جنگ ایران به نفع انرژی خورشیدی و بادی تمام میشود؟
اختلال در انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز، دولتهای جهان را به بازنگری در سیاستهای انرژی خود وادار کرده است. افزایش نگرانیها درباره امنیت تأمین سوختهای فسیلی، توجه به انرژی خورشیدی، بادی و ذخیرهسازی باتری را افزایش داده است. پست جنگ ایران به نفع انرژی خورشیدی و بادی تمام میشود؟ اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.
به گزارش سفیر ارجان ، بحرانهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه بار دیگر نشان دادهاند که وابستگی شدید کشورها به نفت و گاز میتواند امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را در برابر اختلالهای ناگهانی آسیبپذیر کند. در پی درگیریهای مرتبط با ایران و محدود شدن انتقال سوخت از تنگه هرمز، دولتهای مختلف به دنبال راههایی برای کاهش وابستگی به واردات سوختهای فسیلی و متنوعسازی منابع انرژی خود هستند.
در چنین شرایطی، انرژی خورشیدی و بادی، خودروهای برقی و سامانههای ذخیرهسازی باتری بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. این فناوریها میتوانند وابستگی به مسیرهای انتقال نفت و گاز را کاهش دهند و به کشورها امکان دهند بخش بیشتری از انرژی مورد نیاز خود را در داخل تأمین کنند.
با این حال، افزایش توجه به انرژیهای پاک به معنای پایان وابستگی جهان به سوختهای فسیلی نیست. برخی کشورها همچنان به نفت و گاز متکیاند و حتی در واکنش به بحران انرژی، مصرف زغالسنگ را افزایش دادهاند. بنابراین، تأثیر بلندمدت جنگ بر روند گذار انرژی به تصمیمهای سیاسی، سرمایهگذاری و سرعت توسعه زیرساختهای پاک بستگی خواهد داشت.
تنگه هرمز چگونه معادلات انرژی جهان را تغییر میدهد؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی انرژی در جهان است. طبق برآوردهای رایج، در شرایط عادی حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و بخش قابلتوجهی از تجارت گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در انتقال انرژی از این مسیر میتواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
محدودیت در عبور نفت و گاز از تنگه هرمز، کشورهایی را که به واردات این منابع وابستهاند، با چالش تأمین سوخت و افزایش هزینهها روبهرو میکند. دولتها در چنین شرایطی ممکن است به دنبال تأمینکنندگان جایگزین بروند، ذخایر انرژی خود را تقویت کنند یا برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی به سراغ فناوریهای دیگر بروند.
انرژیهای تجدیدپذیر در این میان مزیت مهمی دارند: تولید برق خورشیدی و بادی به انتقال مستمر نفت و گاز از مسیرهای دریایی وابسته نیست. البته توسعه این منابع نیز به تجهیزات، مواد اولیه، شبکه برق و سامانههای ذخیرهسازی نیاز دارد، اما افزایش ظرفیت تولید داخلی انرژی پاک میتواند بخشی از آسیبپذیری کشورها در برابر بحرانهای بینالمللی را کاهش دهد.
آیا جنگ ایران میتواند انتشار کربن جهان را کاهش دهد؟
بر اساس تحلیلی از سازمان پژوهشی Carbon Brief که در متن مبنا به آن اشاره شده، پیامدهای جنگ ایران ممکن است انتشار ناشی از سوختهای فسیلی در سال ۲۰۲۶ را حدود ۰.۵ درصد کاهش دهد.
این برآورد نشان میدهد که اختلال در عرضه سوختهای فسیلی میتواند مصرف آنها را در برخی بخشها کاهش دهد و استفاده از منابع جایگزین را افزایش دهد. با این حال، کاهش احتمالی انتشار لزوماً به معنای پیشرفت پایدار در مقابله با تغییرات اقلیمی نیست؛ زیرا بخشی از این کاهش ممکن است ناشی از محدودیت عرضه، افت فعالیت اقتصادی یا کاهش مصرف انرژی باشد.
در مقابل، اگر کشورها برای مقابله با بحران به توسعه پایدار انرژی خورشیدی، بادی، ذخیرهسازی باتری و بهرهوری انرژی روی بیاورند، اثرات این تغییر میتواند در بلندمدت ماندگارتر باشد.
در همین زمینه، آژانس بینالمللی انرژی پیشتر پیشبینی کرده بود که تقاضای جهانی نفت در افق سال ۲۰۲۹ به اوج برسد. گزارش مورد اشاره، احتمال جلو افتادن این نقطه عطف به سال ۲۰۲۶ را مطرح میکند؛ با این حال، این موضوع را باید یک سناریوی وابسته به تحولات بازار دانست، نه نتیجهای قطعی و تأییدشده.
چرا انرژی خورشیدی و بادی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؟
یکی از مهمترین پیامدهای بحران انرژی، افزایش توجه دولتها به منابعی است که امکان تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات سوخت را فراهم میکنند. انرژی خورشیدی و بادی از این نظر اهمیت دارند که پس از نصب تجهیزات، برای تولید برق به خرید مستمر نفت و گاز نیاز ندارند.
بر اساس دادههای مطرحشده در گزارش، سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر طی دهه گذشته رشد چشمگیری داشته و به حدود دو برابر سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی رسیده است. همچنین، بخش عمده ظرفیت جدید تولید برق در جهان از منابع کمکربن تأمین شده است.
در بخش حملونقل نیز تغییرات قابلتوجهی دیده میشود. طبق آمار نقلشده در گزارش، حدود یکچهارم خودروهای فروختهشده در جهان طی سال ۲۰۲۵ برقی بودهاند. گسترش خودروهای برقی میتواند وابستگی حملونقل به بنزین و گازوئیل را کاهش دهد؛ هرچند میزان تأثیر آن بر انتشار گازهای گلخانهای به منبع تولید برق و کل چرخه عمر خودرو بستگی دارد.
با وجود این پیشرفتها، توسعه انرژیهای پاک بهتنهایی برای تضمین امنیت انرژی کافی نیست. شبکههای برق باید تقویت شوند، ظرفیت ذخیرهسازی افزایش یابد و زیرساختهای لازم برای تأمین پایدار انرژی در زمان کاهش تابش خورشید یا وزش باد فراهم شود.
واکنش دولتها؛ بیش از ۳۰ کشور به دنبال کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی
بر اساس اطلاعات یک ردیاب سیاستی وابسته به آژانس بینالمللی انرژی که در گزارش به آن استناد شده، بیش از ۳۰ دولت در واکنش به تحولات خاورمیانه سیاستهایی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی یا بهبود بهرهوری انرژی تصویب کردهاند.
این اقدامات نشان میدهد که امنیت انرژی و سیاست اقلیمی بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند. دولتها علاوه بر تلاش برای تأمین مطمئن سوخت، به دنبال راهکارهایی هستند که در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیری کمتری داشته باشند.
با این حال، سیاستهای کشورها یکسان نیست. برخی دولتها توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع میکنند، در حالی که برخی دیگر برای جبران کمبود عرضه یا مهار هزینهها به منابع فسیلی، از جمله زغالسنگ، روی میآورند.
این دوگانگی نشان میدهد که بحران انرژی بهطور خودکار به گذار سبز منجر نمیشود. جهت حرکت کشورها به عواملی مانند هزینه فناوریها، دسترسی به منابع، زیرساختهای موجود و سیاستهای حمایتی بستگی دارد.
تناقض سیاستهای ترامپ؛ فشار بر انرژی پاک در آمریکا، انگیزه بیشتر در جهان
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از حامیان توسعه سوختهای فسیلی بوده و برخی از سیاستهای دولت او با هدف کاهش حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر و تعدیل مقررات زیستمحیطی دنبال شدهاند. منتقدان معتقدند این رویکرد میتواند به افزایش انتشار داخلی گازهای گلخانهای منجر شود.
با این حال، بحران ناشی از اختلال در تجارت انرژی ممکن است در خارج از آمریکا نتیجهای متفاوت داشته باشد. برخی دولتها با مشاهده آسیبپذیری ناشی از وابستگی به واردات نفت و گاز، انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در انرژیهای پاک پیدا کردهاند.
گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، در اظهاراتی در جریان هفته آبوهوا در نیویورک، ترامپ را از نظر پیامدهای ناخواسته سیاستهایش برای جنبش محیطزیستی، نوعی «هدیه» توصیف کرد. استدلال او این بود که بحران انرژی، وابستگی کشورها به عرضهکنندگان سوخت فسیلی و آسیبپذیری آنها در برابر اختلالهای ژئوپلیتیکی را آشکار کرده است.
البته این اظهارنظر به معنای آن نیست که سیاستهای دولت آمریکا مستقیماً موجب کاهش انتشار جهانی شدهاند. برای ارزیابی اثر واقعی جنگ و سیاستهای انرژی، باید روند مصرف سوخت، سرمایهگذاری در منابع پاک و تغییرات انتشار گازهای گلخانهای در کشورهای مختلف بهصورت جداگانه بررسی شود.
بحران انرژی فقط به نفت و برق محدود نمیشود
وابستگی جهان به سوختهای فسیلی فراتر از تولید برق و تأمین سوخت خودروهاست. نفت و گاز در تولید کودهای شیمیایی، پلاستیکها، مواد اولیه صنعتی و طیف گستردهای از محصولات روزمره نقش دارند. در نتیجه، اختلال در عرضه این منابع میتواند زنجیرههای تأمین را در بخشهای مختلف اقتصاد تحت تأثیر قرار دهد.
برای مثال، تولید بسیاری از کودهای نیتروژنی به گاز طبیعی وابسته است. افزایش قیمت یا کمبود گاز میتواند هزینه تولید کود را بالا ببرد و در نهایت بر هزینههای کشاورزی و قیمت مواد غذایی تأثیر بگذارد.
دلفین لوی آلوارز، مدیر کمپین جهانی پتروشیمی در مرکز حقوق بینالملل محیط زیست، در اظهارات نقلشده در گزارش تأکید کرده است که وابستگی به سوختهای فسیلی تنها به حوزه انرژی محدود نمیشود و بسیاری از مواد مورد استفاده در زندگی روزمره نیز به این منابع وابستهاند.
این مسئله نشان میدهد که گذار انرژی صرفاً به نصب پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی محدود نیست. توسعه مواد جایگزین، افزایش بازیافت، بهبود بهرهوری و کاهش وابستگی صنایع به مواد اولیه فسیلی نیز برای ایجاد یک اقتصاد کمکربن اهمیت دارد.
آیا بحران ایران برای تحقق اهداف اقلیمی کافی است؟
با وجود افزایش توجه به انرژیهای پاک، کارشناسان معتقدند اقدامات فعلی برای تحقق اهداف اقلیمی جهان کافی نیست. سازمان ملل متحد پیشتر هشدار داده بود که کشورها در مسیر دستیابی کامل به اهداف توافقنامه اقلیمی پاریس در سال ۲۰۱۵ قرار ندارند.
پائولین هاینریش، مدرس مطالعات جنگ در کالج کینگ لندن، در اظهاراتی به سفیر ارجان گفته است که دولتها همچنان میان پذیرش اهمیت انرژی پاک و حمایت از گسترش سوختهای فسیلی در نوسان هستند.
از سوی دیگر، راب جکسون، دانشمند اقلیمشناس دانشگاه استنفورد، بر ضرورت تداوم اقدامات اقلیمی در یک بازه طولانی تأکید کرده است. به این معنا که حتی اگر بحران فعلی سرمایهگذاری در انرژی پاک را افزایش دهد، حل مشکل تغییرات اقلیمی به سیاستهای مستمر در طول سالها و دهههای آینده نیاز دارد.
کارشناسان پایگاه داده انتشار گازهای گلخانهای Climate TRACE نیز بر اهمیت سیاستها و مشوقهای دولتی تأکید میکنند. توسعه زیرساخت خودروهای برقی، افزایش بهرهوری انرژی، حمایت از تولید برق پاک و ایجاد سازوکارهای اقتصادی مناسب میتواند به ماندگار شدن تغییرات کمک کند.
جنگ ایران میتواند مسیر انرژی جهان را تغییر دهد، اما نه بهتنهایی
تحولات مرتبط با جنگ ایران و محدودیتهای انتقال انرژی از تنگه هرمز، آسیبپذیری وابستگی به نفت و گاز را بار دیگر آشکار کرده است. بر اساس تحلیل Carbon Brief، این تحولات ممکن است انتشار ناشی از سوختهای فسیلی در سال ۲۰۲۶ را حدود ۰.۵ درصد کاهش دهد. همچنین، طبق اطلاعات مطرحشده در گزارش، بیش از ۳۰ دولت سیاستهایی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی یا بهبود بهرهوری انرژی در پیش گرفتهاند.
با این حال، کاهش احتمالی انتشار در یک سال بهتنهایی نشانه موفقیت بلندمدت سیاستهای اقلیمی نیست. اگر کشورها برای جبران کمبود انرژی به زغالسنگ و دیگر منابع پرکربن روی بیاورند، بخشی از مزایای احتمالی از بین خواهد رفت. در مقابل، سرمایهگذاری مستمر در انرژی خورشیدی و بادی، ذخیرهسازی باتری، شبکههای برق و بهرهوری انرژی میتواند وابستگی به سوختهای وارداتی را کاهش دهد.