوار است؛ چرا که شاعرانِ ما در کنار فعالیت‌های روزمره کاری و مسئولیت‌های خانوادگی، باید زمان خود را برای حضور در میادین مدیریت کنند و در کنار همه این‌ها، مهم‌ترین وظیفه خود یعنی «خلق اثر» را نیز به سرانجام برسانند. نوشتن شعر خوب، آن هم شعری که برخاسته از مطالبات واقعی مردم باشد و به دل بنشیند، وسواس و دقت مضاعفی می‌طلبد. ما برای تداوم این مسیر، چشم و نیاز به دعای مردم داریم تا خدا به قلم و قدم‌هایمان برکت دهد و بتوانیم زبانِ گویای آن‌ها باشیم.

* خاطره ویژه‌ای از این دوران و واکنش مردم در ذهن دارید؟

بله، من برای خودم حمل پرچم هنگام شعرخوانی روی سکو را واجب می‌دانستم. گاهی پیش می‌آمد که موقع رفتن روی سکو مجری یا مسئول سعی می‌کرد پرچم را از دستم بگیرد که راحت‌تر بروم، می‌گفتم آقا من اصلاً امده‌ام این پرچم را ببرم با خودم روی سن! یا وقتی از روی سن پایین می‌آمدم کسی فکر می‌کرد این پرچم امانی بوده و می‌خواست بگیرد، می‌گفتم این پرچم خودم است که آوردم!

حتی زمانی که در سطح شهر مثلاً تا به غرب تهران یا شمال تهران منتظر وسیله نقلیه بودم، پرچم را در دست می‌گرفتم و این پرچم‌گردانی در خیابان‌های تهران، برایم فرصتی برای ابراز ارادت بود. بارها اتفاق می‌افتاد که در حین انتظار برای تاکسی، مردم می‌پرسیدند «مگر خودتان اجتماع ندارید که این همه راه میآیی اینجا؟» و از اینکه با پرچم کنار خیابان ایستاده‌ام، تعجب می‌کردند. همچنین، دیدارهای غیرمنتظره‌ای با دانشجویان یا اساتیدی که از شاعر بودن من بی‌خبر بودند، پیش می‌آمد که بسیار شیرین بود.

درست در همان لحظاتِ اعلام خبر شهادت «شهید تنگسیری» من شعری نوشته بودم، که به واسطه مطالبه مداحان و مردم باید اینها را منتشر می‌کردیم تا آنها دستشان پر باشد. من رفتم به یکی از اجتماعات، دیدم مجری جلوتر دارد شعرهای من را می‌خواند! خوب من بیایم بالا چی بخوانم حالا؟ که تا من را دید گفت من شعرهای خانم دکتر را خواندم، ولی حالا می‌خواهم از خودشان شعرهای خود را بخوانند! بنده خدا کمک کرد.

* این نشان میدهد که شعر شما با سرعت به دست دوستان رسیده و پیام خودش را منتقل کرده.

ما کانالی داریم به نام ایران سرا، که شعرهای واقعه درش منعکس می‌شود. در نخستین روز از «جنگ ۱۲ روزه» که با شهادت فرماندهان و سرداران ما همراه بود، مشغول سرودن شعری بودم. در همان زمان، از یکی از شبکه‌های صدا و سیما با من تماس گرفتند تا در برنامه‌ای حضور یافته و به شعرخوانی بپردازم. پس از پایان سرودن، شعر را تایپ کرده و در کانال ایران‌سرا منتشر کردم تا برای سایر شاعران و فعالان فرهنگی در سراسر کشور قابل دسترسی باشد.

هنوز قلم را بر زمین نگذاشته و آماده رفتن به سمت استودیو نشده بودم که تلویزیون را روشن کردم و دیدم آقای محسن آزادی در برنامه زمانه در حال خواندنِ همان شعر در برنامه است. این سرعتِ انتشار برای اطرافیانم نیز مایه تعجب بود؛ به طوری که برادرم با حیرت می‌گفت: «او هنوز قلمش را زمین نگذاشته است!» این شتاب در انتشار، بار مسئولیت ما را دوچندان می‌کند؛ چرا که وظیفه داریم دست مجریان، سخنرانان، مداحان و گروه‌های سرود را با اشعار غنی و محتوای هنری پر کنیم. مردم ما به شعر علاقه ویژه‌ای دارند و کلامِ موزون و هنرمندانه را بر سخنان عادی و روزمره ترجیح می‌دهند. این رخداد، یکی از خاطرات شیرین و به‌یادماندنی من در آن ایام بود.

* به اعتقاد شما، شعر در میدان‌های شهری چه کارکردی دارد که یک سخنرانی یا بیانیه رسمی از انجام آن قاصر است؟