سه هفته تا نقطه جوش، سه ماه تا تصمیم بزرگ
از امروز تا حدود سه هفته دیگر، در پیک وضعیت حساس و آستانه تنش قرار داریم. ارزیابی من این است که این وضعیت دستکم تا سه ماه آینده ادامه پیدا میکند؛ یعنی یک بازه سههفتهای تا سهماهه افزایش تنش وجود دارد که سه هفته نخست آن را باید بسیار جدی گرفت.
دلیل این وضعیت روشن است: احتمال بسیار جدی وجود دارد که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرند پیش از انتخاباتهای خودشان، صحنه را تغییر دهند.
انتخابات کنگره آمریکا در این معادله نقش تعیینکننده دارد. اگر جمهوریخواهان دستکم مجلس نمایندگان را از دست بدهند ــ که سناریوی محتملتر است ــ یا حتی اگر بخواهند عقبماندگی خود را جبران کنند و هر دو مجلس را نگه دارند، بازه دو ماه پس از انتخابات برای ما بسیار حساس خواهد بود. ترامپ بعد از انتخابات برای درگیری با ایران ملاحظات کمتری دارد.
نشانههای قابل توجهی وجود دارد که در آن مقطع با تصمیمگیریهای ریسکیتری، بهویژه از سوی ترامپ، مواجه شویم.
مسئله راهبردی تمام شده؛ نبرد عملیاتی آغاز شده است
نکته اصلی این است که تصمیمگیری درباره اصل درگیری با ایران انجام شده است. آنچه امروز محل نزاع است، مسئله راهبردی نیست؛ مسئله عملیاتی است.
دشمن به دنبال فرصت عملیاتی برای دسترسی به اهداف خود است:
مهیا کردن فضای داخلی ایران برای آنچه یک عملیات بزرگ آشوب مسلحانه ارزیابی می شود
بنابراین ما بیش از آنکه با یک مسئله راهبردی مواجه باشیم، با یک مسئله عملیاتی مواجهیم. حفظ وضعیت آستانهای به این شکل، به سود ما نیست. باید این صحنه را به هم زد و نگذاشت دشمن وضعیت را در این حالت نگه دارد.
ما امکان تصمیمهای خلاقانهتر و مبتکرانهتری داریم. اگر تا این لحظه تلاش کردهایم وضعیت را کنترل کنیم، به این دلیل بوده که خود را برای اقداماتی آماده میکردیم که ماهیت فیصلهبخش داشته باشد؛ اقداماتی که سرنوشت جنگ را در بلندمدت تعیین کند.
جنگ پیچیده، دشوار و جبهه ما بسیار بزرگ است. درست است که قهرمانانه مقاومت میکنیم، اما فشار قابل توجهی روی ما وجود دارد. باید این فشار را مدیریت کنیم و همزمان رویکرد تهاجمی خود را حفظ کنیم.
نشانههای میدانی: از تنگه هرمز تا کردستان و جنوب شرق
تنگه هرمز و خلیج فارس: افزایش فعالیت هواگردهای دشمن محسوس است. آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و یکی دو کشور عربی فعالتر شدهاند. اما حواسشان هست که زیاد روی زمین نمانند؛ زیرا میدانند اصابت به هواگردها روی زمین به یک تاکتیک جدی از سوی ایران تبدیل شده است.
مانورهای هوایی: تلاش جنگندههای رژیم برای عزیمت به شرق دیده میشود؛ مانورهایی در آسمان اردن، سوریه و گاهی عراق. این حرکتها معنای «یورش به شرق» دارد. تا این لحظه هیچ هواگردی وارد آسمان ایران نشده و اگر وارد شود، بلافاصله به سمت آن شلیک خواهد شد.
کردستان عراق: حملات ادامه دارد. هدف هم ضد انقلاب کردی است و هم نیروهای آمریکایی و اسرائیلی که در پوششهای مختلف در حال آموزش ضد انقلاب برای حمله به مرزهای ایران هستند.
جنوب شرق: تقریباً هر روز و هر شب ضربههای قابل توجهی به تجمعات ضد انقلاب، انبارهای تسلیحات، مقرهای فرماندهی و تیمهای متخاصم وارد میشود. با وجود همه سرمایهگذاری دشمن، تلاشها برای ایجاد یک پدیده امنیتی جدی در جنوب شرق کشور به نتیجه نرسیده است.
خبرهایی منتشر میشود که پنتاگون طرحهایی برای حمله به ایران تدوین کرده و در اختیار ترامپ گذاشته است. این خبرها را خیلی جدی نمیگیرم.
رسانههای غربی این اخبار را با هدف ایجاد هراس در داخل ایران، افزایش نرخ ارز، اثرگذاری بر محاسبات مسئولان در مذاکرات و دامن زدن به منازعات داخلی آمریکا منتشر میکنند.
آمریکاییها نیاز به تدوین طرحهای عملیاتی جدید ندارند. طرحها قبلاً تدوین شده و تصمیمها درباره آن گرفته شده است. آنچه آنها نیاز دارند، فرصت عملیاتی است.
وقتی نیویورک تایمز، و آکسیوس و چند رسانه دیگر یک خبر واحد را همزمان منتشر میکنند، معلوم است ارادهای پشت آن است و میخواهند سیگنالی به ما برسانند.
حرف ترامپ که «قبل از انتخابات قطعاً وارد جنگ با ایران نخواهد شد» را نیز جدی نگیرید. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه هم ترامپ از همین حرفها زده بود.
هر چه دشمن میگوید، فرض را بر فریب بگذاریم و سناریوهای بدبینانه را اصل قرار دهیم. اظهارات رسانهای دشمن را به شاخص درجه دو تبدیل کنیم، نه درجه یک.
چهار فشاری که آمریکا را به تصمیمگیری لبه میبرد
بدتر شدن وضعیت جمهوریخواهان در انتخابات کنگره و نیاز ترامپ به یک پیروزی
عدم امتیازدهی ایران در مذاکرات
احتمال پیشدستی نتانیاهو و تحمیل یک درگیری نظامی به آمریکا
نشانههایی که آمریکاییها از آماده شدن دوباره ایران برای انسداد کامل تنگه هرمز میبینند
اگر اتفاقی بیفتد، سناریوی محتمل:
در درجه اول متمرکز بر ترور یک لایه از مقامات ایران خواهد بود؛ سناریویی که به فضل الهی و با هوشیاری نیروهای امنیتی شکست خواهد خورد.
تلاش برای ضربه به برنامه موشکی ایران؛ جمعآوری اطلاعاتی در این حوزه افزایش یافته، اما موفق نخواهند شد. برنامه موشکی ایران به شیوههای بسیار خلاقانه و توزیعشده محافظت میشود.
اگر حمله به برنامه هستهای انجام شود، حملهای نمادین خواهد بود، چون شکست میخورد.
هدف دشمن فراتر از انتخابات آمریکاست: بازآرایی نظم جدید منطقه و آغاز مسلحانه براندازانه در ایران.
هدف ما نیز در میانمدت، فلج کردن رژیم صهیونیستی و ماشین جنگی آمریکاست.
پیروزی ما در این درگیری قطعی خواهد بود، به این دلیل که ما برگهایی داریم که تازه توسعه دادهایم و هنوز استفاده نکردهایم؛ در حالی که دشمن برگ جدیدی ندارد.
برگ برنده ایران: جغرافیا به مثابه سلاح
ماشین تبلیغاتی دشمن تلاش میکند همه فشارها را روی ایران نشان دهد؛ اما کمتر گفته میشود که ایران چه بلایی سر اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی آورده است.
استراتژی ایران در تبدیل کردن جغرافیا به سلاح و تبدیل جنگ نظامی به یک جنگ ژئوکونومیکی، اقتصاد آمریکا، اروپا و شاخصهای رفاه و تجارت بینالمللی را تحت فشار قرار داده است.
ما در چهارراه شمال به جنوب و شرق به غرب جهان ایستادهایم و این موقعیت، قدرتی به ما میدهد که کسی دیگر ندارد. ایران تنگه هرمز را در اختیار دارد و میتواند گلوی اقتصاد جهانی را فشار دهد. محور مقاومت نیز تنگه بابالمندب را در اختیار دارد.
هزینه جنگ با ما امروز یک هزینه جهانی است؛ از پمپ بنزینهای فرانسه و لندن و ایالتهای آمریکا تا فروشگاهها و فرودگاههای آنها. این همان ارکان بازدارندگی ایران است.