یادی از صنیع الدوله و نگاه متفاوت او به "امنیت" با تأکید بر معیشت و توان مبادله
برای نخستین بار، صنیع الدوله در رساله نجات ایران گفت: امنیت واقعی بدون «معیشت، آموزش و توانایی حملونقل کالا» توهمی بیش نیست. «جامعهای که توان مبادله محصولات خود را نداشته باشد، حتی با مجهزترین لشکرها نیز در ناامنی و فلاکت خواهد ماند
سفیر ارجان؛ امید جهانشاهی- مرتضیقلیخان هدایت، ملقب به صنیعالدوله، در ۱۲۳۵ خورشیدی در تهران زاده شد. او که از خاندانی اصیل و دیوانسالار بود، در نخستین سفر ناصرالدینشاه به اروپا رفت، با درایت پدرش در برلین به ورنر زیمنس، بنیانگذار غول صنعتی آلمان سپرده شد.
تحصیل در مدرسه عالی صنعتی برلین در رشته مهندسی معدن و سپس کارآموزی تجربی در کارخانههای زیمنس، از او شخصیتی مدرن و تکنوکرات ساخت.
ازدواج با احترامالسلطنه دختر مظفرالدینشاه، جایگاه او را در قدرت بیش از پیش تثبیت کرد و رییس خزانهداری، و وزیر پستخانه و گمرک شد.
بیتردید درک دغدغهها و اولویتها و اهمیت فعالیتهای صنیعالدوله، بدون درک شرایط سیاسی اجتماعی دوران او یعنی اواخر عصر ناصری و مظفری ممکن نیست: فساد درباری و دیوانی سیستماتیک بود به حدی که ایالات به حراج گذاشته میشدند و سفارتخانهها و عوامل نفوذی روس و انگلیس در کشور دخالت میکرد چراکه ایران را ضعیف و وابسته میخواستند. بیش از ۸۰ درصد جمعیت کشور روستاییان بیزمین و ایلاتی بودند و فقط دو درصد مردم باسواد بودند. با وجود همه تلاشی که در عهد ناصری برای گسترش راهها کشیده شد، اما برای بسیاری ولایات هنوز جادهای نبود و نه امنیتی برای تجارت کالا.
با آمدن مظفرالدینشاه این شرایط بدتر هم شد که در واکنش به آن به تدریج ائتلافی شکل گرفت از بازرگانان خسته از فساد دیوانی، روشنفکران تجددخواه، اصناف شهری به ستوه آمده از ناامنی، علمایی که صدای تودههای معترض بودند و عموم عدالتخواه که منتهی شد به مشروطه. از این رو، به روشنی میتوان گفت مشروطه برایند مجموعهای متکثر و ناهمگون از خواستهها بود که وضع را پیچیده میساخت، بویژه آنکه در برابرش مستبدی سرسخت یعنی محمدعلیشاه قرار داشت.
در چنین شرایطی و با صدور فرمان مشروطیت صنیع الدوله در رأس کمیسیونی قرار گرفت که «نظامنامه انتخابات» را تدوین کرد؛ سندی تاریخی که نخستین چارچوب انتخاباتی ایران را پیریزی کرد و سپس رییس اولین مجلس ایران شد.
او پارلمان را نه با خطابههای آتشین سیاسی تجددخواهی که بر مدار ساماندهی نظام اداری و مالی به عنوان زیربنای تجدد اداره میکرد؛ آنهم در شرایطی که نمایندگان چیزی از سیاست و مجلس نمیدانستند و شاهزادگان مدام توطئه میکردند که قدرتشان تحدید نشود و البته سفارتهای روس هم بیکار نبودند و عواملشان فعال بودند. کار به انجا رسید که علیاصغرخان اتابک (امینالسلطان) در صحن بهارستان ترور شد تا حساب کار دست صنیع الدوله بیاید که آمد و استعفا داد اما دست از تلاش برای تدبیر امور نکشید.
یک سال پس از مشروطه بود که رساله تاریخی «راه نجات» را نوشت؛ چیزی که برخی آنرا نخستین مانیفست دولتسازی و توسعه در ایران نامیدند. رسالهای که در آن برای اولبار نگاه به امنیت تغیر میکند. تا آن زمان امنیت مترادف بود با نظمیه و میزان اسلحه قشون برای سرکوب معترضان. اما برای نخستین بار، صنیع الدوله در رساله نجات ایران گفت امنیت واقعی بدون «معیشت، آموزش و توانایی حملونقل کالا» توهمی بیش نیست. «جامعهای که توان مبادله محصولات خود را نداشته باشد، حتی با مجهزترین لشکرها نیز در ناامنی و فلاکت خواهد ماند.» او «امنیت به مثابه مملکت داری معطوف به آسایش» را مطرح کرد. و تصریح کرد: «تمام رمز مملکتداری در فراهمکردن اسباب افزایش ثروت اهل مملکت نهفته است.» او تشریح کرد که دولت زمانی میتواند بودجه منظم و درآمدهای مالیاتی پایدار داشته باشد که ابتدا مردم ثروتمند شوند.
او در این رساله که یکی از مهمترین اسناد توسعه ایران به شمار میرود بر اهمیت راه آهن برای اقتصاد ایران تاکید کرد.
او قاطعانه با استقراض خارجی مخالفت ورزید و طرح تامین هزینه احداث راهآهن از طریق عوارض و مالیات بر مصرف کالاهای اساسی (همچون قند و چای) را پیشنهاد کرد.
ساخت راه آهن نه در راستای منافع و به دستور انگلیس که خواست روشنفکران ملی برای توسعه ایران بود.
صنیعالدوله معتقد بود امکان تحقق خواست جمعی عدالت و قانون در گرو آن است که راهها امن و هموار و چراغ کارگاهها روشن باشد به تعبیر آشنا «چرخ زندگی مردم هم بچرخد.» و از همین رو میگفت: «ایران تا زمانی که راه اهن و دانشگاه و ارتش ندارد مشروطه هم ندارد.»
رساله «راه نجات» از این جهت مهم است که با وجود گذشت بیش از یک قرن، هنوز هشدار صنیع الدوله قابل تامل به نظر میرسد: «تمام رمز مملکتداری در تقویت بنیه تولیدی جامعه و تضمین رفاه عمومی نهفته است.»
مهمترین دغدغه و فعالیتهای صنیع الدوله در اصلاح ساختارهای اداری و مالی و بودجهریزی مدرن کشور بود. هنگامی که وزیر مالیه یا دارایی در کابینه مستوفیالممالک بود از مورگان شوستر آمریکایی برای اصلاح نظام مالی دعوت کرد و از او در برابر درباریان فاسد و دخالتهای روس و انگلیس حمایت کرد.
صنیع الدوله برای اولبار «طرح بودجه کل مملکت ایران» را در 160 صفحه تدوین کرد که در آن درآمدها و هزینههای دولت در یک سند واحد آمده بود. اما ساماندهی به نظام اداری و مالی کشور نه تنها برای برخی درباریان تمامتخواه فاسد که برای قدرتهای استعماری هم خوشایند نبود. بهمن 1289، هنگامی که صنیع الدوله نخستین بودجه کل کشور را به مجلس میبرد، در کالسکه شخصی خود در حوالی چهارراه مخبرالدوله هدف گلولهی دشمنان ایران قرار گرفت.
قاتلان دو تبعه روسیه بودند که ایران به موجب مقررات کاپیتولاسیون که از عهدنامه ترکمانچای مانده بود، از محاکمه آنها خلع ید شد و به سفارت روس تحویل داده شدند.
اما براستی چرا شرح تلاشها و مرارتها و ایستادگیهای صنیع الدوله و امثال او به فیلم و سریال در نمیآید تا مردم با درک این تلاشها و ایستادگیها، حساسیت و آگاهی بیشتری نسبت به چرایی تخریب پژوهشکده لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی و مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف داشته باشند.
ترویج یک نگاه سراسر سیاه و روایت خاص ایدئولوژیک از تاریخ، حس ملی را در میان جوانان کمرنگ میکند چون امکان درک تاریخی روند پر فراز و نشیب ایستادگی برای توسعه ایران در برابر قدرتهای استعماری خارجی و مفسدین تمامتخواه داخلی را از مردم میگیرد.