استفاده از جواهرات ۳۰۰۰ ساله ایرانی توسط زندایا؛ چالش اخلاقی بر سر میراث باستانی در هالیوود
گوشوارههای سههزارساله ایرانی در گوش زِندایا، ستاره سرشناس هالیوود، در مراسمی در لندن، جنجال تازهای درباره تجارت اشیای باستانی، مرزهای اخلاقی استفاده از میراث فرهنگی در جواهرات مدرن و چالشهای قانونی احراز منشأ این آثار برانگیخته است.
به گزارش سفیر ارجان ، زِندایا، بازیگر نقش ایزدبانو آتنا، در مراسم عکاسی خبری لندن برای تبلیغ فیلم پرفروش تابستانی اودیسه، گوشوارههایی با قطعات طلایی بزرگ و ۳۰۰۰ ساله ایرانی به گوش داشت. این قطعات به گنجینه زیویه نسبت داده میشوند؛ مجموعهای از آثار باستانی که در سال ۱۹۴۷ در شمال غرب ایران کشف شد.
حضور این آثار باستانی در گوشوارههای زِندایا، توجهها را به تجارت اشیای باستانی جلب کرد و واکنشهایی را از سوی دانشگاهیان و کارشناسان برانگیخت. محور بحثها، خاستگاه و مالکیت آثار عتیقه و این پرسش بود که آیا استفاده از چنین اشیایی به عنوان زیورآلات، در این مورد، از نظر اخلاقی پذیرفتنی است یا خیر.
این گوشوارهها که قطعات باستانی در قابهایی از سیم طلا و مزین به الماس نصب شدهاند، از گالری و فروشگاه آثار هنری «بارون لندن» در منطقه مِیفِر لندن به امانت گرفته شده بودند. این مجموعه پیشتر از گلن اسپیرو، متخصص جواهرات، تهیه شده بود. مجموعه «مواد جهان باستان» اسپیرو با هدف آشنا کردن مخاطبان با هنر و مهارتهای صنعتگران دوران باستان شکل گرفته است؛ آن هم با رعایت اصالت و یکپارچگی مواد اولیه.
جو اسپیرو، پسر گلن و مدیر مشترک مجموعه که این طرح را توسعه داده است، میگوید: «هدف این نیست که ماهیت ماده را تغییر دهیم، بلکه میخواهیم آن را به شکلی قاب بگیریم که اهمیتش بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.»
گفته میشود این قطعات طلایی طی ۲۰۰ سال گذشته دوباره در قالب زیورآلات نصب شدهاند. اسپیرو نیز میگوید خود را در قبال این آثار مسئول میداند؛ مسئولیتی که به گفته او، به معنای «محافظت از اثر باستانی و آگاهی از تاریخ آن و برخورد حساسانه با این پیشینه» است.
این ورقههای بسیار نازک از آلیاژ قلع و طلا ساخته شدهاند؛ بهطوریکه اگر ذوب شوند، مقدار طلای خالص حاصل از آنها بهسختی به سه قیراط میرسد و ارزششان کمتر از ۱۰۰ پوند خواهد بود. بااینحال، نمایش این قطعات در چنین قالبی و سپس توجه گستردهای که به واسطه شهرت یک چهره سرشناس نصیبشان شد، باعث شده است گوشوارهها بیش از پیش فرهنگ باستانی مرتبط با آنها را در کانون توجه قرار دهند؛ هرچند این اتفاق با اعتراض شدید باستانشناسان و تاریخنگاران هنر همراه بوده است.
بسیاری معتقدند تغییر کاربری آثار باستانی و تبدیل آنها به جواهرات، بیاحترامی به این آثار است. بااینحال، به گفته جو اسپیرو، تصور میشود این قطعات طلایی در اصل به عنوان آویزهای گردنبند نصب شده بودند.
منتقدان همچنین این پرسش را مطرح کردند که آیا این قطعات، همراه با دیگر آثار متعلق به گنجینه زیویه، به طور قانونی از ایران خارج شدهاند یا خیر؛ هرچند بسیاری از این اشیا اکنون در موزههای سراسر جهان نگهداری میشوند.
این دیسکهای طلایی از سوی کارشناسان گالری دیوید آرون، که در زمینه هنر یونان و روم باستان، مصر، خاور نزدیک و هنر اسلامی تخصص دارد، تأیید و اصالتسنجی شدهاند.
در بیانیهای که از سوی گلن اسپیرو منتشر شد، آمده است: «مهم است روشن کنیم که تمام آثار مرتبط با زیویه، به عنوان بخشی از همان کشف واحد در سال ۱۹۴۷ به دست نیامدهاند؛ این تصوری نادرست است. این اصطلاح به طور گستردهتر برای اشاره به آثاری به کار میرود که با این محوطه و سنت هنری آن ارتباط دارند. بنابراین، این دیسکها به عنوان اشیایی معرفی نمیشوند که تعلقشان به کشف سال ۱۹۴۷ مستند شده باشد، بلکه اطلاعات موجود درباره پیشینه آنها و تأیید کارشناسان همراهشان ارائه میشود.»
چارلی بارون، مالک گالری بارون لندن، بازخوردهای مثبتی از مشتریانی با پیشینههای فرهنگی گوناگون، ازجمله مشتریان ایرانی ساکن آمریکا، دریافت کرده است. او میگوید: «پیامهایی دریافت کردهام از کسانی که گفتهاند چقدر خوشحالاند که میبینند ما پرچم فرهنگ آنها را برافراشته نگه داشتهایم.»
احراز پیشینه و منشأ آثار، از اصول اساسی کار با اشیای باستانی است؛ موضوعی که در گذشته چندان مورد توجه نبود. مصریان باستان، آثار قدیمیتر را در ساخت زیورآلات به کار میگرفتند. از قرون وسطی تا قرن نوزدهم نیز جواهرسازان اغلب نگینهای حکاکیشده متعلق به دورههای پیشین را در آثار خود نصب میکردند. در قرن بیستم، شرکت جواهرسازی کارتیه ساخت جواهرات منحصربهفرد با استفاده از مهرههای طلسمی مصری به شکل سوسک را آغاز کرد.
بااینحال، قوانین مربوط به احراز منشأ و پیشینه آثار بهتدریج با سختگیری بیشتری تفسیر و اجرا شدهاند؛ هرچند جواهرسازان همواره از تغییرات این حوزه و الزامات جدید آن آگاه نبودهاند.
فروش اشیای باستانی، چه یک گلدان یونانی باشد و چه دیسکهای طلایی باستانی آویخته از گوشواره، عموماً غیراخلاقی تلقی میشود؛ مگر آنکه پیشینه و منشأ مستند اثر به زمانی پیش از تصویب قوانین ملی مربوط به میراث فرهنگی در کشور مبدأ آن بازگردد. این قوانین اغلب چندین دهه قدمت دارند و در برخی موارد به قرن نوزدهم میلادی میرسند.
در مواردی که کشور مبدأ قانون ملی مشخصی در این زمینه ندارد، کنوانسیون یونسکو درباره مقابله با ورود و صدور غیرقانونی اموال فرهنگی، مصوب سال ۱۹۷۰، این سال را بهعنوان تاریخ مبنا در نظر میگیرد.
پروندههای حقوقی اخیر نشان دادهاند که قوانین ملی بریتانیا درباره سرقت، این زمینه گستردهتر را نیز در نظر میگیرند. بنابراین، اگر شیئی برای مثال در مصر یا ایران از دل خاک بیرون آورده و بدون مدارک معتبر صادراتی از کشور خارج شده باشد و این اقدام طبق قوانین آن کشورها سرقت محسوب شود، در بریتانیا نیز سرقت تلقی خواهد شد. این موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که کشورهای مبدأ درگیر جنگ بوده باشند. از زمان تصویب قانون اموال فرهنگی (منازعات مسلحانه) در سال ۲۰۱۷، فروش اشیای فرهنگی متعلق به این کشورها، بدون ارائه مدارک معتبر و مستند مبنی بر اینکه آثار پیش از سال ۲۰۱۷ از آن مناطق خارج شدهاند، میتواند جرم کیفری محسوب شود.
به گفته مارک اوکلر، جواهرساز و گالریدار مستقر در پاریس که سنگهای حکاکیشده یونانی و هلنیستی، سکههای طلا و مهرههای متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد را در ساخت جواهرات امروزی به کار میگیرد، قوانین فرانسه حتی سختگیرانهتر است. او میگوید: «اکنون باید ثابت کنید که هر شیء متعلق به مصر و خاورمیانه، در زمان خروج از کشور به طور قانونی صادر شده است. بنابراین، اگر اثری در اوایل قرن بیستم از کشور خارج شده باشد، اثبات قانونی بودن صادرات آن تقریباً غیرممکن خواهد بود.»
مردم از اواخر دوره رنسانس، زمانی که شهرهای پمپئی و هرکولانئوم از زیر خاک بیرون آورده شدند، به گردآوری آثار باستانی پرداختهاند. بسیاری از مجموعهها به قرن هجدهم میلادی بازمیگردند؛ برای مثال، گنجینههایی که خانوادههای مارلبرو، مدیچی و پونیاتوفسکی به دست آوردند، طی قرنها از طریق دلالان آثار هنری و حراجیها دستبهدست شدهاند.
چارلی بارون توضیح میدهد که امروزه بسیاری از آثار باستانی کمیاب از مجموعههای آمریکایی تهیه میشوند، «چون آمریکاییها بین سالهای ۱۸۷۰ تا دهه ۱۹۵۰ میلادی، حجم زیادی از این آثار را از اروپا خریداری کردند». بارون آثار موردنظرش را فقط از حراجیهای اروپا و آمریکا، مجموعهداران خصوصی و جواهرسازانی خریداری میکند که بتوانند زنجیره مالکیت قانونی و پیشینه مستند و معتبر آثار را ارائه دهند.
جیکوب سجویک که به همراه شریک زندگیاش و طراح جواهرات، دکتر ناتالی ویلیامز، بنیانگذار برند کاپیستری (Kapistree) است، آثاری مانند سنگهای حکاکیشده، مهرها و لوحهای اتروسکی را برای استفاده در ساخت جواهرات گردآوری میکند. او بر نقش بازار خصوصی در نگهداری از این آثار و جلوگیری از کاهش ارزش آنها تأکید دارد.
سجویک میگوید: «اگر این آثار ارزش مالی نداشته باشند، در جاهای نامناسب رها میشوند، آسیب میبینند و در مورد اشیای طلایی، همچنان از بین میروند. بزرگترین فاجعه درباره جواهرات باستانی، از هر نوعی که باشند، این است که غارتگران ۹۹ درصد آنها را ذوب میکنند تا طلایشان را به صورت شمش بفروشند.»
جوانا هاردی، مورخ جواهرات و گوهرشناس، نیز با این دیدگاه موافق است. او میگوید: «این کار به آثار جانی دوباره میبخشد و باعث میشود ارزش و اهمیت پیشین آنها بیش از گذشته درک شود؛ البته به شرط آنکه تمام مراحل و ضوابط مربوط به احراز منشأ و پیشینه اثر بهدرستی رعایت شده باشد.» او اضافه میکند: «به اشتراک گذاشتن این آثار فوقالعاده است و اعتبار و ارزش ویژهای به قطعاتی میبخشد که هزاران سال پیش ساخته شدهاند. این کار باعث میشود آنها همچنان زنده بمانند.»
در اسپانیا، بئاتریس کارانزا و شریک تجاری بلژیکیاش، کارل دِ بول، از برند اکتااف (Oktaaf)، مأموریتی مشابه گلن اسپیرو، اوکلر و برند کاپیستری را دنبال میکنند. مجموعه آثار آنها از مهرههای فایانس مصری با قدمت ۳۵۰۰ سال تا مهرهای متعلق به دوره نوسنگی و بینالنهرین، با قدمت بازگشتپذیر به ۵۱۰۰ سال پیش از میلاد، را دربرمیگیرد. تمام این آثار از دلالان اشیای باستانی و حراجیها تهیه شدهاند و گواهی اصالت دارند.
در همین حال، در آمستردام، بیبی فان در فلده که اخیراً پیکرههای کوچک اوشابتی مصری با قدمت ۳۰۰۰ سال را ــ که صدها نمونه از آنها در مقبرهها یافت میشد ــ در آویزهایی از کریستال سنگی جای داده است، پیش از خرید آثار در حراجیها با میکه زیلبرخ، مصرشناس هلندی، مشورت میکند.
جیکوب سجویک در تأمل درباره این پرسش که آیا استفاده از آثار باستانی در طراحی جواهرات معاصر از نظر اخلاقی درست است یا نه، بر این باور است که «جواهرات باستانی در اصل برای زینت ساخته شده بودند و وقتی باستانشناسان اعلام میکنند که فقط خود آنها باید به این آثار دسترسی داشته باشند و بتوانند آنها را لمس کنند، این موضوع مرا آزار میدهد.»
او ادامه میدهد: «مردم آثاری را گردآوری میکنند که از نظر هنری یا ارزش شخصی، استثنایی و منحصربهفردند. ارائه نگاهی تازه به جواهراتی که در ساخت آنها از آثار باستانی استفاده شده، راهی کاملاً انسانی برای زنده نگهداشتن گذشته و حفاظت از اشیای میراث فرهنگی است.»