عوامل پیروزی و شکست در نگاه امیرالمومنین علیه السلام
بر اساس متن نهج البلاغه، حضرت علی (ع) عوامل موثر بر پیروزی و شکست در جنگ را در چند محور اساسی تبیین کردهاند. این عوامل را میتوان در دو دسته کلی «عوامل پیروزی» و «عوامل شکست» گزارش کرد.
حضرت در خطبه ۲۵ وخطبه ۱۹۲ (قاصعه) ، مهمترین رکن پیروزی را اتحاد و انسجام معرفی میکنند و آن را در چند بعد توضیح میدهند:
اتحاد در خواستهها و اندیشهها: وقتی خواستههای یک جمعیت هماهنگ و اندیشههایشان معتدل باشد، زمینه برای پیروزی فراهم میشود.
اتحاد در عمل و پشتیبانی: دستها باید پشتیبان یکدیگر و شمشیرها یاریکننده هم باشند. به تعبیر دیگر، هماهنگی کامل در میدان نبرد ضروری است.
اطاعت از رهبری حق: حضرت در خطبه ۲۵، یکی از دلایل پیروزی دشمن (سپاه معاویه) بر کوفیان را اطاعت آنها از پیشوای خود میداند، در حالی که کوفیان از پیشوای به حق خود (امام علی) اطاعت نمیکردند.
ادای امانت و اصلاحگری: عامل دیگر پیروزی سپاه دشمن در این خطبه، ادای امانت نسبت به رئیسشان و کوشش در اصلاح شهر و دیار خود ذکر شده است.
قدرت روحیه و هیبت: در حکمت ۳۱۸، از امام پرسیدند با چه نیرویی بر حریفان پیروز میشوی؟ فرمود: «هیچکس را ندیدم مگر اینکه مرا در شکست خود یاری کرد.» سید رضی توضیح میدهد که این اشاره به هیبت امام در دلها دارد. لشکری که خود را پیروز میداند و روحیه بالایی دارد، قطعاً بر دشمن غلبه میکند، حتی اگر از نظر تعداد و تجهیزات برتری نداشته باشد.
اخلاص و نیت الهی: حضرت در خطبه ۵۶، راستی و اخلاص را عامل نزول پیروزی از جانب خدا میداند و میفرماید: «پس آنگاه که خدا راستی و اخلاص ما را دید، خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل و پیروزی را به ما عنایت فرمود.» ایشان در جملهای کوتاه میفرمایند: «أَخْلِصْ تَنْلَّ» (اخلاص پیشه کن تا به هدف برسی).
در نقطه مقابل، حضرت در خطبههای ۲۵ و ۲۹، عوامل شکست را برمیشمارند. خطبه ۲۹ مستقیماً به علل شکست کوفیان اختصاص دارد:
تفرقه و پراکندگی: حضرت خطاب به کوفیان میفرماید: «ای مردمی که بدنهایتان جمع است اما اندیشهها و خواستههایتان پراکنده است.» این تفرقه درونی، بزرگترین آفت است.
گفتار بدون عمل: یکی از مهمترین ضعفها رها کردن عمل و چسبیدن به سخن است. آنها در مجالس از جنگ سخن میگفتند اما هنگام نبرد میگریختند و میگفتند: «از جنگ دور شو!».
غفلت و بیتقوایی: غفلت و فقدان ورع (پرهیزگاری) باعث میشود دشمن به راحتی در میان جمعیت نفوذ کند و افراد را با تطمیع یا ترس بخرد.
طمع ناحق: طمع در چیزی که استحقاق آن را ندارند، عامل دیگری برای شکست است.
نافرمانی از رهبری: همانگونه که اطاعت از رهبری حق عامل پیروزی است، سرپیچی از فرمان رهبر عامل شکست است. کوفیان از امام خود اطاعت نمیکردند.
خیانت در امانت: خیانت به رهبر و شکستن بیعت، از جمله عواملی است که حضرت برای شکست کوفیان برمیشمارد.
ضعف روحیه و خودباختگی: لشکری که دچار ضعف و شکست روحی شود، غالباً شکست میخورد، هرچند از نظر عِدّه و عُدّه بر دشمن فزونی داشته باشد.
از دیدگاه نهج البلاغه، پیروزی و شکست در جنگ، پیش از آنکه به تعداد نفرات و تجهیزات مادی وابسته باشد، به عوامل معنوی، روانی و سازمانی درونی یک جامعه بستگی دارد. اتحاد، اطاعت از رهبری حق، امانتداری و اخلاص، ارکان اصلی پیروزیاند؛ در حالی که تفرقه، نافرمانی، گفتار بدون عمل، غفلت و طمع، زمینههای شکست را فراهم میکنند.