حافظ ستاره‌شناس نبود، این همه رمز نجومی در غزل‌هایش از کجا آمده؟

پژوهش‌های حافظ‌شناسی، دامنه و گستره متنوعی از مطالعات را دربرگرفته است. یکی از پژوهش‌های شگفت‌انگیز روزگار ما، نگرش علمی بر محتوای شعر حافظ شیرازی است.

سفیر ارجان گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: روز ۲۰ مهر در تقویم ایران زمین، روز ملّی بزرگداشت حافظ است. کسی که به حقیقت و به واقع حافظه تاریخی ایرانیان است. پژوهش‌های حافظ شناسی، دامنه و گستره متنوعی از مطالعات را دربرگرفته است. یکی از پژوهش‌های شگفت‌انگیز روزگار ما، نگرش علمی‌بر محتوای شعر حافظ شیرازی است.

سیّد حجّت الحق حسینی، استاد نجوم و کیهان‌شناسی دانشگاه است و به عنوان پژوهشگر به تحقیق در موضوع‌های ویژه ای در تاریخ علم نیز پرداخته است. چند سال پیش، در زمان رونمایی کتاب «دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی» شگفتانه‌هایی از پژوهش‌های علمی، ادبی او نمایان شد. گفتنی است کتاب «دانشنامه حافظ و حافظ پژوهی» به سرپرستی و هدایت عالمانه استاد بهاءالدّین خرّمشاهی، حافظ شناس نامدار و با همکاری ۹۰ مؤلّف و محقّق دانشگاهی تهیّه و تدوین شده است. حمایت از این پژوهش را عبدالله جاسبی بر عهده داشته است.

چهارمقاله تخصّصی «احکام نجوم/تنجیم در دیوان حافظ»؛ «نجوم در دیوان حافظ»؛ « کیهان‌شناسی در دیوان حافظ» و «گاهشماری و مادّه تاریخ در دیوان حافظ» در کنار هفت مقاله اختصاصی دیگر در معرّفی حافظ پژوهان برگزیده جهان نمونه‌هایی از آثار دکتر حسینی در این حوزه هستند. او بنیان گذار و رئیس گروه نجوم و کیهان‌شناسی در کتاب سال جمهوری اسلامی‌ایران(۱۲ سال) و نیز مشاور ارشد نجومی‌سازمان جهانی یونسکو بوده است. به مناسبت روز ملّی بزرگداشت حافظ شیرازی با او به گفتگو نشستیم:

* احکام نجوم یا تنجیم به چه معنایی است؟

احکام نجوم/تنجیم یا اخترگویی/ اختر شماری آن است که از مواضع ستارگان آسمانی و سیر و گردش آنها در آفاق و ارتباط آنها با کره زمین یا ارتباط با سیّارات و ثوابت دیگر و اثر آن بر زندگی فردی یا امور اجتماعی انسان‌ها و پدیده‌ها دانسته شود. طالع بینی/ فال گیری/ اخترگویی/ اخترشماری، تاریخی بسیار کهن و پیشینه ای چندین هزار ساله دارد. اختربین از دیدگاه خویش، با استناد به محتوای دانش نجوم و البتّه سامان یافته بر بنیاد پنداره‌ها و آموزه‌های تنجیمی، وقایع جوّی(طوفان، بارندگی، آفات و ...)، اوضاع سیاسی و اجتماعی (انقلاب، تحولّات سیاسی، جنگ و ...) یا امور شخصی (ازدواج، زایش و زادن، مرگ و ...) را پیشگویی می‌کند. اختیارات و احکام و برخی دانستنی‌های دیگر سعد و نحس بودن واقعه یا پدیده را نشان می‌دهد. اخترشماری در جایگاه ایرانی و اسلامی‌خود در دارای شاخه‌های زیر است:

الف) بررسی تغییرات و حوادث کلّی عالم هستی

ب) موالید: پیش بینی حوادث زندگی شخصی هر انسان

پ) مسائل: یافتن پاسخ برخی پرسش‌ها از طریق احکام نجوم

ت) اختیارات: انتخاب زمان مناسب برای آغاز کارهایی مانند سفر، جنگ و... .

در اختر بینی، طبیعت کواکب(هر کوکب دارای طبیعتی است که آن طبیعت روی حوادث عالم تأثیرگذار است)، سعد و نحس بودن، مذکّر و مؤنّث بودن، روزانه و شبانه بودن(نهاری و لیلی)، طبع کوکب بر پایه فاصله از خورشید، کواکب ثابته و مزاج آنها، تقسیم بروج بر منقلبه، ثابته و ذوالجسدین، تقسیم بروج بر مذکّر و مؤنّث، روزی و شبی بودن آنها، طبیعت بروج، خانه منسوب به هر کوکب، شرف کوکب، مثلثات و ربِّ هر مثلّث، حدود و... مبنای داوری هستند. ردّپای احکام نجوم در سنّت‌های نجومی‌هندی، یونانی و پارسی دیده می‌شود. کاربرد مفاهیم تنجیمی‌در شعر حافظ، باور او نیست بلکه گونه‌ای ظرایف و لطایف ادبی است تا کلام دلپسندتر باشد.

* نمونه‌هایی از مصادیق احکام نجومی ‌و تنجیمی‌ را در شعر حافظ شیرازی بیان می‌کنید؟

به آهوان نظر، شیر «آفتاب بگیر»

به ابروان دوتا، قوس مشتری بشکن!

از دیدگاه تنجیمی، صورت فلکی اَسَد(شیر) خانه شمس(خورشید) است، یعنی که آفتاب در منزل شیر جای گرفته است و این خانه، جایگاه مال و ثروت است. خواجه می‌گوید که با نگاه معصومانه و زیبای آهومانند، شیر را که در خانه اش نشسته است برگیر ! خانه قوس(کماندار و برج آذر) منزلگاه مشتری است و از طرفی چون مشتری معنی خریدار هم می‌دهد و از آنجایی که در بیت الطالع در این خانه، مکان خدمتکاران و بردگان است و خریدار برای خرید کنیزان و غلامان به این خانه آمده و نشسته است؛ پس با دو ابروان خود که بسان قوس و کمان هستند به این مشتری که در خانه قوس هم نشسته است حمله‌ای کن و بازار رونق او را بشکن !

حافظ در این بیت چند مضمون جالب و جاذب آورده است:

نگاه معصومانه آهو که همیشه شیر درنده او را می‌گرفته است، این بار او باید شیرگیر شود.

آفتابی که در خانه شیر نشسته است اشاره به زیبارویی است که در خانه حاکم نشسته است.

ابروان را به کمان و کمان دارتشبیه کرده است و آنها را به جنگ برج قوس که صورت فلکی کماندار است فرستاده و می‌داند که قوس یک کمان دارد؛ مخاطبش را با دو کمانِ ابرو به مبارزه او فرستاده است.

برج قوس(کمان)، نهمین برج خورشید، قوسی ۳۰درجه از دایره البروج است.این برج مدار گردش خورشید درآذرماه به مدّت ۲۹ روز و ۱۳ ساعت و ۲۳ دقیقه را نشان می‌دهد.

اخترشمردن یا ستاره دیدن، حالت رصد و محاسبه اوضاع و احوال ستارگان و سیّارات توسّط اخترشناس یا طالع‌بین است تا دریافت‌هایش را بازگو کند. چشم در این بیت هم معنی عضو حقیقی دارد که هم ابزار بینایی است و زحمت شب‌خیزی و رنج بیداری طولانی را نشان می‌دهد و هم به معنای دیدگاه اختربینانه و پیشگوئی اوضاع روزگار است.این واژه یک بار و فقط در همین بیت از دیوان حافظ دیده شده است.

ما آزموده‌ایم در این شهر «بخت» خویش

باید برون کشید از این ورطه رخت خویش

از چشم «بخت» خویش مبادت گزند از آنک

در دلبری به غایت خوبی رسیده‌ای

خوش بود حال حافظ و فالی به «بخت» نیک

بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم

اقبال/ بخت و ادبار دو واژه اختصاصی در فال بینی و اختر گویی هستند که اقبال/ بخت به معنی بودن ستاره در وَتَد است و اِدبار بودنِ ستاره در خانه. اختربینان، خانه‌های دوازده گانه طالع را به وتدهای چهارگانه: وتد طالع، وتد غارب، وتدالارض و وتدالسماء و مایل اوتاد و زایل اوتاد بخش بندی کرده اند. وتد طالع، در رصدهای نجومی‌و محاسبه‌های تنجیمی‌جایگاه خاصّی دارد. اخترشماران باور دارند که جایگیری ستاره در اوتاد دلیل اقبال و بخت بلند است چون اوتاد، دلیل هستی می‌باشند و استقرار ستاره در زایل اوتاد، ادبار/ شوربختی است؛ زیرا که خانه‌های زایل دلیل بر تباهی هستند. واژه «بخت»، ۶۲ مرتبه در دیوان حافظ استفاده شده است.

«چشم بد» دور کزان تفرقه خوش بازآورد

چشم بد، آسیبی است که گمان می‌رود بر اثر نگریستن برخی افراد یا جانوران به انسان‌ها و جانوران دیگر و نیز اشیاء وارد می‌شود. چشم زخم از قدیمی‌ترین باورهای بشر و به احتمال زیاد فراگیرترین و رایج ترین باور فراعلمی‌در سراسر جهان است. مایه اصلی چشم بد، حسِ رشک و حسادت به چیزهای خوب و مطلوب است و ریشه آن را حرمان دانسته‌اند. واژه «چشم بد»، ۹ مرتبه در دیوان حافظ به کار رفته است.

گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و «حکم بر ستاره» کنم

حکم بر ستاره راندن، چیره شدن بر تقدیر و سرنوشت برای نشان دادن قدرت عقل و اقتدار فاعلی انسان است.

از چنگ منش اختر بدمهر به در بُرد

آری چه کنم دولت «دور قمری» بود؟

از دیدگاه تنجیمی‌دُور، مدّت زمان معیّنی است که در آن مدّت حالتی از حالت‌های نجومی‌به جای خویش بازآید. دور ماه‌های قمری، ۳۳ سال است. ماه‌های قمری، چون در فصول جایگاه معیّنی ندارند؛ در هر ۳۳ سال یک دور از فصول سال را طی می‌کنند. از دیدگاه ادبی دور قمری در شعر فارسی ۷۰۰۰ سال است که هزار سال به خودی خود صاحب عمل است و ۶۰۰۰ سال به مشارکت کواکب دیگر.

بگیر طرّه مه چهره‌ای و قصّه مخوان

که «سعد» و «نحس» ز تأثیر زهره و زحل است

ز اخترم نظری «سعد» در ره است که دوش

میان ماه و رخ یار من مقابله بود

یکی دیگر از مشهورترین و پربسامدترین واژه‌های تنجیمی، سعد و نحس است که در اختیارات و طوالع به کار می‌رود. اختیار عبارت است از تعیین وقتی که بهتر از آن زمانی برای انجام آن کار نباشد. در مورد طالع نیز گفته‌اند هر طالع که همه دلایل آن مسعود و قوی باشد، صاحب این طالع دارای همه گونه سعادات و خیرات است و اگر بر ضدّ این باشد در شقاوت و شر بی‌نظیر باشد. سعد و نحس افزون برصفت ستارگان، صفت سیّارات نیز هست. اختر بینان، زحل و مرّیخ را در همه حال نحس می‌دانند. زحل را نحس اکبر و مرّیخ را نحس کوچک می‌دانند. مشتری و زهره همیشه سعد هستند. مشتری سعد اکبر و زهره سعد کوچک است. ماه در ذات خویش خویش سعد است و چون با سرعت گردش آسمانی دارد؛ در مقارنه با دیگر سیّارات یا در برج‌های آسمانی یا خانه‌های طالعی به سرعت تغییر حال می‌دهد. در تنجیم، واژه‌های سعد اجل، سعد اکبر، سعدان، سعد فلک، سعد گردون و ... جایگاه تفسیری و تعبیری ویژه ای دارند. در شعر فارسی، از سعد و نحس و مسایل مربوط به آن سخن فراوان به میان آمده است.