خرید سکههای تقلبی در لب مرز؛ قربانی مسموم شده است!
نمایش شنیدنی «قتل یک سمسار» به کارگردانی محمد پورحسن در ۵ قسمت تولید و پخش شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، نمایش شنیدنی «قتل یک سمسار» اثری پرکشش در ژانر معمایی و جنایی است که به قلم ویدا دانشمند نوشته شده و با کارگردانی محمد پورحسن برای علاقهمندان به داستانهای پلیسی و کارآگاهی تنظیم شده است. داستانهای جنایی در بستر رادیو، به واسطه تکیه بر فضاسازی صوتی، ضربآهنگ تند و دیالوگهای پرتعلیق، همواره جایگاهی ویژه در میان مخاطبان دارند و این اثر نیز با بهرهگیری از همین عناصر، شنونده را از همان دقایق ابتدایی درگیر یک پرونده پیچیده میکند.
این نمایش با دستمایه قرار دادن مرگ ناگهانی اصغر سرابی پیرمرد سمسار، خیلی زود پرده از یک راز تاریک برمیدارد و پای کارآگاهان دایره جنایی را به پرونده باز میکند. حضور شخصیتهای متنوع، از افراد نگران خانواده گرفته تا تیم تحقیقات پلیس، پازلهای این داستان را قدم به قدم در ذهن مخاطب شکل میدهند تا برای کشف راز مرگ و یافتن حقیقت، با کارآگاه داستان همراه شود.
در نمایش شنیدنی «قتل یک سمسار»، هنرمندانی چون فریبا متخصص، میرطاهر مظلومی، بهادر ابراهیمی، محمد یگانه، مجتبی طباطبایی، نازنین مهیمنی، امین بختیاری، فریبا طاهری و رضا عمرانی نقشآفرینی کردهاند.
در سومین قسمت از این نمایش شنیدنی، حمید برادر شیرین مورد بازجویی قرار میگیرد. حمید قتل اصغرخان سرابی را شدیدا کتمان میکند و خود را مدیون او میداند. او ادعا میکند که در طی این مدت در دبی اقامت داشته و در جستوجوی گرفتن چند اقلام بوده است اما بعد او اعتراف میکند که اساسا گذرنامه ندارد و از کشور خارج نشده است. او به مرز باشماق رفته بود تا با یک رابط دیدار کند و یک معامله پرسود را رقم بزند.
فرهاد و ایرج با یکدیگر مشغل گفتگو هستند. فرهاد در غربت زندگی خانوادگی خوبی ندارد. شیرین از خانه رفته است و همه به دنبال او هستند. در دفترهای حساب اصغرخان نام ابراهیم شعبانی به کرات تکرار شده است و در کارهای اصغرخان بهشدت دخیل بوده است. ایرج گمان میکند شعبانی همان کسی است که قبل از خبر مرگ اصغرخان، جلوی حجره بوده است.
در ادامه بازجویی حمید، مظنون روایت میکند زمانی که او خارج از قهوهخانه - محل قرار با رابط - بوده است، پلیسهای مرزی به آنجا هجوم آورده بودند و افراد بسیاری از جمله طرف معامله را دستگیر کردهاند و بسته اجناس هم توسط پلیس مصادره شده است. او نیز گریخته است. در این معامله، اصغرخان قرار بوده است تا تعدادی سکه تقبلی بهدست بیاورد.
حمید اعتراف میکند که ابراهیم شعبانی او و اصغرخان را ترغیب کرده است تا در این معامله شرکت کنند.
در همین حین پزشکی قانونی به سروان امیری اطلاع میدهد که اصغرخان با دوز بالای یک قرص مسموم شده است و احتمال قتل شدت بسیار زیادی یافته است.
ایرج و فرهاد در جستوجوی ابراهیم شعبانی به پیرامون مغازه سمساری میروند؛ در این میان نام «مهرداد» توجه ایرج را جلب میکند.
ابراهیم کیست و چه نقشی در این قتل داشته است؟ آیا اصغرخان واقعا مرد شریفی بوده است؟ چه اتفاقی برای شیرین رخ داده است؟
باهم سومین قسمت از نمایش شنیدنی «قتل یک سمسار» را با مدت زمان ۲۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه میشنویم.