اردشیر محصص از ستایش‌شده‌ترین هنرمندانی بود که قدر ندید

امیر سقراطی معتقد است، اردشیر محصص یکی از ستایش‌شده‌ترین هنرمندانی است که قدر کافی ندید.

سرویس هنر سفیر ارجان ایران(سفیر ارجان)؛ اردشیر محصص، طراح، تصویرساز و کاریکاتوریست ایرانی، ۱۸ شهریور در رشت به دنیا آمد و ۱۸ مهر ۱۳۸۷ در نیویورک از دنیا رفت.

هنرمندی که با نگاه انتقادی خود، جایگاهی متفاوت در تاریخ کاریکاتور و هنرهای تجسمی ایران پیدا کرد. او از دهه ۴۰ در فضای هنر نوگرای ایران حضوری جدی داشت، آثارش خرید و فروش می‌شد و نامش در کتاب‌های تاریخ هنر نیز ثبت شد اما سال‌های طولانی دوری از ایران باعث شد با وجود شهرت و اهمیت جهانی، در وطن خود تا حدی غریب و ناشناخته بماند.

محصص از نخستین هنرمندانی بود که کاریکاتور را از فضای فکاهی و مطبوعاتی فراتر برد و آن را به فضای گالری و هنرهای تجسمی وارد کرد. آثار او پس از انقلاب نیز در قالب چندین کتاب منتشر شد و در دهه ۷۰، زمانی که به ایران بازگشت، دوباره حضورش در فضای هنری مورد توجه قرار گرفت.

سال‌ها بعد، بخشی از تلاش برای شناخت، معرفی و ثبت جایگاه اردشیر محصص را امیر سقراطی، نقاش، نویسنده و پژوهشگر هنر، دنبال کرد؛ هنرمندی که علاوه‌بر کاریکاتور و نقاشی، سال‌ها در زمینه نویسندگی، پژوهش هنر و نقد هنری فعالیت دارد و بخشی از فعالیت پژوهشی خود را به محصص اختصاص داده است.

سقراطی دانش‌آموخته رشته گرافیک مطبوعاتی از مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها در سال ۱۳۸۰ است. او از سال ۱۳۷۵ تاکنون ۲۴ نمایشگاه انفرادی برگزار کرده و آثارش از سال ۱۳۷۴ در ۲۲۰ نمایشگاه گروهی در ایران و کشورهای مختلف به نمایش درآمده است.

همچنین از سال ۱۳۸۷ تاکنون ۲۴ عنوان کتاب در زمینه نقد هنری، مقالات هنرهای تجسمی، تاریخ شفاهی و پژوهش هنر تألیف کرده است. در میان این فعالیت‌ها، نام اردشیر محصص جایگاه ویژه‌ای برای سقراطی دارد. چنانکه خودش می‌گوید بخش قابل توجهی از فعالیت پژوهشی‌اش در سال‌های گذشته به شناخت، معرفی و ثبت آثار و جایگاه این هنرمند اختصاص داشته است.

علاقه از نوجوانی تا پژوهش درباره اردشیر

سقراطی درباره این علاقه، می‌گوید: «حدوداً ۱۵ ساله بودم که با آثار او آشنا شدم و تمام کتابفروشی‌های رشت را برای پیدا کردن کتاب‌های اردشیر جست‌وجو کردم و به‌تدریج با جریان نوین کاریکاتور ایران آشنا شدم؛ جریانی که این هنرمند یکی از مهم‌ترین چهره‌های آن بود.»

این علاقه بعدها به پژوهش درباره محصص تبدیل شد. سقراطی ادامه می‌دهد: «بخش قابل توجهی از فعالیت پژوهشی‌ که انجام داده‌ام طی سال‌های گذشته به شناخت، معرفی و ثبت آثار و جایگاه اردشیر محصص اختصاص داشته است؛ فعالیتی که علاوه‌ بر چندین مقاله، به انتشار دو کتاب درباره او نیز انجامیده است.»

یکی از این کتاب‌ها در سال ۱۳۹۴ به‌عنوان جلد یازدهم مجموعه «گلستان هنر» توسط انتشارات پیکره منتشر شد که اولین اثر در شناخت این هنرمند در پس از انقلاب است. کتاب دیگری نیز برای کودکان، از مجموعه «انسان‌های کوچک، آرزوهای بزرگ» با عنوان «اردشیر محصص» در سال ۱۴۰۳ منتشر شده است.

سقراطی در حال حاضر سومین کتاب خود درباره اردشیر محصص را نیز در دست نگارش دارد و می‌گوید از آخرین افرادی است که با این هنرمند مکاتبه داشته است.

چرا باید اردشیر محصص را به کودکان معرفی کرد؟

او در کتاب «اردشیر محصص» از مجموعه «انسان‌های کوچک، آرزوهای بزرگ» تلاش دارد با استفاده از تصاویر متعدد، شخصیت و جایگاه هنری این هنرمند را به مخاطب کودک معرفی کند. سقراطی درباره چرایی این کار، می‌گوید: «به‌ نظرم یکی از راه‌های آموزش دوست داشتن ایران به کودکان، معرفی آدم‌هایی است که زندگی خود را صرف فرهنگ و هنر این کشور کرده‌اند. دوست داشتن ایران فقط دوست داشتن خاک نیست و مردم و فرهنگ آن نیز بخشی از این مفهوم هستند.»

سقراطی معتقد است، «وقتی به کودک نشان داده می‌شود انسانی تمام زندگی خود را صرف هنر کرده و تلاش داشته چیزی به میراث فرهنگی کشور اضافه کند، بخشی از مفهوم وطن‌دوستی نیز به او منتقل می‌شود. کتاب‌هایی از این دست باعث می‌شوند کودکان با پیشینه فرهنگی خود و با انسان‌هایی آشنا شوند که ایران را دوست داشته‌اند و برای آن تلاش کرده‌اند. چنین اتفاق‌هایی ممکن است در ظاهر کوچک باشند، اما در ذهن کودک ماندگار می‌شوند.»

به گفته او، «شاید یکی از همان کودکان سال‌ها بعد هنرمند شود یا مسیر هنری را ادامه دهد و ارزش کتاب‌هایی که درباره هنرمندان نوشته می‌شوند نیز در همین است؛ اینکه نسل جدید فراموش نکند چه افرادی پیش از آن‌ها برای فرهنگ و هنر این سرزمین تلاش کرده‌اند.»

سقراطی از تجربه‌ای می‌گوید که برایش ارزشمند بوده است: «مدتی پیش در چند روستای محروم کودکانی را دیدم که کتاب اردشیر محصص که من برای کودکان نوشته بودم را در دست داشتند و آن را می‌خواندند. دیدن این صحنه برایم بسیار ارزشمند بود. شاید یکی از همین کودکان سال‌ها بعد به یاد داشته باشد که در کودکی با یک هنرمند ایرانی آشنا شده است. شاید یکی از آن‌ها روزی هنرمند شود و این مسیر را ادامه دهد. همین امکان برای ارزشمند بودن این کار کافی است.»

هنرمندی که کاریکاتور را وارد گالری کرد

او معتقد است، «اردشیر محصص جایگاه بسیار مهمی در تاریخ کاریکاتور ایران دارد. از نخستین هنرمندانی بوده که کاریکاتور را وارد فضای گالری‌ها کرده است. نمایشگاه برگزار کرده و حتی از نخستین اشخاصی بوده که کاریکاتور را در قالب مجموعه کتاب منتشر کرده است.»

به گفته سقراطی، «اهمیت کار محصص فقط در انتشار کتاب یا برگزاری نمایشگاه خلاصه نمی‌شود. او کاریکاتور را از فضای فکاهی و روزنامه‌ای، که نمونه‌هایی از آن را در نشریاتی مانند «توفیق» می‌دیدیم، خارج کرد و به سمت هنرهای تجسمی برد تا به‌عنوان بخشی از این خانواده جدی گرفته شود.»

او در ادامه به اهمیت طراحی در آثار محصص اشاره می‌کند و می‌گوید همین مسئله باعث شد زبان بصری کاریکاتور نیز گسترش پیدا کند. سقراطی معتقد است: «اردشیر از نخستین هنرمندانی بود که کاریکاتور را به سطحی رساند که مخاطب آن فقط مخاطب عام و روزنامه‌ای نباشد. آثارش مخاطب روشنفکر و هنری نیز پیدا کردند و همین مسئله جایگاه او را در تاریخ هنر ایران تثبیت کرد.»

محصص تنها در آثار خودش تأثیرگذار نبود؛ جریان هنری‌ای که شکل گرفت، بر نسل دیگری از کاریکاتوریست‌ها نیز اثر گذاشت. سقراطی که در سال‌های بعد برای هنرمندانی که در همان جریان نوین کاریکاتور فعالیت می‌کردند نمایشگاه کیوریتوری کرده و درباره برخی از آن‌ها مقاله و کتاب نوشته است، می‌گوید: «تلاشم این بوده هنرمندانی را که در آن دوره اهمیت داشتند و از اردشیر تأثیر گرفته بودند، دوباره به فضای پژوهش و گفت‌وگو برگردانم. بسیاری از این هنرمندان در معرض فراموشی قرار گرفته بودند.»

سقراطی از رضا شبیری، امین‌الله رضایی، مصطفی رمضانی، پرویز شاپور، آراپیک باغداساریان (با نام مستعار پطروس کارامیان)، کیومرث کیاست و داود شهیدی از کاریکاتوریست‌های آن دوره نام می‌برد و تأکید می‌کند تلاش کرده بخشی از این تاریخ را ثبت کند.

اردشیر هنرمندی که قدر کافی ندید

به اعتقاد سقراطی، «محصص پیش از مهاجرت از ایران یکی از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان ایرانی در عرصه جهانی بود. آثارش در قالب چندین کتاب منتشر شد و پس از مهاجرت نیز چندین کتاب درباره زندگی و آثارش در خارج از کشور انتشار یافت. همچنان هم جای کار درباره اردشیر بسیار زیاد است و ارزش‌های بصری آثار او هنوز برای نسل جدید کاریکاتوریست‌ها به‌درستی شناخته نشده است.»

او درباره سرنوشت این هنرمند نیز تعبیر قابل تأملی دارد: «اگر بخواهم جایگاه اردشیر را توصیف کنم، باید بگویم او یکی از ستایش‌شده‌ترین هنرمندانی بود که قدر کافی ندید.»

یکی از موضوعاتی که سقراطی در بررسی آثار محصص بر آن تأکید دارد، طنز سیاه است؛ موضوعی که به گفته او در ایران هنوز آن‌طور که باید شناخته نشده است و ادامه می‌دهد: «در آثار اردشیر، انسان همواره حضور دارد و آثارش پیام دارند، اما این پیام در قالب شعار ارائه نمی‌شود. طنز سیاه او بسیار انسانی است؛ نه به‌خاطر اینکه فقط درباره انسان صحبت می‌کند، بلکه به این دلیل که انسان را مسخره و تحقیر نمی‌کند. او رنج انسان را نشان می‌دهد.»

او می‌گوید: «برخی تصور می‌کنند آثار اردشیر فقط درباره پوچی یا مسائل فلسفی است، اما نگاه او فراتر از اینهاست. محصص انسان را بررسی می‌کند و در نهایت نشان می‌دهد که انسان شایسته زندگی بهتری است. در آثار محصص، مسئله فقط خنداندن مخاطب نیست. او انسان، جامعه و رنج‌های آن را به تصویر می‌کشد و از این طریق به یکی از جدی‌ترین وجوه کاریکاتور می‌رسد.»

از نگاه سقراطی، «کاریکاتوریستی که بخواهد جامعه را نقد کند، باید شناخت عمیقی از مسائل اجتماعی داشته باشد و طنز سیاه امکان بیان همین لایه‌های عمیق‌تر را فراهم می‌کند.»

اهمیت و ارزش آثار محصص امروز به اندازه‌ای است که نمونه‌های مختلفی از آثار منتسب به او برای کارشناسی ارائه می‌شود. سقراطی می‌گوید: «امروز آثارش بارها کپی و فروخته می‌شوند. نمونه‌های مختلفی از کارهایش برای کارشناسی به‌دست من رسیده و حتی مواردی وجود داشته که نمونه‌هایی از این آثار کپی برای فروش به خارج از ایران فرستاده و فروخته شدند. این وضعیت در کنار اهمیت آثار محصص، وجه تلخ دیگری نیز دارد؛ اینکه هنرمندی که در زمان حیاتش نتوانست به‌اندازه ارزش آثارش از فعالیت هنری خود بهره‌مند شود، امروز شاهد بهره‌برداری اقتصادی دیگران از آثارش است.»

سقراطی می‌گوید: «نمونه‌های جعلی درباره آثار اردشیر نیز دیده‌ام. این مسئله نشان می‌دهد که بخشی از میراث او به جای نگاه فرهنگی، با نگاه اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است.»

او معتقد است بخش‌هایی از تاریخ فرهنگی پیرامون محصص نیز همچنان نیازمند توجه است و با اشاره به سرنوشت برخی نزدیکان اردشیر می‌گوید: «حتی سرنوشت برخی نزدیکان او نیز نشان می‌دهد که چگونه بخشی از این تاریخ فرهنگی نادیده گرفته شده است. ایراندخت محصص، خواهر اردشیر، که از چهره‌های مهم تاریخ کاریکاتور ایران پیش از انقلاب بود، در آسایشگاه سالمندان از دنیا رفت و این اتفاق آن‌طور که باید بازتاب پیدا نکرد.»

سقراطی روایت خود از محصص را از نوجوانی آغاز کرده و حالا بخشی از این روایت را به نسل جدید منتقل می‌کند. او می‌گوید: «زمانی که کتاب اردشیر محصص را نوشته، اطلاعات چندانی درباره زندگی او پس از مهاجرت در دسترس نبوده است. حدود ۴۰ سالگی ایران را ترک کرد و پس از آن برای مدت طولانی خبر چندانی از او نداشتیم.»

سال‌ها بعد، اما محصص دوباره به فضای فرهنگی ایران بازگشت؛ هرچند نه به شکلی که بتواند خودش در آن حضور داشته باشد. او می‌گوید: «سال‌ها خبری از محصص نداشتیم و بعد از مرگش بود که آثارش از گوشه و کنار پیدا شدند و توجه‌ها دوباره به سمت او رفت. در همین دوره، اتفاق‌های تلخی نیز رخ داد؛ آثاری از مجموعه‌های مختلف خارج شدند، به بازار آمدند و نمونه‌های کپی از آثار محصص نیز تولید و فروخته شدند.»

برای سقراطی، روایت اردشیر محصص فقط روایت یک کاریکاتوریست نیست و بخشی از تاریخ هنر و حافظه فرهنگی ایران است و تأکید می‌کند: «حفظ نام و آثار اردشیر فقط وظیفه یک پژوهشگر یا هنرمند نیست. وظیفه داریم که با نوشتن کتاب، مقاله، برگزاری نمایشگاه و پژوهش کمک کنیم نسل‌های بعدی این هنرمندان را فراموش نکنند. این شخصیت‌ها بخشی از حافظه فرهنگی ایران هستند؛ ممکن است برخی از آن‌ها در زمان حیات آن‌طور که باید دیده نشده باشند، اما اگر امروز درباره‌شان بنویسیم و آثارشان را به کودکان و نسل جوان معرفی کنیم، می‌توانیم بخشی از این غفلت تاریخی را جبران کنیم.»

شاید برای همین است که سقراطی بر اهمیت قدم‌های کوچک تأکید دارد: «نوشتن یک کتاب، برگزاری یک نمایشگاه یا معرفی یک هنرمند به کودکان شاید در ظاهر اتفاق بزرگی نباشد، اما مجموعه همین قدم‌های کوچک است که یک میراث فرهنگی را زنده نگه می‌دارد. کتاب‌ها و نمایشگاه‌ها شاید قدم‌های کوچکی باشند، اما همین قدم‌های کوچک می‌توانند مانع از گم شدن نام هنرمندانی شوند که بخش مهمی از تاریخ هنر ایران را ساخته‌اند.»

امیر سقراطی معتقد است، اردشیر محصص یکی از ستایش‌شده‌ترین هنرمندانی است که قدر کافی ندید.

الهام ملک‌زاده، پژوهشگر تاریخ گفت: عبدالحسین نوایی مورخی بود که با چشم یک ادیب می‌دید و ادیبی بود که با متد یک مورخ می‌نوشت. این یعنی او می‌توانست تفاوت میان یک نسخه تحریف شده و یک نسخه اصیل را تنها از روی ذائقه ادبی تشخیص دهد، مهارتی که در مورخانِ صرفِ امروزی کمتر دیده می‌شود.

عذرا مرادی، پژوهشگر حوزه مدیریت و فرهنگی معتقد است؛ در دنیایی که سایه‌ جنگ‌ها، بحران‌های اقتصادی و ناپایداری‌های اجتماعی به‌شدت بر روانِ جامعه سنگینی می‌کند، رویکرد نسل جدید به مطالعه، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است.

فارس- راه‌اندازی موزه‌ای به نام پرویز تناولی، پژوهشگر، مجسمه‌ساز و مولف ۴۰ عنوان کتاب و مقاله در شیراز، اگرچه چند سال پیش مطرح شد، اما همچنان یکی از ایده‌های مهم در حوزه موزه‌داری معاصر ایران به شمار می‌آید؛ ایده‌ای که می‌تواند میان هنر مدرن، تاریخ فرهنگی فارس و میراث ناملموس ایران پیوندی تازه ایجاد کند.

مرکزی – «گمشده در خاطره‌ها»، نوشتهٔ ولی‌الله شیخی مهرآبادی، می‌توان تلاشی برای ثبت بخشی از تاریخ نانوشته و بازخوانی گوشه‌هایی از گذشتهٔ اجتماعی و فرهنگی اراک دانست.