پشت پرده نفوذ پنهان بریتانیا در عراق
اسناد افشاشده از استفاده پنهانی بریتانیا از یک پلتفرم رسانهای برای اثرگذاری بر افکار عمومی و تغییر نگرشهای اجتماعی در دوران جنگ با داعش پرده برمیدارد. پست پشت پرده نفوذ پنهان بریتانیا در عراق اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.
به گزارش سفیر ارجان ، وبگاه « دکاردل» با انتشار یادداشتی مدعی شد: خروج نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا از عراق، فصل دیگری از حضور نظامی پس از حمله انگلیس-آمریکا در سال ۲۰۰۳ را پایان میدهد؛ اما عملیات نفوذ بریتانیا، سابقهای کم رنگ تری برجای گذاشته است.
اسناد افشاشده، جزئیات یک کارزار پیچیده را که در جریان جنگ علیه داعش طراحی شده بود، آشکار میکند؛ کارزاری که پلتفرم خبری و شبکه اجتماعی «یلا (Yalla)، ویژه جوانان عراقی، در مرکز آن قرار داشت. این اسناد نشان میدهد یک پیمانکار دولت بریتانیا قصد داشت از دامنه نفوذ گسترده این پلتفرم برای شکلدهی به نگرشهای مردم عراق استفاده کند، در حالی که نقش لندن پنهان باقی بماند.
این اسناد پرسشهایی اساسی درباره این موضوع مطرح میکنند که چه کسی پیامها را هدایت میکرد، هزینههای این پروژه را چه کسی پرداخت میکرد و مخاطبان «یلا» تا چه اندازه از استقلال ادعایی این پلتفرم آگاه بودند.
بر اساس داده های مرتبط با این پلتفرم، «یلا» در سال ۲۰۱۵ توسط گروهی از روزنامهنگاران جوان عراقی تاسیس شد و به یکی از بزرگترین شبکههای خبری و اجتماعی عراق تبدیل شد؛ پلتفرمی که میلیونها دنبالکننده در عراق و منطقه داشت.
در معرفی این مجموعه آمده است که «یلا» معتبرترین و قابل اعتمادترین منبع اطلاعاتی برای جوانان عراقی است. همچنین این پلتفرم مدعی شده که برخلاف دیگر رسانههای عراقی، از نظر تحریریه و مالی مستقل است؛ هرچند اذعان کرده حفظ چنین استقلالی دشوار است.
با این حال، اسناد افشاشده دولت بریتانیا تصویری متفاوت ارائه میکنند؛ تصویری از جریان مالی گسترده اعلامنشده و کنترل قابل توجه بر محتوای تولیدی این پلتفرم.
در یکی از اسناد آمده است: «یلا اکنون بیش از ۵ میلیون دنبالکننده دارد. ۹۲ درصد از دنبالکنندگان آن در داخل عراق هستند و ۳۵ درصد آنان را زنان تشکیل میدهند. این پلتفرم حدود ۱۰۰ خبرنگار آزاد، چهره تاثیرگذار و کمدین در سراسر عراق به کار گرفته است تا محتوا تولید کنند. همچنین برای بخشهای عربی و کردی خود، محتوای اختصاصی به هر دو زبان تولید میکند؛ از جمله گزارشهای ویدیویی و تصویری باکیفیت از سراسر عراق، اینفوگرافیکهای جذاب و مجموعههای موضوعی».
اسناد افشاشده نشان میدهد هزینه دولت بریتانیا برای «یلا» در سال مالی ۲۰۱۹-۲۰۲۰ حدود ۴.۳ میلیون پوند بوده و ۴ میلیون پوند دیگر نیز برای سال بعد اختصاص یافته بود. این مبالغ صرف اداره وبسایت، حسابهای اینستاگرام و یوتیوب و صفحات فیسبوک این پلتفرم به زبانهای عربی، کردی و انگلیسی میشد.
برخلاف ادعای استقلال مالی «یلا»، اسناد نشان میدهد میلیونها پوند از سوی بریتانیا برای این پروژه هزینه شده و نظارت دقیقی بر فعالیتها و محتوای آن وجود داشته است. شرکت تبلیغاتی بزرگ «اماندسی ساچی» (M&C Saatchi) در مرکز این طرح قرار داشت.
این شرکت در پیشنهادهای ارائهشده به وزارت خارجه بریتانیا، به «تجربه گسترده در اجرای برنامههای حساس و غیرقابل انتساب برای مشتریان دولتی» اشاره کرده بود.
روشهای پیشنهادی این شرکت شامل ایجاد «یک نهاد تجاری جداگانه» برای اجرای عمومی پروژه و استفاده از ارتباطات «قابل اعتماد» برای ایجاد شبکهای داخلی از افراد تاثیرگذار، روزنامهنگاران و تولیدکنندگان محتوا بود.
شرکت «اماندسی ساچی» همچنین پیشنهاد کرده از «کارکنان تولید محتوا که به گویشهای محلی صحبت میکنند» استفاده شود تا اعتبار و اصالت فرهنگی پروژه افزایش یابد و در کنار آن، از مشاوران فرهنگی محلی بهره گرفته شود.
در عراق، این شرکت راهکار دیگری نیز برای پنهان کردن زنجیره فرماندهی و ارتباطات پروژه پیشنهاد کرد«استفاده از شبکههای خصوصی مجازی (VPN) مرتبط با جوامع مهاجر عراقی و کرد. تمامی پرداختهای مربوط به فاکتورها و هزینههای نیروهای فعال از طریق یک واسطه انجام خواهد شد تا فاصلهای میان خدمات جهانی اماندسی ساچی و تیمهای تولید محتوا در داخل عراق ایجاد شود».
تا سال ۲۰۱۹، چهار سال پس از راهاندازی «یلا»، این پلتفرم به گفته پیمانکار پروژه، «دامنه نفوذ و شناخت قابل توجهی» در عراق و فراتر از آن به دست آورده بود. اماندسی ساچی پیشنهاد کرد این ظرفیت به یک «کارزار نفوذ گسترده» تبدیل شود؛ کارزاری که هدف آن «تقویت حس عاملیت فردی و افزایش انسجام اجتماعی» در مناطقی بود که پیشتر تحت کنترل داعش قرار داشتند.
مخاطبان این طرح تنها به مناطق سابقا تحت کنترل داعش محدود نمیشدند، بلکه عراقیها در سراسر کشور و حتی منطقه غرب آسیا را دربرمیگرفتند. این طرح، روایتهای روزمره درباره کار، سفر و زندگی اجتماعی را به ابزاری برای تلاش مستمر جهت تاثیرگذاری بر نحوه نگاه مخاطبان به خودشان و دولت تبدیل میکرد.
اماندسی ساچی پیشنهاد اجرای کارزارهای چندرسانهای را ارائه کرده بود تا «عاملیت فردی، انسجام اجتماعی و وحدت ملی» میان مخاطبان عراقی تقویت شود. حسابهای آنلاین «یلا» قرار بود «ابزار اصلی تاثیرگذاری بر نگرشها و رفتارهای مخاطبان» باشند؛ بهگونهای که کاربران از طریق همکاری با شبکهای از افراد تاثیرگذار مورد اعتماد، در معرض محتوای مثبت قرار گیرند.
هدف این بود که «تجربه کاربری مشابه برنامههای مربیگری یا هدایت فردی و زندگی» ایجاد شود.
این پیشنهاد از تولیدکنندگان محتوا نمیخواست مشکلات و دشواریهای زندگی عراقیها را انکار کنند. برعکس، استدلال میکرد پذیرش این مشکلات باعث میشود پیامها واقعیتر و باورپذیرتر باشند.
اماندسی ساچی همچنین اعلام کرده بود:«حس عاملیت فردی و تابآوری میتواند از طریق تولید محتوا با همکاری مستقیم اعضای جامعه هدف، رسانههای محلی و افراد تاثیرگذار کوچک که اعتبار و دامنه نفوذ آنها آزمایش و اثبات شده است، تقویت شود».
این پیمانکار اطلاعاتی وعده داده بود با «روانشناسان جوانان و متخصصان آموزش» همکاری کند تا مجموعهای از محتوای آموزشی پایدار طراحی شود؛ مجموعههایی شامل ویدیوهای اجتماعی و نمودارهای تعاملی که در فیسبوک، اینستاگرام و یوتیوب منتشر شوند و کاربران بتوانند آنها را با سرعت و زمان مورد نظر خود دنبال کنند.
این «ماژولها» قرار بود «سبک، کاربردی و سرگرمکننده» باشند و اغلب از طریق تجربه افراد موفق و شناختهشده روایت شوند؛ برای مثال: «۱۰ کاری که انجام دادم تا تبدیل به یک … شوم».
برای نمونه، در یکی از طرحها آمده که برای نشان دادن تاریخ و میراث چندقومیتی عراق بهعنوان یک منبع بالقوه قدرت سیاسی و اقتصادی، تیم تولید محتوا یک مجموعه سفر با حضور سه کمدین از جنوب، شمال و بغداد تولید خواهد کرد.
هر یک از این افراد تاثیرگذار مسئول طراحی برنامه سفری برای دیگری میشد تا منطقه محل زندگی خود را معرفی کند و مخاطبان را با تجربه زیسته مردم آن منطقه و تنوع تاریخی و فرهنگی عراق آشنا سازد.
فعالیتها و چالشهای این برنامه میتوانست از بازدید از جاذبههای اصلی با قایق در تالابهای عراق تا سرگرمیهای سادهای مانند نوشیدن چای با مادربزرگ یکی از شرکتکنندگان را شامل شود.
اگرچه این برنامهها قرار بود بهصورت «بومی» در پلتفرمهای «یلا» میزبانی شوند، افراد تاثیرگذار شرکتکننده نیز آنها را از طریق کانالهای شخصی و شبکههای ارتباطی خود تبلیغ میکردند. اماندسی ساچی همچنین برنامه داشت با «شبکههای تلویزیونی و رادیویی ملی و محلی» همکاری کند تا این محتوا را به قالبهای قابل پخش تبدیل کرده و دامنه انتشار آن را افزایش دهد.
این شرکت اعلام کرده که روابطی با «طیف گستردهای از رسانهها در سراسر کشور» ایجاد کرده و انتظار دارد از این ارتباطات «بهطور موثر» استفاده کند. چنین رویکردی باعث میشد محتوایی که در چارچوب برنامه بریتانیا تولید شده بود، فراتر از حسابهای رسمی «یلا» منتشر شود؛ در حالی که بسیاری از مخاطبان از منبع اصلی آن آگاه نبودند:
«کارزار نفوذ از طریق مجموعهای از نقاط تماس رسانهای کلیدی برای مخاطبان هدف منتشر خواهد شد. این نقاط تماس توسط تیم راهبرد رسانهای بهدقت انتخاب میشوند تا بیشترین دامنه دسترسی را داشته باشند و پیامها در موقعیتی قرار گیرند که بیشترین توانایی را برای تغییر نگرشها و رفتارها در سطح فردی و اجتماعی ایجاد کنند. این کارزار تلاش خواهد کرد انتخابها را شکل دهد، ایدههای مثبت را تقویت کند و برداشتهای اجتماعی را تغییر دهد و با گذر زمان، تمرکز بیشتری بر محتوای تولیدشده توسط کاربران خواهد داشت».
کارزاری که وعده «عاملیت فردی، انسجام اجتماعی و وحدت ملی» میداد، ممکن بود در جوامعی که از حکومت داعش آسیب دیده، بیضرر به نظر برسد. اما مخاطبان «یلا» نمیدانستند که پیمانکاران بریتانیایی در حال هدایت و شکلدهی به محتوایی هستند که آنها مصرف میکنند.
نقش لندن در حمله به عراق و سابقه این کشور در جنگ علیه داعش، اهمیت این پنهانکاری را بیشتر میکند. همان پلتفرمی که به جوانان عراقی بهعنوان رسانهای مستقل معرفی میشد، در عمل برای پیشبرد یک کارزار نفوذ دولت خارجی مورد استفاده قرار میگرفت.
پروژه اماندسی ساچی قرار بود تاثیری عمیق و شخصی بر مخاطبان داشته باشد. این شرکت مدعی بود که «کارزارهای ارتباطی آن در فضایی فعالیت خواهند کرد که میتواند واکنشهای احساسی، فکری و اجتماعی را برانگیزد».
این امر به معنای ظرفیت قابل توجه برای تاثیرگذاری بر ادراکات و رفتار میلیونها نفر از افراد آسیبپذیر و بدون رضایت در سراسر غرب آسیا بود.
علاوه بر این، راهبردهای هدفگیری مخاطبان توسط اماندسی ساچی تا حد زیادی جزئی و دقیق طراحی شده بود؛ بهگونهای که امکان شناسایی «بخشهای مشخص مخاطبان و حتی افراد خاص» وجود داشت و سپس میشد آنها را با عملیات روانی مورد تایید دستگاه اطلاعاتی بریتانیا از طریق «یلا» هدف قرار داد.
این پلتفرم خبری، سرگرمی و شبکه اجتماعی که همچنان محبوبیت زیادی دارد و بهعنوان رسانهای «مستقل» معرفی میشود، تنها یکی از اجزای یک سازوکار گسترده جنگ روانی بود که لندن بیش از یک دهه پیش در عراق و به بهانه مقابله با تبلیغات داعش ایجاد کرد؛ سازوکاری که هرگز بهطور کامل برچیده نشد.
پشتوانه این تلاشهای پنهانی، «تحلیل مخاطبان هدف» توسط دستگاه اطلاعاتی بریتانیا در سال ۲۰۱۵ بود. این تحلیل پیشنهاد میکرد پیامهای مستمر از طریق کانالهای محلی مختلف به جمعیت عراق منتقل شود و همزمان شناخت گستردهای از نحوه تاثیرگذاری بر شهروندان با مذاهب و قومیتهای مختلف در مناطق گوناگون ارائه میداد.
همانگونه که وبگاه «کرادل» پیشتر گزارش داده بود، این طرح شامل استفاده از «رهبران قبایل و روحانیون مذهبی» بهعنوان ابزارهای انتشار پیامهای تبلیغاتی نیز میشد؛ بهویژه برای ترویج تصویری مثبت از «خودگردانی عربهای سنی» در مناطق محلی.
نکته قابل توجه آنکه اماندسی ساچی مدیریت این عملیات را نیز بر عهده داشت. این شرکت در پیشنهادهای ارائهشده به وزارت خارجه بریتانیا، تجربه خود در «همکاری با رهبران خاص برای کمک به آنها در بیان ایدهها و دیدگاههایشان از طریق مقالات حرفهای، آموزش نحوه سخنرانی و پشتیبانی در سازماندهی رویدادها» را تشریح کرده بود.
فعالیتهای اماندسی ساچی همچنین به وبسایت «Imams Online» که مخاطب اصلی آن روحانیون اهل سنت بودند، گسترش یافت. گزارشهای پیشین کرادل، تلاشهای این مجموعه برای تاثیرگذاری بر محتوای خطبهها، از جمله مطالب مربوط به فلسطین که اشکال مسالمتآمیز همبستگی را ترویج میکرد، بررسی کرده بود.
اسناد گستردهتر همچنین تلاشهایی برای شکلدهی به برداشتها درباره ایران را مستند میکنند؛ هرچند برای نسبت دادن تمامی ابعاد این دستورکار به پلتفرم «یلا» باید محتوای مشخص تولیدشده توسط این رسانه بهطور جداگانه بررسی شود. نقطه اتصال این اقدامات، استفاده پیمانکار از رسانههایی ظاهرا محلی و واسطههای مورد اعتماد برای انتقال پیامهایی بود که حامی اصلی آنها پنهان باقی میماند.
برای نمونه، نشریه «کرادل» پیشتر فاش کرده بود که تنها چند ساعت پس از ترور (شهید) سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در ژانویه ۲۰۲۰، شبکه «گلوبال استراتژی نتورک» که بهعنوان واسطه اطلاعاتی برای امآی۶ فعالیت میکرد، شبکه خبرنگاران شهروند خود در حلب و امکانات تولید رسانهایاش را فعال کرد تا ویدیویی ضد ایرانی در این زمینه تولید کنند.
این ویدیو توسط شبکه سعودی «العربیه» منتشر شد و این محتوا به مخاطبان ۲۲.۵ میلیون نفری این شبکه رسید. همچنین مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت آمریکا، آن را در حساب خود بازنشر کرد.