نشانه‌هایی از استقامت شهید یحیی سنوار در یک بازی محیطی

در بازی که با عنوان «یحیی سنوار» طراحی شده، استقامت نماد اصلی بازی است. بازیکنان باید بتوانند نفس خود را به‌خوبی نگه دارند و قطعات کاغذ را حمل کند تا استقامت خود را نشان دهند.

سفیر ارجان گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: کتاب «شاگرداول‌ها» که به‌تازگی از سوی انتشارات راه‌یار منتشر شده به تربیت سیاسی و انقلابی کودکان و نوجوانان از طریق بازی می‌پردازد. در این کتاب، بازی به‌عنوان ابزاری برای تربیت در نظر گرفته شده؛ چرا که مفاهیم سیاسی و انقلابی در فضای تربیتی موجود، گاهی برای کودکان و نوجوانان سنگین به نظر می‌رسند؛ درحالی‌که این گروه سنی بخش قابل‌توجهی از اوقات خود را صرف بازی می‌کنند. بنابراین، اگر بتوان بازی را در خدمت اهداف تربیتی قرار دهیم، نقش پررنگی در تربیت آنان ایفا کردیم.

در کتاب «شاگرد اول‌ها» به معرفی و شناسایی برخی شهدای دفاع مقدس، مدافعان حرم و شهدای جبهه مقاومت پرداخته و سپس متناسب با رفتار و ویژگی‌های هرکدام از شهدا، یک بازی طراحی شده است. برای طراحی بازی‌ها هم از مشاوران تربیتی و علمی کمک گرفته شده و هم از افرادی که تجربه زیسته در فضای مقاومت داشتند. در طراحی بازی‌ها نیز تلاش شده مفهومی مشخص به کودکان منتقل شود.

برای مثال، در بازی «یحیی سنوار»، با توجه به یکی از ویژگی‌های برجسته این شهید، یعنی استقامت و مقاومت، تلاش شده است مفهوم پایداری در قالب یک بازی به کودکان منتقل شود.

در این بازی، بچه‌ها باید نفس خود را حبس کنند و با استفاده از یک نی، قطعه‌ای کاغذی را حمل کنند. هرچه بتوانند با حفظ نفس خود مسیر بیشتری را طی کنند و به خانه بعدی برسند، امکان ورود یک یار جدید به بازی فراهم می‌شود؛ یاری که در ادامه مسیر به آن‌ها کمک می‌کند. به این ترتیب، حبس نفس در بازی به تجربه‌ای ساده از استقامت تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که در آن، ادامه مسیر و رسیدن به هدف، به پایداری بازیکنان وابسته است.

اما قبل از آنکه بازیکنان وارد این تجربه بازی شوند، لازم است با شخصیتی که بازی بر اساس زندگی او طراحی شده، آشنا شوند. به همین دلیل، در ابتدای هر بازی، توضیحاتی درباره شخصیت موردنظر و ویژگی برجسته او ارائه شده است. در بازی یحیی سنوار نیز بخشی با عنوان «زیر ذره‌بین» به معرفی این شهید اختصاص دارد.

یحیی سنوار در تمام عمرش یک فکر و هدف در سر داشت: مبارزه همه‌جانبه و همیشگی با اسرائیل، هر جا که باشد و به هر طریقی که بتواند؛ چه در نوجوانی که در اردوگاه بود، چه در دوران دانشجویی و چه در اوایل جوانی، زمانی که در بیست‌وچندسالگی، عملیات گروگان‌گیری دو سرباز اسرائیلی را برای مبادله با اسرای فلسطینی برنامه‌ریزی کرد.

اسرائیل توانست سنوار را دستگیر کند و او را به ۴۲۶ سال حبس محکوم کرد. یحیی در زندان نیز، با وجود سلطه کامل اسرائیل و تحمل انواع آزار و اذیت، مقاومت کرد. زبان عبری را یاد گرفت و کتاب‌های سیاسی و امنیتی را از عبری به عربی ترجمه کرد. او همچنین طرحی تربیتی، آموزشی و ورزشی را دنبال می‌کرد و فلسطینیان وابسته به جنبش را به یادگیری ورزش و تلاش بیشتر برای استقامت در دفاع از حقشان تشویق می‌کرد.

یحیی ۲۳ سال از جوانی خود را در زندان اسرائیل گذراند و مبارزه با این رژیم را ادامه داد. در سال ۲۰۲۳، اسرائیل طرح و نقشه جدیدی برای منطقه خاورمیانه و فلسطین کشیده بود و در انتظار فرصتی برای اجرای آن بود. این رژیم خود را مالک فلسطین می‌دانست و در طول بیش از هفتاد سال تلاش کرده بود این تصور را در ذهن و فکر مردم جهان جا بیندازد. با آنکه جنگ و محاصره را بر مردم مظلوم فلسطین تحمیل می‌کرد، در برنامه‌های جهانی و رسانه‌ها تصویری مثبت از خود و چهره‌ای مدافع حقوق اولیه انسان‌ها نشان می‌داد.

همه‌چیز برای رسیدن اسرائیل به هدفش آماده به نظر می‌رسید تا اینکه اتفاقی باورکردنی رخ داد: عملیات طوفان‌الاقصی به‌طور غافلگیرانه آغاز شد. مبارزان حماس با شکستن دیوار حائل، به مناطقی که اسرائیل اشغال کرده بود حمله کردند.

یحیی سنوار سرانجام در درگیری با ارتش اسرائیل در شهر رفح، در جنوب نوار غزه، به شهادت رسید. پس از شهادت او، تصاویری از آخرین لحظات زندگی‌اش منتشر شد که به‌سرعت در رسانه‌های مختلف بازتاب یافت. در این تصاویر، او در حالی که همچنان در برابر دشمن ایستادگی می‌کرد، دیده می‌شد. این تصاویر توجه بسیاری را به خود جلب کرد و بار دیگر موضوع مقاومت و ایستادگی مردم فلسطین را در کانون توجه افکار عمومی جهان قرار داد.

در روایت کتاب، این ایستادگی به‌عنوان جلوه‌ای از استقامت در مسیر هدف معرفی می‌شود؛ استقامتی که می‌تواند حقیقت یک مبارزه را برای دیگران آشکار کند و افراد بیشتری را به همراهی با آن ترغیب کند.

پس از این توضیحات و آشنایی کودکان با شخصیت یحیی سنوار، بازی معرفی می‌شود؛ بازی که بر اساس ویژگی‌های شخصیتی او طراحی شده است. در این بخش، هدف اصلی بازی، یعنی استقامت و پایداری در مسیر مبارزه، توضیح داده می‌شود. همچنین، امام حسین (ع) به‌عنوان الگوی برجسته استقامت و پایداری بر حق معرفی می‌شوند.

«قیام امام حسین (ع) در روز عاشورا به ما یاد داد که استقامت و پایداری بر هدف حق، باعث می‌شود حقانیت آن هدف برای همه ثابت و روشن شود. پس از اثبات حقانیت است که افراد احساس تکلیف می‌کنند وارد این مسیر حق شوند و برای تحقق آن تلاش کنند. با اینکه سال‌ها از روز عاشورا گذشته است، می‌بینیم که روزبه‌روز انسان‌های آزاده بیشتری گرد پیام آن جمع می‌شوند، از آن درس استقامت و پایداری می‌گیرند و عاشورا به الگویی بزرگ در زندگی و اهدافشان برای اثبات حقانیت تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که در جغرافیای فلسطین رخ می‌دهد، شاهدی بر این ادعاست؛ انسان‌هایی که سال‌هاست برای تحقق هدف خود، یعنی از بین بردن استکبار و ظلم رژیم صهیونیستی، با هر آنچه در اختیار دارند، استقامت می‌کنند.

یحیی سنوار یکی از این افراد مقاوم بود که با طراحی عملیات طوفان‌الاقصی، باعث شد صبر و استقامت مردم فلسطین و سپس حقانیت آرمان آنان، بیش از پیش برای جامعه جهانی روشن شود. دیدیم که پس از این عملیات، انسان‌های آزادی‌خواه بسیاری در سراسر جهان فریاد حق‌خواهی مردم فلسطین را سر دادند و انزجار خود را از رژیم صهیونیستی ابراز کردند. در این بازی، بازیکنان با حبس نفس، میزان استقامت خود را نشان می‌دهند و طبق قوانین بازی، اگر بتوانند استقامت خود را نشان دهند، می‌توانند مسیر را ادامه دهند و یاران دیگری را نیز برای ادامه مسیر با خود همراه کنند.»

برای اجرای این بازی، به چسب کاغذی، نی به تعداد بازیکنان و قطعات کاغذی حاوی جمله‌های رجز نیاز است. تعداد بازیکنان نیز باید حداقل شش نفر باشد تا بازی شکل بگیرد. روش اجرای بازی به این صورت است:

ابتدا با چسب کاغذی، دو جدول سه‌درچهار روی زمین می‌کشیم. هر جدول دوازده خانه دارد. از میان بازیکنان، دو نفر را انتخاب می‌کنیم و نام آن‌ها را «الف» و «ب» می‌گذاریم. هر یک از آن‌ها وارد جدول مربوط به خود می‌شود.

بقیه بازیکنان که بیرون از جدول‌ها ایستادند، شماره‌گذاری می‌شوند تا ترتیب ورودشان به جدول مشخص باشد. جمله رجز را به عبارت‌های جداگانه تقسیم می‌کنیم، هر عبارت را روی یک تکه کاغذ می‌نویسیم و دو مجموعه مشابه از این قطعات آماده می‌کنیم؛ هر مجموعه برای یکی از جدول‌ها. سپس به هر بازیکن یک نی می‌دهیم.

قطعه اول رجز را در خانه اول هر جدول قرار می‌دهیم و دو قطعه دیگر را در دو خانه دیگر می‌گذاریم. انتخاب این دو خانه اختیاری است؛ برای مثال، می‌توان قطعه دوم را در یکی از خانه‌های میانی و قطعه سوم را در خانه‌ای نزدیک به انتهای جدول قرار داد.

با اعلام مربی، بازی شروع می‌شود. هر یک از بازیکنان «الف» و «ب» باید وارد خانه اول جدول خود شوند، نفسشان را حبس کنند و با استفاده از نی، قطعه اول کاغذ را بردارند؛ به این صورت که با مکش هوا و درحالی‌که نفس خود را در سینه حبس کردنند، قطعه کاغذ را نگه دارند و به سمت خانه بعدی حرکت کنند.

وقتی به خانه‌ای رسیدند که قطعه دوم رجز در آن قرار دارد، می‌توانند نفس خود را آزاد کنند. در این مرحله، بازیکن شماره یک وارد جدول می‌شود و به آن‌ها می‌پیوندد. حالا دو بازیکن در خانه‌ای که قطعه دوم رجز در آن قرار دارد، ایستادند. بازیکن «الف» یا «ب» دوباره قطعه اول را به همان شیوه با نی نگه می‌دارد و بازیکنی که به او پیوسته است، قطعه دوم را با نی برمی‌دارد.

سپس هر دو به سمت خانه‌ای حرکت می‌کنند که قطعه سوم رجز در آن قرار داده شده. در این مرحله، بازیکن شماره دو نیز وارد جدول می‌شود و به گروه می‌پیوندد. او هم باید قطعه سوم رجز را با نی نگه دارد. اکنون سه بازیکن، درحالی‌که هرکدام یکی از قطعات رجز را با نی و با حبس نفس حمل می‌کنند، به سمت نقطه پایان حرکت می‌کنند. وقتی به این نقطه رسیدند، باید قطعات رجز را سریع و به‌درستی کنار هم بچینند و جمله را کامل کنند. هر گروه که زودتر جمله رجز خود را کامل کند، برنده بازی خواهد بود.

در طول بازی، اگر بازیکنی نتواند استقامت کند، نفسش آزاد شود و در نتیجه قطعه کاغذ از نی بیفتد، باید از همان‌جا به خانه قبلی برگردد و قطعه را دوباره به همان شیوه حمل کند. اگر این اتفاق در خانه‌های میانی جدول رخ دهد، تمام بازیکنانی که در آن لحظه داخل جدول هستند، باید به خانه قبلی برگردند و حمل قطعه یا قطعات رجز را از همان‌جا ادامه دهند.

نکته بازی: حبس نفس در این بازی نمادی از میزان استقامت بازیکن است. اگر بازیکن بتواند نفس خود را به‌خوبی نگه دارد و قطعات کاغذ را درست حمل کند، استقامت خود را نشان داده است. در این مرحله، بازیکن بعدی می‌تواند به او ملحق شود. بنابراین، هرچه بازیکن بتواند استقامت بیشتری نشان دهد، یاران بیشتری به او می‌پیوندند و گروه می‌تواند سریع‌تر به مقصد نهایی برسد. تعداد قطعات رجز نیز می‌تواند بیشتر از سه قطعه باشد.

در این بازی، قطعات کاغذی حاوی بخش‌هایی از جمله‌های رجز هستند که بازیکنان باید آن‌ها را به‌ترتیب حمل کنند و در پایان کنار هم قرار دهند. از جمله رجزهای پیشنهادی کتاب می‌توان به این عبارت‌ها اشاره کرد: «اگر خداوند سبحان بخواهد و مقدر کند، این یک جنگ حقیقی است. دشمن خواهد دید که از جانب ما چه آسیبی می‌بیند. ما نتانیاهو را مجبور می‌کنیم آن روزی را که از مادر متولد شده است، لعنت کند.»

همچنین رجزی دیگری با عبارت: «آیا جهان از ما انتظار دارد که قربانیانی خوش‌رفتار باشیم، درحالی‌که بدون سروصدا سلاخی می‌شویم؟ این غیرممکن است. ما تصمیم گرفتیم با هر سلاحی که داریم، از خود دفاع کنیم.»

آنچه در بازی «یحیی سنوار» دیده می‌شود، بخشی از رویکرد تربیتی کتاب «شاگرداول‌ها» است. این کتاب تلاش می‌کند بین مفاهیم اعتقادی و تربیتی و تجربه روزمره کودکان و نوجوانان ارتباط برقرار کند.

در بخشی از توضیحات کتاب درباره فلسفه انتخاب قهرمانان و طراحی بازی‌ها، به موضوع یاری امام حسین (ع) در دوران معاصر پرداخته شده است: «بعضی از یاران سیدالشهدا (ع) کسانی هستند که در زمان آن حضرت حضور نداشتند؛ اما اشک و قطرات عرق و تلاش و دویدن خود را در مسیر یاری امام صرف کردند. بعضی از آن‌ها هنوز زندند و برای حسین (ع) تلاش می‌کنند و عرق می‌ریزند؛ بعضی دیگر، قطرات خونشان به قطرات اشک و عرقشان اضافه شده و به شهادت رسیدند. بعضی نیز در ظاهر شهید نشدند، اما به‌نوعی در این مسیر، شهادت را تجربه کردند. پس می‌توان یاری کرد.

اگر در کودکی و نوجوانی ما کسانی بودند که چندان دل به روضه نمی‌دادند، شاید علتش این نبود که با امام حسین (ع) رابطه نداشتند؛ بلکه شاید با خود می‌گفتند: خب که چه؟ حالا قطرات اشک روی صورتمان جاری کنیم که چه بشود؟ اگر این افراد روضه را با کسانی می‌شناختند که سال‌ها بعد، غیر از قطرات اشک، قطرات عرق هم از جانشان بیرون آمده و کاری کردند که پس از قرن‌ها امام را از تنهایی درآورده و مایه نصرت او شدند، حتماً وارد این کشتی می‌شدند.

اگر در کودکی و نوجوانی ما کسی نبود که کربلا و عاشورا را با یاران سال‌های پس از عاشورای سال ۶۱ هجری روایت کند، حیف است که ما این روایت را ادامه ندهیم. به نظر می‌رسد در این وانفسای کار تربیتی، آشنا کردن کودک و نوجوان با این یاران آخرالزمانی، راهی مناسب برای تربیت باشد. باید به آن‌ها نشان دهیم که این یاران چگونه از امام چیزی آموختند و با آموخته‌هایشان چگونه او را یاری کردند؛ چگونه شعار «نصرتی لکم معدّه» برایشان واقعی بود، نه لقلقه زبان.

چه کنیم که این آشنایی روان و برای کودک و نوجوان قابل‌فهم باشد؟ به نظر می‌رسد زبان بازی بهترین راه برای ساده و شیرین کردن این آشنایی باشد. بازی شربتی درست می‌کند؛ رقیق و شیرین و خستگی‌درآور.»

در ادامه این توضیحات، به ساختار کلی کتاب اشاره شده است. در «شاگرداول‌ها»، چهارده شخصیت قهرمان از میان یاران آخرالزمانی سیدالشهدا (ع) در گستره جغرافیایی جهان اسلام انتخاب شدند. محور معرفی هر شخصیت، یک ویژگی است که یا از سیدالشهدا (ع) آموخته یا به کمک آن توانسته است در مسیر یاری ایشان قرار گیرد. این ویژگی، مبنای طراحی بازی ویژه آن شخصیت قرار گرفته است. برای هر شخصیت، زندگی‌نامه‌ای مختصر، یادداشتی کوتاه برای آشنایی بیشتر و یک بازی در نظر گرفته شده است.

بازی‌های طراحی‌شده در این کتاب، بازی‌هایی مفهومی هستند. در بسیاری از کتاب‌های بازی، برای انتقال یک مفهوم، از قالبی دیگر استفاده می‌شود و بار انتقال معنا بر دوش آن قالب قرار می‌گیرد. در چنین الگوهایی، ترکیب بازی با قالب‌های دیگر ممکن است بیشتر جنبه سرگرمی پیدا کند یا در نهایت به قالبی عمومی تبدیل شود که قابلیت انتقال مفاهیم گوناگون را دارد.

اما در بازی‌های مفهومی «شاگرداول‌ها»، قالب هر بازی متناسب با محتوا و مفهوم موردنظر طراحی شده است. برای مثال، اگر قرار باشد اهمیت نقش حضرت زینب (س) در تکمیل حرکت سیدالشهدا (ع) و ضرورت روایت صحیح در برابر روایت‌های جعلی توضیح داده شود، خودِ ساختار بازی باید مسئله مقابله با روایت‌های جعلی را منتقل کند.

همین‌طور، وقتی قرار است گفته شود زیارت برای یاران آخرالزمانی سیدالشهدا (ع) نیرویی برای ادامه مسیر است و حرم محل استراحت نیست، بلکه قرارگاهی برای عملیات است، خودِ بازی باید مفهوم قرارگاه را منتقل کند. سایر مفاهیم کتاب نیز به همین شیوه در قالب بازی‌ها متجلی شدند.

در نهایت کتاب «شاگرداول‌ها» تلاشی است برای اینکه مفاهیمی مانند مقاومت، استقامت، وفاداری و یاری حق در قالب یک تجربه‌ بازی قابل‌درک برای کودکان و نوجوانان قرار بگیرند. بازی یحیی سنوار نیز در همین چارچوب طراحی شده است؛ بازی‌ که در آن، استقامت تنها یک ویژگی برای شناختن یک شخصیت نیست، بلکه به بخشی از تجربه بازیکنان تبدیل می‌شود.