چرا ترامپ «سگ نازیآباد» لقب گرفت؟ | جزئیات ماجرا
تغییر موضع ترامپ در قبال زلنسکی و درخواست وی برای انتخاب رئیسجمهوری جدید در اوکراین، دستمایه کنایه اسماعیل بقایی با یادآوری ضربالمثل «سگ نازیآباد» به رفتار آمریکا با متحدانش شد.
تغییر موضع ترامپ در قبال زلنسکی و درخواست وی برای انتخاب رئیسجمهوری جدید در اوکراین، دستمایه کنایه اسماعیل بقایی با یادآوری ضربالمثل «سگ نازیآباد» به رفتار آمریکا با متحدانش شد.
به گزارزش هشمهریآنلاین، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره جنگ اوکراین و پیشنهاد او برای تغییر رئیسجمهور این کشور، واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه ایران را به دنبال داشت؛ اسماعیل بقایی امروز در نشست خبری با اشاره به تغییر موضع رئیسجمهور آمریکا در قبال ولودیمیر زلنسکی، سخنی از هنری کیسینجر را یادآوری کرد که «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، اما دوست آمریکا بودن مرگبار است.»
بقایی در گفتوگوی امروز، این وضعیت را مصداق سخنی دانست که به کیسینجر، متفکر و دیپلمات آمریکایی، نسبت داده میشود. بقایی در ادامه گفت مرحوم جعفر شهری دراینباره عبارتی دارد که میگوید «بعضیها مثل سگ نازیآباد هستند».
ترامپ در اظهارات اخیر خود درباره جنگ روسیه و اوکراین گفت که مسکو تمایل دارد به توافق برسد، اما به ادعای او، زلنسکی تمایلی به توافق ندارد. رئیسجمهور آمریکا همچنین گفت زمان آن رسیده است که اوکراین رئیسجمهور جدیدی داشته باشد و پیشنهاد کرد رهبری روی کار بیاید که بتواند با روسیه به توافق برسد.
در سالهای گذشته، آمریکا با ارسال تسلیحات و حمایتهای نظامی و سیاسی از اوکراین، نقش مهمی در تقویت توان این کشور در برابر روسیه داشت. اکنون منتقدان رویکرد ترامپ معتقدند که تغییر موضع او در قبال زلنسکی نشان میدهد ملاحظات سیاسی و منافع واشنگتن میتواند بر سرنوشت روابط با متحدانش اثر بگذارد.
اما ماجرای «سگ نازیآباد» چیست؟
این مثل حکایت افراد نمک نشناس و ناسپاسی است که نه آشنا میشناسند و نه غریبه. افرادی که حتی در مقابل کسانی که به آنها خدمت هم کردهاند ناسپاسی میکنند. در مواجهه با چنین افرادی اغلب این ضربالمثل بیان میشود: «فلانی سگ نازیآباد است. نه غریبه میشناسد؛ نه آشنا؟»
اما ماجرای سگ نازیآباد چه بوده است. روایت شده در گذشته نازیآباد قریهای سرسبز در جنوب تهران بود و یکی از سوگلیهای ناصرالدین شاه قاجار در عمارت کلاهفرنگی در این محله زندگی میکرد. در زمان رضا شاه در این محله کشتارگاهی راهاندازی میشود. در این کشتارگاه حیواناتی مثل گاو، گوسفند و شتر، ذبح و در قصابیهای شهر تهران توزیع میشد.
با توجه به شرایط و ضایعات معمول کشتارگاهها، در کنار آنها حیواناتی مثل گربهها و سگهای ولگرد جمع میشدند که برای زنده ماندن از همین ضایعات تغذیه میکردند. البته این پیدا کردن تکه استخوان و گوشت در اجتماع سگها چندان بیسر و صدا هم نبود و در زمان تقسیم خوراکیها کلی قشقرق و سر و صدا به پا میشد. معمولاً سگها در میان ما انسانها به وفاداری معروف هستند و کافی است تکه استخوانی را از یک انسان دریافت کنند تا آخر عمر نسبت به او وفادار بمانند.
اما چرا سگهای نازیآباد با دیدن هر غریبه حتی کارمندان کشتارگاه پارس میکردند؟ در گذشته محله نازیآباد جمعیت امروزی را نداشت و معمولاً هم ضایعات کشتارگاه زمانی دور ریخته میشد که سگها در آنجا حضور نداشتند. سگها آنقدر میدانستند که محدوده خارج از کشتارگاه محدوده فرمانروایی آنهاست و هرکسی وارد این حریم شود دشمن و بیگانه محسوب میشود. به همین دلیل با دیدن هر غریبهای شروع به پارس کردن میکردند.
البته یک نکته را هم باید در نظر داشت که ضربالمثل «سگ نازیآباد» مربوط به ۴۰، ۵۰ سال پیش است که نازیآباد هنوز رنگ و لعاب شهری شدن به خود نگرفته بود. این روزها حسابی حال و هوای محله نازیآباد تغییر کرده و دیگر خبری از سگهای ولگرد نیست.