بدترین فرصتسوزی فصل؛/ همه چیز زیر سر بیفوما!
پرسپولیس با از دست دادن باورنکردنی چند موقعیت، فرصت صعود به صدر جدول را از دست داد.
به گزارش "ورزش سه"، تجربه بازیهای سال گذشته، وضعیت زمین، جو ورزشگاه خرمآباد و شیوه بازی خیبر، همهچیز را پیش از مسابقه فریاد میزد. پرسپولیس دقیقاً میدانست با چه چیزی مواجه خواهد شد؛ زمینی ناهموار، حریفی متکی به پرتابهای بلند اوت و توپهای هوایی، وقفههای پیاپی، زمین خوردن بازیکنان و کشتن سرعت بازی. هیچکدام غافلگیرکننده نبود. اما راهکار پرسپولیس چندان متناسب با نیاز این مسابقه نبود.
هرچه توانستند توپ را به اوت فرستادند، هرچه توانستند کرنر دادند و عملاً همان فرصتهایی را در اختیار حریف گذاشتند که تمام نقشه تاکتیکیاش بر پایه آنها طراحی شده بود. واقعاً آنالیزورهای پرسپولیس پیش از مسابقه چه چیزی را بررسی کرده بودند؟
البته همین ابتدا تکلیف یک موضوع را روشن کنیم. پرسپولیس موقعیتهای طلایی کم نداشت. ضربه حسین ابرقویی روی کرنر که دروازه تقریباً خالی را پیدا نکرد، دو فرصت مناسب اورونوف که ضرباتش با اختلافی اندک بیرون رفت و از همه عجیبتر، فرصت باورنکردنی تیوی بیفوما مقابل دروازه خالی و پیش از آن، فرصت سوزی او! حداقل یکی دو موقعیت از این فرصتها باید گل میشد.
مشکل بزرگتر پرسپولیس، علی علیپور بود؛ بهترین گلزن و موقعیتشناسترین مهاجم تیم که متأسفانه فعلاً نصف خودش هم نیست. چه خوشش بیاید و چه نیاید، واقعیت عملکردش همین را نشان میدهد. علیپور پس از مصدومیت زانو، همان زانویی که سالها پیش رباطش را جراحی کرده بود، بهوضوح از نظر سرعت، دوندگی و پرس کردن با روزهای آمادهاش فاصله دارد. در نیمه دوم مسابقه قبلی، با وجود گلزنی از نقطه پنالتی، نمایش خوبی نداشت و در ۸۰ دقیقه بازی امروز هم همان نشانهها تکرار شد. او در پرسینگ هم عملکرد همیشگی را نتوانست نشان دهد.
با این حال تارتار دوباره او را در ترکیب اصلی قرار داد. درحالیکه میتوانست سرگیف را مهاجم هدف بگذارد، از شهرآبادی استفاده کند یا حتی با تغییر آرایش، خط میانی پرتعدادتری بسازد. دست تارتار برای انتخاب راهکارهای متفاوت بسته نبود، اما ترجیح داد روی مهاجمی حساب کند که هنوز به آمادگی کامل نرسیده است. نکته مهم اینکه حتی ایگور سرگیف هم عملکرد ضعیفی داشت و شاید پرسپولیس میتوانست از زوج پوریا شهرآبادی و امیرحسین محمودی استفاده کند.
اشتباه بزرگتر زمانی رخ داد که سرگیف را بیرون کشید و علیپور را در زمین نگه داشت. حدود ۲۰ دقیقه بعد، خود تارتار هم عملاً با تعویض علیپور نشان داد این تصمیم جواب نداده است. نتیجه چه شد؟ پرسپولیس در دقایقی که بیش از هر زمان دیگری به مهاجم سرزن و تمامکننده نیاز داشت، هر دو مهاجم اصلی خود را از دست داده بود!
در دقایق پایانی، پیام نیازمند توپهای بلند را مستقیماً از زمین خودی به محوطه حریف میفرستاد، اما قرار بود چه کسی آنها را تبدیل به موقعیت کند؟ بیفوما و شهرآبادی که ویژگی اصلیشان بازی هوایی و جنگیدن بر سر توپهای بلند نیست. طبیعی بود چنین توپهایی بیشتر به خطا، برخورد و از دست رفتن مالکیت منجر شود. نمیشود بازیکنان مناسب یک تاکتیک را بیرون بکشی و بعد از نفرات باقیمانده بخواهی همان تاکتیک را اجرا کنند!
در سمت راست دفاعی نیز مشکل از نیمه اول آشکار بود. در غیاب کنعانیزادگان، پشت سر مجید عیدی به یکی از مسیرهای اصلی حملات خیبر تبدیل شده بود و این وضعیت در نیمه دوم هم ادامه پیدا کرد. تارتار میتوانست مهدی تیکدری را که از بهترینهای پرسپولیس بود به سمت راست منتقل کند و ابوالفضل جلالی را زودتر به سمت چپ بیاورد. در زمینی که امکان بازی ترکیبی روی زمین محدود است، استفاده از بازیکنانی با توانایی ارسالهای دقیق و توپهای بلند، میتوانست راهکاری منطقی باشد. اما جلالی زمانی وارد شد که دیگر فرصت چندانی باقی نمانده بود. هرچند که او هم نمایش خوبی را از خود نشان داد تا مسئولیت اصلی بر دوش نمایش ضعیف بازیکنان باشد.
از آن عجیبتر، تعویضهای دقیقههای پایانی و میدان دادن به یاسین سلمانی و محمدحسین صادقی بود. واقعاً تارتار تصور میکرد بازیکنانی که در طول فصل فرصت چندانی نداشتهاند، ناگهان در چنین زمین دشواری وارد شوند و معجزه کنند؟ هرچند که حداقل به هواداران آنها ثابت شد که آنها و به خصوص یاسین آمادگی کافی را ندارند.
مگر بیفوما را ندیدیم؟ بازیکنی که از بهترینهای این فصل پرسپولیس بوده، در همین زمین آن موقعیت باورنکردنی را از دست داد. هرچند که از دست دادن این فرصت نمیتواند با این بهانهها جمع و جور شود و بیفوما باید این دو موقعیت را تبدیل به گل میکرد. بازیکنی که انگار چیپ زدن را از یاد برده بود!
اورونوف هم با تمام تکنیک و تواناییاش نتوانست نمایش همیشگی خود را ارائه دهد. از سوی دیگر، وقتی بازیکنی مانند محمدمهدی محبی در دقایق پایانی بهوضوح خسته شده و دیگر توان دوندگی سابق را ندارد، اینجاست که یک تعویض هوشمندانه میتواند انرژی و سرعت تیم را احیا کند.
نکته مهمتر اینکه یک گل زودهنگام میتوانست تمام نقشه خیبر را برهم بزند. تیمی که برنامهاش بر وقفه انداختن در جریان مسابقه، استفاده از ضربات ایستگاهی و حفظ نتیجه بنا شده، با دریافت گل مجبور میشود از لاک دفاعی بیرون بیاید. پرسپولیس موقعیتهای لازم برای رسیدن به آن گل را داشت، اما بازیکنان این تیم بدترین نمایش و عملکرد و آمار ممکن را در بهرهوری از موقعیتها داشتند.
امروز پرسپولیس بدشانس هم بود؟ قطعاً. موقعیتهایی از دست رفت که در یک روز معمولی میتوانست سرنوشت مسابقه را تغییر دهد. اما نمیشود همهچیز را گردن بدشانسی انداخت. تیمی که میخواهد قهرمان شود، باید دقیقاً در همین ورزشگاهها، روی همین زمینهای ناهموار و مقابل همین حریفان، راه کسب سه امتیاز را پیدا کند. مهاجمانی که مدعی حضور در تیم ملی هستند، وینگرهایی که آوازه بلندی داشتند و هافبکهایی که در این فصل درخشیدهاند، در این بازی چیزی بیشتر از برچسب بازیکنان ناکام را به خود نمیگیرند. تقریبا همه آنها بد بودند.
درباره علیپور هم تارتار باید یک تصمیم جدی بگیرد. علیپورِ سالم و آماده، بدون تردید یکی از ارزشمندترین بازیکنان پرسپولیس است، اما هیچ بازیکنی، حتی لیونل مسی، با مصدومیت و آمادگی ناقص نباید جایگاه تضمینشده داشته باشد. اگر در مسابقه بعد هم علیپور با همین وضعیت در ترکیب اصلی قرار بگیرد، این تصور تقویت خواهد شد که تارتار بیش از اندازه ملاحظه مهاجم باتجربه تیمش را میکند؛ ملاحظهای که دودش در نهایت به چشم خودش و پرسپولیس خواهد رفت.
پرسپولیس امروز فقط دو امتیاز از دست نداد؛ فرصتی را از دست داد که با شناخت قبلی از شرایط مسابقه، میتوانست برای آن برنامهای بسیار بهتر داشته باشد.
مهدی تارتار هنر خود را در «مفت گل نخوردن» نشان داده است اما برای قهرمانی آنها باید بتوانند همه تیمهای میانه و پایین جدول را ببرند، مثل همان اتفاقی که در بازی استقلال خوزستان، صنعت نفت و... هم رقم خورد. امروز پرسپولیس میتوانست برنده باشد، اما این اتفاق رخ نداد تا صدرنشینی حاصله نیز چیزی بیشتر از یک صدرنشینی غم انگیز نباشد.
پرسپولیس 9 بازی دیگر تا پایان نیم فصل خواهد داشت، 27 امتیاز که میتواند آنها را قهرمان نیم فصل کند. اما بازیهای سختتر هم فرا خواهند رسید: فولاد، گلگهر، سپاهان و حتی آلومینیوم و فجرسپاسی. روزهای سختی در پیش هستند و پرسپولیس نباید سه امتیازها را مفت و مجانی از دست بدهد.