درختان مقدس در سنتهای ایرانی
سیدامیر سلیمانی رباطی، مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه، در یادداشتی نوشت: از زمانی که روایتهای شفاهی جای خود را به سندهای مکتوب داد، بسیاری از وقایع، آیینها و روایات در بستر سنگها یا تبلتهای گلی در قالب نقش برجسته، لوحهای نوشتاری، آثار یادمانی و مواردی از این قبیل بهعنوان مستند در دسترس باستانشناسان قرار گرفت تا با بررسی و مطالعه همهجانبه، به درکی درست از رویه فرهنگی هر دوره از تاریخ بشر دست پیدا کنند. در این میان، شاید ایدئولوژی فرهنگی یا ساختار آیینی و انگارههای مرتبط با این ساختار، یکی از پیچیدهترین مفهومهای مرتبط با شناخت ادوار مختلف تاریخی، از سپیدهدم شهرنشینی تا دورههای بعد باشد.
ایدئولوژی فرهنگی یا ساختار آیینی در تمدنهای شناختهشده خاورمیانه مانند ایران، بینالنهرین، آسیای صغیر (ترکیه)، کشورهای شمال آفریقا مانند مصر و کشورهای جنوب آسیا با محوریت هند، پاکستان، افغانستان و ترکمنستان، سراسر نماد و مفاهیم نهفته در اشکال تجسمی است و مطالعه پیرامون این موضوع و واکاوی نمادهایی که به ایدئولوژی ختم میشوند، بسیار سخت و بعضاً با احتمالات و نه به قطعیت، به یک فرض یا نظریه محتمل ختم میشود.
در این میان، درختان یکی از نمادهای پرکاربرد و برجسته در میان آثار و بقایای بهجامانده از تمدنهای باستانی است؛ موضوعی که از هر زاویهای به آن نگاه کنیم، وارد ایدئولوژی تمدنها شده است و جنبه تقدس به خود گرفته است. تقدسمحوری درختان در هر کدام از تمدنهای آسیا به پایههای دینی نگاه میکند و در هر کدام از این ادیان، درخت خاصی را بهعنوان نماد و شالوده مقدسمحوری در نظر گرفتهاند. به معنای دیگر، پشت هر نماد، داستانها و روایتهایی نهفته است که طرفداران و وارثان آن مکتب دینی را مجاب به احترام و سعی در حفظ آن باور و تقدسبخشی به آن نماد کرده است و این رویکرد خواهناخواه در بستر سیال فرهنگی، نسل به نسل حفظ و با قدرتی باورنکردنی به وارثان آن باور منتقل میشود؛ این از مهمترین پایهها و عناصر حتمی در ایدئولوژی فرهنگی محسوب میشود.
نمونههای موردی زیادی در فرهنگهای باستانی خاورمیانه، شمال آفریقا، جنوب آسیا، آسیای صغیر و آسیای میانه در کاوشها و پژوهشهای باستانشناختی شناسایی شده و اینها سندی واضحی در نمادسازی، تابو یا حتی توتم در حیطه درختان است که شاید تنها موجود زندهای که همزمان با چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش در ارتباط است، همین درخت باشد. این موضوع علاوه بر ادیان دوران تمدنها، در قرآن کریم نیز اشارات فراوانی به برخی از درختان شده است که مبنا و شالوده ورود به ایدئولوژی فرهنگی را به وضوح فراهم کرده است. اینکه چرا برخی از درختان مقدس شده و وارد حوزه آیین شدهاند، پاسخ واضح و خارج از احتمالی نمیتوان به آن داد، اما در نگاه اول، ویژگی ظاهری برخی درختان (از جمله مدام سبزی و عمر طولانی) و در نگاه دوم، روایتگری برخی دیگر از درختان، این فرض را تقویت میکند که بشر در طول تاریخ با نگاهی آگاهانه، تقدسبخشی به درختان را دنبال کرده است؛ تا حدی که در بسیاری از تمدنهای باستانی، درختی با عنوان «درخت زندگی» دیده میشود.
در نگاه پژوهشگران و محققان، اینگونه استنباط میشود که پس از بررسی همهسویه اسطورهها و هنرهای کهن ایرانی، میتوان گفت مهمترین انگارهای که بنیان اندیشه مردمان این سامان را در درازای دورانها بر آن پایه نهاده است، گیاه زندگی است.
اندیشه اسطورهای بسیار دیرینهای که مبتنی بر ساختار سهگانه کیهان است، اغلب به کمک نگاره درخت بیان میشود. گیاه زندگی یا درخت کیهانی به سه گسترهی آسمان، زمین و دنیای زیرزمین نفوذ میکند؛ چنان که شاخههایش در دانش آسمانی رخنه دارد و ریشههایش تا ژرفای زمین فرو میرود.
درخت، چهار آخشیج را در کنار هم گرد میآورد: آب در شیرهاش جریان دارد، ریشههایش با خاک در هم تنیده است، برگهایش با باد حرکت میکند و آتش از چوبش سر میزند.
درخت در معنای کهنالگویی خود، دلالت دارد بر زندگی کیهان، تداوم آن، رشد و فرایندهای زایشی و باززایی.
در اندیشه کهن، درخت کیهانی گیاه غولپیکری است که رمز آفرینش کیهان است؛ نوک این درخت تمام سقف آسمان را پوشانده، ریشههایش در سرتاسر زمین دویدهاند، شاخههای پهن و ستبرش در پهنه جهان گستردهاند و قلبش جایگاه آتش خورشید است. خورشید و ماه و ستارگان در میان شاخههای این درخت، همچون میوههای سفیر ارجان میدرخشند.
در دورانی که اندیشههای زردشتی بر فرهنگ ایران غالب میشود، درختان و گیاهان زیادی مورد تقدس قرار میگیرند؛ این موضوع بسیار قدیمیتر در فرهنگ حکومتهای بینالنهرین (سومر، اکد، بابل و آشور) دیده میشود و حتی به توازن آن یا کمی قدیمیتر، درختان تجسمی از نفوذ روح خدایان در مصر میشوند.
شاید آشناترین نگارهها از وجود درختان، در نگارههای تختجمشید و آثار بهجامانده از دوره ساسانی مانند نقوش برجسته، نقش ظروف و غیره باشد که همه این موارد دارای ماهیتی ریشهدار و آیینی در فرهنگ ایران بودهاند.
این که چرا درختان مقدس شدهاند و در باور دینی و ایدئولوژیکی مردم رخنه کردهاند، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. یکی از مهمترین آنها نقش برخی گیاهان در مناسک آیینی بوده است؛ مانند هوم، سدر و سرو که در هنگام اجرای مراسم در آتشدان میریختهاند و بوی خوش آن، جنبه ماورایی درخت را در فرهنگ آیینی مردم برجسته میداده است.
دومین دیدگاه، نقش درختان و گیاهان در مسئله آفرینش و کیهان میباشد. به عنوان مثال، درخت هوم (یا هومه) منشأ تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او میروید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی «گزیدههای زاد سپرم»، «آن درخت را میافشاند، آن تخمهای فروریخته را با آب میآمیزد، تیشتر (ایزد باران) آنها را با آب بارانی میستاند، به کشورها میباراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین میروید.
در این میان، شاید سرو و چنار نسبت به سایر درختان از اهمیت بالایی برخوردار بودهاند که عمر طولانی آنها، انگارهی جاودانگی و سپس تقدس را تقویت میکند. در این زمینه، سرو با ظاهر مخروطی و شبیه به آتشی افروخته، نماد آتش مقدس دانسته شده است. به باور زردشتیان، این درخت از بهشت به روی زمین آورده شده و نیاز به نیایش در کنار این درخت از اهمیت بالایی برخوردار است.
در یک تقسیمبندی کلی، درختانی که مقدس شدهاند و یا جنبه روحانی و قدسی به خود گرفتهاند، در سه گروه قرار میگیرند: دردمزار (درختانی که در اماکن مقدس قرار دارند)، درمدار (درختانی که معجزه یا کرامتی نانوشته به آنها نسبت دادهاند) و درپیر (درختان کهنسال و تنومند).
در سراسر ایران این گونه درختان دیده میشوند و کمتر جایی یافت میشود که از درختان مورد احترام را در خود نداشته باشد. این درختان و درختچههای گوناگون در باور عامه مردم دارای ویژگیهای کموبیش یکسانی هستند؛ از جمله اینکه بریدن آنها و حتی شکستن شاخههای آنها سبب نابودی یا زیانهای عمده برای شکننده خواهد داشت. این درختان برآورنده حاجات نیازمندان بودهاند، در دفع امراض و چشمزخم مؤثر میباشند. نیازمندان بر آن دخیل میبندند، پارچه میبندند، نخ گره میزنند و قندیل میآویزند و افسانهها و داستانهای بسیاری در پیرامون آنها نقل میشود.
نکته مهمی که در طبقهبندی درختان مقدس بیشتر به چشم میخورد، این است که یک درخت معمولاً بهخودیخود مقدس نمیشود؛ به معنای دیگر، مقدس شدن درخت یک معلول است و علت را باید در عاملی دیگر جستجو کرد. به عنوان مثال، قرارگیری یک درخت در کنار بارگاه یک امامزاده، عارف و یا شخص مورد احترام، قرارگیری در مجاور قدمگاهها و در وهله دوم، روایتگری فرهنگی نیز در تقدس برخی درختان نقش مهمی دارد.
نمونههای موردی زیادی در سطح استان خراسان جنوبی دیده میشود که دخیلبندی میشوند و با ادای نذر و یا قربانی، طلب حاجت میکنند: درخت انجیرغار قمر در شهرستان بشرویه، درخت بنه مجاور قدمگاه امامزاده علی در شهرستان طبس، درخت چنار زول در شهرستان قائن، درخت سرو فورگ در شهرستان درمیان، درختان بنه زیارتگاه بلنجیر در شهرستان خوسف، درخت بنه بادامک در شهرستان قائن، درخت زرگ در شهرستان بیرجند و بسیاری دیگر از این نمونهها.
روایتگری فرهنگی نیز جنبه دوم قدسی شدن درختان است که بر پایه باورهای منتقلشده از پیشینیان شکل گرفته است؛ هر نقطه جغرافیایی که در آن درختی توسط یک شخص مذهبی کاشته شده و یا محل عبادت یک شخص عارف و بزرگمسلک بوده است. نمونههایی از این قبیل میتوان به درخت سرو ابرقو، درخت چنار تربتجام و بسیاری نمونههای متنوع در پهنه جغرافیای ایران اشاره کرد.
جدای از مسائل فرهنگی که شاید سنگبنای حفظ درختان کهنسال شده و از حوادث به دور ماندهاند، این میراثها بهعنوان بزرگترین منبع ذخایر ژنتیکی، گنجینههای طبیعی و تاریخی یک سرزمیناند که در برابر تغییرات اقلیمی و آفات، مقاومت بالایی نشان دادهاند.
درختان کهنسال بهعنوان منابع ارزشمند اکولوژیکی، در تثبیت خاک، حفظ منابع آبی، کاهش فرسایش و تنظیم چرخههای طبیعی نقش کلیدی دارند. این درختان با ایجاد زیستگاههای منحصربهفرد برای گونههای مختلف جانوری و گیاهی، به افزایش تنوع زیستی کمک میکنند. همچنین، در کاهش آلایندههای هوا، تولید اکسیژن و مقابله با گرمایش جهانی، نقش چشمگیری دارند.
درختان کهنسال علاوه بر اهمیت زیستمحیطی، حامل خاطرات و روایتهای تاریخی بسیاری هستند. برخی از این درختان بهعنوان نمادهای مقدس در فرهنگهای محلی شناخته میشوند و در کنار اماکن مذهبی، باستانی یا مسیرهای تاریخی قرار دارند. این درختان، که گاه شاهد حوادث و تحولات تاریخی بودهاند، میتوانند بهعنوان جاذبههای گردشگری نیز مطرح شوند و به توسعه گردشگری پایدار کمک کنند.
حفاظت از درختان کهنسال تنها با ثبت ملی امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند مشارکت عمومی، آگاهیبخشی و همکاری نهادهای مختلف دولتی و مردمی است. هفته درختکاری فرصتی مناسب برای جلب توجه جامعه به این موضوع و تشویق مردم به حفظ و نگهداری از این سرمایههای ارزشمند است.