هویت اجتماعی چیست و چه کاربردی دارد؟
وقتی از کسی میپرسیم «خودت را چطور معرفی میکنی؟»، احتمالاً پاسخ او فقط نام و سنش نیست. ممکن است خودش را دانشجو، خبرنگار، نویسنده، مهندس، پزشک، ورزشکار، عضو یک خانواده، شهروند یک کشور، هوادار یک تیم یا عضو یک گروه اجتماعی بداند.
به گزارش سفیر ارجان برخی از این ویژگیها فقط درباره فرد نیستند؛ بلکه به گروههایی مربوط میشوند که فرد احساس میکند به آنها تعلق دارد. همین موضوع ما را به مفهوم هویت اجتماعی میرساند. هویت اجتماعی توضیح میدهد که بخشی از پاسخ ما به پرسش «من چه کسی هستم؟» از رابطهمان با گروههای اجتماعی شکل میگیرد. بر اساس نظریه هویت اجتماعی که با آثار هنری تاجفل و جان ترنر شناخته میشود، عضویت در گروه میتواند بخشی از خودپنداره فرد و معنایی باشد که او برای خودش قائل است.
هویت اجتماعی بخشی از تصور فرد درباره خودش است که از عضویت او در گروهها و دستههای اجتماعی ناشی میشود.
این گروهها میتوانند بسیار متنوع باشند:
انسان معمولاً فقط یک هویت اجتماعی ندارد. ممکن است فردی در دانشگاه خود را «دانشجو»، در محل کار «پزشک»، در یک مسابقه فوتبال «هوادار یک تیم» و در جمع دوستان، عضو یک گروه دوستانه بداند.
به همین دلیل، هویت اجتماعی مفهومی چندلایه و وابسته به موقعیت است. در هر محیط ممکن است یکی از هویتهای اجتماعی فرد برجستهتر از دیگری شود.
یک مثال ساده؛ چرا در مسابقه ناگهان «ما» شکل میگیرد؟
فرض کنید در یک مسابقه فوتبال، دو گروه هوادار روبهروی یکدیگر قرار گرفتهاند. ممکن است دو نفر که در حالت عادی هیچ شناختی از هم ندارند، بهمحض فهمیدن اینکه از یک تیم حمایت میکنند، احساس کنند اشتراک زیادی با یکدیگر دارند.
در این شرایط، عضویت در یک گروه ورزشی، مرزی میان «ما» و «آنها» ایجاد میکند. این مرزبندی میتواند احساس تعلق، هیجان و همکاری درون گروه را افزایش دهد و در برخی شرایط نیز باعث رقابت یا تعارض با گروه دیگر شود.
نظریه هویت اجتماعی برای توضیح همین فرایندهای بینگروهی اهمیت دارد.
هویت شخصی و هویت اجتماعی؛ تفاوت این دو چیست؟
هویت شخصی بیشتر به ویژگیهایی مربوط میشود که فرد او را بهعنوان شخصی منحصربهفرد توصیف میکنند؛ مانند:
در مقابل، هویت اجتماعی به ویژگیهایی مربوط میشود که از عضویت فرد در گروهها به دست میآیند.
«من فردی آرام هستم» میتواند بخشی از هویت شخصی باشد؛
«من دانشجو هستم» یا «عضو یک گروه ورزشی هستم» میتواند به هویت اجتماعی مربوط شود.
البته این دو نوع هویت کاملاً جدا از یکدیگر نیستند. تجربههای اجتماعی میتوانند بر تصور فرد از خودش تأثیر بگذارند و هویت شخصی و اجتماعی نیز در تعامل با یکدیگر شکل بگیرند.
ذهن چگونه «ما» و «آنها» را میسازد؟
در نظریه هویت اجتماعی، سه فرایند برای توضیح رفتارهای گروهی اهمیت زیادی دارند:
ذهن انسان برای درک دنیای پیچیده اجتماعی، افراد را در دستههای مختلف قرار میدهد؛ برای مثال بر اساس:
این دستهبندی به ما کمک میکند موقعیتهای اجتماعی را سریعتر درک کنیم. با این حال، اگر این فرایند بیش از حد سادهسازی شود، ممکن است زمینه شکلگیری کلیشهها و قضاوتهای نادرست را فراهم کند.
در مرحله همانندسازی، عضویت در یک گروه فقط یک اطلاعات ساده نیست، بلکه بخشی از «خود» فرد میشود.
فرد ممکن است با گروهی احساس تعلق کند، ارزشهای آن را بپذیرد و موفقیت یا شکست اعضای آن گروه را تا حدی به خودش مربوط بداند.
برای نمونه، موفقیت یک تیم ورزشی ممکن است برای هوادار معنایی شخصی پیدا کند؛ زیرا آن تیم به بخشی از هویت اجتماعی او تبدیل شده است.
افراد گاهی گروه خود را با گروههای دیگر مقایسه میکنند. این مقایسه میتواند بر ارزیابی فرد از گروه خودش و احساس ارزشمندی اجتماعی او تأثیر بگذارد.
پژوهشهای کلاسیک تاجفل و ترنر نشان دادند که حتی دستهبندیهای ساده گروهی نیز میتوانند در برخی شرایط، زمینه سوگیری میان گروهها را ایجاد کنند.
چرا گاهی طرف گروه خودمان را میگیریم؟
یکی از کاربردهای مهم مفهوم هویت اجتماعی، توضیح موقعیتهایی است که افراد نسبت به اعضای گروه خودشان نگرش مثبتتری پیدا میکنند.
وقتی یک گروه بخشی از هویت فرد میشود، مقایسه میان «گروه خودی» و «گروه دیگر» اهمیت پیدا میکند. این فرایند ممکن است به شکلهای مختلفی بروز کند:
استفاده از کلیشهها درباره گروههای دیگر؛
یا در شرایط شدیدتر، تبعیض و اجتماعی.
با این حال، تعلق گروهی ذاتاً منفی نیست. هویت اجتماعی میتواند احساس تعلق، همبستگی، حمایت متقابل و همکاری را نیز تقویت کند.
هویت اجتماعی چه کاربردی دارد؟
شناخت هویت اجتماعی فقط برای روانشناسان اجتماعی یا جامعهشناسان اهمیت ندارد؛ این مفهوم به فهم بسیاری از رفتارهای روزمره نیز کمک میکند.
بخشی از رفتار ما در جمع به این بستگی دارد که خودمان را عضو چه گروهی بدانیم. به همین دلیل، افراد ممکن است در محیطهای مختلف، خودشان را به شکل متفاوتی معرفی کنند یا رفتار متفاوتی نشان دهند.
کارکنان ممکن است خود را عضوی از یک تیم، شرکت یا حرفه بدانند. اگر این احساس تعلق به شکل سازنده شکل بگیرد، میتواند همکاری، مسئولیتپذیری و هدف مشترک را تقویت کند.
اما مرزبندی شدید میان بخشها و گروههای کاری ممکن است باعث رقابت ناسالم و کاهش همکاری شود.
هواداری از یک تیم، نمونهای روشن از هویت اجتماعی است. افراد ممکن است موفقیت یا شکست تیم مورد علاقه خود را شخصاً تجربه کنند؛ زیرا عضویت نمادین در گروه هواداران، بخشی از هویت اجتماعی آنها شده است.
برای فهم بسیاری از همکاریها و تعارضهای اجتماعی، تنها بررسی ویژگیهای فردی کافی نیست. باید دید افراد خود را عضو چه گروههایی میدانند و گروههای دیگر را چگونه میبینند.
ملیگرایی، تعلق قومی، گرایشهای سیاسی، عضویت مدنی و وابستگیهای فرهنگی، همگی میتوانند بر روابط میان گروهها اثر بگذارند.
شناخت سازوکار «ما و آنها» کمک میکند بفهمیم چرا برخی اختلافها از یک تفاوت ساده فراتر میروند و به تعارض هویتی تبدیل میشوند.
در چنین شرایطی، برجستهکردن هویتهای مشترک میتواند به کاهش فاصله میان گروهها کمک کند. برای مثال، تأکید بر شهروندبودن، همکاربودن یا انسانبودن افراد، گاهی میتواند هویتهای رقیب را تحتتأثیر قرار دهد و زمینه همکاری را افزایش دهد.