رازهای قرآنی شعر حافظ؛ از عشق الهی تا حقیقت‌جویی

شیراز- عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با تشریح جلوه‌های قرآنی و عرفانی شعر حافظ گفت: عشق الهی، حقیقت‌جویی و پرهیز از ریاکاری از مؤلفه‌های برجسته جهان فکری لسان‌الغیب است.

محمد مرادی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به جایگاه قرآن در شکل‌گیری اندیشه و سبک شعری حافظ گفت: حافظ تخلص شاعرانه خود را در پیوند با قرآن‌دانی و تسلط بر این کتاب آسمانی برگزیده است؛ تسلطی که به گفته او، تنها به حفظ آیات محدود نمی‌شود و شناخت لحن‌ها و شیوه‌های قرائت قرآن را نیز در بر می‌گیرد.

وی با بیان اینکه نشانه‌های قرآنی در شعر حافظ تنها به کاربرد واژگان و عبارت‌های قرآنی محدود نیست، افزود: در شعر حافظ، علاوه بر نشانه‌های لفظی و آشنایی ظاهری با قرآن، لایه‌های معنایی و جلوه‌های عمیق‌تری از دانش قرآنی این شاعر دیده می‌شود. این آشنایی بر سبک شعری، نمادپردازی و ظرفیت تفسیرپذیری آثار او تأثیر گذاشته است.

این شاعر و پژوهشگر ادبی با اشاره به ابیاتی از حافظ در ستایش قرآن، از جمله «عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت»، اظهار کرد: این بیت نشان می‌دهد که حافظ به روایت‌های مختلف قرائت قرآن توجه داشته و در شعر خود نیز به این آشنایی اشاره کرده است.

مرادی همچنین به بیت «هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم» اشاره کرد و گفت: حافظ در بخش‌های مختلف دیوان خود، به شیوه‌های گوناگون از قرآن بهره گرفته است؛ گاهی با آوردن عبارت‌های قرآنی و گاهی از طریق تلمیحات، اشارات و مفاهیمی که در ساختار معنایی شعر او حضور دارند.

عشق الهی و حقیقت‌جویی در عرفان حافظ

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با تأکید بر اینکه تأثیر قرآن بر شعر حافظ به سطح واژگان و عبارت‌ها محدود نمی‌شود، ادامه داد: بخش دیگری از این تأثیر را باید در مضامین معنوی و عرفانی شعر او جست‌وجو کرد؛ مضامینی که حافظ از قرآن و میراث فرهنگی و عرفانی ایران گرفته و در قالب زبان شاعرانه خود بازآفرینی کرده است.

وی با اشاره به بیت «طفیل هستی عشقند آدمی و پری / ارادتی بنما تا سعادتی ببری» افزود: حافظ در این بیان، عشق را در مرکز هستی انسان قرار می‌دهد و می‌توان در آن، افزون بر اشاره به مفاهیم قرآنی، بازتابی از تفسیر عرفانی هدف آفرینش و پیوند آن با عشق و معرفت را مشاهده کرد.

مرادی با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری اندیشه عرفانی حافظ اظهار کرد: حافظ از یک سو تحت تأثیر سنت عرفانی فارس و عارفانی قرار داشت که پیش از او در این منطقه می‌زیستند و از سوی دیگر، تحولات عرفان در قرن هشتم و اندیشه‌های محیی‌الدین ابن‌عربی و مفسران مکتب او نیز در شکل‌گیری برخی مضامین شعرش مؤثر بوده است.

وی عشق، معرفت، سلوک برای رسیدن به حقیقت، نوع‌دوستی، مهرورزی و پرهیز از ریاکاری را از جمله مؤلفه‌های برجسته عرفانی در شعر حافظ دانست و گفت: این مفاهیم در بخش‌های مختلف دیوان او دیده می‌شوند و در کنار یکدیگر، تصویری از نگاه معنوی حافظ به انسان و جهان ارائه می‌دهند.

سلوک عرفانی؛ راه رسیدن به حقیقت

این شاعر با اشاره به بیت «ترک این مرحله بی‌همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی» گفت: سلوک در شعر حافظ، مسیری برای رسیدن به حقیقت است؛ مسیری که باید آن را در پیوند با اندیشه عرفانی و برداشت‌های معنوی او از قرآن بررسی کرد.

مرادی افزود: در شعر حافظ، رسیدن به حقیقت صرفاً با دانستن حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند پیمودن مسیر معنوی و عبور از موانعی است که انسان را از مقصد دور می‌کنند. از این منظر، سلوک و راهنمایی در مسیر معرفت جایگاه مهمی در جهان فکری حافظ دارند.

شراب در شعر حافظ؛ استعاره ادبی یا نماد عشق الهی؟

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز در ادامه، درباره معنای شراب در شعر حافظ و برداشت‌های مختلف از این واژه گفت: هنگام مواجهه با واژگان شعر کلاسیک فارسی باید به اقتضائات ادبی و سنت‌های معنایی آن دوره توجه کرد؛ زیرا بسیاری از واژه‌ها در شعر شاعران، افزون بر معنای ظاهری، کارکردهای استعاری و نمادین دارند.

وی با اشاره به دیدگاه‌های مطرح‌شده درباره شراب در کتاب «حافظ‌نامه» اثر بهاءالدین خرمشاهی اظهار کرد: یکی از برداشت‌های مهم از شراب در شعر حافظ، معنای استعاری آن در سنت ادبی فارسی است؛ همان‌گونه که واژگانی مانند زلف و نرگس نیز در شعر کلاسیک، در بسیاری از موارد فراتر از معنای حقیقی خود به کار می‌روند.

مرادی ادامه داد: در خوانش عرفانی شعر حافظ، شراب می‌تواند نمادی از جذبه و عشق الهی باشد؛ حالتی که بر قلب و روح عارف وارد می‌شود و از طریق استعاره، تجربه پیوند با عشق و معرفت الهی را بیان می‌کند.

وی با تأکید بر ضرورت توجه به زمینه تاریخی و فکری شعر حافظ خاطرنشان کرد: برای تفسیر واژگان و نمادهای شعر او، باید محیط زندگی شاعر، سنت ادبی زمانه و منظومه فکری دوره او را در نظر گرفت؛ زیرا خواندن شعر حافظ صرفاً بر اساس ذهنیت جهان معاصر ممکن است به برداشت‌هایی منجر شود که با زمینه اصلی شکل‌گیری آن شعر فاصله دارند.