خیابان‌های کتابخوان بسازیم

مصطفی قوانلو قاجار، مدیر نشر شمعدانی، معتقد است کتاب‌خوانی در ایران باید از «اتاق مطالعه» بیرون بیاید و به یک «منظر عمومی» در جامعه تبدیل شود.

سرویس فرهنگ و نشر سفیر ارجان ایران (سفیر ارجان)، کتاب‌خوانی در هر جامعه‌ای فراتر از یک فعالیت فردی و فرهنگی، می‌تواند بخشی از فرایند رشد اجتماعی و توسعه باشد؛ اما تحقق این نقش، نیازمند آن است که مطالعه از یک عادت شخصی و محدود به گروهی از علاقه‌مندان، به پدیده‌ای عمومی و قابل مشاهده تبدیل شود. اینکه مردم کتاب‌خواندن دیگران را ببینند، امکان دسترسی آسان به کتاب داشته باشند و نهادهای مختلف جامعه خود را در قبال گسترش مطالعه مسئول بدانند را می‌توان در تجربیات کشورهای مختلف مشاهده کرد.

در ایران نیز با وجود فعالیت گسترده ناشران، کتاب‌فروشان، کتابخانه‌ها و فعالان حوزه کتاب، همچنان مسئله اصلی، چگونگی تبدیل کتاب‌خوانی به بخشی از زندگی روزمره جامعه است. در کنار این موضوع، شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی نیز شیوه دسترسی مردم به اطلاعات را تغییر داده‌اند و این پرسش را ایجاد کرده‌اند که در عصر دسترسی سریع به اطلاعات، چگونه می‌توان ضرورت مطالعه عمیق را دوباره برجسته کرد.

مصطفی قوانلو قاجار، نویسنده، مدیر نشر شمعدانی و موسس صفحه و کانال «کتابدونی»، از جمله فعالان حوزه کتاب است که طی دو دهه گذشته، در زمینه معرفی و ترویج کتاب فعالیت کرده است. او معتقد است ترویج کتاب‌خوانی نباید صرفاً وظیفه یک نهاد دولتی باشد و برای ایجاد تغییر در این زمینه، شهرداری‌ها، مدارس، کتابخانه‌ها، نهادهای فرهنگی و بخش خصوصی نیز باید وارد میدان شوند. او همچنین با اشاره به نمونه‌هایی از تجربه کشورهای مختلف، بر ضرورت عمومی و قابل مشاهده کردن، کتاب‌خوانی تأکید دارد.

در این گفت‌وگو، او درباره تجربه‌های جهانی ترویج کتاب‌خوانی، ظرفیت‌های موجود در ایران، نقش شبکه‌های اجتماعی و بلاگرهای کتاب، تأثیر هوش مصنوعی بر مطالعه، ضرورت تقویت کتابخانه‌های عمومی و همچنین شیوه‌های حمایت هم‌زمان از کتاب‌خوان، ناشر و کتاب‌فروش سخن گفته است.

شما یکی از قدیمی‌ترین صفحات اینستاگرامی حوزه کتاب را با عنوان «کتابدونی» اداره می‌کنید و طی سال‌های گذشته فعالیت‌های مختلفی در حوزه معرفی و ترویج کتاب داشته‌اید. فعالیت «کتابدونی» از چه زمانی آغاز شد و اکنون در چه وضعیتی است؟

حدود ۱۴ سال است که در اینستاگرام به معرفی کتاب می‌پردازم و درحال حاضر فعالیت اصلی‌ام بیشتر در حوزه ترویج کتاب‌خوانی است. تلاش کرده‌ام در تمام این سال‌ها به همین موضوع وفادار بمانم و هیچ‌وقت وارد حوزه فروش آنلاین کتاب نشوم؛ با اینکه در مقاطع مختلف تقاضای زیادی برای این کار وجود داشته است. سعی کرده‌ام «کتابدونی» فضایی باشد که مخاطبان بتوانند در آن درباره کتاب‌ها، ترجمه‌ها و مسائل مربوط به کتاب سؤال کنند. به همین دلیل فعالیت خودم را روی ترویج کتاب‌خوانی متمرکز کرده‌ام.

سال‌های گذشته هم در برنامه‌های مختلفی برای ترویج کتاب‌خوانی در استان‌های محروم، ازجمله سیستان‌وبلوچستان، مشارکت داشته‌ام. در طرح‌هایی که ارسال کتاب انجام می‌شد، کمک می‌کردیم، همچنین در زمینه ارسال کتاب به زندان‌های سراسر کشور فعالیت‌هایی داشته‌ایم که همچنان ادامه دارد.

فعالیت جدیدی که از ابتدای سال به‌طور جدی آغاز کرده‌ام، اطلاع‌رسانی درباره تجربه‌ها و الگوهای ترویج کتاب‌خوانی در کشورهای مختلف است؛ هدفم این است که ایده‌هایی را معرفی کنم که سیاست‌گذاران، نهادهای دولتی و خصوصی یا افراد فعال در حوزه کتاب در ایران بتوانند از آن‌ها استفاده کنند و نمونه مشابه یا بومی‌شده آن‌ها را در کشور اجرا کنند. فکر می‌کنم به اندازه کافی صفحات مختلفی در حوزه معرفی کتاب فعالیت می‌کنند. اگرچه همچنان در «کتابدونی» کتاب معرفی می‌کنم، اما تلاش دارم نگاه گسترده‌تری به جامعه کتاب ایران داشته باشم و بیشتر از زاویه ترویج کتاب‌خوانی به این حوزه نگاه کنم.

برای این نوع فعالیت چه نمونه‌هایی را بررسی کرده‌اید؟

نمونه‌های بسیار جذابی در کشورهای مختلف وجود دارد؛ یکی از آخرین نمونه‌هایی که خودم بسیار از آن لذت بردم، کاری است که شهرداری سئول انجام می‌دهد. شهرداری، سه روز آخر هفته فضایی را کنار رودخانه «چونگگیچون» اختصاص می‌دهد، کتاب می‌گذارد، صندلی فراهم می‌کند و مردم می‌توانند، رایگان در آنجا کتاب بخوانند؛ حتی تا ساعات پایانی شب.

در سنگاپور نیز کتابخانه ملی، طرح جالبی اجرا کرده است؛ به افرادی که در طول روز بیش از ۱۵ دقیقه کتاب می‌خوانند، براساس اطلاعات ثبت‌ شده از طریق کتاب‌خوان الکترونیکی، امتیاز یا سکه مجازی داده می‌شود. وقتی این امتیاز به میزان مشخصی برسد، امکان تبدیل آن به پول وجود دارد. آن‌ها حتی هدف مشخصی تعیین کرده بودند که اگر بتوانند ۲۰۰ هزار نفر به تعداد کتاب‌خوان‌هایشان اضافه کنند، طرح را موفق ارزیابی کنند.

در تورنتو نیز چیدمانی هنری در یک خیابان اجرا می‌شود که در آن کتاب‌ها را باز کرده بودند و نور از میان صفحات آن‌ها عبور می‌کرد، در آن زمان خودروها اجازه عبور از آن خیابان را نداشتند. در پایان برنامه هم همان کتاب‌ها به مردم اهدا می‌شد. ایده این بود که به‌جای اینکه در یک خیابان فقط شاهد ترافیک باشیم، برای مدتی شاهد کتاب باشیم.

نمونه دیگر ،مربوط به کتابخانه عمومی نیویورک است. آن‌ها در یک پارک، فضایی را به کتاب‌خوانی اختصاص می‌دهند. مردم در ساعات مشخصی می‌توانند کتاب بردارند، در فضای پارک مطالعه کنند و بعد کتاب را برگردانند و برای این کار نیز هزینه‌ای دریافت نمی‌شود.

اینها نمونه‌هایی از اقداماتی هستند که با هدف ترویج کتاب‌خوانی انجام می‌شوند. حتی افراد مشهور نیز در این زمینه نقش دارند. برای مثال، دوآ لیپا، خواننده و ترانه‌نویس انگلیسی هر ماه یک کتاب جدید در صفحات مجازی خود معرفی می‌کند، او در یکی از کتابخانه‌های مشهور لیسبون نیز فضایی گرفته و کتاب‌هایی را که در صفحه‌اش معرفی می‌کند، در آنجا عرضه می‌کند که این کار او توانسته به معرفی کتاب کمک زیادی کند.

آیا می‌توان این طرح‌ها را در ایران اجرا کرد؟

سلبریتی‌ها و بازیگران نیز می‌توانند چنین نقشی داشته باشند؛ حتی در ایران هم نمونه‌هایی داشته‌ایم که یک بازیگر در ویترین یک کتاب‌فروشی حاضر شده و بخش‌هایی از کتاب خود را برای مخاطبان خوانده است. من بارها در صفحه‌ام از مخاطبان پرسیده‌ام که آیا فکر می‌کنید این طرح‌ها در ایران قابل اجراست یا نه. معمولاً پاسخ‌ها از روی ناامیدی این است که «نه». اما من معتقدم تقریباً تمام این ایده‌ها، در ایران قابلیت اجرا دارند. هم فضا و هم امکانات اجرای آن‌ها را داریم؛ فقط متأسفانه به نظر می‌رسد کمتر کسی به این موضوع فکر می‌کند.

مهم‌ترین چیزی که باید در ایران تغییر کند، نگاه ما به متولی ترویج کتاب‌خوانی است؛ ترویج کتاب‌خوانی نباید وظیفه صرفاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا یک نهاد مشخص باشد، در دنیا می‌بینیم که شهرداری‌ها هم در زمینه ترویج کتاب‌خوانی فعالیت می‌کنند، کتابخانه‌ها چنین نقشی دارند، کتابخانه‌های ملی در کشورهای مختلف وارد این حوزه می‌شوند، نهادهای فرهنگی فعالیت می‌کنند و بخش خصوصی نیز مشارکت دارد، همه اینها می‌توانند در کنار هم برای ترویج کتاب‌خوانی تلاش کنند.

مثلاً چرا نباید یک روز، از صبح تا بعدازظهر، بخشی از پارک ملت به کتاب‌خوانی اختصاص پیدا کند؟ یک ورودی و یک خروجی مشخص داشته باشیم، در آنجا کتاب در اختیار مردم قرار گیرد و مردم در فضای پارک بنشینند و فقط کتاب بخوانند. قرار نیست در این فضا فعالیت دیگری انجام شود، هرکس خواست کتاب بخواند، اگر کتاب ندارد، کتاب در اختیارش قرار بگیرد.

در ژاپن نیز نمونه‌هایی وجود دارد که افراد در کلاب‌هایی شرکت می‌کنند که کارکرد اصلی‌شان فقط کتاب‌خوانی است، افراد گوشی خود را کنار می‌گذارند و فقط کتاب می‌خوانند. وقتی شما وارد فضایی می‌شوید که دیگران نیز در آنجا کتاب می‌خوانند، این موضوع انرژی و انگیزه ایجاد می‌کند. دیدن کتاب‌خواندن دیگران خودش می‌تواند محرک کتاب‌خواندن باشد.

به‌نظر می‌رسد که در حوزه ترویج کتاب‌خوانی باید تغییرات عمده‌ای شکل گیرد، تغییراتی زیربنایی که به گسترش مطالعه و کتابخوانی کمک کند، نظر شما چیست؟

متأسفانه چنین منظره‌ای از کتاب‌خوانی در فضای عمومی نداریم، تصور غالب از کتابخانه این است که باید یک میز مطالعه وجود داشته باشد و فردی در گوشه‌ای از یک اتاق بنشیند و کتاب بخواند. در کشورهای دیگر روی این موضوع، سرمایه‌گذاری می‌کنند که کتاب‌خوانی را بیرونی و قابل مشاهده کنند؛ یعنی کتاب‌خواندن باید یک بُعد عمومی داشته باشد. باید «منظر عمومی» داشته باشد، نه اینکه صرفاً فعالیتی در داخل اتاق مطالعه باشد. باید کتاب‌خواندن را از اتاق مطالعه بیرون بیاوریم و وارد فضای عمومی کنیم، امکانات اجرای این کار را هم داریم.

با توجه به اینکه تولید کتاب در ایران بسیار متنوع است و تعداد ناشران و آثار منتشرشده زیاد است، شبکه‌های اجتماعی چقدر توانسته‌اند به ترویج کتاب‌خوانی و معرفی کتاب کمک کنند؟

چیزی که من در فضای اجتماعی دیده‌ام این است که شبکه‌های اجتماعی به فروش کتاب در ایران بسیار کمک کرده‌اند، این فضاها موجب شده‌اند مردم کتاب‌های مختلف را بشناسند، آن‌ها را ببینند و با آثار متنوع آشنا شوند. البته آسیب‌هایی هم وجود داشته است. کتاب‌های نادرست و نامناسب نیز معرفی شده‌اند و حتی کتاب‌های افست و بی‌کیفیت نیز در این فضا معرفی شده‌اند. اما در مجموع، من اثر شبکه‌های اجتماعی را مثبت می‌بینم. زمانی که من فعالیت خودم را شروع کردم، شاید دو یا سه صفحه در حوزه کتاب وجود داشت، اما امروزه هزاران صفحه در این حوزه فعالیت می‌کنند و حتی هزاران صفحه کتاب معرفی می‌کنند و فروش کتاب انجام می‌دهند. من این پدیده را ذاتاً منفی نمی‌دانم، برخی از این صفحات کاملاً حرفه‌ای فعالیت می‌کنند و اطلاع‌رسانی خوبی درباره کتاب‌ها دارند.

درباره بلاگرهای کتاب چطور؟ فعالیت آن‌ها را در مجموع چطور ارزیابی می‌کنید؟

بخشی از بلاگرهای کتاب بسیار حرفه‌ای کار می‌کنند، اما در بخش دیگری از این فضا مسئله سواد رسانه‌ای مخاطب اهمیت پیدا می‌کند، اگر بلاگری به مخاطب وعده بدهد که «اگر این کتاب را نخوانی، زندگی‌ات تغییر نمی‌کند» یا «با خواندن این کتاب زندگی‌ات متحول می‌شود»، مخاطب باید نسبت به این نوع تبلیغ آگاه باشد. گاهی نیز می‌بینیم یک بلاگر خط فکری خاصی را دنبال می‌کند و مجموعه مشخصی از کتاب‌ها را معرفی می‌کند. در چنین شرایطی، مخاطب باید تشخیص دهد که آیا این فرد منبع مناسبی برای معرفی کتاب هست یا خیر. مسئله دیگری که می‌توان به آن توجه کرد، ناشر کتاب است؛ همان‌طور که وقتی وارد کتاب‌فروشی می‌شویم، تفاوت میان ناشران مختلف را تا حدودی تشخیص می‌دهیم، در فضای مجازی نیز مخاطب می‌تواند با کمی دقت متوجه شود کتاب‌هایی که یک بلاگر معرفی می‌کند، از چه نوع ناشرانی هستند و چه کیفیتی دارند.

در نهایت، مخاطب باید سواد رسانه‌ای داشته باشد و بداند هر کسی که کتاب معرفی می‌کند، الزاماً منبع قابل اعتمادی برای انتخاب کتاب نیست.

با توجه به حضور گسترده نوجوانان و جوانان در شبکه‌های اجتماعی و کاهش زمان اختصاص‌یافته به کتاب، ترویج کتاب‌خوانی باید به چه سمتی برود؟

مهم‌ترین نکته‌ای که به نظرم در ایران باید تغییر کند، نگاه و ذهنیت ما نسبت به کتاب‌خواندن است، باید ابتدا به این سؤال پاسخ دهیم که آیا کتاب‌خواندن واقعاً به اندازه‌ای که گفته می‌شود مؤثر است یا نه. وقتی با جملاتی مانند «مگر کسی هم کتاب می‌خواند؟» یا «کتاب بخوانیم که چه بشود؟» مواجه می‌شویم، نشان می‌دهد که همه فعالیت‌های ترویجی تا زمانی که نتوانیم اثربخشی کتاب‌خواندن را در جامعه نشان دهیم، با مشکل مواجه خواهند بود.

فکر می‌کنم در تمام این سال‌ها، بسیاری از نهادها در این زمینه کم‌کاری کرده‌اند؛ از شهرداری‌ها گرفته تا وزارتخانه‌ها و نهادهای فرهنگی چون نگاه غالب این نبوده که کتاب‌خواندن تا چه اندازه می‌تواند به رشد و توسعه کشور کمک کند. اگر این نگاه در سطح سیاست‌گذاری تغییر کند و آموزش‌وپرورش، مدارس، شهرداری‌ها و سایر نهادها به این نتیجه برسند که کتاب‌خواندن می‌تواند برای توسعه ایران مؤثر باشد، مطمئنم بسیاری از طرح‌های نامناسب و کم‌اثر کنار گذاشته می‌شوند و منابع بیشتری به ترویج کتاب‌خوانی اختصاص پیدا می‌کند. من معتقدم ترویج کتاب‌خوانی می‌تواند آینده ایران را تغییر دهد زیرا کتاب می‌تواند نسلی باسوادتر و آگاه‌تر ایجاد کند.

شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی توانسته‌اند در بی‌علاقگی مخاطبان به کتابخوانی موثر باشند؟

یکی از مشکلاتی که امروزه با آن مواجهیم، عادت مردم به شبکه‌های اجتماعی، اینترنت و پیام‌رسان‌هاست. فرقی هم نمی‌کند پیام‌رسان داخلی باشد یا خارجی، شبکه‌های اجتماعی تا حدی می‌توانند منبع تولید توهم دانایی باشند. فرد گوشی را در دست می‌گیرد و احساس می‌کند درباره همه‌چیز اطلاعات دارد. هوش مصنوعی نیز می‌تواند به این وضعیت دامن بزند، وقتی هر فرد برای هر سؤال و مشکلی مستقیماً سراغ هوش مصنوعی می‌رود، طبیعی است که ممکن است تصور کند دیگر نیازی به مطالعه عمیق ندارد.

در چنین فضایی، باید دوباره نشان دهیم که کتاب چه نقشی دارد و چرا مطالعه عمیق با دریافت اطلاعات پراکنده از شبکه‌های اجتماعی متفاوت است، باید این نگاه ایجاد شود که کودک، نوجوان و بزرگسال، همگی باید امکان و فرصت کتاب‌خواندن داشته باشند و کتاب می‌تواند در زندگی آن‌ها اثرگذار باشد. متأسفانه هنوز چنین نگاهی را به اندازه کافی نداریم.

نکته دیگری که از نظر من اهمیت زیادی دارد، مسئله هویت فرهنگی است. ما باید کاری کنیم که مردم با مطالعه، آن‌قدر آگاهی و قدرت تشخیص پیدا کنند که بتوانند درباره اطلاعاتی که در فضای مجازی دریافت می‌کنند، قضاوت و ارزیابی کنند. در آینده، دسترسی به اطلاعات و اینترنت گسترده‌تر خواهد شد، در چنین شرایطی، صرف محدود کردن دسترسی یا فیلتر کردن محتوا نمی‌تواند راه‌حل پایدار باشد. مسئله این است که جامعه باید آن‌قدر آگاهی داشته باشد که بتواند در برابر حجم عظیم اطلاعات، محتوای درست را از نادرست تشخیص دهد، اگر امروزه روی کتاب‌خوان کردن مردم و تقویت هویت فرهنگی کار نکنیم، در آینده با چالش‌های جدی‌تری مواجه خواهیم شد.

در زمینه حمایت‌های دولتی از حوزه کتاب، برخی معتقدند یارانه باید مستقیماً به مصرف‌کننده برسد و برخی دیگر حمایت از تولیدکننده را مؤثرتر می‌دانند. با توجه به تجربه‌هایی که در دنیا وجود دارد، چه رویکردی را مؤثرتر می‌دانید؟

من فکر می‌کنم باید هر سه گروه را در نظر بگیریم: ناشر، کتاب‌فروش و مصرف‌کننده نهایی، برای مصرف‌کننده نهایی، به طرح‌هایی نیاز داریم که مستقیماً به ترویج کتاب‌خوانی کمک کنند و حضور بیرونی و عمومی کتاب‌خوانی را افزایش دهند؛ علاوه براین برای حمایت از ناشر نیز می‌توان طرح‌های ساده‌ای اجرا کرد. مثلاً از هر کتابی که اعلام وصول می‌شود، چند نسخه در اختیار نهادهای عمومی قرار می‌گیرد. من همیشه این سؤال را داشته‌ام که نسخه‌هایی که ارشاد دریافت می‌کند، دقیقاً چه سرنوشتی پیدا می‌کنند درحالی که می‌توان این کتاب‌ها را در اختیار کتابخانه‌های عمومی قرار داد.

همچنین نهادهای مختلف و حتی شرکت‌های خصوصی که مسئولیت اجتماعی دارند، می‌توانند وارد این حوزه شوند. فرض کنید یک شرکت می‌خواهد برای مسئولیت اجتماعی خود هزینه کند یا از طریق انجام یک پروژه اجتماعی از برخی مزایای مالیاتی برخوردار شود؛ چرا نباید این امکان وجود نداشته باشد که بخشی از این هزینه صرف خرید کتاب از ناشران و اهدای آن به کتابخانه‌های عمومی، زندان‌ها یا کانون‌های اصلاح و تربیت شود؟ این خودش نوعی حمایت از صنعت نشر است و در عین حال کتاب را به دست مخاطب می‌رساند.

نکته‌ شما درباره کتابخانه‌های عمومی و نیاز به‌روزرسانی منابع کاملا درست است، فکر می‌کنید می‌شود از این طریق، مخزن کتابخانه‌ها را تقویت کرد؟

یک ایده بسیار ساده دیگر این است که کتاب‌هایی که در نهادهای مختلف جمع می‌شوند و مشخص نیست چه استفاده‌ای از آن‌ها می‌شود، در اختیار مردم قرار بگیرند، به نظر من می‌توان کتاب‌هایی که در اختیار وزرات فرهنگ و زیرمجموعه‌های آن وجود دارد را در اختیار عموم مردم قرار داد یا به کتابخانه‌های عمومی، زندان‌ها، کانون‌های اصلاح و تربیت و دیگر مراکز نیازمند کتاب اهدا کرد. در بسیاری از موارد، برای حل مسائل حوزه کتاب به طرح‌های پیچیده و بروکراسی سنگین نیاز نداریم، گاهی با چند تصمیم ساده می‌توان اتفاق‌های مؤثری ایجاد کرد.

به‌نظرم اگر قرار است درباره آینده کتاب در ایران صحبت کنیم، باید از این نگاه عبور کنیم که ترویج کتاب‌خوانی صرفاً یک برنامه فرهنگی جانبی است. کتاب‌خوانی باید به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه کشور دیده شود، اگر این نگاه شکل بگیرد، آن وقت شهرداری، مدرسه، کتابخانه، ناشر، کتاب‌فروش، بخش خصوصی و نهادهای فرهنگی می‌توانند هرکدام بخشی از این مسئولیت را بر عهده بگیرند.

مصطفی قوانلو قاجار، مدیر نشر شمعدانی، معتقد است کتاب‌خوانی در ایران باید از «اتاق مطالعه» بیرون بیاید و به یک «منظر عمومی» در جامعه تبدیل شود.