چرا مراکز داده باید بتوانند از خود دفاع کنند؟
جنگهای جدید مرز میان اهداف نظامی و زیرساختهای خصوصی را از بین بردهاند و آمریکا باید با ایجاد چارچوبهای قانونی، امکان دفاع مستقل مراکز داده و زیرساختهای حیاتی در برابر تهدیداتی مانند حملات پهپادی را فراهم کند. پست چرا مراکز داده باید بتوانند از خود دفاع کنند؟ اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.
به گزارش سفیر ارجان ، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی نوشت: جنگ م در ن دیگر میان اهداف نظامی و زیرساختهای تجاری تمایزی قائل نمیشود؛ همانگونه که حملات اخیر ادعایی ایران علیه مراکز داده در بحرین و امارات متحده عربی نشان داد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بهسرعت مسئولیت حملات پهپادی و موشکی در ماههای مارس و آوریل را بر عهده گرفت و اعلام کرد که قصد دارد حملات بیشتری را علیه شرکتهایی مانند مایکروسافت و اپل انجام دهد.
کارشناسان پیشبینی میکنند به دلیل افزایش وابستگی ارتش آمریکا به این مراکز، حملات هدفمند علیه مراکز داده در آینده افزایش یابد. شرکت آمازون نیز تایید کرده که زیرساختهای تخریبشده این شرکت در خاورمیانه اکنون «دیگر قابل نجات نیستند».
ریسکهای امنیتی ژئوپلیتیک که معمولا به دولتها و ارتشهای آنها مربوط میشد، اکنون به شرکتهای خصوصی نیز گسترش یافته است.
ایالات متحده تلاش کرده تهدید ناشی از گسترش جنگ پهپادی را از طریق «قانون آسمانهای امن» (Safer Skies Act) کاهش دهد؛ قانونی که به دولتهای محلی، ایالتی و قبیلهای آموزشدیده اجازه میدهد اقدامات مقابلهای علیه پهپادها انجام دهند و بهطور قانونی به تهدیدها پاسخ دهند.
با این حال، این قانون شرکتهای خصوصی را کنار گذاشته و عملا هیچ حمایت قابل توجهی برای آنها فراهم نکرده است.
وقتی امنیت به متغیری تعیین کننده تبدیل می شود
امنیت فیزیکی به بخشی بیسابقه از مدیریت ریسک شرکتها در داخل و خارج از آمریکا تبدیل شده است. چه از طریق بالنهای جاسوسی ناشناس و چه پهپادهای نظامی خارجی، تاسیسات حیاتی در داخل و خارج از کشور بیش از گذشته در معرض هدف قرار گرفتن قرار دارند.
قانونگذاری اخیر نشان میدهد کنگره آمریکا به وجود این مشکل امنیتی اذعان کرده؛ با این حال، شرکتهای خصوصی همچنان از اقدام مستقیم علیه این تهدیدها محدود شدهاند.
این موضوع یک پرسش اساسی را مطرح می کند: اگر نهادهای دولتی میتوانند بهصورت قانونی از خود در برابر حملات دفاع کنند، چرا بخش خصوصی نباید اجازه داشته باشد از تاسیسات خود محافظت کند؟
ضرورت دفاع مستقل از زیرساختهای حیاتی
مالکان و مدیران خصوصی بهطور طبیعی انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در حفاظت از داراییهای خود دارند.
دولت آمریکا نمیتواند نیروهای امنیتی ضدپهپادی را در تاسیسات آسیبپذیر مستقر کند، زیرا چنین اقدامی منابع دولتی را بهشدت مصرف خواهد کرد.
برای پر کردن این شکاف، دولت میتواند به شرکتها اجازه دهد از ابزارهای حفاظتی استفاده کنند؛ البته با تعیین محدودیتهای منطقی برای جلوگیری از سوءاستفاده، نه اینکه انحصار کامل توانمندیهای دفاعی را در اختیار خود نگه دارد.
البته شرکتها نباید آزادی نامحدود داشته باشند تا هر وسیله پرندهای را که خطرناک تشخیص میدهند، سرنگون کنند.
اما ممنوعیت کامل دفاع خصوصی نیز راهحل مناسبی نیست.
طرح پیشنهادی سناتور تام کاتن، جمهوریخواه از ایالت آرکانزاس، با عنوان «قانون دفاع هوایی از زیرساختهای حیاتی» (Critical Infrastructure Airspace Defense Act)، به برخی تاسیسات خصوصی مشخص اجازه میدهد در برابر تهدیدهای معتبر پهپادی از خود دفاع کنند.
این طرح شامل تاسیساتی مانند نیروگاههای هستهای، مراکز کنترل شبکه برق و دیگر زیرساختهای حیاتی است.
در صورت تصویب، این قانون اختیارات دفاعی را گسترش داده و به نیروهای آموزشدیده فدرال ابزارهای لازم برای حفاظت از زیرساختهای مشخص در برابر پهپادهای غیرمجاز در مناطق تحت مسئولیتشان را خواهد داد.
چرایی لزوم تعریف سازوکارهای کنترلی
با توجه به اینکه جنگها بهطور فزایندهای بر غیرنظامیان تاثیر میگذارند، چرا توانایی آنها برای محافظت از خود نباید همزمان افزایش یابد؟
برای جلوگیری از سوءاستفاده، میتوان این برنامه را با سازوکارهای کنترلی مشخص همراه کرد؛ از جمله مراکز آموزشی تعیینشده، برنامههای صدور گواهینامه، قواعد مشخص درگیری، الزام به ارائه گزارش پس از حادثه برای تضمین پاسخگویی و دیگر چارچوبهای نظارتی.
حملات انجامشده در بحرین و امارات نشاندهنده روند رو به رشد تبدیل شدن زیرساختهای تجاری به خسارتهای جانبی در درگیریهای منطقهای است.
شمار فزایندهای از شرکتهای آمریکایی در خارج از کشور تاسیسات و مراکز عملیاتی دارند؛ اغلب در مناطقی که از نظر راهبردی اهمیت دارند. دولت آمریکا نمیتواند تضمین کند که نیروهای امنیتی خود را برای دفاع از تمامی این مراکز مستقر خواهد کرد.
در چنین شرایطی، ایجاد گزینههای قانونی برای دفاع خصوصی، منطقیترین خط دفاعی بعدی محسوب میشود.
اگر ایالات متحده انتظار دارد شرکتهای خصوصی زیرساختهایی را ایجاد و حفظ کنند که این کشور به آنها وابسته است ــ همانگونه که در قراردادهای دولت آمریکا با شرکتهایی مانند پلنتیر و آمازون دیده میشود ــ نباید همین شرکتها را از سرمایهگذاری در اقدامات منطقی برای حفاظت از خود بازدارد.
امنیت ملی دیگر بهطور دقیق میان اهداف دولتی و داراییهای شرکتهای خصوصی تقسیم نمیشود.این دو حوزه اغلب به یکدیگر مرتبط هستند؛ چه در قالب مراکز داده، شبکههای برق یا ساختارهای ارتباطی.
برای حفاظت از این زیرساختها، دولت باید آنها را بهعنوان زیرساختهای حیاتی به رسمیت بشناسد و با مالکان خصوصی همکاری کند تا توانایی دفاع از این تاسیسات ایجاد شود.