مهرجویی به سراغ زخم‌هایی می‌رفت که جامعه پنهان‌شان می‌کرد

یاری گفت: مهرجویی دلش می‌خواست روی جامعه‌اش تأثیر بگذارد. فیلمی مثل «دایره مینا» در سیستم حکومتی وقت تبدیل به یک زلزله شد و بعد از آن، سازمان انتقال خون ایران شکل گرفت؛ یعنی خود مسئولان و دست‌اندرکاران هم اذعان داشتند که تأسیس این سازمان از دل نمایش همین فیلم درآمد.

سرویس هنر سفیر ارجان ایران (سفیر ارجان) - مهسا بهادری؛ دوربین داریوش مهرجویی هیچ‌وقت پشت درهای بسته یا در انزوای قاب‌های استودیویی نماند؛ آن لنز جست‌وجوگر، صاف وسط نبض ملتهبِ جامعه رفت. روزی با «دایره مینا» پایه‌های یک نظام را لرزاند تا سازمان انتقال خون متولد شود، روزی دیگر با «هامون» و «پری» سردرگمی نسلی آرمان‌خواه را به تصویر کشید و جایی در عمقِ کوهپایه‌های ایلام با «بمانی»، آمار خودکشی را پایین کشید. مهرجویی فیلسوفی پشت ویزور بود که از ادبیات جهان گوشت و پوست ایرانی می‌تراشید و به خاکستر سینما جانی دوباره می‌دمید. در گفت‌وگوی سفیر ارجان با عباس یاری، منتقد و همراه دیرین مهرجویی، به خوانش مجدد میراث مردی نشسته‌ایم که حتی در روزگار خاموشی‌اش، ریشه‌های سینمای ایران از اندیشه و جسارت او تغذیه می‌کند. یکی از چالش‌های همیشگی در سینما، مسئله «اقتباس» است. تیغی دولبه که گاه به خلق شاهکار می‌انجامد و گاه در برگرداندن متن به تصویر ناکام می‌ماند. زنده‌یاد داریوش مهرجویی بی‌شک یکی از رکوردداران و موفق‌ترین فیلم‌سازان ایرانی در این حوزه است. چه مؤلفه‌ای در آثار او وجود داشت که اقتباس‌هایش را تا این اندازه درخشان کرد؟

برای پاسخ به این پرسش باید از خود مهرجویی شروع کنیم. او پیش از آن‌که کارگردان باشد، نویسنده، شاعر و نقاشی چیره‌دست بود. به همین دلیل، واژهٔ اقتباس را قبول نداشت و معتقد بود کارش بازآفرینی اثر بر مبنای یک نگاه یا جهان‌بینی تازه است. اقتباس فی‌نفسه اتفاق مبارکی است، مشروط بر آن‌که فیلم‌ساز بتواند اثر منبع را از فیلتر ذهن خود عبور داده و آن را اصطلاحاً اثر را اینجایی کند. نمونه درخشان این رویکرد را در سینمای خودمان دیده‌ایم؛ مثل فیلم «بودن یا نبودن» که ناصر تقوایی با هوشمندی تمام آن را ساخت، یا «قصه‌های مجید» که زنده‌یاد کیومرث پوراحمد آن را از کرمان به اصفهان برد و با تمام ویژگی‌ها، لهجه و فرهنگ اصفهانی بازآفرینی‌اش کرد. به خاطر دارم که هوشنگ مرادی کرمانی می‌گفت پوراحمد در بخش‌هایی، داستان‌ را حتی از نوشته خود من هم جذاب‌تر و سینمایی‌تر کرده است. چرا بخش عمده‌ای از جریان فیلم‌سازی ما از این گنجینه ادبی فاصله دارد و کمتر به سراغ اقتباس‌های اصیل می‌رود؟ اگر بپذیریم ادبیات و فیلمنامه نقشی بنیادین در ارتقای ساختار فیلم دارند، آن‌وقت حسرت می‌خوریم که چرا اهالی سینمای ما کمتر کتاب و قصه می‌خوانند. اگر مطالعه و غوطه‌ور شدن در ادبیات جریان داشت، فیلم‌ساز به این صرافت می‌افتاد که اثر مورد نظرش را به یک بافت ایرانی اصیل پیوند بزند. اشکال اساسی سینمای ما در شتاب‌زدگی آن نهفته است؛ فیلمنامه‌ای ظرف چند روز سرهم‌بندی می‌شود و فردا کلید می‌خورد! با چنین رویکردی نمی‌توان توقع خلق آثار ماندگار اقتباسی را داشت.

نمونه اعلای این بومی‌سازی موفق را در فیلم «سارا» دیدیم؛ نمایشنامه «خانه عروسک» هنریک ایبسن چطور در دستان مهرجویی به یک درام کاملاً ایرانی تبدیل شد؟ مهرجویی «خانه عروسک» را گرفت و طوری با زیست و فرهنگ ایرانی چفت‌وبست کرد که با وجود فاصله زیاد جغرافیایی و فرهنگی تهران و نروژ، اثری کاملاً باورپذیر از آب درآمد. جالب است بدانید که حتی خود ایبسن هم فیلم «سارا» را دیده بود و با خوشنودی از آن یاد کرده بود؛ اینکه چقدر جالب است که نوشته‌اش در فضایی این‌چنین دور از فرهنگ مبدأ، تا این حد درست، دقیق و هنرمندانه به تصویر کشیده شده است. آقای مهرجویی هنگام برگرداندن یک داستان به فیلمنامه، ابتدا آن را در بستر زیست‌بوم جامعهٔ خودش هضم می‌کرد و به همین دلیل آثارش بوی زندگی می‌دادند. نباید فراموش کنیم که مهرجویی فقط یک فیلم‌ساز نبود او چند رمان نوشته بود، ترجمه‌های متعددی داشت و در این حوزه آدم کم‌سوادی نبود. البته جالب است بدانید مثلاً حتی اولین کارهایش مثل «حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق» گویا بر اساس فیلمنامه‌ای از آقای فریدون دوستدار ساخته شده بود، اما من هیچ‌وقت نشنیدم یا به یاد ندارم که آن نویسنده اعتراضی کرده باشد یا بگوید حقی از او ضایع شده است. البته کارهایی هم بود که خود مهرجویی به‌طور مستقل فیلمنامه‌اش را نوشت؛ مثل فیلم «پری». یادتان هست آن زمان اعتراض‌هایی هم از آقای مهرجویی مطرح شد مبنی بر اینکه فیلم بر اساس اثر جی. دی. سلینجر، فرانی و زویی نوشته و ساخته شده است در حالی که می‌دانید اصلاً آن خصوصیاتی که مهرجویی در «پری» درآورده و آن نگاه عرفانی در آن خانواده و شخصیت خود پری و برادرش، کاملاً ایرانیزه شده بود. حالا اینکه چرا آن زمان چنین مسئله‌ای مطرح شد و عاقبت آن ماجرا به کجا رسید بماند، اما در مقابل، در کارهایی مثل «مهمان مامان»، با صراحت اعلام کرد که فیلم بر اساس نوشته آقای مرادی کرمانی و با نشست‌ها و گفتگوهای مشترک با خود او ساخته شده است. یا مثلاً فیلم «الموت» را در نظر بگیرید؛ فیلمنامه‌ای که ساخت و گویا در تلویزیون گم شد و هیچ‌وقت به‌درستی دیده نشد، اما هیچ‌وقت کسی نیامد بگوید این اثر مغایر با متن مکتوب مدنظر بوده است.

یک نکته مهم دیگر درباره آثار مهرجویی این است که با وجود اتکای زیاد به اقتباس یا برداشت آزاد، همواره دغدغه‌ زنان به شکلی پررنگ در آن‌ها جریان دارد؛ کارهایی که در سه گانه معروف «سارا»، «پری» و «لیلا» به‌وضوح دیده می‌شود. ریشهٔ این نگاه عمیق در سینمای مهرجویی از کجا می‌آمد؟ این دغدغه در خیلی از کارهای آقای مهرجویی ریشه دارد و از آنجا ناشی می‌شود که او به چیزی فراتر از به نمایش درآوردن یک فیلم فکر می‌کرد؛ او دلش می‌خواست روی جامعه‌اش تأثیر بگذارد. فیلمی مثل «دایره مینا» در سیستم حکومتی وقت تبدیل به یک زلزله شد و بعد از آن، سازمان انتقال خون ایران شکل گرفت؛ یعنی خود مسئولان و دست‌اندرکاران هم اذعان داشتند که تأسیس این سازمان از دل نمایش همین فیلم درآمد. یا وقتی «بمانی» را می‌سازد، بعدها اشاره می‌شد که آمار خودکشی در آن منطقه (ایلام و مهران) به طرز محسوسی کاهش پیدا کرد. یعنی سینمای او کارکردی فراتر از سرگرمی داشت و عمیقاً تأثیرگذار بود. مسئله زنان در آثار مهرجویی هم ادامه همین نگاه دغدغه‌مند است. او دلش می‌خواست به سمت موضوعاتی برود که کمتر به آن‌ها پرداخته شده بود. خوب می‌دانید که در سینمای پیش از انقلاب، نه مردانش سنخیتی با مردان واقعیِ خانواده‌های ایرانی داشتند و نه زنانش. مردان اکثراً آدم‌های کلاهبردار یا تیپ‌های کلیشه‌ای بودند و زنان هم یا همسرانی کاملاً منفعل در خانه بودند یا خواننده و رقاصه در کافه‌ها. اما مهرجویی مسیر دیگری را رفت. وقتی به فیلم‌هایی نگاه می‌کنید که محوریت آن‌ها با زنان است، می‌بینید که او چقدر دقیق به این لایه‌ها سرک کشیده است. مثلاً در فیلم «نارنجی‌پوش»، مهرجویی خودش در ابتدای فیلم ظاهر می‌شود و از وضعیت آشفته‌ محیط زیست و زباله‌ریختن مردم گلایه می‌کند. جالب است بدانید در طول ساخت فیلم زمانی که حتی قرار بود خود من هم در آن نقشی داشته باشم و بازی کنم، اما نشد او همه، حتی مونا را که آن زمان سه چهار سال بیشتر نداشت، درگیر کار کرده بود و برایش لباس رفتگری دوخته بودند تا بپوشد. این یعنی تعهد عملیِ کارگردان به ایده‌ای که دارد. زاویه‌ دید مهرجویی حتی در آثار متاخرش هم بسیار پیشرو بود. مثلاً فیلم «دختردایی گمشده» را در نظر بگیرید. او در آن فیلم موضوع همه‌گیر شدن تصاویر دیجیتال، امکان فیلم‌برداری مخفیانه توسط هر فرد و از بین رفتن حریم خصوصی را پیش‌بینی و مطرح کرد. وقتی امروز به آن فیلم نگاه می‌کنیم، با خود می‌گوییم عجب هوشمندی عجیبی! آن زمان چه کسی فکر می‌کرد جهان و جامعهٔ ما روزی به نقطه‌ای برسد که هیچ حریم امنی باقی نماند؟

مهم‌ترین ملاک‌های تاثیرگذاری داریوش مهرجویی در سینمای ایران چه مواردی بود؟ بخشی از این موضوع را همین الان مرور کردیم. رفتن به سمت موضوعاتی که جامعه یا پنهانشان می‌کرد یا کسی به سراغشان نمی‌رفت و طرح مسائل به شکل واقعی آن‌ها. دومین عامل اساسی، ردپای پررنگ او در هدایت و کشف بازیگران است. وقتی لیلا حاتمی در فیلم «لیلا» جلو دوربین مهرجویی می‌رود درست در روزهایی است که پدرش علی حاتمی تازه فوت کرده و این انتخاب صددرصد هوشمندی خود مهرجویی بود و می‌ببینید که چه بازی درجه‌ یکی از او می‌گیرد. یا درباره‌ خسرو شکیبایی همه می‌دانیم که بسیاری از محبوبیت و اوج‌گیری و کشفش در حوزه سینما را مدیون «هامون» است. بیتا فرهی، عزت‌الله انتظامی که بهترین نقش‌هایش را در فیلم‌های داریوش مهرجویی بازی کرد، یا علی نصیریان که فیلم «آقای هالو» را بر اساس نوشته‌ او کار کرد، همه این‌ موارد نشان می‌دهد که بازیگران، تأثیرگذاری و موفقیت کارنامه خود را مدیون هدایت دقیق مهرجویی هستند. بنابراین، یکی از ارکان مهم تأثیر او، کشف و بازی‌گرفتن شگفت‌انگیز از بازیگران خوب و همچنین پررنگ کردن مقوله ادبیات و اقتباس در سینمای ایران است. با توجه به حواشی تلخ و تکان‌دهنده‌ای که پیرامون مرگ مهیب داریوش مهرجویی رخ داد، مهم‌ترین ضایعه برای سینمای ایران از دست رفتن چنین بزرگی بود. بعد از نبودِ داریوش مهرجویی، یا کم‌کار شدن و خانه‌نشینی چهره‌هایی چون ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و کیومرث پوراحمد، چه بلایی بر سر سینمای ایران آمد؟ ردپا و تأثیرگذاری این نسل در تمام ارکان سینمای ایران جاری است؛ چه پشت دوربین به عنوان فیلم‌بردار، چه در بازیگری، و چه نسل‌های بعدی که از بازیگری به عرصهٔ کارگردانی آمدند. وقتی امروز فیلم‌های آقای مهرجویی را به بهانه‌های مختلف نمایش می‌دهند و درباره‌اش بحث می‌کنند، نسل جوان را می‌بینیم که چه بخواهیم چه نخواهیم، تأثیری که از این آثار می‌گیرد به مراتب عمیق‌تر و ماندگارتر از فیلم‌هایی است که در حد یک نمایش هستند؛ فیلم‌هایی که وقتی از سالن سینما بیرون می‌آیید، انگار اصلاً وجود نداشته‌اند و فقط لحظه‌ای شما را سرگرم کرده‌اند. به نظر می‌رسد با وجود اینکه بسیاری از این بزرگان ارزشمند تاریخ سینما از کیارستمی و مهرجویی گرفته تا پوراحمد و دیگران را از دست داده‌ایم و جای خالی‌شان دردناک است، اما نمی‌توانیم بگوییم سینمای ایران کاملاً به گل نشسته است. اتفاقاً تاریخ سینمای ما نشان داده که سینما همواره در لبه‌ بحران حرکت کرده است؛ مثلاً در سال‌های ۵۵ و ۵۶ سینمای ایران دچار چنان بحران وحشتناکی شد که به نظر می‌رسید دیگر ادامه حیات نخواهد داد. بعد از انقلاب هم که بسیاری از سینماها به جرم ابتذال و فساد آتش زده شدند، تخریب گشتند یا تغییر کاربری دادند و انبار و پاساژ شدند.

اما باز هم این ریشه‌ها جوانه زدند و شکوفا شدند؛ چنان‌که بعد از انقلاب دوباره صاحب فیلم‌هایی شدیم که تماشاگر از شب تا صبح در صف سینما می‌ماند تا بلیت تهیه کند. امروز هم با وجود فیلمسازان جوانی مثل سعید روستایی، شهرام مکری و دیگران، می‌بینیم که سینما مسیرش را ادامه می‌دهد. حتی اگر وضعیت جشنواره‌های جهانی و سینمای معناگرا در جهان هم دستخوش تغییر شده باشد و آثار بزرگانی چون هاوارد هاکز یا جریان‌های اصیل کمتر دیده شوند، باز هم نباید ناامید بود. ما نباید بگوییم با رفتن مهرجویی، کیارستمی یا پوراحمد کار تمام است و سینمای ایران به گل نشسته؛ سینما زایش دارد و باید امیدوار بود که این مسیر رو به رشدش را ادامه دهد.

آیین گرامی‌داشت یک‌صدمین زادروز «رضا سیّدحسینی»، مترجم و فرهنگ‌نگار فقید، سه‌شنبه ۲۱ مهر با هم‌کاری انتشارات سروش در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. مهشید نونهالی او را «یک دنیا عشق به فرهنگ این سرزمین» خواند، سیّدعلی آل‌داود از هم‌کاری‌اش در «فرهنگ آثار» گفت، مهدی فیروزان از دیدارش در نمایشگاه کتاب ۱۳۶۴ یاد کرد و احمد مسجدجامعی او را «فرزند رنج و تواضع» دانست. در پایان مستندی از مهرداد دفتری پخش شد.

تازه‌های نشر در جهان عرب این بار به سراغ پنج کتاب در حوزه‌های ادبیات، تاریخ، رسانه، ورزش و جامعه‌شناسی رفته‌اند؛ آثاری که تجربه‌ی تبعید، حافظه‌ی تاریخی و تحولات اجتماعی عراق، مصر، سوریه و فلسطین را روایت و بررسی می‌کنند.

زنجان - معاون اقتصاد و فرهنگ خانه کتاب و ادبیات ایران، از شکستن رکورد استقبال در نمایشگاه کتاب زنجان، حل تعارض منافع ناشران و برگزاری رویداد جامع فرهنگی خبر داد.

یاری گفت: مهرجویی دلش می‌خواست روی جامعه‌اش تأثیر بگذارد. فیلمی مثل «دایره مینا» در سیستم حکومتی وقت تبدیل به یک زلزله شد و بعد از آن، سازمان انتقال خون ایران شکل گرفت؛ یعنی خود مسئولان و دست‌اندرکاران هم اذعان داشتند که تأسیس این سازمان از دل نمایش همین فیلم درآمد.

در این کتاب، نوریان فقط در جایگاه یک فرمانده تخریب معرفی نمی‌شود. فضای جبهه و فعالیت او در میان نیروهای تخریب، بخشی از روایت است، اما شناخت شخصیت اصلی از مسیر رابطه او با دیگران و واکنش‌هایش در موقعیت‌های مختلف شکل می‌گیرد. از این منظر، «مین‌های بازی‌دراز» صرفاً روایتی درباره یک فرمانده در میدان جنگ نیست؛ بلکه تلاش می‌کند تصویری انسانی‌تر از او ارائه دهد.

نمایشگاه مجازی «مدارس دوره قاجار؛ آغاز آموزش نوین در ایران» شامل ۱۸ عنوان سند در قالب ۴۲ برگ، از مجموعه اسناد آرشیو ملی ایران، در وبگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

اصفهان- کاهش سرانه مطالعه، ضعف معرفی آثار و گسترش مصرف غیرقانونی کتاب‌های دیجیتال، از چالش‌هایی است که فعالان صنعت نشر در نشست «مانوین تاکس» در اصفهان مطرح کردند؛ چالش‌هایی که نشان می‌دهد مسئله کتاب‌خوانی تنها به قیمت کتاب محدود نیست.

به گفته مترجم: «چیزی که در این کتاب برای من جذاب بود، این بود که در برخورد با رفتارهای پرتنش کودک به دنبال این نیست که «چطور این رفتار را متوقف کنیم؟»، بلکه یک قدم به عقب می‌رود و می‌پرسد: «پشت این رفتار چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟».

لرستان - روز بزرگداشت حافظ شیرازی در لرستان با محوریت پاسداشت زبان فارسی، تحلیل اندیشه حافظ و آشنایی نسل جوان با مفاخر ادبی ایران گرامی داشته شد. روزی که از محافل ادبی و شعرخوانی در خرم‌آباد تا برنامه‌های فرهنگی شهرستان‌های مختلف و نشست‌های علمی دانشگاه‌های استان گرامی داشته شد.

کتاب «از آغاز تا پایان تمدن بابل» روایتی است از سفری تاریخی؛ از تولد بابل در کنار فرات تا دوران اقتدار پادشاهانی چون حمورابی و نبوکدنصر دوم، از نبردهای خونین با ایلام و آشور تا فتح ناگهانی‌اش به دست کوروش بزرگ.

در دومین قسمت از پادکست «اینجا پلاس» درباره یکی از کتاب‌های پرفروش این روزها حرف زده‌ایم. رمانی از زویا پیرزاد با نام «اهالی ماگنولیا» که بالاخره این نویسنده پس از ۲۲ سال کتاب تازه‌ای منتشر کرد. تولد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز حافظ و اتفاق‌ها و کتاب‌های دیگر موضوع بحث این شماره از پادکست بود.

امیرحسن موسوی، پژوهشگر تاریخ علم در نشست علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران با بررسی ریشه‌های تاریخی و فلسفی چالش میان پزشکی مدرن و طب سنتی، به واکاوی ابعاد گوناگون این مناقشه و نقد صورت‌بندی‌های تقلیل‌گرایانه پرداخت.

هادی خانیکی، استاد ارتباطات در این نشست اخلاق رسانه را بخشی از شبکه روابط میان روزنامه‌نگار و شهروند، فرستنده و گیرنده پیام و قدرت و جامعه دانست و مسئولیت‌پذیری فردی را از الزامات اخلاق اجتماعی برشمرد.

مریم حسینی، پژوهشگر نقد ادبی و متن‌پژوهی، کتاب «مکتب‌های ادبی» رضا سیدحسینی را «سنگ‌بنای مکتب‌های ادبی در ایران» خواند و گفت: «هر محقق این عرصه بدون مطالعهٔ آن نمی‌تواند اثری ارزشمند ارائه دهد.» او با ستایش از تسلط مترجمی سیدحسینی و ترجمه‌هایش از مالرو، سارتر، کامو و بالزاک، دو خلأ کتاب را نبود مدرنیسم و پسامدرنیسم و ناهم‌توازنی حجم فصل‌ها دانست.

کتاب «یادگار نیک» بازتاب بخشی از کوشش‌های جامعه زرتشتی در پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران و یزد و نشان‌دهنده پیوند و همسویی فرهنگی و اجتماعی زرتشتیان و مسلمانان یزد است. «یادگار نیک» همان یاد و خاطره‌ها، بو و مزه‌ها، دیده‌ها، شنیده‌ها و نام‌هایی که بودند و رفتند را به ما یادآوری می‌کند.

کارشناسان صنعت چاپ معتقدند که توجه به الزامات استانداردی در صنعت چاپ اهمیت ویژه‌ای دارد؛ صنعتی که کیفیت محصول نهایی، سلامت نیروی انسانی، ایمنی تجهیزات و ملاحظات زیست‌محیطی در آن به یکدیگر وابسته‌اند.

نشست نقد و بررسی رمان «ساروس» نوشته عایشه اَرناووط، با ترجمه امیر فرهنگ‌دوست به همت مجله بخارا و میزبانی خانه کتاب دبا، در تالار خیام مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

نشست نقد و بررسی رمان «راز قتل پالومینو مولرو» نوشته ماریوبارگاس یوسا با حضور اسدالله امرایی، مترجم اثر برگزار می‌شود.

کهگیلویه‌وبویراحمد- آفتاب آفریدون نویسنده دهدشتی معتقد است: بخش عمده‌ای از نویسندگان محلی به جای تحلیل تضادهای ساختار قدرت در ایل، تنش‌های ناشی از مواجهه با دوران گذار و شکاف‌های طبقاتی، به ساخت تصاویری تزیینی و کارت‌پستالی از گذشته روی آورده‌اند.

محمد میرکیانی گفت: بسیاری از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان در نقاط مختلف جهان بر اهمیت خانواده تأکید کرده‌اند و معتقدند آسیب دیدن جایگاه آن می‌تواند به گسست اجتماعی و بروز آسیب‌های گسترده منجر شود. در هر دو کتاب «عمو رستم» و «دایی سهراب» نیز خانواده جایگاهی محترم دارد و مرزهای آن به‌روشنی ترسیم شده است. تلاش کرده‌ام مخاطب در جریان خواندن داستان، این مرزها را درک کند و در کنار لذت بردن از روایت، با ارزش‌های آشکار و پنهان خانواده آشنا شود و به آن‌ها احترام بگذارد.

کرمانشاه- کرمانشاه در طول سال‌ها موضوع پژوهش‌ها و نوشته‌های بسیاری بوده و بخشی از تاریخ، فرهنگ، جامعه و هویت این سرزمین در کتاب‌ها و منابع مکتوب ثبت شده است؛ با این حال آنچه تاکنون گردآوری و پژوهش شده پایان راه شناخت کرمانشاه نیست. در میان منابعی که برای پژوهشگران گردآوری شده همچنان بخش‌هایی از تاریخ و هویت این استان نیازمند مطالعه، ثبت و مستندسازی است؛ مسئله‌ای که ضرورت توجه دوباره به داشته‌ها و خلأهای منابع کرمانشاه‌شناسی را پررنگ می‌کند.

فاطمه سادات میررضی گفت: وقتی یک مورخ تاریخ اسلام را از آفرینش آغاز می‌کند، آن را از مسیر تاریخ پیامبران و امت‌های پیشین به زمان خودش می‌رساند و سپس آن را در افق آخرالزمان قرار می‌دهد، در واقع فقط در حال گزارش کردن گذشته نیست؛ بلکه زمان حال خود را نیز در یک کل تاریخی بزرگ‌تر معنا می‌کند.

سابقه نخستین خودروی پلاک شده در کشور به سال ۱۳۰۵ هم‌زمان با ورود اولین اتومبیل‌ها به ایران باز می‌گردد. در آن زمان مجموعه‌ای از مقررات شامل ۳۲ بند برای شماره‌گذاری خودروها تدوین شد که البته این قوانین سه سال پس از ورود خودروها یعنی در سال ۱۳۰۸ نهایی شد. مطابق این مقررات خودروها باید پنج پلاک مجزا نصب می‌کردند.

خراسان‌رضوی - نوزدهم مهرماه ۱۴۰۵، هشتادوهفتمین سالروز تولد شاعر، پژوهشگر و محقق ادبیات ایران و شهروند نیشابور، «محمّدرضا شفیعی‌کدکنی» است. تصویر پیش‌رو، گواهی دانش‌آموختگی این چهره ماندگار ادبیات ایران از دانشگاه فردوسی مشهد را نشان می‌دهد که در خرداد ۱۳۴۴، با نمره ۱۹ در رشته زبان و ادبیات فارسی صادر شده؛ سندی از روزگار دانش‌اندوزی مردی که همچنان نامش در سپهر شعر و پژوهش ادبی ایران و جهان می‌درخشد.

امیری طهرانی گفت: آثار باستانی و اسناد تاریخی مورد استناد سخنرانان، بازتابی از روح فرهنگ و اندیشۀ ایرانی است که چنین در پیشینۀ تمدنی این سرزمین و از این میان خلیج فارس و دریای عمان جلوه‌گر شده است؛ فرهنگ و اندیشه‌ای که از ایران باستان تاکنون تداوم یافته و پیوستگی جهانِ ایرانی را تضمین کرده است.

حکایت چیست؟ قصه‌ای دروغین و خوش‌رنگ و لعاب که مورخان برای جذب مخاطبان عام به تاریخ افزوده‌اند یا داستان پشت پرده‌ای نهان و غیر رسمی از وقایع تاریخی که مصحلت‌اندیشی یا سانسور رد آن‌ها را از کتاب‌های تاریخی زدوده است؟

فرهاد همتی نوشت:‌هایدگر علاوه بر پیشبرد اهداف نازی در دانشگاه، استادان و دانشجویان را نیز کنترل می‌کرد و حتی علیه استادان جاسوسی می‌کرد و گزارش محرمانه می‌داد. مثل مورد ادوارد باومگارتن که در فلسفه پیرو پراگماتیسم جان دیویی بود که موجب اخراج او از دانشگاه شد.

همدان- استان همدان، با پیشینه‌ای کهن در تاریخ و تمدن ایران، این روزها در قالب دانشنامه فرهنگ، تمدن و مشاهیر استان، میزبان روایتی جامع از هویت تاریخی و فرهنگی خود است؛ مجموعه‌ای که با گردآوری صدها اثر پژوهشی در حوزه‌های تاریخ، جغرافیا، مشاهیر، آیین‌ها، زبان و هنر، می‌کوشد میراث این سرزمین را ثبت و به نسل‌های آینده منتقل کند.

خوزستان- کتاب «مزبان خان سکوند»، روایت تاریخی از مشارکت ایل سکوند در برخی جریانات سیاسی در پایان دوره قاجار تا سال‌هایی از دوره پهلوی به همت غلامعلی ایزدی، نویسنده خوزستانی، منتشر شده است.

مدیر کتابفروشی فرهنگستان، می‌گوید: طی سال‌های اخیر فروش کتاب درسی در کتابفروشی‌ها هم حذف شد و خانواده‌ها دیگر به کتابفروشی‌ها نمی‌آیند و عملاً حضورشان در کتابفروشی‌ها منتفی شده است.

گیلان- کتاب «سفر نویسنده» با حضور مترجم کتاب و علاقه‌مندان به فیلمنامه‌نویسی به میزبانی کتابفروشی اردیبهشت رشت معرفی شد.

عارف مسعودی گفت:‌ اساساً نقطه کلیدی روش‌شناسی براگ که برای من بسیار جذاب است در همین موضع‌گیری نقادانه او در برابر روایت‌های کلیشه‌ای، راحت و ساده‌انگارانه است. او به‌نوعی در حال ایدئولوژی‌زدایی از ساحت فلسفی است. براگ در روایت خود دقیقاً در حدفاصل این دو افسانه (افسانه عصر تاریکی مطلق در برابر افسانه عصر طلایی مطلق) قرار می‌گیرد.

همدان- مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همدان گفت: در حالی که طی روزهای اخیر محور جدید «نوار گردشگری عرفان» تعریف شده، پیگیر قرار گرفتن بوعلی‌سینا و همدان در این مسیر استراتژیک هستیم.

محمدرضا خاکی معتقد است، مترجم باید شناخت کاملی از زندگی نویسنده و شیوه نگارش آثارش داشته باشد و با اطلاعات و آگاهی کافی کتاب ترجمه کند.