برای عبور از شهر، فقط عصای سفید کافی نیست!
از محدودیتهای خانوادگی و موانع شهری تا مشکلات آموزش و معیشت؛ افراد نابینا برای زندگی مستقل، بیش از دلسوزی به فرصت برابر و دسترسپذیری نیاز دارند.
سفیر ارجان - گروه جامعه: جهان برای همه یکسان نیست؛ برای بعضیها، شناخت دنیا از نگاه کردن شروع نمیشود، بلکه از لمسها، صداها و تصویرهایی آغاز میشود که در ذهن خود پرورش میدهند.
در کشور ما، حدود یک میلیون نفر از شهروندان با نابینایی زندگی میکنند؛ افرادی که چالشهایشان فقط به ندیدن محدود نمیشود، بلکه گاهی از خانه و خانواده آغاز میشود و تا خیابانها، حملونقل عمومی، مراکز آموزشی، خدمات اجتماعی و فضاهای فرهنگی ادامه پیدا میکند.
عبور از خیابانی که رانندگان به عصای سفید توجهی نمیکنند، حرکت در پیادهروهایی که با موانع مختلف مسدود شدهاند یا مراجعه به مراکزی که امکان استفاده مستقل از خدمات را فراهم نکردهاند، تنها بخشی از دشواریهایی است که افراد نابینا در زندگی روزمره با آن روبهرو هستند؛ دشواریهایی که در بسیاری از موارد، نه از نابینایی، بلکه از دسترسپذیر نبودن محیط و بیتوجهی به نیازهای این افراد ناشی میشود.
۲۳ مهرماه، برابر با ۱۵ اکتبر، روز جهانی نابینایان است؛ روزی که با عنوان روز عصای سفید نیز شناخته میشود و فرصتی برای توجه به حقوق، توانمندیها و مطالبات افرادی است که همچون دیگر شهروندان، حق دارند مستقل زندگی کنند، در جامعه حضور داشته باشند و از امکانات شهری و اجتماعی بهرهمند شوند.
اما پرسش اینجاست که شهر، خانواده و جامعه ما تا چه اندازه برای حضور مستقل افراد نابینا آمادهاند؟ آیا آنچه امروز بهعنوان حمایت از این افراد شناخته میشود، واقعاً به افزایش استقلال آنها کمک میکند یا گاهی ناخواسته به محدودیتهایشان میافزاید؟
برای بررسی این چالشها، از موانع خانوادگی و شهری تا مشکلات آموزشی، فرهنگی و معیشتی افراد نابینا، با امیر سرمدی، عضو هیئتمدیره و مدیر روابط عمومی انجمن نابینایان ایران ، عضو هیئتمدیره کانون افراد دارای معلولیت شهرداری تهران و دبیر منطقه یک این کانون گفتوگو کردهایم.
خانواده؛ نخستین مانع یا نخستین حامی استقلال؟
بخشی از چالشهای افراد نابینا از محیط خانه و نوع نگاه خانواده به معلولیت آغاز میشود؛ جایی که حمایت بیش از اندازه، گاهی به محدود شدن فرصت تجربه و یادگیری میانجامد.
سرمدی با اشاره به مشکلات درونخانوادگی افراد نابینا میگوید: بسیاری از خانوادههای افراد نابینا با مشکل پذیرش معلولیت فرزندشان روبهرو هستند. همین مسئله باعث میشود که به خیال خودشان بخواهند به فرد دارای آسیب بینایی کمک کنند، اما این کمک بیش از اندازه گاهی باعث میشود این افراد در انجام کارهای شخصی و دستیابی به استقلال فردی موفق نباشند.
وی معتقد است این مسئله در میان دختران نابینا بیشتر دیده میشود و توضیح میدهد: خانواده اجازه نمیدهد دخترشان مهارتهای زندگی را یاد بگیرد و نمیگذارد وارد جامعه شود و بتواند بهتنهایی در سطح شهر تردد کند.
به گفته سرمدی، چنین محدودیتهایی در سالهای بعد زندگی نیز تأثیر میگذارد و ممکن است فرصتهای تحصیل، اشتغال و ازدواج را از فرد بگیرد.
وی میگوید: وقتی فرد مهارتهای اولیه را یاد نگرفته و نمیتواند بهتنهایی در سطح جامعه تردد کند، طبیعتاً بخشی از فرصتهای زندگی از او گرفته میشود. این یکی از چالشهای اصلی درونخانوادگی است.
موضوع ازدواج افراد دارای آسیب بینایی نیز از دیگر مسائلی است که به گفته این فعال حوزه نابینایان، گاهی با مقاومت خانوادهها روبهرو میشود. افرادی که به درجهای از استقلال رسیدهاند، معمولاً تمایل دارند با فرد نابینا یا کمبینا ازدواج کنند؛ برای مثال، یک فرد نابینا با فرد کمبینا یا دو فرد نابینا با یکدیگر ازدواج کنند.اما گاهی خانوادهها در برابر این تصمیم مقاومت میکنند و نمیتوانند به انتخاب فرزندشان اعتماد کنند؛ درحالیکه سرمدی معتقد بود ، مسئولیت تصمیمگیری باید بر عهده خود آن دو نفر باشد.
سرمدی با اشاره به تجربه زوجهای نابینا میگوید: اگر این افراد در دوران زندگی خود مهارتهای اولیه را آموخته باشند، میتوانند زندگی مستقلی داشته باشند. ما امروز زوجهای نابینای زیادی داریم که با یکدیگر زندگی میکنند و به کمک فناوری، بسیاری از چالشهای پیش روی خود را برطرف کردهاند. حتی فرزند دارند و بهراحتی زندگی میکنند.
به گفته وی، این تجربهها میتواند برای خانوادههایی که نگاه منفی به ازدواج افراد دارای آسیب بینایی بایکدیگر دارند، قابل توجه باشد.
از پیادهروهای ناایمن تا متروهای دسترسناپذیر
پس از خانواده، محیط شهری یکی از مهمترین عواملی است که میتواند استقلال افراد نابینا را تقویت کند یا آن را به چالش بکشد. پیادهروهای مسدود، موانع پیشبینینشده، خودروهای پارکشده در مسیر عبور و رعایت نشدن حقوق عابران نابینا، رفتوآمد روزمره این افراد را دشوار میکند.
سرمدی با اشاره به اینکه اصطلاح «شهر دسترسپذیر» در سالهای اخیر بارها از سوی مسئولان مطرح شده است، میگوید: واقعیت این است که ما، دستکم در تهران که زندگی میکنیم، با یک شهر دسترسپذیر برای افراد دارای معلولیت فاصله داریم؛ هرچند ممکن است وضعیت تهران در مقایسه با میانگین برخی شهرها و استانهای دیگر بهتر باشد.
وی با بیان اینکه مبلمان شهری برای گروههای مختلف افراد دارای معلولیت استانداردهای لازم را ندارد، تأکید میکند: در سالهای اخیر تلاشهای زیادی صورت گرفته، اما هنوز فاصله معناداری داریم تا بتوانیم بگوییم معابر شهری برای افراد نابینا و کمبینا دسترسپذیر هستند.
به گفته سرمدی، گاهی اقدامات اجرایی در سطح شهر، بهجای تسهیل رفتوآمد، موانع بیشتری ایجاد میکند. برای مثال، سکوهای سیمانی که در تقاطع برخی پیادهروها با خیابانها قرار داده میشوند، میتوانند هنگام عبور فرد نابینا با عصای سفید مشکلساز شوند.
وی توضیح میدهد: وقتی فرد نابینا میخواهد با عصای سفید از پیادهرو عبور کند، ممکن است عصا یا پای او به این سکوها برخورد کند و آسیب ببیند. این سکوها را با این توجیه قرار میدهند که موتورسیکلت وارد پیادهرو نشود، درحالیکه موتورسیکلت بهراحتی از آنها عبور میکند و در عمل، مانعی برای فرد نابینا ایجاد شده است.
قانونی که در خیابان اجرا نمیشود
یکی دیگر از مشکلات، بیتوجهی رانندگان به حقوق افراد نابینا هنگام عبور از خیابان است؛ موضوعی که به گفته سرمدی، در کنار نبود فرهنگسازی کافی، میتواند خطرات جدی به همراه داشته باشد.
وی با اشاره به مقررات مربوط به عصای سفید میگوید: طبق قانون، عصای سفید فرد نابینا هنگام عبور از خیابان، حکم چراغ قرمز را دارد و رانندگان موظفاند در برابر فرد نابینایی که با عصای سفید قصد عبور دارد، توقف کنند. حتی برای رعایت نکردن این موضوع، جریمه نیز در نظر گرفته شده است.
بااینحال، سرمدی معتقد است وقتی این قانون رعایت نمیشود و فرهنگسازی لازم از سوی صداوسیما صورت نمیگیرد، افراد نابینا در تردد شهری با مشکل مواجه میشوند.
وی یادآور میشود که بسیاری از مردم نمیدانند یک فرد نابینا هنگام تردد بهتنهایی در سطح شهر ممکن است چندین دقیقه معطل شود تا بتواند از یک خیابان عبور کند؛ وضعیتی که علاوه بر دشواری، خطراتی نیز برای او به دنبال دارد.
به گفته سرمدی، مشکلات فقط به عبور از خیابان محدود نمیشود. بارها خودروها در تقاطعها، درست در محل عبور عابران یا مقابل پلی که روی جوی آب قرار دارد، پارک میکنند و مسیر رفتوآمد را میبندند.
قرار دادن بساط مغازهداران و دستفروشان در وسط پیادهرو، سایبانهای غیراستاندارد با ارتفاع کم و داربستهایی که میلههای آهنی آنها با فوم یا پوشش مناسب محافظت نشدهاند، از دیگر موانعی است که ممکن است هنگام تردد به افراد نابینا آسیب برساند.
این مشکلات در حملونقل عمومی نیز دیده میشود. سرمدی با اشاره به وضعیت مترو میگوید بلندگوهایی که نام ایستگاهها را اعلام میکنند، گاهی خاموش هستند یا نام ایستگاه را اشتباه اعلام میکنند. در چنین شرایطی، فرد نابینا یا کمبینا که امکان خواندن نام ایستگاه از روی تابلوها را ندارد، برای تشخیص موقعیت خود با مشکل روبهرو میشود.
وی تأکید میکند که مشکلات دسترسپذیری به افراد نابینا محدود نیست و سایر گروههای افراد دارای معلولیت نیز با موانع مشابهی مواجهاند؛ برای مثال، در برخی ایستگاهها یا فضاهای شهری آسانسور وجود ندارد و فردی که از ویلچر استفاده میکند، عملاً نمیتواند از امکانات آن مکان بهرهمند شود.
خدمات عمومی و اینترنتی؛ استقلالی که هنوز کامل نشده است
استقلال افراد نابینا فقط به امکان رفتوآمد در شهر محدود نمیشود. آنها باید بتوانند هنگام مراجعه به بانکها، سازمانها، مراکز خرید و وبسایتهای خدماتی نیز کارهای شخصی خود را بدون وابستگی غیرضروری به دیگران انجام دهند.
سرمدی با اشاره به ضرورت دسترسپذیر شدن خدمات عمومی میگوید: وقتی افراد نابینا وارد یک سازمان یا نهاد میشوند، باید این امکان را داشته باشند که کارهای شخصی خود را بهصورت مستقل انجام دهند. برای مثال، در بانکها و مراکز خرید میتوان امکاناتی در نظر گرفت تا افراد نابینا بتوانند هنگام مراجعه، فرمها را خودشان تکمیل کنند.
وی در همین زمینه به تجربه «سامانه خدمات بانکی نابینایان» اشاره میکند که انجمن نابینایان ایران با همکاری یکی از شرکتها طراحی کرده بود.
این سامانه به افراد نابینا امکان میداد هنگام مراجعه به شعب بانک، فرمهای بانکی را بهصورت صوتی تکمیل کنند. پس از تکمیل فرم، اطلاعات به چاپگر باجه ارسال میشد و نسخه چاپی در اختیار کارمند بانک قرار میگرفت. فرد نابینا نیز مطابق مقررات بانک، مهر، امضا یا اثر انگشت خود را روی برگه ثبت میکرد.
به این ترتیب، فرایند تکمیل فرم از طریق سامانه و بهصورت مستقل انجام میشد؛ اما به گفته سرمدی، این سامانه در شعب بانکهای کشور گسترش بیشتری پیدا نکرد.
در مراکز خرید و فروشگاهها نیز میتوان سازوکارهایی در نظر گرفت تا افراد نابینا، از جمله زوجهای نابینایی که برای خرید مراجعه میکنند، به اقلام فروشگاه دسترسی داشته باشند و بتوانند قیمت محصولات را تشخیص دهند و بخوانند.
سرمدی معتقد است بسیاری از این فرایندها را میتوان به شکلی طراحی کرد که افراد نابینا بدون نیاز به کمک دیگران آنها را انجام دهند.
خدمات اینترنتی هم باید دسترسپذیر باشند
گسترش فناوریهای دیجیتال فرصتهای تازهای برای افزایش استقلال افراد نابینا فراهم کرده است؛ بااینحال، بهرهمندی از این فرصتها به رعایت استانداردهای دسترسپذیری در طراحی وبسایتها و نرمافزارها وابسته است.