یک پیشنهاد روی میز؛ آزمون صداقت برای مدعیان صلح
ایران با اعلام آمادگی برای میانجیگری میان عربستان و یمن، بار دیگر دیپلماسی منطقهمحور و امنیت بومی را در برابر وابستگی به چتر امنیتی بیگانگان قرار داده است؛ رویکردی که میتواند به توقف جنگ، تقویت همگرایی اسلامی و ارتقای نقش غرب آسیا در نظم نوین جهانی کمک کند.
ایران با اعلام آمادگی برای میانجیگری میان عربستان و یمن، بار دیگر دیپلماسی منطقهمحور و امنیت بومی را در برابر وابستگی به چتر امنیتی بیگانگان قرار داده است؛ رویکردی که میتواند به توقف جنگ، تقویت همگرایی اسلامی و ارتقای نقش غرب آسیا در نظم نوین جهانی کمک کند.
سفیر ارجان-گروه سیاسی : اشتباه محاسباتی در شناخت توان یمنیها و دلبستن به چتر امنیتی وعدهدادهشده از سوی بیگانگان، زمینهساز تداوم حملات عربستان سعودی به یمن و پاسخ انصارالله و ارتش یمن در چارچوب حق دفاع مشروع شده است. تداوم جنگ میان دو کشور اسلامی، جز تأمین منافع رژیم صهیونیستی و دشمنان جهان اسلام، دستاوردی ندارد. از همین رو، ایران با تکیه بر گفتمان امنیت بومی و دیپلماسی منطقهمحور، همچون سالهای گذشته، ابتکار گفتوگو میان عربستان و یمن را دنبال میکند.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگو با فیصل بنفرحان، همتای سعودی خود، ضمن ابراز نگرانی از تشدید تنشها تأکید کرد اصرار بر رویکرد نظامی و بیتوجهی به راهحل سیاسی، وضعیت موجود را پیچیدهتر خواهد کرد. وی آمادگی ایران را برای هرگونه مساعدت بهمنظور آغاز گفتوگو میان عربستان و یمن و دستیابی به راهحل سیاسی اعلام کرد. این موضع، افزون بر بازتاب نگاه واقعبینانه تهران، فرصتی برای کشورهای منطقه است تا با اتکا به ظرفیتهای خود، امنیت بومی را جایگزین وابستگی به بیگانگان کنند و در نظم نوین جهانی نقشآفرین باشند.
تهران همواره روابط همهجانبه با ریاض را در راستای منافع دو کشور، منطقه و جهان اسلام ارزیابی کرده است. پس از هفت سال، استقبال ایران از ابتکار چین برای رفع سوءتفاهمها به تفاهم پکن انجامید؛ مسیری که اهمیت گفتوگو و اراده سیاسی را در کاهش تنشها نشان داد.
شهید دریاسالار علی شمخانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، درباره این تفاهم تصریح کرد: «رفع سوءتفاهمها و نگاه رو به آینده در روابط تهران-ریاض، قطعاً توسعه ثبات و امنیت منطقهای و افزایش همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس و جهان اسلام را برای مدیریت چالشهای موجود بهدنبال خواهد داشت.»
دیدارهای متعدد مقامهای دو کشور در سالهای اخیر نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. ایران حتی در جریان جنگ رمضان، با وجود تنشهای گسترده، عربستان را هدف قرار نداد و حملات خود را متوجه پایگاهها، منافع و اهداف آمریکا کرد. اعلام آمادگی کنونی تهران برای تسهیل گفتوگوی ریاض و صنعا نیز ادامه همین رویکرد تعاملمحور و نشانهای از تلاش برای تقویت همگرایی میان همسایگان است.
رسانهها و مخالفان همگرایی منطقهای، با تکرار ادعای «نیابتی» و واژهسازیهای جهتدار، میکوشند سناریوی برادر علیه برادر و تقابل عرب و عجم را بازتولید کنند؛ حال آنکه این برچسبها واقعیت اراده ملتها را تغییر نمیدهد. تفاوت بنیادین نگاه ایران با نظام سلطه، در تأکید بر استقلال، حسن همجواری و پیشرفت همگانی در برابر بهرهکشی از کشورها و جریانها برای تأمین منافع بیگانگان است. مبارزه ایران با داعش و همکاریهای فنی و علمی نیز جلوههایی از این رویکرد بهشمار میروند.
شکلگیری جریانهای مقاومت مردمی در عراق، لبنان، فلسطین و یمن، در بستر مقابله با اشغالگری، تجاوز و ساختارهای وابسته به بیگانگان، نشاندهنده نقش ارادههای بومی است. فروکاستن این جریانها به نیروهای نیابتی ایران، نادیدهگرفتن خواست استقلالطلبانه ملتها و تکرار همان طراحیای است که با تحقیر ملتها، درصدد شکستن اراده آنان است.
ایران از آغاز حملات نظامی عربستان و متحدان منطقهای آن به یمن که با حمایت غرب انجام می شود، راهکار نظامی را مسیری شکستخورده و راهحل سیاسی را تنها گزینه پایدار دانسته است. ابتکار چهارمادهای تهران، شامل توقف فوری تجاوز، ارسال کمکهای ضروری و انساندوستانه، گفتوگوی ملی با مشارکت همه گروههای یمنی و تشکیل دولت آشتی ملی، همچنان میتواند مبنایی واقعبینانه برای آغاز مذاکرات باشد.
تحولات اخیر نیز هزینه اتکا به چتر امنیتی آمریکا را آشکار کرده است: جنگ رمضان و آنچه خیانت آمریکا به کشورهای عربی در چارچوب اولویتدادن به رژیم صهیونیستی ارزیابی میشود؛ آسیبپذیری پایگاهها و نیروهای آمریکایی؛ تداوم فاجعه انسانی غزه و ناکامی سازوکارهای ادعایی صلح؛ توافق گازوئیلی واشنگتن با روسیه و پیامدهای آن برای اروپا و اوکراین؛ و بحران تنگه هرمز در پی رفتارهای تنشزای آمریکا. این تحولات ضرورت بازنگری در وابستگی امنیتی و تقویت همکاریهای منطقهای را برجسته میکند.
کارنامه دیپلماتیک ایران نیز به ابتکار یمن محدود نیست. استقبال از میانجیگری قطر، پاکستان و عمان برای پایان جنگ، پیشنهاد صلح هرمز و نشست همسایگان خلیج فارس و دریای عمان، میزبانی از گروههای افغانستانی برای نزدیکسازی دیدگاهها، مذاکره برای بهبود امنیت عراق و تأکید بر پایان جنگ در همه جبههها در چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد، بخشی از این تلاشهاست.
امروز ایران، در کنار اتکا به نیروهای مسلح و مدیریت هوشمند تنگه هرمز، ظرفیت دیپلماسی را نیز برای کاهش تنشها بهکار گرفته است. پیشنهاد عراقچی درباره یمن و عربستان، نمونهای روشن از این رویکرد است. بهرهگیری کشورهای منطقه از چنین ظرفیتهایی میتواند به پایان جنگ، تقویت امنیت بومی و افزایش نقشآفرینی غرب آسیا در نظم نوین جهانی بینجامد.
آینده ایران را نمیتوان براساس یک رخداد نظامی یا یک توافق سیاسی پیشبینی کرد. آینده کشور حاصل برآیند مجموعهای از عوامل است؛ وضعیت اقتصاد، میزان انسجام اجتماعی، کیفیت حکمرانی، روابط خارجی و مهمتر از همه، میزان اعتماد مردم به ساختار تصمیمگیری. ایران امروز هم با تهدیدهای جدی مواجه است و هم فرصتهایی در اختیار دارد و نحوه استفاده از این فرصتها به توان کشور در تقویت همزمان ظرفیتهای داخلی و خارجی بستگی دارد.
نشست اضطراری ریاض برای بررسی جنگ یمن، در حالی برگزار میشود که تکیه بر راهکار نظامی میتواند ائتلاف مکه را وارد بازی آمریکا و رژیم صهیونیستی کند؛ مسیری که بهجای امنیت، تشدید بحران و بستهتر شدن بابالمندب را در پی دارد.
وزیر خارجه عربستان از تلاشها برای کاهش تنش در منطقه، بهویژه تلاشهای قطر و پاکستان، حمایت کرد و گفت که این اقدامات میتواند به بازگشت ثبات کمک کند.