«پژوهشکده حافظ»؛ طرحی که روی کاغذ ماند
فارس- «پژوهشکده حافظ» طرحی بود که سالها پیش مطرح شد و حتی در مقاطعی نیز مسئولان وقت، از اختصاص زمین برای آن خبر دادند اما سرنوشت این مرکز پس از سالها در هالهای از ابهام است و گویا این پروژه قرار نبود از کاغذ به مرحله اجرا برسد.
سرویس استانهای سفیر ارجان ایران(سفیر ارجان): بیش از ۷سال است که طرح ایجاد «پژوهشکده حافظ» از مرحله اختصاص زمین و رایزنی برای طراحی فراتر نرفته و تاکنون گزارش مستندی از آغاز عملیات عمرانی، تعیین پیمانکار یا اعلام پیشرفت فیزیکی آن منتشر نشده است.
مرکز حافظشناسی از سالها پیش در مجموعه حافظیه شیراز مستقر است. در منابع معرفی معماری حافظیه، مجموعه حافظشناسی در بخش شمالی این آرامگاه قرار گرفته و در کنار کتابخانه و دیگر فضاهای فرهنگی حافظیه تعریف شده است. یک منبع تخصصی معماری، مساحت مجموعه حافظشناسی را حدود ۳۳۰ مترمربع و مساحت کتابخانه حافظیه را ۴۴۰ مترمربع ذکر کرده است.
در برخی منابع توصیفی نیز ساختمان کتابخانه حافظیه بهعنوان محلی که مرکز حافظشناسی در آن مستقر است معرفی شده و ظرفیت کتابخانه حدود ۱۰ هزار جلد اعلام شده است.
به این ترتیب، آنچه امروز با عنوان «مرکز حافظشناسی» شناخته میشود، الزاماً همان پروژهای نیست که در سالهای گذشته با عنوان «پژوهشکده حافظ» مطرح شده است. تفاوت این دو برای بررسی سرنوشت پروژه ساختمانی اهمیت اساسی دارد.
اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ بود که دفتر تخصصی حافظ شناسی تا مرمت آرامگاه صاحب دیوانی به بخشی از کتابخانه عمومی آرامگاه حافظ منتقل شد.
همان زمان درپی آغاز عملیات مرمت و بازسازی آرامگاه صاحب دیوانی که دفتر حافظ شناسی به شمار میرفت، این مرکز به اتاقی در کتابخانه عمومی حافظیه انتقال یافت، صادق زارع، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان فارس درباره مرمت حافظیه گفت: این پروژه با اختصاص اعتباری بالغ بر ۵۰۰ میلیون تومان، با هدف رفع آسیبهای ناشی از گذر زمان و عوامل جوی آغاز شده است و مقبره صاحبدیوانی که به عنوان دفتر تخصصی حافظشناسی شناخته میشود، نقشی کلیدی در پژوهشهای ادبی و فرهنگی ایفا میکند و حفظ ساختار فیزیکی آن برای نسلهای آینده حیاتی است.
زارع گفته بود «هدف نهایی، بازگرداندن شکوه و اصالت این بخش از حافظیه به دوران طلایی خود است تا هم به عنوان یک اثر تاریخی حفظ شود و هم به عنوان فضایی فرهنگی برای پژوهشگران و گردشگران مورد استفاده قرار گیرد.»
یک مطالبه قدیمی برای ایجاد پژوهشکده
در سال ۱۳۹۸، کاووس حسنلی، مدیر وقت مرکز حافظشناسی، از اختصاص زمین برای احداث پژوهشکده حافظ خبر داد. بر اساس این گزارش، اختصاص زمین یکی از مطالبات مرکز از مدیران فرهنگی بوده و استانداری فارس قطعه زمینی را در محدوده تاریخی چهلمقام، در مجاورت آرامگاه حافظ، برای این منظور اختصاص داده بود.
حسنلی در همان زمان اعلام کرده بود که موانع قانونی زمین برطرف شده و چند ماهی است کار طراحی نقشه پژوهشکده دنبال میشود. همچنین گفته شده بود که مرکز با معماران برجسته کشور برای تهیه طرح اولیه و نقشه رایزنی کرده است. قرار بود پس از داوری، طرح نهایی انتخاب و مسیر ساخت پژوهشکده هموار شود.
این اظهارات نشان میدهد که پروژه در آن مقطع از مرحله «ایده» عبور کرده و دستکم موضوع زمین و طراحی اولیه در دستور کار قرار گرفته بود؛ اما همین گزارش، آخرین مرحله مشخص و قابل استنادی است که درباره ورود پروژه به فرآیند اجرایی در منابع عمومی یافت میشود.
مسئله اصلی اکنون این است که پس از اعلام اختصاص زمین و آغاز فرآیند طراحی، چه اتفاقی برای پروژه افتاده است؟
اما مرکز حافظ شناسی نیز این روزها بدون دفتر مناسب در گوشهای از حافظیه جا خودش کرده تا فضای فیزیکی برای هر دوی این مجموعهها تبدیل به یک غایب بزرگ باشد. بررسی مجموعهای از اخبار و گزارشهای منتشرشده درباره مرکز حافظشناسی و فعالیتهای حافظپژوهی در سالهای بعد، نشان میدهد که خبرهایی درباره برنامههای علمی، یادروز حافظ، دورههای آموزشی و فعالیتهای پژوهشی مرکز منتشر شده، اما گزارشی همسنگ خبر سال ۱۳۹۸ درباره آغاز عملیات ساختمانی پژوهشکده منتشر نشده است.
در تازهترین اخبار قابل دسترس از سال ۱۴۰۵ نیز تمرکز اطلاعرسانی مرکز بر فعالیتهای علمی و آموزشی است. برای نمونه، مرکز در سال جاری دورههای آموزشی خود را برگزار کرده و برنامههای تخصصی آن ادامه داشته است.
همچنین سعید حسامپور، مدیر مرکز حافظشناسی، در تیرماه ۱۴۰۵ از تعیین موضوع «حافظ در آفرینشهای هنری و ادبی» برای سیامین یادروز بینالمللی حافظ خبر داده است؛ رویدادی که قرار است ابعاد حضور حافظ در هنرهای تجسمی، موسیقی، معماری، ادبیات داستانی، سینما و هنرهای دیجیتال را بررسی کند.
اما در این اطلاعرسانیها، اشارهای به آغاز ساخت پژوهشکده حافظ یا پیشرفت فیزیکی ساختمان مورد نظر دیده نمیشود.
چرا ساختمان مستقل اهمیت دارد؟
اهمیت احداث یک ساختمان مستقل برای مرکز حافظشناسی را نمیتوان صرفاً از منظر افزایش فضای اداری یا آموزشی ارزیابی کرد. مرکز حافظشناسی طی سالهای فعالیت خود به یکی از نهادهای تخصصی حافظپژوهی در شیراز تبدیل شده است و فعالیت آن تنها به برگزاری مراسم سالانه حافظ محدود نمیشود.
برگزاری دورههای آموزشی، نشستهای تخصصی، انتشار و ارائه پژوهشها و ارتباط با حافظپژوهان و استادان دانشگاه، نیازمند زیرساختی متناسب با ماهیت یک مرکز پژوهشی تخصصی است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که خود مرکز، در سال ۱۴۰۵ موضوع «حافظ در آفرینشهای هنری و ادبی» را بهعنوان محور علمی سیامین یادروز بینالمللی حافظ انتخاب کرده است؛ موضوعی میانرشتهای که از ادبیات و هنرهای تجسمی تا معماری، موسیقی و سینما را دربرمیگیرد.
چنین گسترهای از فعالیتها، نیاز به کتابخانه تخصصی، آرشیو، فضای پژوهش، اتاقهای مطالعه و نشست، امکانات آموزشی و در نهایت فضایی برای نگهداری و عرضه میراث مکتوب و اسنادی مرتبط با حافظ را برجسته میکند.
آیا ساختمان موجود پاسخگوی نیازهای مرکز است؟
ساختمان موجود مرکز حافظشناسی در حافظیه بخشی از ساختار فرهنگی این مجموعه تاریخی است و سالهاست فعالیتهای مرکز در آن دنبال میشود. اما همین وابستگی مکانی، محدودیتهایی را نیز ایجاد میکند.
حافظیه پیش از آنکه یک مرکز پژوهشی باشد، یک مجموعه تاریخی ـ فرهنگی و آرامگاه یکی از مهمترین شاعران زبان فارسی است. بنابراین، توسعه فعالیتهای پژوهشی و آموزشی مرکز باید با ملاحظات حفاظتی، معماری و میراث فرهنگی این مجموعه هماهنگ باشد.
از سوی دیگر، منابع معماری حافظیه نشان میدهند که فضای شمالی مجموعه هماکنون کارکردهای مختلفی از جمله آرامگاه، کتابخانه، مرکز حافظشناسی و فضاهای خدمات فرهنگی را در خود جای داده است.
از این منظر، احداث یک مرکز پژوهشی مستقل در صورت رعایت ضوابط میراث فرهنگی میتواند امکان تفکیک بهتر فعالیتهای پژوهشی از عملکرد عمومی و گردشگری حافظیه را فراهم کند.
پروژهای که نیازمند پاسخ روشن است
اکنون حدود هفت سال از زمانی که خبر اختصاص زمین برای پژوهشکده حافظ منتشر شد میگذرد. در آن زمان از رفع موانع قانونی زمین، طراحی نقشه و رایزنی با معماران سخن گفته شد و قرار بود پس از داوری طرح، ساخت پژوهشکده آغاز شود.
با این حال، در بررسی منابع منتشرشده تا مهرماه ۱۴۰۵، سند یا گزارش معتبری درباره کلنگزنی، تخصیص اعتبار مشخص، انتخاب پیمانکار، صدور مجوز ساخت یا اعلام درصد پیشرفت فیزیکی این پروژه یافت نشد.
از این رو، نمیتوان با استناد به منابع موجود ادعا کرد که پروژه لغو شده است؛ اما به همان اندازه نیز نمیتوان آن را پروژهای در حال ساخت دانست.
آنچه با استناد به اسناد منتشرشده میتوان گفت این است که پروژه پژوهشکده حافظ در سال ۱۳۹۸ در مرحله اختصاص زمین و طراحی قرار داشت و در سالهای اخیر گزارشی رسمی و قابل استناد از عبور آن به مرحله ساخت منتشر نشده است.
در سالهای پس از طرح احداث پژوهشکده حافظ، مسیر دیگری نیز برای توسعه فعالیتهای مرکز مطرح شده است؛ مسیری که این بار به جای احداث ساختمانی مستقل، به استفاده از ظرفیتهای «باغموزه مشاهیر شیراز» مربوط میشد.
بر اساس گزارشی که سفیر ارجان ایران در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ منتشر کرد، جمشید معینی، سرپرست وقت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی فارس، از ایجاد یک کتابخانه تخصصی به وسعت ۱۶۰۰ مترمربع در باغموزه مشاهیر خبر داد و اعلام کرد که نشستهای مرکز حافظشناسی در آینده در این مجموعه برگزار خواهد شددر همان گزارش، زیربنای باغموزه مشاهیر ۴۶۰۰ مترمربع و میزان پیشرفت فیزیکی آن ۷۰ درصد اعلام شده بود.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد در سال ۱۴۰۰، برای آینده فعالیتهای مرکز حافظشناسی تنها یک گزینه مطرح نبوده است. از یک سو، سابقهای از اختصاص زمین در محدوده چهلمقام برای احداث پژوهشکده حافظ و آغاز فرآیند طراحی وجود داشت و از سوی دیگر، استفاده از ظرفیت باغموزه مشاهیر برای استقرار کتابخانه تخصصی و برگزاری نشستهای مرکز حافظشناسی مطرح شده بود.
در واقع، یک پرسش در اینجا شکل میگیرد: نخست اینکه سرنوشت زمین و طرح پژوهشکده حافظ که پیشتر درباره آن سخن گفته شده چه شد؟
از منظر کتاب و پژوهش، چنین فضایی میتوانست بخشی از مشکل کمبود زیرساختهای تخصصی حافظپژوهی را برطرف کند. کتابخانه تخصصی، فضای مطالعه و پژوهش، امکان برگزاری نشستها و دسترسی متمرکز به منابع، میتوانست مکمل فعالیتهای مرکز حافظشناسی باشد و ارتباط میان حافظپژوهی، موزه، کتابخانه و گردشگری ادبی را تقویت کند.
با این حال، اکنون و پس از گذشت بیش از پنج سال از انتشار این خبر، پرسش درباره سرنوشت این وعده نیز همچنان پابرجاست. آیا کتابخانه تخصصی ۱۶۰۰ مترمربعی در باغموزه مشاهیر ایجاد شده است؟ آیا نشستهای مرکز حافظشناسی در این مجموعه برگزار میشود؟ آیا باغموزه مشاهیر به حافظیه متصل شده و آن محور گردشگری فرهنگی شکل گرفته است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت زیرساختهای حافظپژوهی در شیراز ارائه کند؛ زیرا مسئله دیگر فقط «ساختمان مرکز حافظشناسی» نیست، بلکه مجموعهای از وعدهها درباره ایجاد پژوهشکده، کتابخانه تخصصی و فضای پژوهشی حافظ است که باید سرنوشت هر یک از آنها روشن شود.
از این منظر، گزارش حاضر به جای آنکه صرفاً درباره ساختهنشدن یک ساختمان باشد، میتواند به پرسشی بنیادیتر بپردازد: شیراز، بهعنوان شهر حافظ، برای حافظپژوهی چه زیرساخت ماندگاری ایجاد کرده است؟