روایتی کمیاب از زندگی جهانپهلوان غلامرضا تختی به قلم خودش
مجله «اطلاعات هفتگی» در مهر ۱۳۳۸، یادداشتی کمنظیر از غلامرضا تختیِ ۲۹ ساله منتشر کرد؛ اتوبیوگرافی کوتاهی که در آن جهانپهلوان بیپرده از سالهای خانیآباد، کار در شرکت نفت و آرزوی طنزآلود اما معنادارش میگوید.
مجله «اطلاعات هفتگی» در مهر ۱۳۳۸، یادداشتی کمنظیر از غلامرضا تختیِ ۲۹ ساله منتشر کرد؛ اتوبیوگرافی کوتاهی که در آن جهانپهلوان بیپرده از سالهای خانیآباد، کار در شرکت نفت و آرزوی طنزآلود اما معنادارش میگوید.
به گزارش سفیر ارجان ، در مهرماه ۱۳۳۸، در هجدهمین سال انتشار مجله «اطلاعات هفتگی»، جهانپهلوان غلامرضا تختی در ۲۹ سالگی دست به قلم برد و برای نخستین بار زندگینامه کوتاه خود را نوشت؛ روزهایی که نامش تازه در فهرست بزرگان کشتی جهان ثبت شده بود، اما همان آرامش و فروتنی اصیلِ سالهای بعد در دلش جریان داشت.
تختی در این یادداشت با صراحتی کمنظیر مینویسد که برخلاف تصور عموم، هرگز ورزشکار مادرزاد نبوده و کشتی را نسبتاً دیر و از سال ۱۳۳۰ در باشگاه پولاد آغاز کرده است. او از روزهای آرام کودکی در محله خانیآباد تهران، پدری یخچالدار که راهنمای زندگیاش بود و مادری دعاگو یاد میکند. خاطرات او به دوران اقامت در مسجدسلیمان و کار در شرکت نفت (۱۳۲۹) سرک میکشد و سپس به نخستین اعزامش به فنلاند میرسد؛ سفر جوانی که تا پیش از آن پایش را از خاک ایران بیرون نگذاشته بود و ناگهان بر سکوی دوم جهان ایستاد.
جهانپهلوان با یادآوری مسابقات ملبورن، ژاپن، ورشو و ترکیه، از نظم مردم فنلاند و عشق وافر ترکها به کشتی تمجید میکند. او بهترین مبارزه دوران ورزشیاش را مصاف با «پالم» سوئدی در فنلاند میداند که با تدبیر و امتیاز بر آن قهرمان باتجربه غلبه کرد.
بخش شیرین و انسانی این اتوبیوگرافی جایی است که تختی از آرزوهایش میگوید: از آرزوی برخورداری هر ایرانی از یک متر زمین ورزش تا خواسته عجیب و شوخطبعانهاش که با لبخند مینویسد: «اگر سر به سرم نگذارید، ده روز حکومت است!» این نوشتار، تصویری بیواسطه و دور از اغراق از پهلوانی به دست میدهد که قلبش تا ابد برای مردم تپید.
متن کامل خودزندگینامهنوشت تختی را از اینجا بخوانید.
گزارشی از مراسم عقدکنان جهانپهلوان تختی/ پنج بار خطبه عقد خوانده شد/ «ویگن» در مراسم…