تاریخ ایران باستان با روایتهای سیاسی قابل تحریف نیست
محسن طبایی، پژوهشگر تاریخ، با تأکید بر ضرورت بررسی تاریخی روابط ایران با یونان و روم گفت: تقابلهای میان این قدرتها ریشه در مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی داشت و نمیتوان با استناد به یک رویداد تاریخی، مسئولیت تمام درگیریهای چندصدساله را به یک طرف نسبت داد.
محسن طبایی در گفت و گو با میراث آریا با اشاره به تفاوت ساختارهای سیاسی ایران باستان و یونان اظهار کرد: از زمان شکلگیری امپراتوری هخامنشی، ایران از ساختار سیاسی منسجم و قلمرو گستردهای برخوردار بود؛ درحالیکه یونان باستان عمدتاً از دولتشهرهای مستقلی مانند آتن و اسپارت تشکیل میشد که هرکدام ساختار سیاسی، نظامی و فرهنگی خاص خود را داشتند.
او با بیان اینکه دولتشهرهای یونانی در مقاطع مختلف تاریخی با یکدیگر نیز درگیر جنگ و منازعه بودند، افزود: تقابلهای ایران و یونان در دوره هخامنشی، از جمله نبردهای ماراتن و سالامیس، بخشی از مناسبات تاریخی میان این قدرتها بود. بااینحال، بررسی علل این جنگها مستلزم توجه به عواملی همچون رقابت بر سر نفوذ منطقهای، امنیت مسیرهای تجاری، کنترل مناطق راهبردی و تحولات سیاسی آن دوران است.
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به اینکه تعیین آغازگر تنشها نیازمند بررسی مستقل هر دوره تاریخی است، تصریح کرد: نمیتوان با استناد به یک رویداد یا یک نبرد، مسئولیت تمام درگیریهای چندصدساله میان ایران و دولتهای یونانی را به یک طرف نسبت داد؛ زیرا شرایط سیاسی و نظامی در دورههای مختلف یکسان نبوده است.
طبایی همچنین درباره توصیف ایرانیان باستان بهعنوان مردمانی یاغی یا فاقد نظم سیاسی گفت: چنین توصیفی با شواهد تاریخی مربوط به ساختار حکومتی ایران در دوره هخامنشی همخوانی ندارد. ایران در آن دوران از نظام حکمرانی گسترده، تشکیلات اداری و سازوکارهای مشخص برای اداره قلمرو خود برخوردار بود و این ویژگیها در دورههای بعدی نیز، با وجود تغییر سلسلهها و شرایط سیاسی، به شکلهای مختلف ادامه یافت.
او در ادامه با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و نظامی دولتشهرهای یونانی بیان کرد: اسپارت به ساختار نظامی و تربیت جنگجویان شهرت داشت، درحالیکه آتن یکی از مراکز مهم فلسفه، اندیشه و فرهنگ یونان باستان بود. ظهور اندیشمندانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو در بستر فرهنگی یونان، جایگاه این سرزمین را در تاریخ اندیشه نشان میدهد؛ هرچند نباید تفاوتهای میان این دولتشهرها را به برداشتهای کلی و یکسان درباره همه آنها تعمیم داد.
تداوم تقابل ایران و روم در دورههای بعدی
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به تداوم تقابل ایران با قدرتهای منطقهای در دورههای بعدی خاطرنشان کرد: رویاروییهای ایران با قدرتهای یونانی و رومی در دوران اشکانی و ساسانی ابعاد تازهای پیدا کرد و دوران پادشاهی شاپور اول ساسانی از مقاطع برجسته جنگهای ایران و روم به شمار میرود.
طبایی با اشاره به نقشبرجستههای دوره ساسانی افزود: در برخی از این آثار، پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم به تصویر کشیده شده است. نقشبرجستههای مربوط به این دوره، از جمله آثاری که اسارت والرین، امپراتور روم، را نشان میدهند، از شواهد تاریخی مهم درباره جایگاه نظامی ایران در مناسبات قدرت آن دوران هستند.
او تأکید کرد: روابط ایران با یونان و روم را باید در چارچوب تحولات چندصدساله و با در نظر گرفتن تفاوت ساختارهای سیاسی، نظامی و فرهنگی این تمدنها بررسی کرد. استناد به تاریخ باستان در اظهارات سیاسی معاصر نیز باید بر پایه شواهد تاریخی و پژوهشهای معتبر باشد، نه برداشتهای گزینشی یا تعمیمهای سیاسی.
طبایی در پایان با اشاره به جایگاه ایران در جهان باستان گفت: ایران از دوره هخامنشی تا ساسانی یکی از قدرتهای مهم جهان باستان بود و در حوزههای حکمرانی، سازمان اداری، هنر، معماری و فرهنگ دستاوردهای چشمگیری داشت. ازاینرو، مقایسه ایران باستان با دولتشهرهای یونانی یا امپراتوری روم، بدون توجه به تفاوتهای ساختاری و شرایط تاریخی هر دوره، میتواند به داوریهای غیرتاریخی منجر شود.