خانه‌ای برای روایت‌های ناتمام

تکیه اعظم برغان پس از ۶ قرن روایت تعزیه و آیین‌های کهن، این‌بار از پارک ایران کوچک کرج سر برآورده است؛ بازآفرینی بنایی که دیوارهایش دوباره شکل گرفته‌اند، اما روایتش هنوز به صداهایی نیاز دارد که آن را از خاطره به زندگی بازگردانند.

میراث آریا: بعضی بناها را می‌توان دوباره ساخت؛ آجرها را کنار هم چید، نقش‌ها را از نو جان داد و شکل گذشته را به امروز آورد. دشوارتر اما بازگرداندن چیزی است که در طول سال‌ها در آن بنا جریان داشته؛ صداها، آیین‌ها، خاطره‌ها و مردمی که به یک مکان معنا می‌بخشند. تکیه اعظم برغان، با بیش از ۶ قرن پیشینه، از همین جنس است؛ بنایی که اهمیتش به تعزیه‌هایی است که در آن جان گرفته، به نذرها و سوگواری‌ها، به صدای تعزیه‌خوانانی که روایت کربلا را نسل به نسل پیش برده‌اند و به مردمی که تکیه را بخشی از زندگی خود می‌دانسته‌اند.

اکنون بازآفرینی نیم‌مقیاس این تکیه در پارک ایران کوچک کرج، فرصتی فراهم کرده است تا گوشه‌ای از حافظه تاریخی البرز در برابر چشم شهروندان قرار گیرد؛ فرصتی که در عین حال، پرسشی مهم را پیش می‌کشد: آیا می‌توان یک میراث زنده را با بازسازی سیمای آن حفظ کرد، یا زنده‌ماندنش به چیزی بیش از ساختن دوباره دیوارها نیاز دارد؟

عمار ایزدیار، با اشاره به روند شکل‌گیری این طرح گفت: تعیین تکلیف مالکیت فاز دوم پارک ایران کوچک در سال ۱۴۰۰، زمینه لازم را برای توسعه این مجموعه فراهم کرد.

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر کرج، افزود: پس از مشخص‌شدن وضعیت مالکیت و فراهم‌شدن امکان برنامه‌ریزی، انتخاب تکیه اعظم برغان به‌عنوان یکی از نمادهای مهم تاریخی، فرهنگی و مذهبی منطقه در دستور کار قرار گرفت؛ بنایی که می‌تواند بخشی از گذشته البرز را در فضایی شهری و در دسترس شهروندان بازنمایی کند.

این مسئول با اشاره به جایگاه تاریخی برغان گفت: این منطقه در گذشته از مراکز مهم دادوستد و مبادلات در جنوب البرز بوده و ظرفیت‌های آن تنها به معماری و بناهای تاریخی محدود نمی‌شود.

او توضیح داد: پیش‌بینی بازار برغان در مجموعه ایران کوچک نیز با هدف معرفی محصولات بومی، سوغات محلی و ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی منطقه دنبال می‌شود تا بازدیدکنندگان با وجوه گوناگون زندگی و پیشینه این محدوده آشنا شوند.

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر کرج با تأکید بر اینکه تکیه اعظم برغان قابلیت‌هایی فراتر از یک اثر نمایشی دارد، ابراز کرد: این فضا می‌تواند میزبان مجالس تعزیه، نمایش‌های آیینی و تاریخی، نمایشگاه‌ها و آثار هنرمندان باشد. وی افزود استفاده مستمر از این ظرفیت‌ها و فراهم‌کردن زمینه حضور هنرمندان و مشارکت مردم، می‌تواند مجموعه را از یک فضای صرفاً بازدیدی فراتر ببرد و به مکانی فعال در زندگی فرهنگی شهر تبدیل کند.

در ادامه حسین سعیدی‌سیرایی، نیز با اشاره به جایگاه تعزیه در فرهنگ البرز گفت: تعزیه از ظرفیت‌های مهم فرهنگی این استان و بخشی از میراث آیینی آن است.

رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر کرج، افزود: در آغاز طرح، این پرسش مطرح می‌شد که با توجه به نزدیکی برغان به کرج، بازآفرینی تکیه در پارک ایران کوچک تا چه اندازه ضرورت دارد؛ اما با شکل‌گیری بنا، ابعاد و ظرفیت‌های آن بهتر نمایان شد و امکان معرفی این میراث به طیف گسترده‌تری از شهروندان فراهم آمد.

این مسئول با تأکید بر ضرورت شناخت بیشتر پیشینه تاریخی البرز گفت: آثاری همچون تپه ازبکی، تپه مهرشهر، کاروانسرای شاه‌عباسی، کاخ سلیمانیه و تکیه اعظم برغان، هرکدام بخشی از روایت تاریخی این سرزمین را در خود دارند.

او تصریح کرد: معرفی مؤثر این آثار می‌تواند شناخت عمومی از گذشته منطقه را افزایش دهد و احساس تعلق شهروندان به محل زندگی‌شان را تقویت کند؛ احساسی که بدون آگاهی از ریشه‌های تاریخی و فرهنگی، به‌سادگی شکل نمی‌گیرد.

رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر کرج با اشاره به ظرفیت‌های تکیه بازآفرینی‌شده گفت: باید برای بهره‌برداری مستمر از این فضا برنامه‌ریزی شود. برگزاری مجالس تعزیه و رویدادهای فرهنگی متناسب با مناسبت‌های مذهبی، در کنار دیگر برنامه‌های هنری، می‌تواند به تکیه کارکردی زنده ببخشد و آن را به محلی برای آشنایی نسل جوان با آیین‌های قدیمی تبدیل کند.

در ادامه مهرداد کیانی نیز گفت: ارزش چنین فضاهایی زمانی آشکار می‌شود که پس از افتتاح، برنامه‌های مشخص و مستمری برای استفاده از آن‌ها در نظر گرفته شود. تکیه اعظم برغان می‌تواند در مناسبت‌های مذهبی میزبان مجالس تعزیه باشد و در دیگر زمان‌ها نیز با اجرای نمایش‌های آیینی، برگزاری رویدادهای هنری و نمایشگاه‌هایی با محوریت فرهنگ بومی، به فعالیت خود ادامه دهد.

شهردار کرج با اشاره به اهمیت معرفی فرهنگ و تاریخ محلی گفت بهره‌گیری از ظرفیت‌های پارک ایران کوچک نباید به ساخت و نمایش نمونه‌هایی از بناهای تاریخی محدود بماند. تداوم فعالیت‌های فرهنگی در این مجموعه می‌تواند زمینه آشنایی بیشتر شهروندان با آیین‌ها، هنرها و سنت‌های مناطق مختلف را فراهم کند و پیوند میان میراث گذشته و زندگی امروز را استحکام ببخشد.

از تماشای بنا تا شنیدن صدای تکیه

تعزیه هنری است که در آن صدا، حرکت، موسیقی، شعر و حافظه جمعی به هم می‌رسند. بخشی از اهمیت تکیه اعظم برغان نیز در همین پیوند نهفته است؛ در اینکه معماری آن زمانی معنای کامل‌تری پیدا می‌کند که صدای اجرا در فضا بپیچد، روایت پیش چشم تماشاگر شکل بگیرد و مخاطب خود را نه صرفاً در برابر یک بنای قدیمی، بلکه در امتداد یک سنت زنده احساس کند.

بازآفرینی این تکیه در کرج می‌تواند راهی برای آشنایی کسانی باشد که شاید فرصت رفتن به برغان و دیدن بافت تاریخی آن را نداشته‌اند. با این حال، شناخت یک آیین از پشت ویترین یا در قاب یک بنای بازسازی‌شده، با تجربه مستقیم آن تفاوت دارد. نسل تازه زمانی می‌تواند با تعزیه ارتباط برقرار کند که آن را ببیند، صدایش را بشنود، با شیوه اجرا آشنا شود و فرصت پرسیدن و یادگرفتن داشته باشد. از همین رو، حضور تعزیه‌خوانان باتجربه در کنار گروه‌های جوان، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و اجرای منظم مجالس می‌تواند به بخشی از برنامه فرهنگی این مجموعه تبدیل شود.

در چنین مسیری، تکیه به حلقه‌ای میان نسل‌ها تبدیل می‌شود. هنرمند قدیمی تجربه‌اش را منتقل می‌کند، هنرمند جوان امکان آموختن و اجرا می‌یابد و تماشاگر، به‌ویژه کودک و نوجوان، با بخشی از میراثی آشنا می‌شود که شاید پیش از این تنها نامش را شنیده باشد. این همان نقطه‌ای است که بازسازی یک بنا می‌تواند به احیای یک تجربه فرهنگی نزدیک شود.

البته چنین هدفی با برگزاری چند مراسم مناسبتی محقق نمی‌شود. تداوم برنامه‌ها، معرفی درست تاریخ تکیه و برغان، مشارکت انجمن‌های فرهنگی و گروه‌های تعزیه، فراهم‌کردن امکان حضور هنرمندان و اطلاع‌رسانی منظم به شهروندان، همگی در تبدیل این فضا به یک مقصد فرهنگی مؤثرند. اگر قرار است تکیه بخشی از زندگی امروز کرج باشد، باید برای روزهای پس از افتتاح آن نیز به‌اندازه روز افتتاح برنامه داشت.

تکیه اعظم برغان حالا در جایی تازه ایستاده است؛ دور از بستر اصلی تاریخی خود، اما با فرصتی برای روایت دوباره آنچه در طول قرن‌ها شکل گرفته است. ارزش این جابه‌جایی در امکانی است که برای پیوند مردم امروز با بخشی از حافظه فرهنگی‌شان فراهم می‌کند.

با این همه سال‌ها بعد، آنچه به این بازآفرینی معنا خواهد داد، این است که آیا در آن تعزیه‌ای اجرا شده، هنرمندی فرصتی برای آفرینش یافته، کودکی با یک آیین قدیمی آشنا شده و خانواده‌ای لحظه‌ای از تاریخ سرزمینش را نه فقط دیده، بلکه تجربه کرده است؟

ساخت این تکیه آغاز یک مسئولیتی فرهنگی بزرگ است. مسئولیتی برای آنکه میراث، در قاب گذشته متوقف نماند و امکان حضور در زندگی امروز را پیدا کند. تکیه اعظم برغان در پارک ایران کوچک، زمانی واقعا جان خواهد گرفت که سکوت بنا جای خود را به صدا بدهد؛ صدای تعزیه‌خوان، صدای تماشاگر و صدای نسلی که می‌خواهد بداند این روایت قدیمی چگونه به امروز رسیده است.