بحران خلیج فارس و تنگه هرمز چگونه ذخایر راهبردی نفت آمریکا را به مرز هشدار رسانده است؟
در پایان ماه سپتامبر، ذخایر راهبردی نفت آمریکا حدود ۲۸۳ میلیون بشکه بود که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۲ به شمار میرود. این ذخایر در حالی وارد جنگ با ایران شد که تنها حدود یکچهارم از نفت خارجشده در سال ۲۰۲۲ را دوباره جایگزین کرده بود. پست بحران خلیج فارس و تنگه هرمز چگونه ذخایر راهبردی نفت آمریکا را به مرز هشدار رسانده است؟ اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.
به گزارش سفیر ارجان ، بحران خلیج فارس و اختلال در انتقال نفت از تنگه هرمز، ذخایر راهبردی نفت آمریکا را در موقعیتی حساس قرار داده است. در شرایطی که درگیریها عرضه جهانی نفت را تحت فشار گذاشتهاند، ذخایر اضطراری آمریکا نیز به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۲ رسیدهاند.
بر اساس گزارش اویلپرایس، موجودی این ذخایر در پایان سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۲۸۳ میلیون بشکه بود. این وضعیت نگرانیهایی را درباره توان واشینگتن برای مقابله با ادامه بحران خلیج فارس و مدیریت شوکهای احتمالی آینده در بازار انرژی افزایش داده است.
اهمیت این مساله از آنجا ناشی میشود که تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است. هرگونه اختلال در عبور نفتکشها از این گذرگاه میتواند عرضه جهانی را کاهش دهد، قیمتها را افزایش دهد و کشورهای مصرفکننده را به استفاده از ذخایر اضطراری خود وادار کند. با این حال، برداشت سریع از ذخایر به معنای امکان بازسازی سریع آنها نیست. آمریکا اکنون با چالشی روبهرو است که در آن بازگشت نفت به مخازن به وضعیت بازار جهانی، توان عملیاتی تاسیسات و تامین منابع مالی وابسته است.
ذخایر آمریکا پیش از بحران جدید نیز تضعیف شده بود
ذخایر راهبردی نفت آمریکا در سال ۱۹۷۵ و پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ ایجاد شد تا این کشور بتواند در صورت وقوع جنگ، تحریم یا اختلال در واردات، بخشی از نیازهای خود را از منابع اضطراری تامین کند. موجودی این ذخایر در پایان سال ۲۰۰۹ به حدود ۷۲۶.۶ میلیون بشکه رسید، اما در سال ۲۰۲۲ و پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، دولت آمریکا ۱۸۰ میلیون بشکه نفت از آن آزاد کرد.
گرچه پس از آن مقداری نفت خریداری شد و بخشی از فروشهای برنامهریزیشده لغو شد، ذخایر هرگز به سطح پیشین بازنگشت. موجودی آنها در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱۳.۵ میلیون بشکه بود. بنابراین، آمریکا در آستانه تشدید بحران خلیج فارس نیز با ذخایری بسیار کمتر از ظرفیت خود وارد میدان شد.
در پی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفندماه سال ۱۴۰۴ و اختلال گسترده در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، واشنگتن در ماه مارس با آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت در چارچوب برنامهای هماهنگشده با آژانس بینالمللی انرژی موافقت کرد. این اقدام بخشی از برنامه آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر کشورهای مشارکتکننده بود که با هدف کاهش فشار بر بازار جهانی انجام شد.
باید گفت ذخایر راهبردی نفت آمریکا (SPR) با تامین اضطراری نفت هنگام جنگ، تحریم یا اختلال عرضه، به مهار کمبود جهانی و جهش قیمتها کمک میکند و اهمیت این ذخایر تنها برای آمریکا نیست. کاهش این ذخایر، توان آمریکا برای آرامکردن بازار را محدود میکند و ریسک نوسان قیمت نفت را برای همه کشورها افزایش میدهد.
قراردادهای معاوضه نفت و چالش بازسازی ذخایر
وزارت انرژی آمریکا برای جلوگیری از کاهش بیشتر ذخایر، بهجای فروش مستقیم نفت، قراردادهای معاوضه را به کار گرفته است. بر اساس این سازوکار، شرکتها نفت را اکنون دریافت میکنند و در آینده باید همان مقدار را بهعلاوه درصدی اضافه بازگردانند. نرخ اضافهبهای برخی قراردادها به ۲۸ درصد رسیده است و برآورد میشود در صورت اجرای کامل برنامه، حدود ۴۰ میلیون بشکه نفت اضافی به ذخایر بازگردد.
با این حال، اجرای این برنامه به شرایط بازار وابسته است. اگر اختلاف قیمت نفت برای تحویل فوری و آینده کاهش یابد، شرکتها انگیزه کمتری برای مشارکت خواهند داشت. در ماه ژوئن، از ۴۰ میلیون بشکه نفت عرضهشده برای معاوضه، تنها ۵۰۰ هزار بشکه به شرکت ویتول واگذار شد. وزارت انرژی در ۲۹ سپتامبر این حجم را دوباره عرضه کرد و طبق گزارش اویلپرایس، تحویل آن برای ماههای نوامبر و دسامبر برنامهریزی شد.
مشکل دیگر، زمان طولانی بازپرداخت است. حدود ۱۳۳ میلیون بشکه نفت از طریق قراردادهای معاوضه خارج شده و بازگرداندن آنها به دسترسی شرکتها به نفت کافی در آینده بستگی دارد. برخی از موعدهای بازپرداخت نیز تا اواخر سال ۲۰۲۸ ادامه دارند. بنابراین، حتی اگر بحران خلیج فارس فروکش کند، بازسازی ذخایر آمریکا همچنان زمانبر خواهد بود.
خطر کاهش ذخایر به زیر سطح عملیاتی ایمن
یکی از نگرانیهای اصلی، کاهش موجودی ذخایر به محدودهای است که ادامه فعالیت مطمئن را دشوار میکند. وزارت انرژی آمریکا حداقل فیزیکی موردنیاز برای ادامه کار را حدود ۷۰ میلیون بشکه میداند، اما برخی کارشناسان معتقدند که سطح عملیاتی ایمن بسیار بالاتر است.
آنطور که اویلپرایس مدعی شده، برآورد برخی متخصصان مهندسی نفت نشان میدهد که ذخایر کمتر از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون بشکه میتواند نگرانیهایی درباره سلامت ساختاری غارهای نمکی و توان استخراج نفت ایجاد کند. کنگره نیز برای برخی برداشتهای اضطراری محدود، حداقل قانونی ۲۵۲.۴ میلیون بشکه را تعیین کرده است.
وزارت انرژی پیشبینی کرده است که پس از تحویل کامل نفت برنامهریزیشده، موجودی ذخایر ممکن است به حدود ۲۴۳ میلیون بشکه برسد. این سطح، نگرانیها درباره کاهش حاشیه اطمینان آمریکا در برابر اختلالات جدید در عرضه نفت را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، ذخایر به سرعت قابلیت پرشدن ندارند. ظرفیت اسمی برداشت از ذخایر حدود ۴.۴۱۵ میلیون بشکه در روز است، در حالی که ظرفیت اسمی پر کردن آن تنها ۷۸۵ هزار بشکه در روز برآورد میشود. مشکلات فنی و فرسودگی زیرساختها نیز باعث شده است عملکرد واقعی از این ظرفیتها پایینتر باشد.
هزینه ۲۰ میلیارد دلاری بازسازی ذخایر
حتی اگر تمام نفت واگذارشده در قالب قراردادهای معاوضه بازگردد و اضافهبهای پیشبینیشده نیز دریافت شود، موجودی ذخایر آمریکا به حدود ۴۵۵ میلیون بشکه خواهد رسید. این میزان هنوز فاصله زیادی با ظرفیت موثر حدود ۶۸۰ میلیون بشکهای ذخایر دارد.
وزارت انرژی هزینه خرید حدود ۲۵۰ میلیون بشکه نفت دیگر برای بازگشت به نزدیکی ظرفیت موثر حداکثری را حدود ۲۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. این محاسبه بر اساس قیمت تقریبی ۸۰ دلار برای هر بشکه انجام شده است. در مقابل، اعتبار اختصاصیافته از سوی کنگره برای خرید نفت تنها ۱۷۱ میلیون دلار است.
این شکاف مالی نشان میدهد که بازسازی ذخایر صرفا با اتکا به قراردادهای معاوضه امکانپذیر نیست. دولت در نهایت باید برای خرید نفت بیشتر منابع مالی تامین کند. پیشنهاد استفاده از نفت سنگین ونزوئلا نیز با محدودیتهایی روبهروست، زیرا مشخصات این نفت با الزامات فنی ذخایر راهبردی آمریکا سازگاری کامل ندارد.
چشمانداز بحران خلیج فارس و بازار جهانی نفت
صادرات نفت از منطقه خلیج فارس به حدود ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته است، اما حملات به نفتکشها همچنان ادامه دارد و قیمت نفت برنت بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است.
این آمار به معنای بازگشت کامل تردد نفتکشها از تنگه هرمز به شرایط عادی نیست، زیرا بخشی از نفت از طریق خطوط لوله و مسیرهای جایگزین منتقل میشود.
با وجود بهبود نسبی صادرات، حملات و تهدیدهای امنیتی همچنان خطر اختلال در عرضه را حفظ کردهاند. در چنین شرایطی، ذخایر راهبردی آمریکا همچنان ابزاری مهم برای مقابله با شوکهای جدید بازار محسوب میشوند.
از سوی دیگر، بازسازی ذخایر به تقاضای تازه در بازار نفت منجر خواهد شد. تزریق روزانه صدها هزار بشکه نفت به مخازن میتواند فشار صعودی بر قیمتها وارد کند، بهویژه اگر بحران خلیج فارس همچنان عرضه جهانی را محدود نگه دارد.
بحران خلیج فارس نشان داده است که ذخایر راهبردی نفت آمریکا، با وجود اهمیت آنها در مدیریت بحران، ظرفیت نامحدودی برای جبران اختلال عرضه ندارند. موجودی پایین ذخایر، کندی فرایند بازسازی، فرسودگی زیرساختها و کمبود بودجه، توان واشینگتن را برای مقابله با بحرانهای احتمالی آینده با محدودیت روبهرو کرده است.
حتی اگر صادرات نفت منطقه به سطح پیش از جنگ نزدیک شود، بازسازی ذخایر آمریکا به زمان و منابع مالی قابلتوجهی نیاز خواهد داشت. از این رو، آینده امنیت انرژی آمریکا نهتنها به وضعیت تنگه هرمز و تداوم یا پایان درگیریها، بلکه به توانایی دولت برای بازگرداندن نفت به ذخایر و حفظ آمادگی عملیاتی نیز وابسته است.