مفاخر اندیشه | آیتالله جوادی آملی؛ از راز «رحمان» تا حقیقت نور قرآن در زندگی انسان
قرآن در منظومه فکری آیتالله جوادی آملی، فراتر از کتابی برای تلاوت، چراغ راهی برای شناخت حقیقت و رسیدن به سعادت است؛ مفسری که با تبیین مفاهیمی چون «نور»، «تبیان» و «رحمت»، از پیوند عمیق میان تعلیم الهی، نزول وحی و تربیت انسان سخن میگوید.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، از نگاه آیتالله جوادی آملی، قرآن کریم تنها کتابی برای تلاوت و عبادت نیست؛ بلکه نوری الهی برای عبور انسان از تاریکیهای جهل و دستیابی به سعادت است. این مفسر برجسته با تکیه بر مفاهیمی همچون «نور»، «تبیان» و «رحمت»، به تبیین جایگاه قرآن در هدایت انسان میپردازد و از پیوند میان تعلیم الهی، نزول وحی و نقش پیامبر اکرم(ص) در تبیین معارف این کتاب آسمانی سخن میگوید.
بنابر روایت فارس، در گستره اندیشه اسلامی و شیعی، آیتالله شیخ عبدالله جوادی آملی از چهرههای شناختهشده در حوزههای فقه، فلسفه، عرفان و تفسیر قرآن به شمار میرود. سالها بهرهگیری از محضر استادانی همچون آیتالله بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی(ره)، در شکلگیری شخصیت علمی ایشان نقش داشته است. در میان حوزههای متعدد فعالیت علمی وی، قرآنشناسی و تفسیر کلام وحی جایگاهی محوری دارد.
در منظومه فکری آیتالله جوادی آملی، شناخت قرآن پیش از هر چیز با توجه به حقیقت و جایگاه آن در نظام هدایت الهی آغاز میشود. قرآن کتابی است که خداوند، خود، حقیقت آن را بهتر از هر موجود دیگری میشناسد و آن را با عنوان «نور» به انسان معرفی کرده است؛ چنانکه در آیه ۱۵ سوره مائده میفرماید: «قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ» ؛ از سوی خداوند، نور و کتابی روشنگر برای شما آمده است.
این نور الهی، انسان و جامعه را از تاریکیهای جهل و گمراهی به سوی روشنایی هدایت میکند. قرآن همچنین با عنوان «تبیان» معرفی شده است؛ مفهومی که در اندیشه این مفسر، بر نقش روشنگر و هدایتگر قرآن در تبیین معارف و نیازهای اساسی انسان دلالت دارد. بر این اساس، قرآن در مسیر دستیابی انسان به سعادت، مرجع هدایت و شناخت است.
آیتالله جوادی آملی در تبیین جامعیت قرآن تأکید میکند که معارف الهی، اخلاق و دستورهای راهگشای زندگی انسان در این کتاب آسمانی مطرح شدهاند؛ اما این جامعیت به معنای آن نیست که تمام جزئیات علوم و دانشهای بشری بهصورت مستقیم در قرآن آمده باشد. ایشان در این زمینه مینویسد: «اشتمال قرآن بر همۀ معارف و اخلاق و اعمال الهی و انسانی به طور رمز یا ابهام یا معمّا و... نمیباشد؛ بلکه به طور روشن است؛ زیرا خدای سبحان از جامعیت قرآن نسبت به همۀ اصول اسلامی به عنوان «تبیان» یاد کرده است.»
رازی که در نام «رحمان» نهفته است
یکی از محورهای مهم در تفسیر آیتالله جوادی آملی، پیوند میان خداشناسی و شناخت اصول کلی قرآن است. ایشان با استناد به آغاز سوره الرحمن، جایگاه خداوند را بهعنوان معلم حقیقی قرآن تبیین میکند؛ آنجا که میفرماید: «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ» ؛ خدای رحمان قرآن را تعلیم داد، انسان را آفرید و به او بیان آموخت.
در این نگاه، خداوند نهتنها سرچشمه نزول وحی، بلکه آگاهترین مرجع برای شناخت حقیقت و معارف قرآن است. از همین رو، فهم جایگاه این کتاب آسمانی با شناخت صفات الهی و بهویژه صفت رحمت پیوند میخورد.
آیتالله جوادی آملی در تبیین جایگاه اسم «رحمان» مینویسد: «اسم شریف رحمان که حاکی از جامعیت همه شئون رحمت است، در مشهد بعضی از ارباب شهود، این نام همانند نام مبارک الله، از عظمت خاص برخوردار است. رحمان، جامع همه اسمای حسنای دیگر، مبدأ تعلیم قرآن قرار گرفته تا انسان در مکتب خدای رحمان، درس رحمت مطلقه بیاموزد.»
بر اساس این برداشت، آغاز تعلیم قرآن با نام «رحمان» حامل پیامی فراتر از معرفی یک صفت الهی است. انسان در پرتو این تعلیم، به آموختن رحمت، گذشت و دوری از خشم و انتقام فراخوانده میشود. از این منظر، رهایی از قید انتقام و مهار غضب، زمینهای برای فاصله گرفتن از ستم و نزدیک شدن به اخلاق الهی است.
این آموزه را میتوان در پرتو آیه ۲۹ سوره فتح نیز بررسی کرد؛ آنجا که قرآن درباره همراهان پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ آنان در برابر کافران استوار و در میان خود مهرباناند. در چارچوب این نگاه تفسیری، استواری در برابر دشمن با مهربانی و شفقت در روابط انسانی همراه است. رحمت، افزون بر تأثیر اجتماعی، به تعالی روح انسان نیز کمک میکند؛ زیرا انسان با فاصله گرفتن از خشم و ستم، به اخلاقی نزدیک میشود که قرآن برای زندگی فردی و جمعی ترسیم کرده است.
یکی دیگر از مباحث مورد توجه آیتالله جوادی آملی، چگونگی نزول قرآن و جایگاه قلب پیامبر اکرم(ص) در دریافت وحی است. ایشان در تبیین این موضوع، بر حقیقت الهی قرآن و نزول آن در پوشش حق تأکید میکند و مینویسد: «خدای سبحان، این کتاب عظیم الهی را از مبدأ تنزّل تا پایان نزول، در کسوت حق و در صحبت حقیقت قرار داد تا به جایگاه اصیل خود که قلب «انسان کامل» و محقق در آن و متحقق به آن فرود آید «وَ بِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ»».
این آیه که در سوره اسراء، آیه ۱۰۵ آمده است، بر نزول قرآن به حق و همراهی آن با حقیقت دلالت دارد. در تفسیر آیتالله جوادی آملی، نزول قرآن بر قلب پیامبر اکرم(ص) با جایگاه ویژه آن حضرت در دریافت و ابلاغ وحی ارتباط دارد. قلب انسان کامل، ظرف دریافت معارفی است که حقیقت و عظمت آنها فراتر از ظرفیت معمول انسانهاست.
بر این اساس، پیامبر اکرم(ص) تنها دریافتکننده وحی نیست، بلکه مسئولیت تعلیم کتاب و تبیین معارف آن را نیز بر عهده دارد. در منظومه قرآنی، خداوند پیامبر را معلم کتاب و حکمت معرفی میکند و بدین ترتیب، جایگاه رسالت در انتقال و تبیین معارف الهی روشن میشود.
از این منظر، شناخت قرآن بدون توجه به جایگاه پیامبر(ص) و نقش ایشان در آموزش و تبیین وحی، شناختی کامل نخواهد بود. پیامبر اکرم(ص) واسطه دریافت و ابلاغ این کتاب آسمانی است و با تبیین معارف آن، راه بهرهگیری از هدایت قرآن را برای انسانها هموار میکند.
از مکتب رحمان تا نور آسمان و زمین
در اندیشه آیتالله جوادی آملی، مفاهیم «نور»، «تبیان» و «رحمان» در کنار یکدیگر تصویری از جایگاه قرآن در هدایت انسان ارائه میکنند. قرآن نور است، زیرا تاریکیهای جهل و گمراهی را میزداید؛ تبیان است، زیرا اصول و معارف راهنمای سعادت انسان را روشن میکند؛ و تعلیم آن با نام «رحمان» آغاز میشود تا پیوند میان هدایت الهی و رحمت در کانون توجه قرار گیرد.
در این چارچوب، سوره الرحمن با مقدم داشتن تعلیم قرآن بر آفرینش انسان، بر اهمیت هدایت الهی در حیات بشر تأکید میکند. نام رحمان نیز یادآور آن است که تعلیم قرآن در بستری از رحمت معنا مییابد و انسان با فراگیری این معارف، به سوی اخلاقی مبتنی بر مهربانی، گذشت و دوری از ستم هدایت میشود.
همچنین، نزول قرآن بر قلب پیامبر اکرم(ص) و مسئولیت ایشان در تعلیم و تبیین معارف وحی، حلقه دیگری از این منظومه فکری است. در این نگاه، قرآن کتاب هدایت است و پیامبر(ص) با دریافت و تبیین آن، مسیر فهم و عمل به آموزههای الهی را برای جامعه انسانی روشن میسازد.
برآیند این مباحث آن است که قرآنشناسی در نگاه آیتالله جوادی آملی، صرفاً به شناخت الفاظ و مفاهیم محدود نمیشود؛ بلکه با خداشناسی، شناخت جایگاه پیامبر(ص) و توجه به نقش اخلاقی و هدایتی وحی پیوند دارد. چنین رویکردی، قرآن را از متنی صرفاً برای خواندن فراتر میبرد و آن را راهنمایی برای شناخت حقیقت و سامان بخشیدن به زندگی فردی و اجتماعی انسان معرفی میکند.