شمس تبریزی میتواند خوی را به قطب گردشگری ادبی و عرفانی ایران تبدیل کند
بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون با تاکید بر ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی بازگشایی بارگاه شمس تبریزی در خوی، تجربه توسعه گردشگری قونیه با محوریت مولانا را الگویی قابل تأمل دانست و تصریح کرد: پیوند شمس و مولانا میتواند زمینهساز تقویت گردشگری ادبی ایران، گسترش همکاریهای فرهنگی با ترکیه و رونق پایدار اقتصاد محلی باشد.
بهزاد خداویسی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به اهمیت بازگشایی بارگاه شمس تبریزی در شهر خوی، این رویداد را فرصتی برای بازتعریف جایگاه این شهر در جغرافیای گردشگری فرهنگی و ادبی ایران دانست و گفت: بازگشایی بارگاه شمس تبریزی در شهر خوی میتواند تأثیر مهمی بر گردشگری فرهنگی و ادبی ایران داشته باشد، بهویژه از آن رو که نام شمس با مولانا و یکی از مهمترین پیوندهای عرفان و ادبیات فارسی گره خورده است.
او با بیان اینکه ظرفیتهای این رویداد فراتر از برگزاری یک مراسم فرهنگی است، افزود: معرفی هدفمند بارگاه شمس تبریزی میتواند به افزایش شمار گردشگران داخلی و خارجی، رونق کسبوکارهای محلی، تثبیت هویت گردشگری خوی و توسعه تعاملات فرهنگی و گردشگری ایران و ترکیه منجر شود؛ مشروط بر آنکه این ظرفیتها در قالب برنامهای منسجم و بلندمدت مورد بهرهبرداری قرار گیرند.
خداویسی با تاکید بر ضرورت پیوند میان جاذبههای فرهنگی و منافع اقتصادی جوامع محلی اظهار کرد: افزایش سفر به خوی میتواند فرصتهای تازهای برای هتلها، اقامتگاهها، رستورانها، راهنمایان گردشگری و سایر کسبوکارهای محلی ایجاد کند، اما تحقق این هدف مستلزم آن است که سفر به این شهر به بازدیدی کوتاه و گذرا محدود نماند و با توسعه زیرساختهای اقامتی، معرفی دیگر جاذبههای تاریخی و فرهنگی و طراحی برنامههای متنوع بازدید، زمینه ماندگاری بیشتر گردشگران فراهم شود.
او با اشاره به تجربه قونیه در بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی مرتبط با مولانا ادامه داد: سال ۱۳۷۸ برای ساخت فیلمی درباره مولانا به ترکیه رفتم و پس از آن نیز چندین بار به این کشور سفر کردم. بهوضوح میدیدم که گردشگری ترکیه و امکانات رفاهی آن، با محوریت حضور مقبره مولانا، بهشدت گسترش یافته و هتلهای متعددی به ظرفیت اقامتی این شهر اضافه شدهاند.
این بازیگر با بیان اینکه تجربه قونیه نشان میدهد چگونه یک شخصیت فرهنگی میتواند به یکی از محورهای هویت گردشگری یک شهر تبدیل شود، خاطرنشان کرد: خوی نیز از چنین ظرفیتی برخوردار است و میتواند با تکیه بر جایگاه تاریخی و معنوی شمس تبریزی، به مقصدی شناختهشده برای علاقهمندان ادبیات فارسی، عرفان و میراث معنوی ایران تبدیل شود.
خداویسی همچنین حضور مقامهای ترکیه در مراسم بازگشایی بارگاه شمس تبریزی را فرصتی برای تقویت مناسبات فرهنگی و گردشگری دو کشور ارزیابی کرد و گفت: پیوند تاریخی و فکری شمس و مولانا میتواند زمینهای برای تعریف برنامههای مشترک میان خوی و قونیه فراهم کند، برنامههایی که از همکاریهای فرهنگی و هنری تا طراحی مسیرهای گردشگری ادبی و معرفی مشترک میراث عرفانی ایران و منطقه امتداد یابد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو، با تشریح جایگاه شمس تبریزی در تحول ادبیات فارسی، تأثیر او را بر شعر مولانا و جریان عرفان ادبی ایران، تأثیری عمیق و عمدتا غیرمستقیم توصیف کرد و گفت: شمس دیوان اشعار ندارد، اما مولانا را به سمت زبانی کاملاً شخصی، عارفانه و پرشور سوق داد. شمس باعث شد عرفان ایرانی از حالت صرفاً آموزشی خارج شود و به تجربهای زیسته، انسانی و شاعرانه نزدیکتر شود.»
این بازیگر با اشاره به دگرگونیهای زبان شعر فارسی پس از پیوند فکری و معنوی مولانا و شمس افزود: آشنایی مولانا با شمس را میتوان یکی از نقاط عطف شکلگیری زبان شورمند و درونی او دانست؛ زبانی که در آن حیرت، فراق، وجد، تضادهای روحی و تجربههای شخصی انسان جایگاهی برجسته پیدا میکنند. در این مسیر، شعر از محدود ماندن به برخی قالبها و کارکردهای رسمی فاصله گرفت و امکان تازهای برای بیان تجربههای پیچیده انسانی و معنوی فراهم شد.
خداویسی با تاکید بر اینکه میراث شمس را نباید تنها در زندگی شخصی مولانا جستوجو کرد، اظهار کرد: اهمیت شمس در این است که به تجربه درونی، شهود و شور انسانی مجال بیشتری برای حضور در زبان ادبی داد. این رویکرد در سنت عرفانی و شعر فارسی بازتاب یافت و میتوان ردپای امتداد برخی از این ظرفیتهای فکری و عاطفی را در آثار شاعران دورههای بعد نیز بررسی کرد.
او ادامه داد: شمس به ادبیات فارسی جرأت داد از قالبهای رسمی فاصله بگیرد و به تجربه درونی و شخصی بها بدهد؛ گویی برای احساسات، تردیدها و شور انسانی مشروعیت تازهای ایجاد کرد. همین نگاه به شعر فارسی امکان داد چندصداتر و عمیقتر شود و حساسیت زبانی نسبت به عاطفه و شهود افزایش یابد.
این بازیگر با اشاره به امکان بررسی نسبت میان میراث عرفانی و شعر معاصر افزود: به باور من، میتوان میان این جسارت در بیان تجربه شخصی و برخی گرایشهای شعر نو نیز پیوندهایی برقرار کرد؛ زیرا توجه به جهان درونی انسان و فاصله گرفتن از زبان تثبیتشده، از ظرفیتهایی است که در دورههای مختلف ادبیات فارسی بازتاب یافته است. از این منظر، میراث شمس میتواند یکی از زمینههای تأمل درباره پیوند عرفان کلاسیک با حساسیتهای ادبی دوران جدید باشد.
خداویسی در ادامه با اشاره به تجربههای سینمایی خود در زمینه زندگی و اندیشه مولانا گفت: دو فیلم درباره زندگی مولانا ساختم؛ یکی را در سال ۱۳۷۸ در شهر قونیه و دیگری را در قالب مستندی با نام «رقص عشق» کارگردانی کردم. فیلم «دربست مولوی» نیز از دیگر آثارم در این زمینه بود.
او درباره ایده شکلگیری فیلم «دربست مولوی» توضیح داد: در این اثر، تاکسیای از پل رومی تا خیابان مولوی مسافران را سوار میکرد و راننده در طول مسیر با آنها درباره مولانا صحبت میکرد. این فیلم در جشنوارههای داخلی و خارجی جوایزی دریافت کرد.
این بازیگر در پایان با تاکید بر اهمیت توجه به ظرفیتهای مغفولمانده میراث فرهنگی و ادبی ایران خاطرنشان کرد: معرفی شخصیتهایی مانند شمس و مولانا، زمانی میتواند به نتایج ماندگار فرهنگی و اقتصادی منجر شود که از سطح رویدادهای مقطعی فراتر رود و در قالب برنامهای پیوسته برای تولید آثار هنری، توسعه گردشگری، تقویت زیرساختها و ارتباط مؤثر با مخاطبان ایرانی و جهانی دنبال شود. بازگشایی بارگاه شمس تبریزی میتواند نقطه آغاز چنین مسیری برای خوی باشد؛ مسیری که در آن میراث معنوی ایران نهتنها پاس داشته میشود، بلکه به فرصتی برای معرفی هویت فرهنگی کشور و رونق پایدار مقصدهای گردشگری تبدیل خواهد شد.