سورپرایز اکتبر در راه است؟/ ایزدی: هیچ اتفاق سیاسی بدون برنامهریزی رخ نمیدهد / در زمان جنگ بسیاری از قوانین متوقف میشوند و از کنگره کاری بر نمیآید
جهانبخش ایزدی، استاد روابط بینالملل در گفتگو با سفیر ارجان اظهار داشت: نتیجه انتخابات برای دو طرف یکسان نیست. در انتخابات آمریکا، ترامپ شخصاً نامزد انتخابات نیست؛ بلکه به دنبال پیروزی حزب متبوع و جریان سیاسی خودش است. اما نتانیاهو هم به دنبال پیروزی شخص خودش و هم حزب خودش است.
سفیر ارجان - محمد عارف معزی: همزمانی انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در فاصله یک هفته، ۵ و ۱۲ آبان را به مقطعی مهم برای آینده جنگ ایران تبدیل کرده است. نتانیاهو میکوشد با برجستهسازی تهدید ایران، خود را ضامن امنیت اسرائیل معرفی کند، در حالی که هزینههای جنگ برای جمهوریخواهان در آمریکا به مسئلهای انتخاباتی تبدیل شده است.
با این حال، تغییر احتمالی دولت در اسرائیل لزوماً به معنای تغییر راهبرد تلآویو در قبال ایران نیست و حتی رقبای نتانیاهو نیز رویکردی سختگیرانه دارند. از سوی دیگر، افزایش فشار کنگره بر ترامپ نیز بعید است آزادی عمل او را بهطور جدی محدود کند؛ چراکه مسئله ایران در آمریکا ماهیتی دوحزبی دارد. بنابراین، نتایج انتخابات الزاماً تغییر ماهوی در مسیر جنگ ایجاد نخواهد کرد.
در همین راستا، سفیر ارجان در گفتگویی با جهانبخش ایزدی، استاد روابط بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی جهانبخش ایزدی با سفیر ارجان را میخوانید؛
ترامپ آدم عجولی است و حوصله مذاکرات طولانی را ندارد/ ترامپ مسئله ایران را یک مسئله کاملاً شخصی میداند
*** دو انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در فاصله یک هفته برگزار میشوند؛ آیا ۵ و ۱۲ آبان میتوانند به دو نقطه عطف برای آینده جنگ ایران تبدیل شوند و آیا ممکن است سرنوشت جنگ بیش از میدان نظامی، در صندوقهای رأی تلآویو و واشنگتن تعیین شود؟
ممکن است ترامپ اجازه دهد فعلاً فضا کمی تلطیف و آرام شود، تهدید کند و اعمال فشار را ادامه دهد. چون جنگی که الان وجود دارد، فقط بُعد نظامی ندارد؛ بُعد روانی، شناختی، هیبریدی، اقتصادی و رسانهای هم دارد. ببینید، جنگ و بهطور کلی هر نوع کنشگری، تابع متغیرهای هزینه و فایده است. خودتان مستحضرید که در تفکر سیاسی آمریکا و اسرائیل، هزینهها معمولاً باید کمتر از فواید باشد و سنجشهای قابل توجهی صورت میگیرد تا بتوانند پیش از اقدام به یک عمل، فواید آن را ارزیابی کنند؛ حالا اسم آن جنگ باشد، یک تهاجم مقطعی، یک ضربه یا هر اقدام دیگری. اگر بتوانند با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را داشته باشند، اقدام میکنند.
منتهای مراتب، محاسبات پیش و پس از انتخابات متفاوت است. ابتدا از آمریکا بگویم. ببینید، ترامپ مسئله ایران را یک مسئله کاملاً شخصی میداند؛ یعنی نسبت به پدیدهای به نام جمهوری اسلامی، نوعی حساسیت و هیجان شدید دارد و این مسئله را در حوزه اختیارات و اعتبار خودش لحاظ کرده است. او میخواهد این سوژه را به هر شکلی تمام کند؛ چه از طریق توافق و چه از طریق تهاجم نظامی، تا بتواند این مسئله را به رقبای خود، مردم آمریکا و مخالفان و متحدانش بفروشد.
این یک ویژگی ترامپ است. ویژگی دوم این است که ترامپ آدم عجولی است. حوصله اینکه پشت میز مذاکرات طولانی بنشیند و بعد زمان را از دست بدهد و آن را به فرد بعدی بسپارد، اصلاً ندارد. در حالی که طرف مقابل، یعنی جمهوری اسلامی، معمولاً با زمان بازی میکند؛ اگر نگوییم زمان میخرد، اگر نگوییم در حال تدوین و طراحی است، یا اگر نگوییم عمدی در کار است، به هر حال در هرگونه امتیاز دادن یا تعامل با طرف مقابل، بسیار با وسواس عمل میکند.
مسئله دیگر این است که نه آمریکا و نه جمهوری اسلامی هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند. این بیاعتمادی حاصل تجربه و تاریخ است؛ چراکه معمولاً در ورای هر مذاکرهای، به نوعی ناکامی حاصل شده یا در میانه مذاکرات، به شکلی جنگ آغاز شده است. بنابراین، دیوار بیاعتمادی میان هر دو طرف فوقالعاده بالاست.
نکته دیگر این است که هر دو طرف در واقع ذهنیتی درباره یکدیگر دارند و احساس میکنند نمیتوانند مشکلاتشان را بهصورت مرحلهای حل کنند. هر دو در این مقام هستند که به هر حال بتوانند این وضعیت را خاتمه دهند. این ذهنیت وجود دارد.
بنابراین، اگر ترامپ احساس کند که پیش از انتخابات میتواند ضرباتی وارد کند که آن دستاوردها را برایش به همراه داشته باشد و مثلاً با اعلام یک پیروزی، برنده انتخابات شود، ممکن است این کار را انجام دهد. از این جهت میخواهم بگویم، به قول هربرت مارکوزه، تاریخ شرکت بیمه نیست؛ یا به تعبیر رابرت جرویس، معمولاً جنگها معلول سوءمحاسبهاند تا محاسبه.
بنابراین، اگر چنین شرایطی فراهم نباشد، ممکن است ترامپ اجازه دهد فعلاً فضا کمی تلطیف و آرام شود، تهدید کند و اعمال فشار را ادامه دهد. چون جنگی که الان وجود دارد، فقط بُعد نظامی ندارد؛ بُعد روانی، شناختی، هیبریدی، اقتصادی و رسانهای هم دارد. همه این ابعاد، یک کشور را در وضعیت خاصی قرار میدهند و ممکن است این اقدامات تا زمان برگزاری انتخابات ادامه پیدا کند.
نتیجه انتخابات هرچه باشد، باز هم لزوماً تفاوت خاصی در ماهیت موضوع ایجاد نمیکند.
نتانیاهو علاقهمند است فضا همچنان ناامن و متلاطم باقی بماند/ اسرائیل در شرایط بحران ظرفیت بیشتری برای صید سیاسی دارد
*** نتانیاهو در هفتههای پایانی انتخابات تلاش میکند همچنان خود را بهعنوان سیاستمداری معرفی کند که توانایی تأمین امنیت اسرائیل و مقابله با ایران را دارد؛ از سوی دیگر، گزارشهای رویترز و AP نشان میدهد جنگ ایران برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای به یک مسئله سیاسی پرهزینه تبدیل شده است. آیا این دو مسئله میتواند باعث شود نتانیاهو و ترامپ، هر کدام با محاسبات انتخاباتی متفاوت، به دنبال تغییر در نحوه ادامه جنگ ایران باشند؟
به همان میزان، نتانیاهو تلاش میکند در فضای بحرانی، آشوب و تلاطم سیاسی، نظامی و امنیتی نتیجه انتخابات را به دست آورد. همانطور که میدانید، اصولاً اسرائیل یک نظام بحرانزی است و در شرایط بحران، ظرفیت بیشتری برای صید سیاسی دارد تا در فضای نرمال و عادی. بنابراین، هر دو طرف تلاش میکنند به شکلی فضای موجود را مدیریت کنند که نتایج انتخابات را به سمت خود و جریان سیاسیشان رقم بزنند و بهویژه اسرائیلیها و شخص نتانیاهو علاقهمندند فضا همچنان ناامن و متلاطم باقی بماند.
نتانیاهو گاهی برخی سوژهها را آگراندیسمان یا بزرگنمایی میکند؛ مثلاً درباره فلایدبی یا برخی موارد مرتبط با غزه و لبنان. این موضوعات را بزرگنمایی و برجسته میکند تا خطر را همچنان بزرگ جلوه دهد و در عین حال، خودش را بهعنوان سیاستمداری ماهر در مقابله با جمهوری اسلامی معرفی کند. در نتیجه، میتواند بخشی از آرا را به نفع خود رقم بزند.
اگر ترامپ انتخابات را ببازد، تا ۲۰ ژانویه برای اقدام فرصت دارد/ در اسرائیل درباره جمهوری اسلامی نوعی اجماع وجود دارد
*** اگر انتخابات اسرائیل به تشکیل یک دولت جدید بدون نتانیاهو منجر شود، آیا باید انتظار تغییر راهبرد تلآویو در قبال ایران را داشته باشیم یا مسئله ایران و تهدید امنیتی آن به یک سیاست فراتر از شخص نتانیاهو و ائتلاف حاکم تبدیل شده است؟ بهویژه اینکه رقبای نتانیاهو نیز از سابقه نظامی و امنیتی برخوردارند.
البته رقبای نتانیاهو نیز سابقه نظامی و امنیتی دارند. ببینید، ساختار سیاسی دو کشور در این خصوص متفاوت است، اما همانندیهایی هم دارند. مثلاً در اسرائیل معمولاً کابینههایی که تشکیل میشوند، ائتلافی هستند. حتی اگر نتانیاهو بعد از انتخابات پیروز نشود، اما بتواند کابینه ائتلافی تشکیل دهد، باز هم حدود ۶۰ روز فرصت دارند تا کابینه نهایی شکل بگیرد و در این فاصله، امکان رقم خوردن حوادث مختلف وجود دارد. بنابراین، آنها بعد از انتخابات نیز زمان دارند که اقداماتی را انجام دهند.
در آمریکا هم وضعیت مشابهی وجود دارد. اگر ترامپ نتیجه انتخابات را ببازد، در مورد حزب متبوعش، باز هم تا ۲۰ ژانویه زمان دارد و در این دو ماه میتواند با فراغ بال اقداماتی انجام دهد. بنابراین تأکید من بر این است که باید به فرایند انتخابات، دوره پیش از انتخابات، دوره پس از انتخابات و اینکه نقطه عطف تصمیمات دقیقاً به کجا موکول میشود، توجه کرد.
در مورد بخش دیگر سؤال شما که مربوط به حزب رقیب است، باید گفت ساختار سیاسی اسرائیل به گونهای است که درباره جمهوری اسلامی نهتنها نوعی اجماع وجود دارد، بلکه حتی راهبرد «هزار ضربه» را نیز حزب رقیب نتانیاهو و آقای نفتالی بنت مطرح کرده است. بنابراین، آنها نیز چون مسئله هویت و موجودیت خود را مطرح میکنند، در هرگونه مقابله و مواجهه با تهدید، از جمله اقدام به جنگ یا اقدامات دیگر، در صورتی که منافعشان اقتضا کند، تردیدی ندارند.
مخالفان ترامپ توانایی ممعانت از او را ندارند/ جنگ خیلی از قوانین را متوقف میکند
*** در آمریکا نیز برخی نامزدهای جمهوریخواه در رقابتهای حساس، برخلاف موضع ترامپ، خواستار پایان سریعتر جنگ ایران شدهاند و حتی در کنگره نیز تعدادی از جمهوریخواهان درباره اختیارات جنگی رئیسجمهور فاصله گرفتهاند. اگر نتیجه انتخابات میاندورهای باعث افزایش فشار کنگره بر ترامپ شود، این مسئله تا چه اندازه میتواند آزادی عمل دولت آمریکا برای ادامه جنگ یا آغاز مذاکرات با ایران را محدود کند؟
در سیستم آمریکا، معمولاً جنگ خیلی از قوانین را متوقف میکند. یعنی ساختار سیاسی آن کشور، به دلیل اعتبار رهبری در جهان و جایگاه آمریکا در نظام بینالملل، سعی میکند فضای پشت جنگ را فشل نکند. خیلی کم؛ خیلی کم. حالا میگویم چرا. نگاه کنید، در ساختار سیاسی آمریکا، مسئله جمهوری اسلامی یک مسئله بایپارتیزان است؛ یعنی یک مقوله دوحزبی است. هر دو حزب طی پنج دهه در تهدید و تقابل جدی با جمهوری اسلامی بودهاند، منتها یکی با پنبه سر میبُرد و دیگری با شمشیر؛ ابزارها، روشها و تکنیکهایشان با یکدیگر فرق میکند.
این یک نکته است. نکته دوم اینکه در ساختار سیاسی آمریکا، معمولاً چون نظام سیاسی، ریاستی است، رئیسجمهور قدرت زیادی دارد و میتواند با بسیاری از قوانین حتی مواجهه کند یا آنها را دور بزند.
اگر نتیجه انتخابات، آنگونه که مثلاً قابل پیشبینی است، رقم بخورد و به هر شکلی یک مجلس کنگره را جمهوریخواهان از دست بدهند ــ که در انتخابات میاندورهای معمول است و حزب حاکم معمولاً شکست میخورد، فارغ از اینکه سوژه انتخابات چه باشد ــ باز هم کنگره آمریکا به شکلی نیست که بتواند اقدام خاصی در ممانعت از آزادی عمل و اختیارات رئیسجمهور آمریکا انجام دهد. معمولاً تا دو سوم رأی از نظر قانونی لازم است که هیچوقت کنگره در این شرایط نیست. معمولاً چند رأی بالا و پایین میشود؛ مثلاً فرض کنید الان ۵۱ به ۴۹ هستند، حالا عکس آن شود یا مثلاً ۴۶ به ۵۴ برسد. اینگونه نیست که کل کنگره را از دست بدهند.
ضمن اینکه آن نکته اولی هم که گفتم، مهم است و باید به آن توجه کنید؛ اینکه سوژه مورد نظر چیست.
یک نکته دیگر هم اینکه در سیستم آمریکا، معمولاً جنگ خیلی از قوانین را متوقف میکند. یعنی ساختار سیاسی آن کشور، به دلیل اعتبار رهبری در جهان و جایگاه آمریکا در نظام بینالملل، سعی میکند فضای پشت جنگ را فشل نکند.
یا حزب رقیب، یعنی دموکراتها و چپها، یا پارهای از دستچپیهای حزب جمهوریخواه. همه اینها، نه از نظر ساختاری و نه از نظر انگیزه، آنقدر توانمند نیستند که بتوانند مانع کنشگری و فعالیت ترامپ شوند.
هیچ اتفاق سیاسی بدون برنامهریزی اتفاق نمیافتد/ اگر نتانیاهو و ترامپ انتخابات را ببرند، مصممتر خواهند شد
*** با کنار هم گذاشتن دو انتخابات ۵ و ۱۲ آبان، کدامیک میتواند اثر تعیینکنندهتری بر آینده جنگ ایران داشته باشد: تغییر احتمالی دولت در اسرائیل یا تغییر موازنه سیاسی در کنگره آمریکا؟ و آیا ممکن است فاصله یک هفتهای میان این دو انتخابات باعث شود تهران، تلآویو یا واشنگتن تا مشخصشدن نتایج، تصمیمات نظامی و دیپلماتیک مهمی را به تعویق بیندازند؟
البته من باید یک چیز دیگر را هم بگویم. معمولاً این «سورپرایز اکتبر» هم در کارنامه سیاسی آمریکاییها وجود دارد. ممکن است یک نمونهاش همین وضعیت فعلی جنگ باشد. این را میگویم که حوادث هم سریع اتفاق میافتند و خیلی جاها هم بدون برنامه نیستند. روزولت جملهای دارد که هیچ اتفاق سیاسی بدون برنامهریزی اتفاق نمیافتد.
بخشهایی از این ماجرا را که ما در جریان نیستیم، نمیدانیم. مثلاً همین جلساتی که در کمپدیوید در حال تشکیل است، ناظر بر چه تصمیمی است؟ ما نمیدانیم. اما سرجمع میخواهم این را بگویم که اگر نتانیاهو انتخابات را ببرد و ترامپ هم انتخابات را ببرد، شبیه انتخابات مرحله دوم جورج بوش خواهد بود. بعد از جنگهای افغانستان و عراق، میگفتند جورج بوش میبازد، ولی دیدیم که مردم آمریکا در نوبت دوم با رأی بسیار بالایی به جورج بوش رأی دادند و همه را غافلگیر کردند.
این مسئله تفاوتی در ماهیت قضیه ایجاد نمیکند، بلکه آنها مصممتر هم هستند؛ چون مستظهر به پشتوانه آرا هستند و میتوانند این جنگ را به مرحلهای که طراحی کردهاند، برسانند.
اگر هم نتایج خلاف این باشد، به باور من، تأثیر ماهوی در وضعیت فعلی ما نخواهد داشت.