شجریان درباره موسیقی، شعر و هنر چه می‌گفت؟

محمدرضا شجریان صاحب یکی از ماندگارترین صداهای موسیقی ایران درباره شعر، موسیقی، آموزش و مسیر تحول آواز ایرانی دیدگاه‌های مشخص و گاه انتقادی داشت.

سرویس هنر سفیر ارجان ایران(سفیر ارجان)؛ محمدرضا شجریان از معدود هنرمندانی بود که آواز را تنها به اجرای موسیقی محدود نکرد. او شعر، موسیقی و حال جامعه را به یکدیگر پیوند زد و نگاه ویژه‌ای به نقش هنر در بازتاب زمانه داشت. در ششمین سالگرد درگذشت این هنرمند (۱۷ مهر ۱۳۹۹)، مروری داریم بر بخشی از زندگی، مسیر هنری و دیدگاه‌های او که چگونه از معلمی در رادکان به یکی از چهره‌های ماندگار موسیقی و آواز ایرانی تبدیل شد؛ هنرمندی که انتخاب شعر و شیوه اجرای آواز را بخشی از مسئولیت هنری خود می‌دانست.

«این هنرمند در سال ۱۳۱۹ در خانواده‌ای متوسط و معتقد مذهبی به دنیا آمد. پدرش صاحب صدا بود و او نیز تحت‌تأثیر پدر توانست با قرآن آشنا شود. شجریان در کلاس ششم ابتدایی، ساعت درس و جلسات قرآن را به‌عنوان معلم اداره کرد. با همین ذوق، سال‌های تحصیل و دبیرستان را به پایان رساند و به دانشسرا رفت و معلم شد. بعد از اینکه به‌عنوان معلم به استخدام دولت درآمد، به روستایی به نام رادکان در بخش چناران رفت و معلم شد. آنجا با ابوالحسن کریمی آشنا و دوست شد و بیشتر صحبت آن‌ها بحث و اظهارنظر درباره موسیقی بود. چون او نخستین سال‌های دوری از مشهد و خانواده را می‌گذراند، رادیو تنها انیس او شد.

شبی همین دوست، سنتوری را از یکی از دوستانش گرفت و با خود به منزل آورد. شجریان آن شب بعد از ساعت‌ها تمرین، بالاخره آهنگی را که همیشه زمزمه می‌کرد، با سنتور زد و از همان زمان شروع به یاد گرفتن سنتور کرد.

در سال ۱۳۵۰ به توصیه معاون رادیو مشهد به تهران آمد و در شورای موسیقی رادیو امتحان خوانندگی و آواز داد. بعد از امتحان، بسیاری از استادان او را تشویق کردند و از نحوه ارائه و اجرای او خوش‌شان آمد. علی تجویدی در همان جلسه از او پرسید ترانه هم می‌خواند یا نه؟ شجریان گفت: «من فقط آواز می‌خوانم.» جواب امتحان آمد که در آن نوشته شده بود: «آقای شجریان بسیار بااستعداد است ولی فعلاً به کار رادیو نمی‌آید.»

او ناراحت شد و با پیگیری‌هایی که انجام داد، متوجه شد موضوع این است که رادیو بودجه ندارد و فعلاً نمی‌تواند حقوق بدهد. شجریان گفت: «چه کسی از شما تقاضای پول کرده؟ من خواستم صدایم را امتحان کنید و ببینید به کار رادیو می‌خورد یا نه؟»

دوباره از شجریان خواستند یک بار دیگر برای امتحان برود. از او خواسته شد یک قطعه ضربی بخواند تا ببینند استعدادش در مورد درک ضربی چگونه است. این جلسه امتحان هم با موفقیت به پایان رسید. حسینعلی ملاح می‌گوید، ایشان هیچ ایرادی ندارند، منتها باید ببینیم کدام یک از تهیه‌کنندگان رادیو حاضر است از وجود ایشان در برنامه‌های خود استفاده کند.

شجریان تصمیم گرفت نواری از صدای خود را نزد مرحوم داود پیرنیا، پایه‌گذار و مسئول برنامه «گل‌ها»، ببرد. او بعد از گوش دادن نوار، شجریان را تشویق کرد و گفت خودش را برای شرکت در تازه‌ترین برنامه «گل‌ها» که قصد ضبط آن را دارند، آماده کند. اما از بد حادثه، به‌دلیل اختلاف سلیقه‌ای که پیش آمد، پیرنیا از رادیو کنار رفت. امید شجریان از منتقل شدن به تهران قطع شد، اما محمود فرخ، یکی از شاعران و ادیبان معروف خراسان، باعث شد که به تهران منتقل شود و فعالیت موسیقی را آغاز کند. در اوایل کار، با احمد عبادی، استاد چیره‌دست سه‌تار، آشنا شد. این آشنایی سبب شد تحت تربیت اخلاقی و هنری او قرار بگیرد و بسیاری از اشکالات را کنار بزند. این رابطه چنان عمیق شد که حالت پدر و پسر پیدا کرد.»

شجریان درباره علاقه‌اش به موسیقی گفته است: «موسیقی بسیار گوش می‌کنم. موسیقی غربی هم گوش می‌کنم. موسیقی کلاسیک، موسیقی سیاهان و موسیقی هند را گوش می‌کنم و خیلی هم با علاقه. موسیقی ایرانی هم گوش می‌کنم و متأسفانه با خیلی از آن‌ها نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم. یعنی با موسیقی‌هایی که تحت‌عنوان موسیقی اصیل این روزها می‌شناسیم یا شهرت دارند. این قطعه‌هایی که با عنوان موسیقی اصیل وجود دارند آنقدر حساب ‌نشده و کورکورانه هستند که من گاهی با همه تحمل و شکیبایی که به خرج می‌دهم بیش از چند دقیقه نمی‌توانم تحمل کنم. شاید سلیقه خاصی پیدا کرده‌ام که تحمل را کم کرده یا شاید چون سال‌هاست در این کار هستم باعث این شده که تحمل شنیدن خیلی از این قطعه‌ها را ندارم.»

چه کارها که با شعر فارسی نمی‌کنند

او درباره رابطه شعر و موسیقی نیز تأکید داشته که شعر فارسی باید با شناخت و دقت مورد استفاده قرار گیرد. گفته است: «چه کارها که با شعر فارسی نمی‌کنند که در خور غنای مجموعه غنی شعر فارسی نیست. چه خطاهایی که در کار تصنیف آهنگ‌ها وجود دارند. آهنگسازهایی که با شعر و روی شعر کار می‌کنند باید موسیقی کلام را درست بدانند و بشناسند. به‌نظر می‌رسد در گذشته که آهنگساز آهنگش را می‌ساخت و بعد ترانه‌سرا روی آن ترانه می‌گذاشت و خواننده می‌خواند، کمتر از این اشکالات وجود داشت. اگر پیشرفتی در مجموع کار موسیقی دیده نمی‌شود بیشتر اشکالات در کار آموزشی بوده است. پسرفت در برخی از قسمت‌ها به این دلیل است که اصلاً آموزشی داده نشده.»

شجریان عوامل مختلفی را در این زمینه مؤثر می‌دانسته و گفته است: «ممکن است خواننده نخواسته آموخته‌هایش را به شاگردش یاد بدهد، یا اصلاً حال و حوصله این کار نباشد، یا هیچ ‌یک از شاگردان دارای آن استعداد شگرف نبوده‌اند که از استاد بیرون بکشند. پشتکار و انضباط نیز اهمیت دارد. برای داشتن صدا و آواز خوب حداقل سه عامل در اهمیت قرار می‌گیرند: گوهر انسانی، صدا و استعداد و پشتکار. باید این هر سه جمع باشند. تکنیک در درجه دوم اهمیت است.»

موسیقی باید با شرایط زمان هماهنگ باشد

این هنرمند نامی، موسیقی را وابسته به زمان و مکان دانسته و گفته است: «هر آهنگی و هر برنامه موسیقی، در موقعیت زمانی و مکانی ویژه، تأثیر خاص خودش را دارد.» درباره تجربه خود از اجرای غزل «چه شد» از حافظ نیز گفته بود که در آن مقطع با نهایت استقبال مردم مواجه شد، زیرا زبان حال مردم بود.

به اعتقاد شجریان، «اگر برنامه‌های موسیقی در مقطعی جذابیت و پیشرفت خوبی ندارند، یکی از دلایل آن نبود تهیه‌کننده آگاه و کاردان است. اگر برنامه «گل‌ها» آن همه زیبایی و جلوه و هواخواه داشت برای آن بود که مرحوم داود پیرنیا به‌عنوان یک تهیه‌کننده آگاه، باذوق، هشیار، علاقه‌مند و موقع‌شناس آن را اداره و سرپرستی می‌کرد.»

شجریان درباره انتخاب شعر برای اجرا نیز گفته است: «بیشترین وسواس و دقت را روی انتخاب اشعار و تلفیق آن با موسیقی دارم. هر بار که کنسرتی دارم معمولاً چندین بار کتاب‌ها را زیرورو می‌کنم تا غزلی که مناسب می‌دانم پیدا کنم و شاید دوباره آن را تغییر دهم. این مسئله بستگی به حال و هوای خودش، اطرافیانش و مردمی که در میان آن‌ها زندگی می‌کند دارد.»

خسرو آواز ایران، اشعار کلاسیک مانند اشعار حافظ یا سعدی را برای انتقال حس زمانه بسیار پاسخگو می‌دانست، اما معتقد بود هنرمند باید جست‌وجو کند و شعری را که حرف زمان در آن متجلی است پیدا و ارائه کند. گفته است: «به عقیده من آن مقدار که محتوای شعر مهم است، قالب و وزن شعر مهم نیست. قالب هر چه باشد مهم نیست؛ چه غزل کلاسیک از قدما یا متأخرین باشد و چه اشعار شعرای معاصر و شعر نو. شعر نو را دوست دارم و سال‌هاست به این موضوع فکر می‌کنم تا اثری براساس شعر نو ارائه کنم. شعر نو موسیقی خاص خود را دارد و مثل غزل نمی‌توان با آن خیلی کار کرد؛ به همین خاطر، فکر و تأمل زیادی می‌طلبد. باید موسیقی این نوع شعر را شناخت و برای بیان معنا و محتوای آن، موسیقی متناسب را پیدا کرد. فرم شعر نو و وزن و موسیقی آن با غزل فرق می‌کند و از نظر فرم جمله‌بندی می‌توان آن را در سه‌گاه، چهارگاه، همایون و… ارائه کرد، ولی در فراز و نشیب کوتاه و بلند است. خیلی خوب می‌توان با شعر نو کار کرد، چه به شکل آواز و چه گروه‌نوازی و تصنیف. ولی با توجه به بدیع بودن این تجربه باید کاملاً سنجیده و اندیشیده در این راه قدم برداشت.»

تلفیق شعر و موسیقی آخرین مرحله آواز است

شجریان درباره ارتباط شعر و موسیقی گفته است: «تلفیق شعر و موسیقی آخرین مرحله آواز است. شعر سرمایه فرهنگی است و موسیقی، روان شعر و خونی است که در رگ‌های شعر جاری است. اگر این خون جاری را بیرون بیاوری جز تفاله چیزی از شعر باقی نمی‌ماند… ارزش هر کلمه به موسیقی آن کلمه است. اصلاً هسته اولیه زبان، صداست. خواننده یا آهنگساز وقتی قرار است برای کلامی موسیقی بگذارد، باید ارزش موسیقایی آن کلام را بداند. من نمی‌دانم به چه حقی بعضی از نوازندگان بر روی شعر آهنگ می‌گذارند. اینان روی ریتم شعر آهنگ می‌گذارند نه روی معانی آن موسیقی ما موسیقی مقامی است. هر مقامی پیامی دارد و هر شعری پیامی.»

موسیقی مبتذل یک نوع خاص نیست

شجریان درباره اصطلاح «موسیقی مبتذل» نیز معتقد بوده نمی‌توان آن را به سادگی به کار برد. «یک نوع موسیقی، مبتذل نیست. یعنی موسیقی مبتذل یک نوع خاص نیست. مثلاً موسیقی جاز یا نظایر آن را نمی‌توان مبتذل گفت. ممکن نیست یک نوع موسیقی به‌طور کامل از اول تا آخر مبتذل باشد. موسیقی‌ای که مبتنی بر دانش، تجربه، تخصص و تفکر باشد، هر نوعی که باشد، موسیقی خوبی است؛ خواه موسیقی ایرانی باشد، خواه موسیقی ژاپنی یا کردی یا جاز. موسیقی در ذات خود نمی‌تواند بد باشد. بستگی به ارائه آن دارد. اگر کسی بخواهد موسیقی منطقه خود را ارائه کند اما نتواند از نظر کیفیت کار خوبی ارائه دهد و موسیقی در سطح نازل و پایین باشد و احتمالاً کلام پیش‌پاافتاده‌ای را به کار گیرد، آن اثر مبتذل است. اگر کلام مبتذل باشد، می‌گویند موسیقی‌اش مبتذل است و در انواع مختلف موسیقی می‌توان سطوح مبتذل را مشاهده کرد.»

اثر هنری باید نشانه و مهر زمانه را داشته باشد

شجریان، موسیقی را هنری می‌دانست که باید با شرایط زمان هماهنگ باشد. «موسیقی باید با شرایط زمان هماهنگ باشد. آوازی که خوانده می‌شود باید بیان حالات شنونده و خواننده باشد و محیط زندگی در آن تجلی باشد. به همین دلیل در هر زمان خاص، برنامه موسیقی کیفیت فضای فرهنگی و اجتماعی آن زمان را به خود می‌گیرد. هنرمند تحت‌تأثیر محیط اجتماعی و مردم خود است و باید از مردم سروش و پیامی را دریافت کند و این پیام را که همان رنگ فضای اجتماعی است، در قالب شعر و انتخاب شعر بیان کند. اثر هنری باید نشانه و مهر زمانه را داشته باشد و نیازهای جامعه در آن منعکس باشد.»