پیچیدهترین صحنه؛ چرا هیچکس در واشنگتن هم نمیداند دقیقاً چه میخواهد؟
آنچه امروز پس از مرور مجموعه گزارشها و اظهارات مقامات غربی بیش از هر چیز برجسته است یک کلمه است: پیچیدگی.
در تمام ماههای گذشته به یاد نمیآورم صحنه اینقدر دشوار، غامض و پرابهام شده باشد. اما این ناتوانی ما در تحلیل نیست؛ مسئله این است که خود دشمن هم نمیداند چه میکند.
در تحلیل اطلاعات، پرسشها دو دستهاند: برخی «معما» هستند؛ یعنی دشمن خودش جواب آنها را میداند و ما باید آن جواب کشف کنیم. اما اکثر پرسشها از جنس «ابهام» هستند؛ سؤالهایی که خود دشمن هم جوابشان را نمیداند. سؤال درباره ایران دقیقاً یک ابهام است؛ و شاید مهمترین ابهامی که امروز جامعه امنیت ملی آمریکا با آن دست و پنجه نرم میکند.
مسئله ایران، مسئله شماره یک کسانی است که نتانیاهو را اداره میکنند و آنها دست از این مسئله برنخواهند داشت. ما نیز نمیتوانیم این جنگ را تمامشده بدانیم تا زمانی که بازدارندگی خود را بهطور کامل احیا کنیم. شبانهروزی برای آن کار میکنیم، حتی اگر بیرون دربارهاش حرف نزنیم.
شدت هشدارها رشد بسیار قابلتوجهی کرده و همه منابع ما به یک اتفاقنظر کامل رسیدهاند که تهدیدی در پیش است. بازه زمانی تا آستانه انتخابات رژیم، بسیار حساس خواهد بود و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد.
ترامپ کاملاً متوجه شده که جنگ با ایران، بسته شدن تنگه هرمز و شکست در تحقق اهداف جنگ، به مهمترین عامل باختش در صحنه سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند پروندههای او هر روز رو خواهند آورد، پروژههای سؤال و استیضاح کلید خواهند زد، خانوادهاش زیر فشار خواهند رفت — قراردادهای بیش از ۲۰ میلیارد دلاری خانواده ترامپ زیر ذرهبین خواهد رفت.
در درون دولت عمیق آمریکا اتفاق مهمی افتاده: آنها احساس میکنند نمیتوانند ایران را اینگونه رها کنند. بزرگترین ارتش دنیا به ایران حمله کرد، در تحقق همه اهداف شکست خورد و ایران تنگه هرمز را کنترل میکند. اگر ایران با این وضع رها شود، آمریکا بعداً چه بگوید؟ چگونه از حیثیت خود دفاع کند؟ این امر ریشه پروژه پترودلار را سست خواهد کرد و امریکا دیگر نگهبان آبراه های جهان نخواهد بود.
هدف اصلی نتانیاهو این است که درگیری را توسعه دهد تا موشک بخورد وسط اسرائیل و انتخابات به عقب بیفتد. رژیم اسرائیل به چیزی کمتر از عملیات براندازانه، آغاز دوران جدیدی از ترور، ضربه به برنامه موشکی ایران و ایجاد آشوب مسلحانه قانع نیست.
تمرکز زیاد نتانیاهو روی «عملیات پیشدستانه احتمالی ایران» تلاشی برای توجیه عملیاتی است که خودشان میخواهند انجام دهند. داخل اسرائیل سامانههای دفاع موشکی جابجا میشوند، پناهگاهها باز شدهاند. اینها نشاندهنده نزدیکی به لحظهای است که ممکن است عملیات رخ دهد.
دشمن برای تصمیمگیری دو چیز را رصد میکند: اراده شلیک ایران و تابآوری اجتماعی در ایران.
درباره اراده شلیک هیچ تردیدی نیست که این بار شلیک متفاوتی انجام خواهد شد؛ شلیکی که تاریخ آن را به خاطر خواهد سپرد. درباره تابآوری اجتماعی، آنها به میادین نگاه میکنند. اگر کسی قلبش برای ایران میتپد، نباید از حضور در میدان کوتاهی کند.
تصمیمی گرفته شده، این تصمیم مخالفان قدرتمندی دارد، زمان کوتاه است و باید جمعبندی کنند. ممکن است درگیری اصلی و بزرگ در زمستان رخ دهد و آنچه اکنون میبینیم مقدماتی برای اتفاق بزرگتر باشد. نباید کوتاهمدت نگاه کرد. این جنگ را باید طولانی در نظر گرفت.