چه بازیگری خطوط انتقال گاز سوریه را هدف قرار می‌دهد؟

خرابکاری علیه خطوط گاز سوریه، تلاش دمشق برای تبدیل شدن به کریدور انرژی منطقه را با تهدید امنیتی و تردید سرمایه‌گذاران مواجه کرده است. پست چه بازیگری خطوط انتقال گاز سوریه را هدف قرار می‌دهد؟ اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.

به گزارش سفیر ارجان ، وبگاه « دکرادل» با انتشار یادداشتی مدعی شد: در هفته‌های اخیر، خطوط انتقال گاز در شرق سوریه و مناطق نزدیک به دمشق هدف انفجارهایی قرار گرفته‌اند؛ حملاتی که موجب اختلال در روند انتقال گاز به نیروگاه‌ها و قطع برق در مناطق گسترده‌ای شده است. دو حمله به بخش‌هایی از خط انتقال گاز «جبسه» به‌طور رسمی در قالب اقدامات خرابکارا نه اعلام شد.

انفجار دیگری در نیروگاه «تشرین» همچنان در دست بررسی است. زمان وقوع این حملات توجه‌ها را به خود جلب کرده؛ چراکه سوریه در حال مذاکره برای ایفای نقش در مسیرهایی است که نفت عراق و گاز منطقه را به سمت دریای مدیترانه و فراتر از آن منتقل خواهند کرد.

حتی یک حمله محدود به یک خط لوله می‌تواند روند تعمیرات را به تاخیر بیندازد، تولید برق را کاهش داده و سرمایه‌گذارانی را که در حال بررسی پروژه‌های چند میلیارد دلاری هستند، دچار تردید کند.

پرسش اصلی این است که چه کسی از آسیب‌پذیر ماندن شبکه انرژی سوریه سود می‌برد و شواهد موجود تا چه اندازه می‌تواند درباره عاملان این حملات اطلاعات ارائه کند.

خط گاز جبسه و انفجار نیروگاه تشرین

نخستین حادثه تایید شده در ۱۸ اوت رخ داد؛ زمانی که انفجاری موجب توقف پمپاژ در خط صادرات گاز از تاسیسات گازی جبسه در حومه حسکه، در شمال شرق سوریه شد. شرکت نفت سوریه اعلام کرد بررسی‌های اولیه این شرکت نشان می‌دهد که این حادثه اقدامی عمدی و خرابکارانه بوده است.

این خط انتقال در منطقه‌ای قرار دارد که بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های نفت و گاز سوریه را در خود جای داده است و توقف فعالیت آن، انتقال گاز به توربین‌های تولید برق را مختل کرد. نیروهای فنی چاه‌ها را ایزوله کردند، شیرهای ایمنی را بستند و عملیات تعمیر را آغاز کردند. این حادثه تلفات جانی نداشت.

نخستین حمله نشان داد که چگونه آسیب زدن به یک شیر یا بخش کوچک از یک خط انتقال می‌تواند پیامدهایی فراتر از محل حادثه داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که مصرف‌کنندگان برق در مناطق دیگر نیز هزینه آن را پرداخت می‌کنند.

در ۲۸ سپتامبر، خط گاز جبسه بار دیگر در نزدیکی منطقه «الشولا» در حومه دیرالزور هدف حمله قرار گرفت. انفجار در یک شیر قطع‌کننده مسیر، موجب آتش‌سوزی شد و بار دیگر جریان گاز از جبسه به سمت نیروگاه‌ها متوقف شد.

وزیر انرژی سوریه، محمد البشیر، بعدتر اعلام کرد که در این حمله از مواد منفجره استفاده شده است. این بار تیم‌هایی که برای تعمیرات اعزام می شوند مجبور خواهند بود بخشی ۱۸ متری از یک لوله ۱۶ اینچی را جایگزین کنند. شرکت نفت سوریه اعلام کرد که پس از پایان عملیات تعمیر، در دوم اکتبر انتقال گاز از سر گرفته شده است.

بر اساس اعلام مدیر بخش گاز خشکی شرکت، این خط روزانه حدود ۹۵۰ هزار مترمکعب گاز منتقل می‌کرد. بنابراین، هدف قرار گرفتن مکرر آن بخش مهمی از شبکه تأمین گازی را که تولید برق سوریه به آن وابسته است، تحت تاثیر قرار داده است.

خط جبسه از طریق شبکه مرکزی گاز، از جمله منطقه الفرقلس در شرق حمص، تغذیه می‌شود. این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که دمشق تلاش دارد زیرساخت‌های موجود را بازسازی کرده و مسیرهای جدید فرامرزی انرژی ایجاد کند.

پروژه پیشنهادی انتقال نفت عراق به بندر بانیاس در ساحل سوریه، طرحی جداگانه است و هیچ مدرکی وجود ندارد که حملات علیه خط جبسه آن خط را هدف گرفته باشد. با این حال، آسیب به تاسیسات فعال انرژی، هشداری آشکار برای دولت‌ها و شرکت‌هایی است که قصد دارند یک شبکه بزرگ‌تر انتقال انرژی را در خاک سوریه ایجاد کنند.

این بازیگران برای سرمایه‌گذاری در چنین پروژه‌هایی نیاز دارند اطمینان یابند که مسیرهای طولانی خطوط لوله، تجهیزات پمپاژ و کارکنانی که وظیفه نگهداری آنها را برعهده دارند، از امنیت کافی برخوردار خواهند بود.

در ۳۰ سپتامبر، دو حادثه خشونت‌آمیز دیگر نیز رخ داد. در پل مصیاف در غرب حمص، افراد مسلح ناشناس به اتوبوسی حامل کارگران غیرنظامی تیراندازی کردند که در نتیجه آن هفت نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. گزارش‌های اولیه سفیر ارجان سوریه (سانا) این افراد را کارگران غیرنظامی معرفی کرد، در حالی که برخی گزارش‌های منطقه‌ای آنها را مهندسان و کارکنان یک شرکت خصوصی برق دانستند. این حمله دو روز پس از خرابکاری در منطقه الشولا رخ داد، اما تاکنون هیچ تحقیقات رسمی، ارتباطی میان این دو حادثه برقرار نکرده است.

همان شب، انفجاری در خط انتقال گازی که نیروگاه حرارتی تشرین در حومه دمشق را تغذیه می‌کرد، رخ داد. این حادثه موجب شد نیروگاه‌های تشرین، دیرعلی و الناصریه از مدار خارج شوند و قطعی برق گسترده‌تری در پی داشته باشد. آتش‌نشانان موفق شدند آتش را مهار کنند و مقام‌های سوری روند بازگرداندن جریان گاز را آغاز کردند.

برخلاف دو حادثه مربوط به خط جبسه، در زمان بازدید وزیر انرژی، محمد البشیر، از محل انفجار، علت حادثه همچنان مشخص نبود. او اعلام کرد پس از خنک شدن منطقه، بازرسان مشخص خواهند کرد که انفجار ناشی از نقص فنی، حمله یا اقدام خرابکارانه بوده است.

چه بازیگری از تضعیف سوریه سود می‌برد؟

دولت سوریه تاکنون هیچ طرفی را به‌عنوان عامل خرابکاری در خطوط انتقال گاز معرفی نکرده است. با این حال، «باسل المحمد»، روزنامه‌نگار و نویسنده سیاسی، در گفت‌وگو با وبگاه «کرادل» معتقد است حملات مستمر علیه تاسیسات مهم گازی را نمی‌توان صرفا مجموعه‌ای از حوادث پراکنده تلقی کرد.

به گفته او، پیامد این حملات فراتر از آسیب فیزیکی به یک شیر یا بخشی از خط لوله است. هر گونه توقف در فعالیت شبکه انرژی، این تصور را تقویت می‌کند که سوریه محیطی ناامن برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی است؛ آن هم در شرایطی که دمشق در تلاش است شرکایی برای بازسازی این بخش و اتصال آن به کشورهای همسایه پیدا کند.

المحمد معتقد است اسرائیل یکی از مهم‌ترین طرف‌هایی است که ممکن است از ضعف اقتصادی و امنیتی سوریه سود ببرد. او مدعی است دولتی که در بازسازی زیرساخت‌های خود با مشکل مواجه باشد، در هر توافق سیاسی یا امنیتی، توان کمتری برای مقاومت در برابر فشارها خواهد داشت.

او همچنین به نقش احتمالی سوریه در خط لوله گاز عربی اشاره می‌کند؛ مسیری که مرز اردن را از طریق خاک سوریه به مرز ترکیه متصل می‌کند و در شرایطی اهمیت یافته که کشورهای منطقه به دنبال مسیرهایی کمتر آسیب‌پذیر در برابر اختلالات احتمالی در تنگه هرمز هستند.

از نگاه المحمد، پراکندگی جغرافیایی حملات، از جمله آسیب واردشده به تاسیسات تشرین، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا گروهی با شناخت دقیق از تاسیسات حیاتی، در چند منطقه مختلف فعال است یا خیر.

در ۲۹ سپتامبر، یعنی میان دو حادثه الشولا و تشرین، شرکت نفت سوریه بخش دیگری از پروژه خط لوله گاز عربی را در منطقه الفرقلس افتتاح کرد. مقام‌های سوری اعلام کردند بخش تکمیل‌شده جدید ۱۸۶ کیلومتر به حدود ۳۸۰ کیلومتر خط موجود اضافه کرده و طول شبکه متصل را به حدود ۵۶۶ کیلومتر رسانده؛ ظرفیتی که بنا بر اعلام رسمی می‌تواند تا ۱۱ میلیون مترمکعب گاز در روز انتقال دهد.

طراحی دوطرفه این خط به دمشق امکان می‌دهد در مذاکرات آینده درباره جریان انتقال گاز، نقشی برجسته برای چانه زنی داشته باشد. با این حال، در شرایط فعلی، مسیر انتقال گاز به اروپا همچنان در حد یک چشم‌انداز باقی مانده است؛ زیرا توافق‌های لازم درباره تامین و انتقال انرژی هنوز نهایی نشده‌اند.

اگر این مسیرها در آینده حجم بیشتری از گاز را به سمت شمال منتقل کنند، ممکن است با برخی برنامه‌های توسعه صادرات گاز اسرائیل از میدان‌های شرق مدیترانه، از جمله میدان‌های «لویاتان» و «تامار»، رقابت کنند. میزان این رقابت به قراردادهای تامین، قیمت‌ها و ظرفیت واقعی عملیاتی‌شده بستگی خواهد داشت و صرف وجود یک خط لوله به‌تنهایی نمی‌تواند چنین رقابتی را تضمین کند.

با این حال، المحمد معتقد است اسرائیل منافع راهبردی در محدود کردن توان سوریه برای تبدیل شدن به یک گذرگاه قابل اعتماد انرژی دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که دمشق همچنان در جنوب کشور تحت فشار نظامی اسرائیل قرار دارد.

مسیرهای انرژی و محاسبات اسرائیل

رقابت بر سر آینده سوریه، بخشی از یک رقابت گسترده‌تر درباره مسیرهایی است که نفت و گاز عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس را جابه‌جا می‌کنند. برنامه‌های ترکیه برای صادرات انرژی از طریق بندر جیهان و تلاش‌های سوریه برای بازگشایی مسیرهای صادراتی به دریای مدیترانه، می‌تواند گزینه‌هایی جایگزین برای تولیدکنندگان در برابر تنگه هرمز فراهم کند.

با این حال، بسیاری از این مسیرها هنوز در حد پیشنهاد یا طرح‌های بازسازی زیرساختی هستند و نمی‌توان آنها را جایگزین‌های عملیاتی برای پایانه‌های تثبیت‌شده صادراتی خلیج فارس دانست. تحقق این پروژه‌ها به تامین مالی، امنیت، مطالعات فنی و توافق میان دولت‌های درگیر بستگی دارد.

برخورد با تمامی این مسیرها به‌عنوان طرح‌هایی که هم‌اکنون وجود دارند، می‌تواند هم میزان نفوذ کنونی سوریه را بزرگ‌نمایی کند و هم تهدید فوری این شاهراه ها برای مراکز رقیب انتقال انرژی را بیش از واقعیت نشان دهد.

در ماه فوریه، نشریه «کرادل» با اشاره به احتمال نقش اسرائیل و گاز انتقال‌یافته به سوریه از طریق اردن، اعلام کرد که شفافیت قراردادها محدود است و تعیین دقیق منبع هر محموله گاز دشوار خواهد بود. پس از آن نیز مرکز مطالعات استراتژیک بگین-سادات درباره انتقال غیرمستقیم گاز اسرائیل به سوریه از طریق ترتیبات منطقه‌ای مطالبی منتشر کرد.

شبکه متنوع‌تر تامین انرژی می‌تواند وابستگی سوریه به این مسیرها را کاهش دهد؛ اما این ادعا که ایجاد خطوط انتقال جدید باعث خواهد شد دمشق و امان به‌طور کامل از گاز اسرائیل صرف‌نظر کنند، فراتر از اطلاعاتی است که قراردادهای موجود تأیید می‌کنند.

سوریه و عراق در ماه ژوئیه یادداشت‌های تفاهمی برای بازسازی خط نفتی قدیمی و غیرفعال «کرکوک–بانیاس» امضا کردند. یوسف قبلاوی، رئیس شرکت نفت سوریه، اعلام کرده که امکان آغاز عملیات اجرایی این پروژه در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ وجود دارد.

این مسیر می‌تواند برای نفت خام عراق مسیر خروجی به سوی دریای مدیترانه فراهم کند؛ با این حال، همچنان با موانع جدی مهندسی، مالی و امنیتی روبه‌رو است. توافق‌های امضاشده تنها نشان‌دهنده تعهد سیاسی دو طرف برای بررسی این کریدور است، نه تکمیل یک خط لوله جدید.

تاسیسات بندری سوریه در ساحل مدیترانه نیز برای انتقال پایدار صادرات نفت، در صورت پیشرفت پروژه، به ظرفیت‌سازی و حفاظت امنیتی بیشتری نیاز خواهد داشت.

عزیز موسی، پژوهشگر مسائل امنیتی، خرابکاری‌های اخیر را یک پیام احتمالی در حوزه منظقه ارزیابی می‌کند. او در گفت‌وگو با «کرادل»، اسرائیل را در میان مظنونان احتمالی قرار می‌دهد؛ چراکه به گفته او، تل‌آویو همچنان فشار بر دمشق را ادامه داده و در قنیطره نیز دست به عملیات زده است.

از نگاه او، ضربات مکرر به تاسیسات انرژی می‌تواند شکنندگی امنیتی سوریه را افزایش دهد، اعتماد به روند بازسازی را کاهش دهد و برنامه‌های ایجاد یک کریدور انرژی را پیچیده‌تر کند. او همچنین معتقد است بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ممکن است دلایل سیاسی برای افزایش فشار بر سوریه داشته باشد.

با این حال، موسی تاکید دارد که هیچ‌یک از این ملاحظات ثابت نمی‌کند که هواپیماها یا پهپادهای اسرائیلی عامل این حملات بوده‌اند؛ مقام‌های سوری نیز تاکنون مدرکی درباره حمله هوایی اسرائیل به خط جبسه ارائه نکرده‌اند.

موسی به یک مشکل اساسی در این فرضیه اشاره می‌کند: اسرائیل معمولا حملات هوایی آشکار یا قابل انتسابی را علیه اهداف نظامی سوریه انجام داده است. حمله مخفیانه به زیرساخت غیرنظامی گاز در شرایطی که ترتیبات امنیتی در حال بررسی است، الگویی متفاوت محسوب می‌شود.