علیاکبر صالحی: ریشهداشتن در یک فرهنگ ملی، نه مانع جهانشمولی، بلکه میتواند سرچشمه آن باشد؛ اندیشهای که از تجربهای اصیل و عمیق برمیخیزد، توانایی بیشتری برای برقراری ارتباط با وجدان مشترک انسانها دارد / درخشش جهانی حافظ جلوهای از ظرفیت فرهنگ ایرانی برای گفتوگو با جهان است
رئیس بنیاد ایرانشناسی با تأکید بر جایگاه جهانی حافظ شیرازی، شعر او را دریچهای ژرف برای شناخت جهانبینی، هویت فرهنگی و تجربه تاریخی ایرانیان دانست و تصریح کرد: پاسداشت حافظ، پاسداشت زبانی است که قرنها حامل اندیشه و زیبایی بوده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با تأکید بر جایگاه جهانی حافظ شیرازی، شعر او را دریچهای ژرف برای شناخت جهانبینی، هویت فرهنگی و تجربه تاریخی ایرانیان دانست و تصریح کرد: پاسداشت حافظ، پاسداشت زبانی است که قرنها حامل اندیشه و زیبایی بوده است.
متن پیام علیاکبر صالحی به شرح زیر است:
ایران، سرزمین پیوند خرد و عشق، در گستره تاریخ و فرهنگ خویش، نامهایی را پرورده است که از مرزهای زمان و جغرافیا فراتر رفته و به میراث مشترک بشریت پیوستهاند. خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، بیتردید، یکی از درخشانترین این نامها و از بزرگترین نمایندگان روح و اندیشه ایرانی در جهان است؛ شاعری که کلامش از شیراز برخاست، در جان ایرانیان ریشه دواند و در افق فرهنگ جهانی به زبانی برای گفتوگوی انسان با خویشتن و جهان بدل شد.
بیستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ، فرصتی مغتنم برای بازخوانی میراث شاعری است که غزلهایش قرنهاست با زندگی ایرانیان درآمیخته؛ در شادی و اندوه، در خلوت و جمع، در لحظههای امید و در روزگار تردید. حافظ تنها در صفحات دیوان خویش زندگی نمیکند؛ حضور او را میتوان در زبان و حافظه مردم، در آیین دیرپای فال حافظ و در پیوند عاطفی نسلهای متوالی با شعر فارسی بازشناخت. کمتر شاعری را میتوان یافت که چنین ژرف در حافظه یک ملت جای گرفته و در عین حال، چنین گسترده در فرهنگهای دیگر جهان طنین افکنده باشد.
راز این ماندگاری را باید در همنشینی شگفتانگیز زیبایی سخن و ژرفای اندیشه جستوجو کرد. حافظ با زبانی سرشار از موسیقی، ایهام و ظرافت، از عشق و آزادی، حقیقت و ریا، ناپایداری جهان و آرزوی رهایی انسان سخن میگوید. در جهان او، غزل از مرز بیان احساس فراتر میرود و به عرصه تأمل درباره هستی، اخلاق و سرشت آدمی بدل میشود. همین چندلایگی معنایی است که شعر او را از محدوده یک عصر تاریخی بیرون برده و امکان خوانشهای تازه را برای نسلهای گوناگون فراهم آورده است.
از منظر ایرانشناسی، حافظ صرفاً قلهای در تاریخ ادبیات فارسی نیست؛ او دریچهای ژرف به شناخت جهانبینی، ذوق زیباییشناختی و تجربه تاریخی ایرانیان است. در غزلهای او، ظرایف زبان فارسی با لایههایی از عرفان، حکمت، سنتهای ادبی و نقد مناسبات اجتماعی درهم میآمیزد و تصویری پیچیده و پربار از فرهنگ ایرانی پدید میآورد. مطالعه حافظ، از این رو، تنها شناخت یک شاعر بزرگ نیست؛ بلکه راهی برای فهم چگونگی شکلگیری و استمرار بخشی از هویت فرهنگی ایران در بستر قرنهاست.
حافظ به ما یادآوری میکند که هویت یک ملت، تنها در مرزهای جغرافیایی، فراز و فرودهای سیاسی و یادگارهای مادی آن خلاصه نمیشود؛ زبان، اندیشه، تخیل و شیوه مواجهه با زندگی نیز از بنیادیترین عناصر هویت ملیاند. از این منظر، دیوان حافظ بخشی از حافظه زنده ایران است؛ میراثی که در آن، گذشته با اکنون سخن میگوید و تجربههای یک فرهنگ، در قالب کلامی هنرمندانه، به نسلهای آینده انتقال مییابد.
درخشش جهانی حافظ نیز جلوهای از ظرفیت فرهنگ ایرانی برای گفتوگو با جهان است. شعر او، با وجود پیوند عمیق با زبان و زمینه فرهنگی ایران، مخاطبانی از سرزمینها و سنتهای فکری گوناگون یافته و در ترجمهها و پژوهشهای متعدد، به یکی از شناختهشدهترین جلوههای ادب فارسی در جهان تبدیل شده است. این اقبال جهانی نشان میدهد که ریشهداشتن در یک فرهنگ ملی، نه مانع جهانشمولی، بلکه میتواند سرچشمه آن باشد؛ زیرا اندیشهای که از تجربهای اصیل و عمیق برمیخیزد، توانایی بیشتری برای برقراری ارتباط با وجدان مشترک انسانها دارد.
در روزگار ما، که شتاب تحولات و انبوه اطلاعات گاه فرصت تأمل را از انسان میگیرد، بازخوانی حافظ میتواند دعوتی به ژرفاندیشی، حقیقتجویی و بازیابی نسبت انسان با خویشتن باشد. آشنایی نسل جوان با این میراث، نباید به حفظ ابیات یا بزرگداشتهای مناسبتی محدود بماند؛ ضروری است که شعر حافظ با پرسشهای امروز پیوند بخورد و ظرفیتهای فکری و انسانی آن در قالب آموزش، پژوهش و گفتوگوی فرهنگی به نسل جدید معرفی شود.