چرا محسن چاوشی سکوت نکرد/ اعجاز خیابان؛ معجزه‌ای که معادله جنگ را برهم زد

محمد اکبرزاده، فعال رسانه‌ از جایگاه شهید علی لاریجانی در دیپلماسی، واکنش محسن چاوشی و هنرمندان به جنگ و تغییر نگاه خود به فعالیت رسانه‌ای می‌گوید و تاکید دارد برخی هنرمندان در سمت درست تاریخ ایستاده‌اند.

به گزارش سفیر ارجان، بخش نخست برنامه «در روبروی تصویر»، با محمد اکبرزاده، فعال رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی ستاد توسعه فناوری‌های نانو، از خلال تصاویر مختلف به موضوعاتی از تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر، نقش رسانه‌ها، ماجرای «گارد جاویدان»، تجربه توسعه فناوری نانو در ایران و دیدارهای اعضای این ستاد با رهبر شهید انقلاب پرداختیم و در ادامه نیز روایت‌هایی درباره عملکرد رسانه‌ای در جریان جنگ اخیر و جایگاه شهید لاریجانی در عرصه دیپلماسی مطرح شد.

بخش دوم این گفتگو، تصاویر ما را به روایت‌های دیگری می‌برد؛ از نقش حضور مردم در تحولات اخیر و آنچه از آن به‌عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر میدان و دیپلماسی یاد می‌شود تا واکنش چهره‌های هنری و ورزشی به جنگ و حواشی آن. اکبرزاده همچنین از تجربه فعالیت خود در سفیر ارجان تغییر نگاهش به شیوه کنش‌گری رسانه‌ای با گذر زمان و ضرورت توجه بیشتر به وحدت می‌گوید.

پراسترس‌ترین کار، نقد کردن برادران لاریجانی بود!

از کانون‌های شورش دهه ۶۰ تا گارد جاویدان ربع‌پهلوی!

گفت‌وگوی این فعال رسانه‌ای با برنامه روبروی تصویر سفیر ارجان در ادامه آمده است:

سفیر ارجان: تصویر مربوط به شهید علی لاریجانی است. آیا پیش از این از ایشان انتقاد هم کرده بودید؟

ما در نهایت یک نگاه سیاسی داشتیم و به یک تفکر سیاسی خاص وابسته بودیم. شاید در آن دوره، شهید لاریجانی عزیز الزاماً چهره محبوبی برای ما نبود اما حقیقتاً حتی همان زمان نیز، وقتی درباره ایشان صحبت می‌کردیم، نسبت به شخصیت و سواد ایشان نگاه مثبتی داشتیم. ایشان ریاضی و فلسفه نیز خوانده بود. وقتی صحبت می‌کرد و اداره مجلس را بر عهده داشت، واقعاً تسلط ایشان بر ادبیات و موضوعات مختلف کم‌نظیر بود. تقریباً در میان چهره‌های سیاسی کشور نمونه مشابهی برای این سطح از تسلط نداریم.

شهید علی لاریجانی در دیپلماسی عمومی درخشید

آن دورانِ نقد ما گذشت و به جنگ ۱۲روزه رسیدیم. واقعاً شهید لاریجانی در این دوره درخشید. اگر ما در حوزه نظامی امروز به سردار پاکپور، سردار موسوی و دیگر فرماندهان افتخار می‌کنیم، در حوزه دیپلماسی و به‌ویژه دیپلماسی عمومی، واقعاً شهید لاریجانی عزیز کسی بود که وقتی صحبت می‌کرد، با آن طمأنینه و آرامشی که داشت، این آرامش را به مردم نیز منتقل می‌کرد و چند پله سطح و کلاس کار دیپلماتیک را ارتقا داد.

روایت تازه از خارج کردن علی لاریجانی از بیت رهبری

هفت-هشت ماهی که در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعال بودند، ما دو دیدار با شهید لاریجانی عزیز داشتیم که از جمله دیدارهای فعالان رسانه‌ای بود. خاطرم هست که در آن دیدار، نحوه ارائه ایشان و تصویری که از فضای کشور ارائه می‌کردند، واقعاً خیال ما را به‌عنوان کسانی که دغدغه انقلاب و کشور را داشتیم، راحت می‌کرد. از این جهت که می‌گفتیم با انسانی عاقل و در واقع مرضی‌الطرفین مواجه هستیم که می‌تواند به نوعی همه طیف‌های سیاسی را شامل شود و همه طیف‌های سیاسی نیز برای ایشان و شخصیت‌شان احترام قائل بودند.

واقعاً فقدان ایشان را امروز احساس می‌کنیم. فکر می‌کنم بعد از رهبر شهید، در میان شخصیت‌هایی که با احترام به همه عزیزان می‌توان از آنها نام برد، شاید بزرگ‌ترین ضربه‌ای که متحمل شدیم، از دست دادن شهید لاریجانی عزیز بود. ان‌شاءالله اتفاقات پیش رو و عزیزان جدیدی که روی کار آمده‌اند، بتوانند هرچه زودتر این خلأ بزرگ را جبران کنند. البته واقعاً برخی افراد قابل جایگزینی نیستند و این موضوع درباره شهید لاریجانی عزیز نیز صدق می‌کند. فکر می‌کنم ایشان برای بسیاری از افراد چنین جایگاهی داشتند. حتی درباره منتقدان ایشان، من در شبکه‌های اجتماعی توییت‌ها و محتواهای بسیاری دیدم که افرادی که پیش از این منتقد شهید بودند، پس از شهادت ایشان با ابراز حلالیت و با این نگاه که شاید در قبال ایشان اشتباه کرده‌اند، مطالبی را منتشر کردند.

البته هنوز هم برخی اصرار دارند بگویند که شهادت باعث نمی‌شود که ما نسبت به دیدگاه‌های خود تجدیدنظر کنیم و آن طیف همچنان بر مواضع خود تأکید دارند، اما واقعاً فقدان این شهید عزیز را امروز احساس می‌کنیم.

سفیر ارجان: میدان انقلاب، به‌عنوان نماد ملت مبعوث؛ موضوعی که رهبر شهید انقلاب پیش‌بینی کرده بودند و یکی از پایه‌های جدی و قوی این پیروزی است که امروز در کنار هم نشسته‌ایم و درباره آن صحبت می‌کنیم. نظرتون درباره تجمعات خیابانی و حواشی آن چیست؟

واقعیت این است که شاید بتوان تنها تعبیر «معجزه» را برای این اتفاق به کار برد؛ آن‌هم اعجاز خون آقا، واقعاً شاید نتوان این اتفاق را به شکل دیگری توصیف کرد. احتمالاً نه در تاریخ چنین نمونه‌ای داریم، نه در کشورهای دیگر؛ اینکه بیش از دویست شب مردم با جان و دل، علی‌رغم همه مصائب و مشکلاتی که دارند، به واسطه عرقی که هم به وطن و هم به رهبرشان دارند، پای کار ایستاده‌اند. این سنگر مهم خیابان، که باز هم در تعابیر رهبر عزیزمان و همچنین سایر مسئولان مطرح شده، در کنار دو سنگر دیگر قرار دارد؛ سنگر میدان که نیروهای نظامی ما در آن حضور دارند و سنگر دیپلماسی و حوزه سیاسی کشور.

نقش مردم در خیابان؛ پیوند میدان و دیپلماسی

در واقع یکی از مهم‌ترین ارکان ما در این برهه تاریخی، همین حضور مردم در خیابان باشد که هم باعث تقویت میدان شده و هم دست برتر دیپلماسی ما را تقویت کرده است. وقتی دیپلماسی با پشتوانه مردمی که تمام این شب‌ها پای کار آمده‌اند، انجام می‌شود، طبیعتاً شرایط متفاوت خواهد بود. من با دوستانی که در پایگاه‌های موشکی‌مان در ارتباط هستم، صحبت کرده‌ام و واقعاً از طرف آنها شنیده‌ام که روحیه‌شان به واسطه حضور مردم به‌شدت تقویت شده است. به قول خودشان، خستگی از تن‌شان خارج می‌شود؛ چون همان‌طور که می‌دانید، مدت‌هاست فرصت استراحت ندارند. فکر می‌کنم اتفاقی که در خیابان افتاده، به نوعی تقویت‌کننده همان سوخت موشک‌های ما بوده است.

سفیر ارجان: این موضوع در ابعاد خارجی نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. شاید آنجایی که در چند صد متری تجمع مردم، فکر می‌کنم همین میدان انقلاب، کلانتری‌ها و برخی مراکز دیگر مورد اصابت قرار گرفت، موضوع جدی‌تر شد. خارجی‌ها وقتی فیلم‌ها را می‌دیدند، واقعاً متعجب بودند.

من همچنان معتقدم شاید تنها تعبیری که بتواند این اتفاق را تا حدی توصیف کند، همان تعبیر «اعجاز» و «معجزه» باشد. همیشه به دوستان‌مان که در گردهمایی‌های رسانه‌ای می‌نشینیم، گفته‌ام وضعیت جمهوری اسلامی را در ۲۰ دی‌ماه با ۲۰ فروردین یا ۲۰ خرداد مقایسه کنید. حتماً می‌بینیم که ما از لحاظ سرمایه اجتماعی و همچنین حضور فعالانه و هوشمندانه، چند پله ارتقا پیدا کرده‌ایم؛ به‌ویژه با توجه به تعبیر پیام آخر رهبر عزیزمان که مردم با حضور فعالانه و هوشیارانه همچنان در صحنه باشند. واقعاً اتفاقی که رقم خورده، طرف مقابل را آچمز کرده است.

روایت متفاوت از شبکه‌‌سازی پشت تجمعات شبانه

آنها با این هدف وارد شدند که با ایجاد خلأ جانشینی، به واسطه فقدان و شهادت رهبر عزیزمان، احتمالاً شرایطی ایجاد شود که ما وارد درگیری‌های داخلی شویم. با توجه به فضایی که به قول خودشان هجده و نوزده دی‌ماه رقم زده بودند، انتظار داشتند با خلأ قدرتی که ایجاد می‌شود، بتوانند سوار موج‌های اعتراضی شوند و اتفاقی را که در جنگ ۱۲ روزه نتوانستند رقم بزنند، اینجا و در جنگ رمضان رقم بزنند. اما واقعاً هم پیش‌بینی رهبر شهیدمان و هم حضور معجزه‌وار مردم که تعبیر «معجزه‌گون» نیز از تعابیر رهبر عزیزمان درباره این حضور بوده توانست این معادله را برهم بزند.

سفیر ارجان: تصویر بعدی مربوط به یکی از برنامه‌های صداوسیماست. البته برنامه صداوسیما در اینجا موضوعیت چندانی ندارد، بلکه هنرمندی که در تصویر حضور دارد، مورد توجه است. ما در اتفاقات اخیر و در جریان جنگ، تعدادی از هنرمندان را داشتیم که بیش از آنچه شاید از فضای هنری جامعه انتظار می‌رفت، پای کار آمدند و نسبت به اتفاقاتی که در کشور رخ می‌داد، واکنش نشان دادند. از جمله این افراد، مهران غفوریان بود. البته شاید شما بتوانید افراد دیگری را نیز نام ببرید.

در این تصویر، مهران غفوریان عزیز درباره محسن چاوشی حرف می‌زند. همچنین محسن چاوشی واقعاً بی‌بدیل بود. اتفاقی که با دو اثر «حسبی‌الله» و همچنین آهنگی که ابتدای جنگ ۱۲ روزه منتشر کردند و با عبارت «علاج، علاج» بود، رقم خورد، واقعاً قابل توجه بود. هم اشعار و هم نحوه اجرای این آثار جایگاه ویژه‌ای داشت. شاید امروز بتوان گفت که او یکی از محبوب‌ترین چهره‌های حوزه موسیقی و شاید محبوب‌ترین خواننده ماست.

چند وقت پیش یکی از اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی به مناسبت تولد محسن چاوشی عزیز کلیپی تهیه کرده بود که در آن کلیپ دیدم که افراد از طیف‌های مختلف درباره ایشان و هنرشان صحبت کرده بودند. شخصیتی با چنین جایگاهی، اگر بخواهیم با تعبیر «عافیت‌طلبانه» صحبت کنیم، لزومی نداشت وارد این عرصه شود. می‌توانست جایگاه خود را حفظ کند، زندگی‌اش را در این کشور ادامه دهد و احتمالاً حتی با فحاشی‌های طرف مقابل نیز مواجه نشود اما به نظرم تشخیص داد در این مقطع باید تصمیم درست را بگیرد و به تعبیر ما در جای درست تاریخ بایستد. واقعاً محسن چاوشی عزیز در سمت درست تاریخ قرار گرفت. ما هنرمندانی مانند آقای غفوریان، آقای واشقانی و عزیزان دیگری را نیز داریم که در این زمینه فعالیت می‌کنند و واقعاً نشان دادند که از فحاشی زامبی‌های مجازی نترسند.

سفیر ارجان: شاید جمع این افراد می‌توانست بیشتر از این باشد، اگر ترس از این فحاشی‌ها و اتفاقات وجود نداشت...

بله، حتماً همین‌طور است. البته این دوستان به نوعی سدشکنی هم کردند. زمانی که این سد شکسته شد، من دیدم که فضا میان ورزشکاران و هنرمندان بسیار راحت‌تر شد. در میان کشتی‌گیران و بسیاری از فوتبالیست‌های ما نیز واکنش‌هایی شکل گرفت. اتفاقاتی که سال ۱۴۰۱ رخ داد، امسال حتی به اندازه یک‌هزارم آن را هم شاهد نبودیم. سال ۱۴۰۵ واقعاً چهره‌های ورزشی ما درخشیدند و باید به این موضوع اذعان کرد. معتقدم ورزش یکی از حوزه‌هایی است که به واسطه اقبال عمومی کمتر از ظرفیت واقعی آن مورد توجه قرار گرفته است.

ایران را دعای مادران نگه داشت

ورزش می‌تواند در شرایط کنونی نقش مهمی ایفا کند. معمولاً محیط ورزش سالم‌تر است. نمی‌خواهم با این حرف به عرصه فرهنگ جسارتی کرده باشم اما به نظر می‌رسد اکوسیستم حوزه ورزش ما سالم‌تر است و افراد در این حوزه هنوز اصیل‌ترند. ادای روشنفکری، ادای مخالفت‌خوانی و مواردی از این دست، زمانی که کشور درگیر جنگ است، دیگر جایگاهی ندارد. واقعاً در عرصه جنگ، جایی برای ادا درآوردن باقی نمی‌ماند. در همین اتفاقات اخیر، فردی مانند عبدالکریم سروش را داریم که از چهره‌های شناخته‌شده اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و نامه‌های انتقادی جدی به رهبر شهیدمان داشته و مواضع ایشان در سال ۱۳۸۸ نیز مشخص است؛ اما در این جنگ، ایشان وارد میدان شدند و مطالب متعددی در رثای فرماندهان شهید ما نوشتند. این موضوع نشان می‌دهد طیفی که در جنگ رمضان پای کار وطن آمد، طیف گسترده‌ای بود.سفیر ارجان: فکر می‌کنم سفیر ارجان نخستین جایی بود که شما در آن کار رسانه‌ای جدی و حرفه‌ای انجام دادید. زمانی که شما آن را راه‌اندازی کردید، شرایط چگونه بود؟

ما آن را راه‌اندازی نکردیم. از سال ۱۳۹۲ این توفیق را داشتم که در سفیر ارجان حضور داشته باشم. پیش از آن وبلاگ‌نویس بودیم. در گوگل‌پلاس نیز حساب کاربری داشتیم. آن زمان توییتر هنوز وجود نداشت. سفیر ارجان مجموعه‌ای جوان بود و همان‌طور که از نام آن پیداست، از طیفی از دانشجویان انقلابی تشکیل شده بود. این مجموعه پیش از حضور ما نیز فعالیت می‌کرد و در ابتدا با عنوان «شبکه خبر دانشجو» فعالیت داشت.

در سال ۱۳۹۲ که ما به این مجموعه رفتیم، مجوز سفیر ارجان کرد و به عنوان سفیر ارجان فعالیت خود را ادامه داد. در دوره‌ای که حدود هفت سال افتخار حضور در این مجموعه را داشتم اتفاقی را رقم زدیم که فکر می‌کنم بد نیست، به دلیل اینکه فضای بحث رسانه‌ای است، به آن اشاره کنم. خبرگزاری، همان‌طور که از عنوانش مشخص است، باید در حوزه‌های مختلف فعالیت داشته باشد؛ مانند سایر خبرگزاری‌ها، سرویس بین‌الملل، ورزشی، سیاسی و فرهنگی داشته باشیم اما ما در آنجا به یک تصمیم و تشخیص رسیدیم که نباید دقیقاً همان مسیری را طی کنیم که سایر خبرگزاری‌ها طی می‌کنند.

به این نتیجه رسیدیم که متناسب با ظرفیت و مأموریت خودمان، باید روی یک یا دو حوزه‌ای که در آنها توانمندی بیشتری داریم، متمرکز شویم. یک حدیث نبوی داریم که می‌فرماید: «مَن جَعَلَ الهُمومَ هَمّاً واحِداً کَفاهُ اللهُ سائِرَ هُمومِهِ»؛ یعنی کسی که همت خود را صرف یک کار واحد کند، خداوند سایر امور او را نیز کفایت خواهد کرد و دیگر موضوعات نیز پیش خواهد رفت. ما در آنجا چنین تصمیمی گرفتیم و به جای اینکه بخواهیم در همه حوزه‌ها با سایر خبرگزاری‌ها رقابت کنیم، روی دو بخش، یعنی حوزه تصویری و سرویس دانشگاه، متمرکز شدیم.

به نظرم اتفاق خوبی رقم خورد و سفیر ارجان امروز مجموعه‌ای شناخته‌شده و شاخص است و در میان رسانه‌ها جایگاه و شناخته‌شدگی خود را پیدا کرده است. موضوعی که شاید جالب باشد به آن اشاره کنم، این است که ما به هر حال، جوان‌تر بودیم و فضای فعالیت ما نیز کمی تندتر بود. آن دوران را پشت سر گذاشتیم و امروز کمی پخته‌تر شده‌ایم. وقتی سن بالاتر می‌رود یا به اصطلاح وارد فضاهای جدی‌تر کاری می‌شوید، شاید اندکی از فضای رسانه فاصله می‌گیرید و متوجه می‌شوید که واقعاً ممکن است در برخی مقاطع زیاده‌روی کرده باشیم.

من اگر با موقعیتی که امروز دارم و با درکی که امروز از فضای سیاسی و اجتماعی کشور دارم به آن روزها بازگردم، احتمالاً بخش قابل توجهی از کارهایی را که انجام می‌دادیم، دیگر انجام نمی‌دادم یا دست‌کم شیوه نقد کردن را تغییر می‌دادم. ما در برخی موارد عملکرد مناسبی نداشتیم. گاهی در انتقاد کردن، فضای سخت جامعه و شرایط فشاری را که در آن قرار داشتیم، به‌درستی درک نمی‌کردیم. تأکیدات مکرر و مؤکدی که هم رهبر فعلی و هم رهبر شهید ما درباره حفظ وحدت داشتند، قطعاً در آن زمان نیز مطرح بود، اما شور و حال جوانی ما شاید مانع می‌شد که این پیام رهبری را به‌درستی درک کنیم.

البته از بسیاری از اتفاقاتی که آن زمان رخ داد نیز دفاع می‌کنم و معتقدم نقدهای بسیاری باید مطرح شود، اما نکته مهم این است که با چه عینکی به مسائل نگاه می‌کنید. اگر نگاه شما این باشد که برای حفظ یک مصلحت بزرگ‌تر، باید از برخی موضوعات کوچک‌تر و درگیری‌های فرعی عبور کرد، طبیعتاً نوع واکنش و کنشگری رسانه‌ای شما نیز متفاوت خواهد شد. بخش قابل توجهی از فعالان رسانه‌ای ما نیاز دارند با همین نگاه و با چنین عینکی به مسائل نگاه کنند.

سفیر ارجان: تصویر آخر مربوط به محمدباقر خرازی است، یک تنه «علم بزن و بکش» بود.

حقیقتش، من شناخت چندانی از ایشان ندارم. همین چند وقت اخیر که کلیپ‌های ایشان منتشر شد، کمی به مواضع قبلی‌شان مراجعه کردم و دیدم از تیم ملی گرفته تا موضوع موشکی، مطالب و مواضعی دارند. مواضعی هم از ایشان دیدم؛ برای مثال، زمانی گفته بودند که می‌خواهند منچستر را بخرند. معمولاً فردی که مواضع شاذ این‌چنینی دارد، چندان قابل اتکا و اعتماد نیست.

اظهارات و مواضع محمدباقر خرازی

البته من واقعاً احترام قائلم چون ایشان را نمی‌شناسم و نمی‌خواهم جسارت کنم اما این مواضع ایشان، که من اخیرا دیدم. به‌ویژه با توجه به تأکیدات و پیام‌هایی که رهبر عزیزمان داشته‌اند. در پیام آخر ایشان جمله مکرراً و مؤکداً مطرح شد و تأکید کردند که برای حفظ وحدت در همه سطوح، این نکته باید مورد توجه قرار گیرد و آن را به همه سطوح تعمیم دادند. اگر بخواهیم با این نگاه به موضوع نگاه کنیم، مواضع ایشان حتماً مغایر با منافع ملی است. اتفاقاتی که در حال رقم زدن آن هستند، از جمله فراخوان‌هایی که داده‌اند و سپس آن را به اجنه مرتبط می‌کنند، برای من بسیار عجیب بود. فکر نمی‌کنم چنین مواضعی نیز چندان پایدار بماند. شاید این موضوع در حال حاضر ناشی از هیجان و متفاوت بودن باشد.