نقش اولیا و معلمان معنوی در بیداری و زایش دوباره انسان
مرکزی – نشست تخصصی و درسگفتار «شرح و تفسیر مثنوی مولوی» با محوریت نقش اولیا و معلمان معنوی در بیداری و زایش دوباره انسان و با رویکردی میانرشتهای به اخلاق، عرفان تطبیقی، روانشناسی و فلسفه، با حضور مرتضی لطیفی، استاد زبان و ادبیات فارسی، در اراک برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سفیر ارجان ایران (سفیر ارجان) در اراک، مرتضی لطیفی، استاد زبان و ادبیات فارسی و مدرس عرفان مثنوی مولوی، در این نشست با تبیین مفهوم «اسرافیل وقت» و پیوند آن با نماد جان باکره مریم، به نقش اولیا و راهبران معنوی در بیداری و احیای دوباره انسان پرداخت.
وی با اشاره به بیت ۱۹۳۰ دفتر اول مثنوی و داستان پیر چنگی، گفت: مولوی اولیا و معلمان معنوی و اخلاقی را «اسرافیل وقت» مینامد؛ کسانی که با بانگ و آواز حقیقت، خواب غفلت انسان را میشکنند و جامعه را به حیات دوباره و تجربهای تازه از زیستن فرامیخوانند.
وی بیان کرد: در دستگاه فکری ـ عرفانی او، اهمیت اولیا و معلمانِ از حقیقت و خدا برآمده، فقط در آن نیست که صرفاً از حقیقت سخن میگویند یا دانستههای تازهای به دیگران میآموزند، بلکه در آن است که حضور، کلام و شیوهی زندگیشان آنگونه است که انسانها را از مرگ و پنهان شدن در گورهای خودکندهی عادت، تقلید کورکورانه، شهرت، شهوت، توهم، خودفریبی و... که در آنها خوابیده و مردهاند، بیدار کرده، به زندگی آگاهانهتر، آزادانهتر و مسئولانهتر نزدیک راهبری میکنند.
لطیفی با اشاره به اینکه تصویرگری و تجسم مولوی در مثنوی بسیار ژرف، زیبا و معرفتشناسانه است، گفت: جانهای مرده اندر گور تن ـ برجهد ز آوازشان اندر کفن.
این استاد زبان و ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: میدانیم که از نظر ریشهشناسی واژگان «حیات و حیا» هر دو از ریشهی «حی» به معنای زنده هستند. به گمانم گزینش این دو مفهوم، آن هم از یک ریشه، از سوی مولوی بسیار آگاهانه و برخاسته از نگاه معرفتی اوست.
وی افزود: در نگاه و خوانش مولوی، «حیات و زندگیبخشی» کار آنهایی است که در گلو یا حلقومشان، آواز خداوند است و «حیا» را نیز همپای حیات، میتوانند در کالبد انسانهای جامعه بدمند.
وی ادامه داد: به بیان دیگر، در نگاه عارف بزرگی چون مولوی، حیات و حیا به معنی بیداری و زنده شدن وجدان یا حساس شدن انسان نسبت به شأن اخلاقی خویش و دیگران، در یک راستا قرار میگیرند. انسانی که به حیات معرفتی میرسد، دیگر نمیتواند بهآسانی در برابر رنج دیگران بیتفاوت بماند. او نهتنها بیشتر میبیند، بلکه در برابر آنچه میبیند، مسئولتر میشود.
وی با نگاهی دیگر گفت: مولوی به «مریم» نگاهی دوسویه دارد. در خوانش عرفانی وی، «مریم مقدس» هم مادر عیسی در سورهی شورا و انبیا، در قرآن و انجیل است، هم مفهوم نمادین آن، یعنی جان پاک و بکر و باکرهی آمادهی تولد آدمی. جانی که میتواند در گریبان یا پنجرهی ورودی خویش بانگ حق را شنیده، باردار حقیقت شود.
لطیفی ادامه داد: این نگاه دوسویه به مریم را بعداً در دیدگاه یا موعظههای «مایستر اکهارت»، عارف و الهیدان مسیحی قرون وسطا، میبینیم. از نگاه او، ماجرای مریم فقط روایتی تاریخی دربارهی تولد عیسی مسیح نیست. در اندیشه وی نیز، باکرگی جز پاکدامنی تنانه، پاک و دور بودن جان انسانی از اسارت تعلقات، خودخواهیها و تصورات محدودکننده و وابستگیهای بازدارنده است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی تأکید کرد: مولوی در بیتهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۲ کتاب مثنوی و طی داستان پیر چنگی توضیح میدهد که چنین انسان دوباره متولدشدهای، زبان و چشم و حواس و رضای خداوند خواهد شد. میتواند با او بشنود، با او ببیند و اصلاً نه صاحب سرّ و راز، که به قول مولوی خود سرّ شود.
مرکزی – نشست تخصصی و درسگفتار «شرح و تفسیر مثنوی مولوی» با محوریت نقش اولیا و معلمان معنوی در بیداری و زایش دوباره انسان و با رویکردی میانرشتهای به اخلاق، عرفان تطبیقی، روانشناسی و فلسفه، با حضور مرتضی لطیفی، استاد زبان و ادبیات فارسی، در اراک برگزار شد.
بیشک خاورمیانه میتواند قواعد علم ژنتیک را نقض کند. چهطور باید به آدمیانی رنجور گفت شما با هم نسبت دارید؟ نسبت خونی! شما خونتان از یک رنگ است. اهل کجایش مهم نیست! افغانستان، ایران، عراق، سوریه، پاکستان ... همه همخوناید. هیچ آزمایش ژنتیکی نمیتواند به من ثابت کند آن که در میدانی در لاهور اعدام شده، آنی که در عراق پایش را از دست داده، کسی که در حلب جانش را دست گرفته یا کسانی که در کابل در بمبگذاری تکههاشان آویزِ درودیوار شده، برادر و خواهر من نیستند!!!
هرمزگان - ویژه برنامه «کودک، کتاب، نویسنده» با حضور نویسندگان بومی هرمزگان برگزار شد.
«دکتر ژیواگو» اثر بوریس پاسترناک و اقتباس سینمایی آن به کارگردانی دیوید لین، از شاخصترین نمونههای پیوند ادبیات، تاریخ و سینما در قرن بیستم به شمار میآیند. این اثر، فراتر از یک روایت عاشقانه در بستر انقلاب روسیه، بازتابدهنده پرسشی بنیادین است، سرنوشت فرد و اخلاق شخصی در جهانی که تاریخ و ایدئولوژی بر آن سایه انداختهاند.
علی نیکویی نوشت:سوشیانت در تاریخ اندیشهٔ زرتشتی مفهومی ایستا نیست، آنچه در گاهان معنایی گستردهتر و نزدیک به "سودبخش" و "یاریرسان" دارد، در اوستای متأخر به چهرهای فرجامشناختی نزدیکتر میشود و در سنت پهلوی در پیوند با سوشیانس و فرشگرد صورت نهاییتری پیدا میکند در این تحول تصویر سوشیانت بهتدریج با پایان تاریخ، رستاخیز مردگان و نوسازی آفرینش گره میخورد؛ اما رستاخیز نیز پایان این مسیر نیست، بازگشت انسان از مرگ تنها یکی از مراحل فرایندی است که سرنوشت انسان را با سرنوشت کل آفرینش پیوند میدهد.
کتاب«سرمایهداری و میل؛ هزینه روانی بازار آزاد» با برقراری پیوندی میان روانکاوی، مارکسیسم و نقد ایدئولوژی و با استفاده از مثالی برگرفته از سینما، ادبیات، فرهنگ مصرفی و زندگی روزمره، نهتنها راز تداوم و جذابیت سرمایهداری را روشن میکند، بلکه افقی نظری برای اندیشیدن به امکان رهائی از این شکل از انقیاد پیش مینهد.
«بوف کور» از آن کتابهایی نیست که بتوان آن را فقط خواند و بعد بست و کنار گذاشت. بعضی رمانها پس از تمام شدن، در ذهن میمانند چون قصهای خوب گفتهاند یا شخصیتی بهیادماندنی ساختهاند. اما بوف کور به شکل دیگری میماند. این کتاب چیزی را در خواننده تهنشین میکند، چیزی از جنس هوا، مزه، تیرگی، و نوعی آشنایی مبهم با زخمی که شاید پیش از آن هم در آدم بوده، اما نام نداشته است.
علینقی بهروزی، معلم پیشگام و پژوهشگری که با سلامت نفس و تلاشی بیوقفه، گنجینههای کهن فارس را از زوال و فراموشی نجات داد.
آذربایجان شرقی- تبریز که روزگاری خاستگاه نخستین مدرسه نابینایان ایران بود، امروز «مرکز چاپ کتابخانه مرکزی» آن، بار تولید یکمیلیون و ۲۰۰ هزار صفحه کتاب بریل کشور را به دوش میکشد؛ اما جهش سنگین هزینهها و قیمت سرسامآور کاغذ وارداتی، حیات این نشر تخصصی را به حمایت فوری و بیقیدوشرط دستگاههای متولی گره زده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با سیدفرید قاسمی، لرپژوهش و نویسنده دیدار کرد.
خیابانی که دیگر کسی عاشقش نمیشود: روایتی از جواد مجابی؛ شاعری که بیست سال نوشت و چاپ نشد. از «خیابان شاهرضای سابق من» و پاتوقهای عمر تا رمانهای خاکخوردهای که سالها در انتظار مجوز ماندند. یادداشتی درباره شهری که جوانیاش را رفته و قلمی که بهرغم همه بندها، هرگز از نوشتن دست نکشید و نوشتن را زندگی کرد.
زنجان - نویسنده و مترجم زنجانی گفت: میزان فروش، استقبال مخاطبان، معرفی آثار بومی و ایجاد ارتباط پایدار میان نویسندگان و خوانندگان از شاخصهای ارزیابی موفقیت یازدهمین نمایشگاه کتاب زنجان است.
هر مسافر، قصهای دارد و هر مسیر میتواند آغاز یک داستان تازه باشد. «تاکسی» با انتشار پوستر نخستین سفر خود، آماده حرکت شده و از چهارشنبه ۲۹ مهرماه در پلتفرم شیدا به راه میافتد.
زنجان - دبیر اجرایی یازدهمین نمایشگاه کتاب زنجان از تمدید ساعت بازدید تا ساعت ۲۲ در روزهای پایانی نمایشگاه خبر داد و از استقبال کمنظیر شهروندان و پویشهای فرهنگی تجلیل کرد.
گیلان – کتاب «نگاهی به شکلگیری و فعالیت انجمنها و شوراهای شهر رشت» در خانه فرهنگ گیلان معرفی شد.
بهمناسبت سالروز میلاد عقیله بنیهاشم، حضرت زینب کبری (س)، آیین نکوداشت دو پیرغلام و مداح پیشکسوت اهلبیت (ع)، با هدف پاسداشت سالها مجاهدت فرهنگی، ادبی و اخلاقی آنان در پایتخت برگزار میشود.
کتاب «کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چندرسانهای» نوشته شادی اسدپور و دکتر میرعلیرضا دریابیگی، با محوریت بررسی تحولات تئاتر عروسکی معاصر و تأثیر رسانههای دیجیتال بر شیوههای اجرا و کارگردانی، منتشر شد.
«دیوانگان پاریس»، عنوان مجلد تازهای از مجموعه داستانهای کوتاه برگزیده جایزه اُ.هنری است با ترجمه لیدا طرزی از سوی نشر نیستان وارد بازار کتاب شد.
فرهنگسرای ارسباران به مناسبت روز جهانی عصای سفید، ویژهبرنامه «شب شعر و موسیقی نابینایان» را با حضور جمعی از شاعران، هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر برگزار میکند.
کتاب «هوش مصنوعی و بمب: استراتژی و خطر هستهای در عصر دیجیتال» تالیف جیمز جانسون ترجمه محمدامین پورحسینقلی در جهان کتاب منتشر شد.
سابقه نخستین خودروی پلاک شده در کشور به سال ۱۳۰۵ همزمان با ورود اولین اتومبیلها به ایران باز میگردد. در آن زمان مجموعهای از مقررات شامل ۳۲ بند برای شمارهگذاری خودروها تدوین شد که البته این قوانین سه سال پس از ورود خودروها یعنی در سال ۱۳۰۸ نهایی شد. مطابق این مقررات خودروها باید پنج پلاک مجزا نصب میکردند.
کتاب «یادگار نیک» بازتاب بخشی از کوششهای جامعه زرتشتی در پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران و یزد و نشاندهنده پیوند و همسویی فرهنگی و اجتماعی زرتشتیان و مسلمانان یزد است. «یادگار نیک» همان یاد و خاطرهها، بو و مزهها، دیدهها، شنیدهها و نامهایی که بودند و رفتند را به ما یادآوری میکند.
حکایت چیست؟ قصهای دروغین و خوشرنگ و لعاب که مورخان برای جذب مخاطبان عام به تاریخ افزودهاند یا داستان پشت پردهای نهان و غیر رسمی از وقایع تاریخی که مصحلتاندیشی یا سانسور رد آنها را از کتابهای تاریخی زدوده است؟
همدان- استان همدان، با پیشینهای کهن در تاریخ و تمدن ایران، این روزها در قالب دانشنامه فرهنگ، تمدن و مشاهیر استان، میزبان روایتی جامع از هویت تاریخی و فرهنگی خود است؛ مجموعهای که با گردآوری صدها اثر پژوهشی در حوزههای تاریخ، جغرافیا، مشاهیر، آیینها، زبان و هنر، میکوشد میراث این سرزمین را ثبت و به نسلهای آینده منتقل کند.
فرهاد همتی نوشت:هایدگر علاوه بر پیشبرد اهداف نازی در دانشگاه، استادان و دانشجویان را نیز کنترل میکرد و حتی علیه استادان جاسوسی میکرد و گزارش محرمانه میداد. مثل مورد ادوارد باومگارتن که در فلسفه پیرو پراگماتیسم جان دیویی بود که موجب اخراج او از دانشگاه شد.
خوزستان- کتاب «مزبان خان سکوند»، روایت تاریخی از مشارکت ایل سکوند در برخی جریانات سیاسی در پایان دوره قاجار تا سالهایی از دوره پهلوی به همت غلامعلی ایزدی، نویسنده خوزستانی، منتشر شده است.
مریم حسینی، پژوهشگر نقد ادبی و متنپژوهی، کتاب «مکتبهای ادبی» رضا سیدحسینی را «سنگبنای مکتبهای ادبی در ایران» خواند و گفت: «هر محقق این عرصه بدون مطالعهٔ آن نمیتواند اثری ارزشمند ارائه دهد.» او با ستایش از تسلط مترجمی سیدحسینی و ترجمههایش از مالرو، سارتر، کامو و بالزاک، دو خلأ کتاب را نبود مدرنیسم و پسامدرنیسم و ناهمتوازنی حجم فصلها دانست.
عارف مسعودی گفت: اساساً نقطه کلیدی روششناسی براگ که برای من بسیار جذاب است در همین موضعگیری نقادانه او در برابر روایتهای کلیشهای، راحت و سادهانگارانه است. او بهنوعی در حال ایدئولوژیزدایی از ساحت فلسفی است. براگ در روایت خود دقیقاً در حدفاصل این دو افسانه (افسانه عصر تاریکی مطلق در برابر افسانه عصر طلایی مطلق) قرار میگیرد.
محمدرضا خاکی معتقد است، مترجم باید شناخت کاملی از زندگی نویسنده و شیوه نگارش آثارش داشته باشد و با اطلاعات و آگاهی کافی کتاب ترجمه کند.
آیین گرامیداشت یکصدمین زادروز «رضا سیّدحسینی»، مترجم و فرهنگنگار فقید، سهشنبه ۲۱ مهر با همکاری انتشارات سروش در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. مهشید نونهالی او را «یک دنیا عشق به فرهنگ این سرزمین» خواند، سیّدعلی آلداود از همکاریاش در «فرهنگ آثار» گفت، مهدی فیروزان از دیدارش در نمایشگاه کتاب ۱۳۶۴ یاد کرد و احمد مسجدجامعی او را «فرزند رنج و تواضع» دانست. در پایان مستندی از مهرداد دفتری پخش شد.