فوتبال؛ قربانی محبوب و مهجور جنگ
فوتبال میتوانست بهانه همبستگی، استمرار زندگی و پیوند میان ملتها باشد اما دیگر نباید انتظار داشت که واقعیت جنگ را پنهان یا پیامدهای آن را بیاهمیت جلوه دهد.
کاوه علی اسماعیلی - کارشناس فوتبال؛ صدای نحس جنگ که از هر کجای دنیا بلند شود، همه کسب و کارها تحت تاثیر قرار میگیرند اما وضعیت برای فوتبال کاملا متفاوت است. فوتبال به ویژه در خاورمیانه، همیشه قربانی محبوب و مهجوری بوده و این وضعیت انگار هر روز غمانگیزتر از قبل میشود.
حالا که آتش جنگ تحمیلی علیه ایران برای مدتی خاموش مانده، وضعیت سیاست، اقتصاد، امنیت و حتی مناسبات اجتماعی منطقه وخیم است. انگار همه چیز در انتظار یک اتفاق تازه مانده و ابهام، در حال بازی با سرنوشت آدمهای منطقه است. فقط یک دلخوشی مانده بود؛ فوتبال و حالا فوتبال دوباره نزدیکترین اتفاق اجتماعی به قربانیشدن است.
این روزها لیگ نخبگان آسیا، بیش از آنکه صرفاً صحنه رقابت ستارههای فوتبال قاره باشد، تصویری از زندگی و ورزش در سایه جنگ را به نمایش گذاشته است؛ جایی که موشک، فرودگاه، مسیرهای پروازی و ملاحظات امنیتی، ناخواسته به بخشی از داستان مسابقات فوتبال تبدیل شدهاند.
دوشنبه شب گذشته، قرار بود النصر عربستان با حضور کریستیانو رونالدو در ریاض به مصاف نفتچی ازبکستان برود. یک هشدار امنیتی ناشی از تهدید موشکی حوثیهای یمن، مسابقه را یک ساعت به تأخیر انداخت. بازی بالاخره برگزار شد و النصر هم 3 بر یک با گل کریس رونالدو به پیروزی رسید اما آن هشدار امنیتی، ترسهای جدیدی را به جان آسیاییها انداخت.
به شکل سادهتر بگوییم؛ هشدار امنیتی که برنامه یک رقابت بینالمللی را تغییر دهد، فقط یک خبر ساده نیست، حالا دیگر جنگ هم به راحتی میتواند بدون خرید بلیت، وارد ورزشگاه شود و فوتبال دوباره با سیاست و واقعیتهای بیرون از استادیوم «داداش» شد.
این طرف مرز، شرایط بدتر هم بود. تراکتور ایران برای حضور در همین رقابتها، سفری را پشت سر گذاشت که مراحلش برای مارکوپولو هم قفل بود. کاروان این تیم ابتدا به نجف رفت، سپس مسیر زمینی نجف به بغداد را پیمود و از آنجا راهی مسقط عمان شد تا در دیداری که باید به میزبانی نماینده ایران برگزار میشد، مقابل الشمال قطر قرار بگیرد. آنها معترض بودند هیچ کمکی از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا و فدراسیون فوتبال کشورمان دریافت نکردند و مجبور شدند سفری ۱۸ ساعته را تحمل کنند.
نتیجه هم مشخص بود. آنها به تیم نه چندان با کیفیت قطری، یک امتیاز دادند در حالی که اگر بازی در ورزشگاه یادگار امام تبریز برگزار میشد، باشگاه الشمال یک شکست تاریخی را به کارنامهاش اضافه میکرد.
اینها آیینه فوتبال زیر سایه جنگ و تحریم است. دو اتفاقی که در فاصلهای کوتاه رقم خورد و گویای یک واقعیت است؛ فوتبال حرفهای در غرب آسیا، حتی در سطح نخبگان، از تنشهای ژئوپلیتیک منطقه مصون نیست.
حالا بگذارید از زاویه دیگری به این مسائل نگاه کنیم؛ ورزش هرگز نهادی جدا از جامعه نیست به خصوص در منطقهای همیشه سیاستزده مثل خاورمیانه. اینجا فوتبال با اقتصاد، سیاست، امنیت، هویت ملی و زندگی روزمره مردم گره سختی خورده وهر خبری میتواند این گرهها را سفتتر کند. محدودیتهایی که در شرایط عادی در حاشیه قرار دارند، ناگهان به عوامل تعیینکننده تبدیل میشوند. بازی با حضور رونالدو به تاخیر میافتد، سفر دو ساعته، باید 18 ساعته طی شود و افراد عاصی از این هیاهو، حتی حق اعتراض رسمی هم ندارند.
جنگ، امکان میزبانی در ورزشگاه خانگی را گرفته، همه را در ترس و نگرانی از ادامه جنگ قرار داده، آمادگی روانی بازیکنان را به کتفش گرفته، تمرکز کادرفنی و حتی آرامش تماشاگران را نابود کرده و اگر کلامی نسبت به این موارد اعتراض کنید، فقط یک جمله میشنوید: «اینها تقصیر فدراسیون و کنفدراسیون و فیفا نیست و به عوامل خارج از اختیار فوتبال ارتباط دارد.»
شما تصور میکنید این اتفاقات فقط برای همین هفته بود و تمام شد؟
بگذارید اتفاقات را مرور کنیم. احتمال بمبگذاری یا بمباران در ریاض سبب شده نگرانیهای عمیقی در مورد میزبانی کشور عربستان از جام ملتهای آسیا 2027 که زمستان امسال برگزار میشود، به وجود بیاورد. عربستان میخواهد در بالاترین سطح ممکن میزبانی از کشورهای آسیایی را برعهده بگیرد، آنها زیرساخت، امکانات، پول فراوان، بهترین هتلها و ترانسفرینگ و کیفیتهای ممکن را در اختیار دارند اما امنیت ندارند و به همین خاطر، تعدادی از کشورها از جمله ایران و ژاپن در نامهنگاری با کنفدراسیون فوتبال آسیا، بابت اتفاقاتی که در این کشور رخ میدهد، ابراز نگرانی کردند تا میزبانی آینده عربستانیها زیر سوال برود.
پیرامون این اخبار، انسانهایی قرار دارند که در منطقهای پرتنش زندگی میکنند. بازیکنان، مربیان، کارکنان باشگاهها، هواداران و حتی مردم عادی، پیش از آنکه بخشی از یک صنعت چندمیلیارددلاری باشند، تکهای از جغرافیای جهان هستند که از پیامدهای جنگ تأثیر میپذیرند.
جنگ و تهدیدهای امنیتی در منطقه، لیگ نخب گان، جام ملتها و همه اتفاقات جذاب ورزشی و زندگی روزمره مردم را تحتتاثیر قرار داده و حالا دیگر قهرمانی تیمها اهمیتی ندارد، فقط اینکه همه بتوانند سالم به خانه برگردند، مهم است. نه عربستان آرامش دارد، نه منطقه و این به ضرر کسانی است که در خاورمیانه زندگی میکنند.
فوتبال میتوانست بهانه همبستگی، استمرار زندگی و پیوند میان ملتها باشد اما دیگر نباید انتظار داشت که واقعیت جنگ را پنهان یا پیامدهای آن را بیاهمیت جلوه دهد. جنگ مثل خوره به جان فوتبال افتاده و این طفلمعصوم را ذرهذره میبلعد؛ درست مثل زندگی همه ما که زیر سایه منحوس جنگ مشغول دودوتا، چهارتای اقتصادی هستیم تا با دلار 250 هزار تومانی، روزگار بگذرانیم.