جنگ بعدی ایران و آمریکا به شدت انتحاری خواهد شد | تندروهای داخلی و نتانیاهو شکست تفاهم را جشن گرفتند
حشمتالله فلاحتپیشه رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به افزایش احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، گفت: در صورت نرسیدن طرفین به توافق، جنگ بار دیگر به اولویت اصلی آمریکا و متحدانش تبدیل خواهد شد.
گروه سیاسی - مهدی نظامزاده؛ ایران و آمریکا دوباره در آستانه رویارویی نظامی قرار گرفتهاند. هرچند هنوز پنجره دیپلماسی باز است.
حشمتالله فلاحتپیشه در گفتوگو با سفیر ارجان، با بررسی چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا و احتمال وقوع دور جدیدی از درگیری نظامی، معتقد است هدف اصلی آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنها، تبدیل ایران به کشوری ضعیف یا کمقدرت در منطقه است. او با اشاره به شکست تفاهم اسلامآباد، تاکید کرد که توافق احتمالی آینده با ایران، تفاوت های اساسی با این تفاهم خواهد داشت و پذیرش چنین توافقی برای طرف ایرانی دشوار خواهد بود.
رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، همچنین با انتقاد از عملکرد جریانهای مخالف مذاکره در داخل کشور، این جریانها را در تضعیف دیپلماسی و افزایش احتمال جنگ موثر دانست. فلاحتپیشه این هشدار را هم داد که در صورت گسترش جنگ به زیرساختهای ایران، همه طرفها آسیب خواهند دید و تاکید کرد که باید از فرصتهای باقیمانده برای احیای دیپلماسی بهره برد.
مشروح گفتوگوی سفیر ارجان را با این فعال سیاسی میخوانید.
احتمال جنگ ایران و آمریکا چقدر است؟
*آقای فلاحتپیشه؛ با توجه به بنبست مذاکرات و شرایط فعلی، احتمال وقوع دوباره جنگ چقدر است؟ و در صورت وقوع جنگ، شکل درگیری چگونه خواهد بود؟
به اعتقاد من، پیش از اینکه درباره وقوع یا عدم وقوع جنگ صحبت کنیم، باید مشخص شود ترامپ، نتانیاهو و متحدان منطقهای آمریکا به چه تصمیمی درباره ایران رسیدهاند.
تصمیمگیری در این زمینه، ابتدا در بعد نظامی و با ریاست برد کوپر، فرمانده سنتکام انجام شد؛ در بعد سیاسی و یک هفته بعد در نیویورک، ترامپ با سران کشورها جلساتی برگزار کرد.
من معتقدم تصمیمی که ترامپ، نتانیاهو و مجموعه متحدان منطقهای آمریکا به آن رسیدهاند، تبدیل ایران به کشوری بیقدرت یا کمقدرت در منطقه است.
اساس بحث همین است و سایر موضوعات از جمله براندازی، تغییر رژیم، جنگ و حتی تحریمها، در چارچوب این سیاست کلی مطرح میشوند.
به اعتقاد من، این تصمیم به طور مشخص پس از شکست تفاهم اسلامآباد شکل گرفت. تا پیش از آن تفاهم، این امکان وجود داشت که ایران به عنوان کشوری که به مناسبات منطقهای و امنیت آبراهها متعهد میماند، طرف همکاری قرار بگیرد؛ اما پس از شکست تفاهم که ایران و آمریکا در آن مقصر بودند، شرایط تغییر کرد.
بر همین اساس، به نظر من ترامپ تلاش میکند توافقی با ایران به دست بیاورد که نتیجه آن، تبدیل ایران به کشوری ضعیف شده باشد که نتواند منافع آمریکا و متحدانش در منطقه را تهدید کند. اگر چنین توافقی حاصل نشود، جنگ در اولویت اصلی آنها قرار خواهد گرفت.
طبیعتا توافقی که در این شرایط به ایران پیشنهاد میشود، تفاوت زیادی با تفاهم اسلامآباد خواهد داشت و طرف ایرانی نیز زیر بار چنین توافقی نمیرود. همین مسئله احتمال جنگ را افزایش داده است.
از ابتدا نیز اشتباه بود که موضوع جنگ را به انتخابات آمریکا مرتبط بدانند. من معتقدم این مسئله ارتباطی با انتخابات ندارد و حتی ممکن است انتخابات اثر معکوس داشته باشد؛ به این معنا که اگر نتانیاهو و ترامپ بدانند حمله به ایران میتواند کاربرد انتخاباتی داشته باشد، ممکن است جنگ را زودتر آغاز کنند.
سهم ایران و آمریکا در شکست تفاهم اسلامآباد
*شما به تقصیرات طرف ایرانی و آمریکایی در شکست تفاهمنامه اسلامآباد اشاره کردید. درباره سهم هر کدام از طرفین در شکست تفاهم و افزایش احتمال جنگ توضیح میدهید؟
تفاهمی که شکل گرفت، در شرایطی بود که ریشه دیپلماتیک روابط دو طرف بسیار ضعیف بود. پس از برجام، توافق دیپلماتیک دیگری میان ایران و آمریکا شکل نگرفته بود و به همین دلیل، این تفاهم نیز خیلی زود به دست آمد.
طرفین خیلی زود استفاده تبلیغاتی از این تفاهم را آغاز کردند. در ایران، آقایان قالیباف، پزشکیان و عراقچی تلاش کردند از این تفاهم استفاده تبلیغاتی کنند. در سوی دیگر، جریانهای افراطی که اساسا مخالف مذاکره هستند و به اعتقاد من عامل اصلی مشکلات امروز کشور هستند، در برابر آن موضع گرفتند.
همان جریانی که زمانی درباره برجام دروغ گفت، سیاستهای ضد برجام را دنبال کرد و در سال ۱۴۰۰ نیز با احیای برجام مخالفت کرد، بعدا در رسانه ملی حاضر شد و تفاهم اسلامآباد را تفاهمیاستعماری معرفی کرد که ایران را مستعمره آمریکا میکند. این ادعا کاملا دروغ بود.
همان جریانی که در زمان برجام ادعا کرده بود در ضمیمه برجام، ایران پذیرفته است سر ۳۴ سردار خود را به آمریکا تحویل دهد، این بار نیز تفاهم اسلامآباد را توافقی معرفی کرد که ایران را مستعمره آمریکا میکند. هدف چنین مواضعی، شکست مذاکره بود.
من معتقدم جریان ضد مذاکره، عامل مشکلات امروز کشور است. این جریان مسئولیتپذیر نیست و با سیاست های افراطی خود، ایران را در تیررس آمریکا و بزرگ ترین قدرتهای نظامیجهان نگهداشت و سرانجام کشور را به جنگ کشاند؛ اما مسئولیتی نپذیرفت.
در یک سال اخیر نیز سیاست این جریان، تضعیف دولت و نمایندگان رسمی ملت و از بین بردن هرگونه امکان دیپلماسی بوده است.
نکته مهم این است که کسانی که زمانی از محو اسرائیل و توانایی ایران برای بیرون کردن آمریکا و شکست دادن آن صحبت میکردند، امروز حتی در رسانه ملی از گرفتار شدن ایران در جنگ احتمالی هستهای و احتمال استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی علیه کشور صحبت میکنند. حتی برخی از احتمال غزه شدن ایران سخن میگویند.
وقتی جریانی میداند که سیاست هایش ممکن است کشور را در معرض چنین خطراتی قرار دهد، اما همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند، این رفتار را خیانت به ملت میدانم.
بخش دیگری از این خیانت، تضعیف نمایندگان رسمیکشور است. پس از آنکه آقایان عراقچی و پزشکیان تلاش کردند روزنه های دیپلماسی را احیا کنند، شاهد بودیم که برخی نمایندگان مجلس و جریان های افراطی، وزیر امور خارجه را تهدید به محاکمه میکردند. حتی یکی از نمایندگان گفت که آمریکا، پزشکیان را برای خود نگهدارد.
ممکن است چنین اظهاراتی در قالب طنز مطرح شود، اما برای طرف آمریکایی این پیام را دارد که فردی مانند پزشکیان در داخل ایران قدرت کافی ندارد. نتیجه چنین شرایطی، بی اعتنایی آمریکا به طرف ایرانی است.
در طرف مقابل، آمریکایی ها نیز مقصر بودند. در تفاهم اسلامآباد بر مدیریت رفتوآمد در تنگه هرمز توسط ایران تاکید شده بود؛ اما آمریکا از فرصت استفاده کرد و با دستکاری در شرایط جغرافیایی طبیعی ساحل عمان، مسیر جدیدی ایجاد کرد تا ابزار تنگه هرمز را از ایران بگیرد.
بنابراین، هر دو طرف در شکست این تفاهم نقش داشتند. یکی از دلایل این وضعیت نیز آن بود که آقای ونس و آقای قالیباف، که دو مذاکره کننده در این روند بودند، نتوانستند جریان های افراطی را در مسیر اجرای تفاهم مدیریت کنند.
جنگ احتمالی بعدی به زیرساختهای ایران کشیده میشود؟
*در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به ویژه جنگ ۴۰ روزه، اهداف متعددی در ایران از کلانتریها تا پایگاههای موشکی مورد حمله قرار گرفتند. در صورت وقوع جنگ جدید، آیا زیرساخت های اقتصادی و غیرنظامی نیز هدف قرار خواهند گرفت؟ شکل درگیری احتمالی چگونه خواهد بود؟
به شخصه معتقدم اگر جنگ فراگیر دیگری شکل بگیرد، این جنگ به شدت انتحاری خواهد شد. طرف ایرانی با توجه به قابلیت هایی که در این مدت دوباره احیا کرده است، چاره ای جز انتحاری کردن جنگ نخواهد داشت.
در طرف مقابل، معتقدم آمریکا و به ویژه اسرائیل تلاش خواهند کرد زیرساخت های ایران را هدف قرار دهند.
در هیچ جنگی، وقتی طرف مقابل از مردم صحبت میکند، نمیتوان این ادعا را به سادگی پذیرفت. اینکه آمریکا و اسرائیل میگویند جنگ به خاطر ملت ایران است، دروغ بزرگی است. هیچ جنگی منافع ملت ایران را تامین نمیکند.
شرایط به گونهای است که در جنگ احتمالی آینده، زیرساخت های کشور ممکن است بیشترین آسیب را ببینند و حتی غیرنظامیان نیز آسیب ببینند.
به همین دلیل، بارها توصیه کردهام که باید از حداقل امکانهای دیپلماسی برای احیای مذاکرات استفاده شود. حتی به آقای پزشکیان توصیه کردم در سازمان ملل متحد سازوکاری پیشنهاد دهد تا مردم و زیرساختهای ایران از جنگ احتمالی آینده مصون بمانند.
این یکی از جنبههای خطرناک شرایط فعلی است. اگر آمریکا و اسرائیل جنگ را به زیرساخت های ایران بکشانند، طرف ایرانی نیز جنگ را به شدت انتحاری خواهد کرد و در نهایت، همه طرفها آسیب خواهند دید.
توصیه من به کشورهای عربی نیز همین است. از زمانی که برخی کشورهای عربی، از جمله عربستان، پس از تفاهم اسلامآباد از حوزه دیپلماسی فاصله گرفتند، کفه دیپلماسی به نفع جنگ سبکتر شد. از آن زمان کمتر درباره دیپلماسی صحبت میشود.
من معتقدم اگر جنگ شکل بگیرد به ضرر همه خواهد بود. امیدوارم از حداقل روزنههای باقیمانده برای احیای دیپلماسی استفاده شود.
احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران
*با توجه به حملات هوایی به تاسیسات هستهای ایران، به نظرتان آیا احتمال حمله مجدد هوایی یا حتی حمله زمینی، برای دستیابی به اورانیوم یا نابودی تاسیسات، وجود دارد؟ آیا ممکن است جنگ به درگیری زمینی کشیده شود؟