بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
سفیر ارجان گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
بلومبرگ در گزارشی با استناد به ارزیابی یک تحلیلگر پیشین سیا و دیدگاه کارشناسان دفاعی میگوید وقفه در حملات عمده آمریکا میتواند به ایران فرصت دهد تا توان نظامی خود را بازیابی کند. به گفته یکی از پژوهشگران، ذخایر موشکهای کروز ایران ممکن است همچنان قابلتوجه باشد. او همچنین احتمال میدهد حملات ضدکشتی در مراحل بعدی درگیری شدت بیشتری پیدا کند.
پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ نیز ادامه دارد. قیمت نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی مانده و هزینه اجاره روزانه نفتکشها از کمتر از ۵۰ هزار دلار پیش از جنگ به حدود ۱.۲ میلیون دلار افزایش یافته است. حملات موشکی انصارالله یمن به دو فرودگاه عربستان سعودی نیز نگرانیها درباره امنیت مسیرهای جایگزین صادرات نفت از طریق دریای سرخ را تشدید کرده است.
در مجموع، گزارش بر این نکته تأکید دارد که حتی اگر ظرفیت تولید تسلیحات ایران آسیب دیده باشد، ذخایر موجود، امکان تولید داخلی موشکهای ضدکشتی و پناهگاههای طبیعی در مناطق کوهستانی میتوانند به حفظ توان عملیاتی ایران کمک کنند. از نگاه یکی از کارشناسان، دستیابی به اطلاعات دقیق برای هدفگیری کشتیهای تجاری نیز از مهمترین چالشهای حملات ضدکشتی است.
واشنگتنپست گزارش داده است که پنتاگون شمار رسمی نظامیان آمریکایی کشتهشده در ارتباط با عملیات علیه ایران را افزایش داده و آمار ثبتشده در سامانه تحلیل تلفات دفاعی (DCAS) را به ۲۱ نفر رسانده است. این رقم شامل دو مرگ غیررزمی جدید، از جمله مرگ یک عضو گارد ملی ارتش آمریکا در کویت و خودکشی یک ملوان نیروی دریایی در ماه سپتامبر است. بر اساس دادههای بهروزشده، ۸۶۵ نظامی آمریکایی نیز زخمی شدهاند.
این اصلاح پس از آن انجام شد که واشنگتنپست ماه گذشته، با استناد به اطلاعات شش مقام آمریکایی، گزارش داد شمار نظامیان کشتهشده از رقم ثبتشده در پایگاه داده عمومی پنتاگون بیشتر است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در آن زمان این گزارش را «دروغی محض» خوانده بود. بااینحال، پنتاگون اکنون آمار رسمی را اصلاح کرده است.
علاوه بر این ۲۱ نفر، ارتش آمریکا مرگ گروهبان دوین اِی. سایبل را نیز تأیید کرده است که در ماه مه در حادثهای آموزشی در عراق جان باخت. ارتش میگوید مرگ او به جنگ علیه ایران مرتبط نیست و آن را ذیل عملیاتی علیه داعش ثبت کرده است. با احتساب این مورد، شمار کل نظامیان آمریکایی جانباخته در خاورمیانه از زمان آغاز عملیات علیه ایران در ۲۸ فوریه، به ۲۲ نفر میرسد.
دو عضو ارشد دموکرات کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، اصلاح آمار را اقدامی ضروری دانستند و از اینکه کنگره برای تصحیح ارقام مداخله کرده، انتقاد کردند. در مقابل، پنتاگون اعلام کرده است که در حال اصلاح روش ثبت تلفات و افزودن دستهبندی «در انتظار تعیین تکلیف» است.
گزارش میگوید تغییر شیوه ثبت تلفات در میانه جنگ، تفکیک آمار و ارزیابی دقیق هزینه انسانی عملیات برای افکار عمومی و قانونگذاران را دشوار کرده است. منتقدان این تغییرات را اقدامی احتمالی برای پنهان ماندن ابعاد واقعی تلفات میدانند.
آسوشیتدپرس در گزارشی درباره جنگ هفتماهه ایران و آمریکا مینویسد که با وجود نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر و افزایش نارضایتی عمومی از پیامدهای اقتصادی جنگ، تهران و دونالد ترامپ هر دو تأکید میکنند که تقویم انتخاباتی آمریکا عامل تعیینکننده در تصمیمهایشان نیست.
بر اساس نظرسنجی مرکز AP-NORC، ۶۹ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ ارزش هزینههای آن را نداشته است؛ این رقم در ماه ژوئیه ۶۴ درصد بود. همچنین تنها ۲۸ درصد از نحوه مدیریت مسئله ایران توسط ترامپ رضایت دارند. افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی موجب شده برخی نامزدهای جمهوریخواه، از جمله مایک راجرز در میشیگان و اشلی هینسون در آیووا، خواستار پایان سریع جنگ شوند یا با تحمیل هزینههای آن به مردم مخالفت کنند.
در حوزه دیپلماسی، گزارش میگوید مذاکرات غیرمستقیم پس از رد پیشنهاد ایران درباره بازگشایی تنگه هرمز از سوی ترامپ با مشکل مواجه شد؛ بااینحال، مقامهای ایرانی از دریافت پیشنهاد متقابل آمریکا خبر دادهاند. تهران میگوید لغو محاصره دریایی و کاهش تحریمها باید پیش از توافق برای توقف حملات به نفتکشها انجام شود. در مقابل، ترامپ ضمن تهدید به ازسرگیری حملات، از فشار اقتصادی و محاصره نفتی برای وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا سخن میگوید.
گزارش همچنین از افزایش حملات به نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز و گسترش تنشها در بابالمندب خبر میدهد.
الجزیره در مقاله ای به مقایسه مدیریت دریایی انگلیس و آمریکا، با تمرکز بر تنگه هرمز، میپردازد. به باور نویسنده، تجربه تاریخی انگلیس در تأمین امنیت مسیرهای تجاری، در مقایسه با عملکرد کنونی آمریکا، نتایج متفاوتی داشته است.
انگلیس در قرن نوزدهم با ترکیبی از قدرت دریایی، معاهدات و همکاری با بازیگران محلی، به حفظ امنیت کشتیرانی کمک کرد؛ اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز را به کانون بحران اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. این تنگه روزانه محل عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع است.
نویسنده با استناد به نظریه قدرت دریایی آلفرد ماهان، تأکید میکند که تمرکز قدرت و کنترل گلوگاههای راهبردی، نفوذ بینالمللی ایجاد میکند. ایران نیز با استفاده از پهپادها، مینهای دریایی و شناورهای هدایتپذیر، توانسته آزادی عمل ناوگان آمریکا را محدود کند.
از دیدگاه نویسنده، محاسبات اشتباه واشنگتن، نادیدهگرفتن توان ایران و فقدان راهبردی برای مدیریت پیامدهای جنگ، عامل اصلی تشدید بحران است. او راهحل را در مدیریت سیاسی و راهبردی بحران و بازگرداندن امنیت به کشتیرانی میداند.
رأی الیوم در مقاله ای نوشت: ترامپ اعلام کرد با پوتین برای تأمین گازوئیل روسیه در بازار آمریکا و جهان توافق کرده است؛ توافقی که شامل صدها هزار تن سوخت و محمولههای بعدی میشود. این تصمیم در شرایط افزایش قیمت سوخت آمریکا و اختلال بازارهای انرژی ناشی از جنگ با ایران اتخاذ شده است. واشنگتن همچنین مجوز موقت واردات گازوئیل روسیه تا آوریل ۲۰۲۷ را صادر کرده؛ اقدامی که زلنسکی آن را تقویت مالی جنگ روسیه دانست.
نویسنده معتقد است این توافق، تناقض سیاست غرب را آشکار میکند: آمریکا همزمان در پی تضعیف اقتصادی روسیه است و برای تأمین نیازهای داخلی خود به انرژی این کشور متوسل میشود. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز به اختلاف میان واشنگتن و کییف دامن زده است.
مقاله می افزاید توافق نفتی روسیه و آمریکا ممکن است وابستگی واشنگتن به مسیرهای انرژی خلیج فارس را کاهش دهد و بخشی از فشار اقتصادی موردنظر ایران در تنگه هرمز را خنثی کند؛ بااینحال، جایگزینی محدود سوخت نمیتواند بحران گسترده کشتیرانی در هرمز را برطرف سازد. همچنین پوتین پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده ایران به روسیه را مطرح کرده است.
المیادین در مقاله ای نوشت: مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سخنرانی هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در آتن، با اشاره به جنگهای یونان و ایران باستان و حمله خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، کوشید تقابل کنونی با ایران را ادامه نزاعی تمدنی میان آتن و ایران جلوه دهد.
نویسنده معتقد است این رویکرد به گفتمان بنیامین نتانیاهو و راستگرایان اسرائیل شباهت دارد که با پیوند دادن تاریخ باستان و دشمنان امروزی، روایتی از نبردی تاریخی و مستمر میسازند. این روایت بر فرض وجود هویتهای ثابت و پیوسته استوار است؛ حال آنکه ایران امروز ادامه سیاسی امپراتوری هخامنشی نیست و آمریکا نیز وارث مستقیم آتن باستان محسوب نمیشود.
نویسنده همچنین تأکید میکند که روابط ایران و غرب صرفاً خصمانه نبوده و اندیشه سیاسی غرب از میراث ایرانی، بهویژه الگوی حکمرانی کوروش، تأثیر پذیرفته است. به باور او، چنین روایتهایی اختلافات سیاسی را به تقابلی هویتی و وجودی تبدیل میکنند و امکان مذاکره، سازش و حلوفصل منازعات را کاهش میدهند.
وبسایت شبکه آرتی روسیه در گزارشی با عنوان «ایران تسلیم نخواهد شد؛ ترامپ در مخمصه است» به قلم روسلان دمیتریف، به بررسی پیامدهای سیاسی و نظامی جنگ با ایران برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره پرداخت.
این گزارش با اشاره به بازگشت جنگ با ایران به محور توجه رسانههای آمریکایی، تأکید میکند که افزایش قیمت سوخت و پیامدهای اقتصادی درگیری میتواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا تأثیر بگذارد. دیمیتری ژوراولف، تحلیلگر سیاسی، معتقد است ترامپ با اقدامات خود در خاورمیانه در موقعیت دشواری قرار گرفته است؛ زیرا آمریکا گزینه روشنی برای تضمین پیروزی ندارد، اما نمیتواند شکست را نیز بپذیرد.
به گفته ژوراولف، احتمال دارد مذاکرات ادامه یابد، اما حملات نظامی آمریکا از سر گرفته شود و دامنه حملات هوایی گسترش پیدا کند. در مقابل، عملیات زمینی میتواند هزینههای سنگینی برای واشنگتن داشته باشد؛ چراکه تلفات گسترده نیروهای آمریکایی ممکن است آینده سیاسی ترامپ را به خطر بیندازد.
این تحلیلگر با اشاره به تجربه چند دهه تحریم علیه ایران، معتقد است تهران توانایی تحمل فشارهای طولانیمدت را دارد و میتواند برای ادامه تقابل صبر کند. او همچنین امید بستن آمریکا به وقوع کودتا در ایران را اشتباه میداند و احتمال چنین تحولی را رد میکند.
این گزارش در مجموع، محدودیت گزینههای نظامی آمریکا و هزینههای داخلی ادامه جنگ را در برابر توان ایران برای مقاومت بلندمدت، عوامل تعیینکننده در مسیر تحولات آینده ارزیابی میکند.
وبسایت سفیر ارجان در گزارشی تحلیلی با عنوان «آرای عربهای اسرائیل میتواند نخستوزیر آینده را تعیین کند؛ با وجود حذف سیاسی» نوشت که شهروندان عرب فلسطینی در انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر اسرائیل نقش تعیینکنندهای در تشکیل دولت آینده دارند، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر کنونی، و گادی آیزنکوت، رقیب اصلی او، هر دو با مشارکت احزاب عرب در ائتلاف دولتی مخالفت میکنند.
بر اساس نظرسنجی چهارم اکتبر شبکه کان اسرائیل، ائتلاف راستگرای نتانیاهو ۵۱ کرسی و احزاب مخالف عمدتاً یهودی ۵۲ کرسی به دست خواهند آورد؛ درحالیکه احزاب عربی مجموعاً ۱۳ کرسی کسب میکنند. از آنجا که تشکیل دولت به دستکم ۶۱ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست نیاز دارد، حمایت احزاب عربی میتواند برای تعیین دولت آینده حیاتی باشد.
این گزارش میافزاید نتانیاهو حمایت عربها از رقبایش را تهدیدی علیه کشور معرفی میکند و آیزنکوت نیز با وجود انتقاد از این ادبیات، شروطی برای مشارکت احزاب عربی تعیین کرده که عملاً راه ورود آنها به ائتلافش را میبندد. حذف صلاحیت سامی ابوشحاده، رهبر حزب بلد، از نامزدی انتخابات نیز انتقادهایی در جامعه عرب اسرائیل برانگیخته است. در مقابل، احزاب عربی میکوشند از قدرت پارلمانی خود برای مقابله با جرموجنایت، توقف تخریب خانهها و پیشبرد تشکیل کشور فلسطین استفاده کنند. شینهوا نتیجه میگیرد که تناقض اصلی انتخابات، تأثیرگذاری احتمالی آرای عربها در تعیین دولت، همزمان با تداوم محرومیت سیاسی نمایندگان آنهاست.