مسعود زندوکیلی مدیرعامل گروه فنآوا؛ اگر زیرساخت را نسازیم، هوش مصنوعی بومی نخواهیم داشت
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ به یکی از اجزای اصلی اقتصاد دیجیتال امروز تبدیل شده است. سرمایهگذاری گسترده شرکتهای بزرگ فناوری در مراکز داده، تراشههای تخصصی، توان پردازشی و زیرساخت انرژی نشان میدهد که رقابت آینده فقط بر سر توسعه مدلهای هوش مصنوعی نخواهد بود؛ بلکه کشورها و شرکتهایی موفقتر خواهند […] نوشته مسعود زندوکیلی مدیرعامل گروه فنآوا؛ اگر زیرساخت را نسازیم، هوش مصنوعی
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ به یکی از اجزای اصلی اقتصاد دیجیتال امروز تبدیل شده است. سرمایهگذاری گسترده شرکتهای بزرگ فناوری در مراکز داده، تراشههای تخصصی، توان پردازشی و زیرساخت انرژی نشان میدهد که رقابت آینده فقط بر سر توسعه مدلهای هوش مصنوعی نخواهد بود؛ بلکه کشورها و شرکتهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند زیرساخت لازم برای توسعه، آموزش، استقرار و بهرهبرداری از این فناوری را ایجاد کنند.
در ایران نیز بحث هوش مصنوعی نمیتواند صرفاً حول مدلهای زبانی، هوش مصنوعی مولد یا چند کاربرد نمایشی شکل بگیرد. پرسش اساسی این است که برای توسعه و ارائه خدمات هوش مصنوعی، چه میزان زیرساخت هوش مصنوعی در اختیار داریم و برای ایجاد ظرفیت مورد نیاز چه باید کرد؟
هوش مصنوعی بزرگتر از یک مدل است
در مواجهه با هوش مصنوعی، معمولاً خروجی قابل مشاهده، یعنی مدل، دستیار هوشمند یا یک ابزار کاربردی، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد؛ اما پشت هر یک از این محصولات، زنجیرهای از زیرساخت قرار دارد: توان محاسباتی، مرکز داده، شبکه، ذخیرهسازی، انرژی، داده، نرمافزار و امنیت سایبری .
مدل بدون توان محاسباتی مقیاس نمیگیرد، پردازش بدون مرکز داده و انرژی پایدار قابل اتکا نیست و داده بدون زیرساخت مناسب مدیریت و ذخیرهسازی نمیتواند به ارزش اقتصادی تبدیل شود.
از این منظر، «هوش مصنوعی بومی» را نباید صرفاً مترادف «مدل بومی» دانست. مدل تنها یکی از حلقههای این زنجیره است. اگر قرار است هوش مصنوعی به یک ظرفیت اقتصادی تبدیل شود، باید زیرساختی ایجاد کنیم که امکان رشد مدلها، کسبوکارها و خدمات نسل آینده را فراهم کند.
در سالهای اخیر، GPU یا واحد پردازش گرافیکی و شتابدهندههای محاسباتی به یکی از عناصر کلیدی زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شدهاند. اما در اختیار داشتن پردازنده بهتنهایی به معنای ایجاد زیرساخت نیست.
پردازنده به مرکز داده مناسب، شبکه پرظرفیت، ذخیرهسازی سریع، برق پایدار، سامانه خنکسازی، نرمافزار مدیریت منابع و نیروی متخصص نیاز دارد. بنابراین باید از نگاه «تعداد تجهیزات» به نگاه «ظرفیت زیرساختی» حرکت کنیم.
مسئله اصلی این نیست که چند پردازنده در اختیار داریم؛ مسئله این است که چه میزان ظرفیت محاسباتی پایدار، امن، مقیاسپذیر و در دسترس برای اکوسیستم فناوری ایجاد کردهایم .
رشد هوش مصنوعی، تعریف ما از مرکز داده را نیز تغییر داده است . بارهای پردازشی هوش مصنوعی به تراکم بالاتر محاسبات، شبکههای پرسرعتتر، ذخیرهسازی مناسبتر و راهکارهای پیشرفتهتر خنکسازی نیاز دارند.
بنابراین توسعه مراکز داده ویژه هوش مصنوعی باید از ابتدا با ملاحظاتی مانند انرژی، مکانیابی، شبکه، امنیت، مقیاسپذیری و اقتصاد بهرهبرداری همراه باشد.
ساخت یک مرکز داده صرفاً به معنای احداث ساختمان و استقرار تجهیزات نیست. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که این مرکز بتواند در بلندمدت خدمات پایدار، امن و اقتصادی ارائه کند و ظرفیت آن متناسب با رشد بازار افزایش یابد.
اگر پردازش را موتور هوش مصنوعی بدانیم، داده ماده اولیه آن است. ایران در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی حجم قابل توجهی داده تولید میکند؛ اما میان «تولید داده» و «خلق ارزش از داده» فاصله وجود دارد.
داده زمانی به مزیت تبدیل میشود که کیفیت، ساختار، استاندارد و امکان دسترسی و پردازش داشته باشد و همزمان الزامات امنیت و محرمانگی آن رعایت شود.
به همین دلیل، توسعه زیرساخت هوش مصنوعی باید همزمان با حکمرانی داده دنبال شود. ایجاد ظرفیت پردازشی بدون فراهمکردن داده استاندارد و قابل اتکا، بخشی از سرمایهگذاری را بلااستفاده خواهد گذاشت.
بومیسازی؛ ایجاد توانمندی راهبردی
بومیسازی نباید به معنای قطع ارتباط با فناوری جهانی یا بازتولید همه فناوریهای موجود در جهان باشد. هیچ اکوسیستم پیشرفتهای خارج از زنجیره جهانی فناوری شکل نمیگیرد.
مسئله اصلی این است که در بخشهای حیاتی، توان داخلی برای طراحی، توسعه، بهرهبرداری، نگهداری و تداوم خدمت داشته باشیم. بنابراین هدف باید کاهش وابستگیهای راهبردی، افزایش تابآوری و ایجاد توانمندی داخلی باشد.
در چنین مدلی میتوان از فناوریهای جهانی استفاده کرد، اما در عین حال ظرفیت داخلی برای اداره و توسعه زیرساختهای حیاتی را نیز افزایش داد.
بخش خصوصی و نقش هلدینگهای فناوری
توسعه زیرساخت هوش مصنوعی پروژهای نیست که صرفاً با یک سرمایهگذاری دولتی به پایان برسد. این زیرساخت باید مشتری، مدل درآمدی، امکان توسعه و توجیه اقتصادی داشته باشد.
در این میان، هلدینگهای فناوری میتوانند نقشی فراتر از سرمایهگذاری ایفا کنند. اتصال زیرساخت، سرمایه، شرکتهای تخصصی، استارتاپها، نیروی انسانی و بازار میتواند زمینه شکلگیری یک زنجیره ارزش واقعی را فراهم کند.
برای گروه فنآوا، این تحول فرصتی است تا ظرفیتهای مختلف حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کنار یکدیگر قرار دهد و از ارائه خدمات منفرد به سمت ساخت ظرفیتهای نسل آینده فناوری حرکت کند.
هوش مصنوعی بومی با شعار ساخته نمیشود؛ با زیرساخت ساخته میشود .
اگر زیرساخت پردازشی نداشته باشیم، مدل مقیاس نمیگیرد؛ اگر داده نداشته باشیم، مدل ارزش خلق نمیکند؛ اگر شبکه و امنیت نداشته باشیم، خدمت پایدار نمیماند و اگر اقتصاد پروژه را نبینیم، زیرساخت به سرمایهای بلااستفاده تبدیل خواهد شد.
بنابراین شاید مهمترین تصمیم امروز صنعت فناوری کشور این نباشد که «کدام مدل هوش مصنوعی را بسازیم»، بلکه این باشد که چه زیرساختی بسازیم تا امکان ساخت صدها مدل، هزاران خدمت و نسل جدیدی از کسبوکارهای دیجیتال فراهم شود .
آینده هوش مصنوعی، پیش از آنکه روی صفحه نمایش دیده شود، در مراکز داده، شبکهها، زیرساختهای پردازشی و لایههای پنهان اقتصاد دیجیتال ساخته میشود.