مروری بر آسیبهای برگزاری مهمترین جشنواره سینمای ایران در سالهای گذشته/ چه کسی دبیر جشنواره فجر ۴۵ خواهد شد؟
حالا که بحث انتصاب دبیر دوره چهلوپنجم مطرح است، تکرار نام او نه تنها منطقی نیست بلکه تکرار یک اشتباه استراتژیک بزرگ خواهد بود.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - جشنواره فیلم فجر در دو دوره اخیر با انتصاب «منوچهر شاهسواری» بهعنوان دبیر، در ظاهر ادعای ترمیم فاصله با بدنه سینما و احیای شور ازدسترفته را یدک میکشید، اما آنچه در صحنه عمل رخ داد، نه ترمیم که تعمیق شکاف و تبدیل این رویداد ملی به یکی از کمفروغترین و پرحاشیهترین ادوار تاریخ آن بود. پرسش اساسی اینجاست که چرا این دورهها نهتنها کیفیت را ارتقا نداد، بلکه اعتبار جشنواره را به پایینترین سطح ممکن کشاند؟
چهلوسومین جشنواره فیلم فجر در حالی از دوازدهم بهمن ۱۴۰۳ آغاز شد که پیش از شروع رسمی، نخستین و بزرگترین حاشیه مستقیماً به شخص دبیر گره خورده بود.
شاهسواری که سابقه مدیریت خانه سینما را در کارنامه دارد، در شرایطی سکان این رویداد را به دست گرفت که خود در نشست خبری پیش از جشنواره صراحتاً زمان اندک آمادهسازی را نقطه ضعف اساسی خواند. او خطاب به اصحاب رسانه اعلام کرد: « من پانزدهم آبان ماه اعلام موافقت خودم را به رئیس سازمان سینمایی کردم... این نه به نفع سینمای ایران است و نه به لحاظ مدیریتی درست است. ما در دوران دیگری نسبت به سالهای قبل به سر میبریم و این تغییر ماهیتی با روشهای سابق قابل پاسخ نیست. بنابراین با حداقل تغییرات دبیری جشنواره را به احترام سینما پذیرفتم . »
این اظهارات که چیزی جز شکایت پیش از شروع نبود، پیام روشنی به جامعه سینمایی مخابره کرد، جشنواره با مدیریتی برگزار میشود که خود را آماده مسئولیت سنگین نمیداند. شاهسواری در همان نشست با انتقاد از تغییرات مدیریتی پس از جابهجایی دولتها، یادآور شد که جشنواره نیازمند دبیرخانه و منابع مالی روشن و ثابت است و نبود این ثبات را بزرگترین آفت رویداد ملی دانست.
یکی از محورهای اصلی بحث در دوران دبیری او، رابطه پرتنش با رسانهها و نگاه خاصش به مقوله حاشیه بود. شاهسواری در نشست خبری پیش از افتتاحیه با لحنی هشدارآمیز خطاب به خبرنگاران گفت: « تمنای من از شما رسانههاست مراقب باشید خودمان بانی توسعه یا گسترش حواشی که هیچ ربطی به هنر و هنرمندی ندارد نباشیم .» او نگران بود که برخی افراد با حاشیهسازی به دنبال کسب جایزه باشند و از رسانهها خواست به این فضا دامن نزنند. با این حال، خود مدیریت او بزرگترین تولیدکننده حاشیه شد.
شاهسواری تلاش کرد فضای جشنواره را از التهابات سیاسی و اجتماعی دور نگه دارد. انتخاب تصویر فیلم «مادر» علی حاتمی بهعنوان نماد بصری، حرکتی نمادین در این راستا بود.
او در اینباره گفت: «برای همه ما اهمیت تصویری از فیلم سینمایی مادر که پشت سر ما هست یک خاطره بوده است و مادر جدای از اینکه یک فیلم برای ما درک شده است. امیدوارم همه مادران سایهشان مستدام باشد.» در اقدامی کمسابقه نیز از سه هنرمند باسابقه یعنی رضا بابک، منوچهر والیزاده و سیروس الوند در مراسم افتتاحیه تقدیر کرد تا بر جنبه فراگیر بودن سینما تأکید ورزد. اما این اقدامات سطحی نتوانست شدت انتقادهایی را که در روزهای بعد متوجه مدیریت او شد، کاهش دهد.
اگرچه روزهای نخست جشنواره با مدیریت نسبتاً آرام پیش رفت، واقعه اصلی در شب پایانی بیستودوم بهمن ۱۴۰۳ رخ داد. با اعلام برندگان سیمرغها، موج گستردهای از اعتراضات سینماگران و منتقدان شکل گرفت. بسیاری بر این باور بودند که هیئت داوران تحت تأثیر فضاسازیهای خاص قرار گرفته و نتایج عادلانه نیست. فیلم «موسی کلیمالله» ساخته ابراهیم حاتمیکیا و فیلم «۱۹۶۸» اثر امیرمهدی پوروزیری از آثاری بودند که مورد بیمهری قرار گرفتند. این در حالی بود که اگر شاهسواری در تراز سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی عمل میکرد، باید در اختتامیه به این دو اثر توجه ویژهای نشان میداد.
با مبنا قرار دادن دو عملیات وعده صادق میتوان گفت وضعیت کشور پیش از حمله رسمی دشمن تفاوتی با دوران دفاع مقدس نداشت. فیلم «خدای جنگ» از حیث محتوایی اثری متناسب با رخدادهای نظامی و بینالمللی بود، اما توجهی به آن نشد تا جایی که عوامل فیلم در نامهای رسمی از دریافت سیمرغ ویژه امتناع کردند. ساعد سهیلی، بازیگر این اثر، با انتشار پستی در فضای مجازی به این بیعدالتی واکنش نشان داد. همزمان محمدرضا خردمندان، کارگردان «ناتور دشت» که از حمایت گسترده مردمی برخوردار بود، از نگاه داوران دور ماند و در یادداشتی تلخ نوشت سیمرغ او همان حمایتهای مردمی است.
شب اختتامیه تنها به اعتراضات صنفی محدود نماند. شهاب حسینی پس از پایان مراسم در صفحه شخصی خود با اشاره به شرایط دشوار معیشتی مردم، فضای جشنواره را با جامعه بیگانه خواند و از فیلم «رها» بهعنوان حکایت همدلی و غمخواری یاد کرد. تندترین انتقادات اما به کنار گذاشتن فیلم «پیرپسر» بازمیگشت که علیرغم شایستگیها و محتوای اخلاقی آشکار از بخش مسابقه حذف شد. شاهسواری به سابقه سازنده این اثر، اکتای براهنی، دقتی نداشت؛ فردی که از سال ۱۴۰۰ آثارش را خارج از قواعد رسمی و به صورت غیررسمی منتشر کرده بود.
مسعود فراستی ، منتقد سینما، رفتار برگزارکنندگان در قبال فیلم «قاتل و وحشی» ساخته حمید نعمتالله را غیرانسانی و کثیف توصیف کرد و مستقیم به شاهسواری تاخت. یکی از مهمترین حواشی که دامن مدیریت او را گرفت، همین پرونده بود. شاهسواری و تیم برگزارکننده وعدههایی درباره نمایش این فیلم مطرح کردند که در عمل ناتوان از تحقق آن بودند و طرح این وعده توخالی دلخوری گستردهای میان اهالی سینما ایجاد کرد.
سعید خانی ، تهیهکننده فیلم، وقتی روی صحنه رفت تا سیمرغ بهترین فیلم اول را برای «رها» دریافت کند، فضای مراسم را به هم ریخت و با لحنی تند از عدم اکران «قاتل و وحشی» و سیاستهای محدودکننده اعتراض کرد. نرگس آبیار ، عضو شورای پروانه نمایش، نیز با انتشار نامهای از استعفای خود خبر داد و به سیاستگذاریهای محدودکننده در عرصه سینما اعتراض کرد. این رویدادها نشان داد مدیریت شاهسواری نتوانسته میان نهادهای نظارتی و فیلمسازان توازن برقرار کند و جشنواره عملاً به صحنه برخورد سلیقهها تبدیل شده است.
یکی دیگر از مباحث فنی که بارها در دوران دبیری او تکرار شد، چگونگی حفظ و شمارش آرای مردمی بود. شاهسواری با اشاره به سابقه حضور در خانه سینما ادعا کرد سازوکار صیانت از آرا به دقت اجرا خواهد شد و گفت حفاظت از رأی مردم شرافت ذاتی ستاد جشنواره است. با این حال پس از پایان جشنواره بحثهایی درباره نحوه محاسبه آرای مردمی شکل گرفت و برخی رسانهها و کاربران درباره دقت نظرسنجیها تشکیک کردند.
منوچهر شاهسواری در پایان این دوره چهرهای خسته و ناامید از خود نشان داد. برخی منابع به نقل از او نوشتند که خودش نیز از برخی اتفاقات رضایت نداشته و حتی اعلام کرده دیگر حاضر به پذیرش دبیری با این ساختار نیست. مرور حواشی نشان میدهد مدیریت او نتوانست میان ساختارهای سنتی قدرت در سینما و موج اعتراضات سینماگران مستقل تعادل برقرار کند. او که با شعار کاهش حاشیه و تمرکز بر هنر آغاز کرد، در نهایت در میان طوفانی از حواشی قرار گرفت که زیر سایه مدیریتش رقم خورد.
با این حال برخلاف انتظارها، شاهسواری دبیری چهلوچهارمین جشنواره را نیز بر عهده گرفت. این دوره از دوازدهم بهمن ۱۴۰۴ آغاز شد در حالی که او برای دومین سال پیاپی سکان هدایت را در دست داشت. انتظار میرفت با تجربه سال قبل، تصویری از مدیری محتاط ارائه دهد، اما چهلوچهارمین دوره به صحنه یکی از جنجالیترین رخدادهای سینمایی دو دهه اخیر تبدیل شد؛ دورهای که حواشی آن از سالنهای سینما فراتر رفت و به تقابل سیاسی-صنفی رسید.
برای درک عمق ناکامی شاهسواری باید به مدیریت ابراهیم داروغهزاده در سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر در بهمن ۱۳۹۸ نگاه کرد. آن دوره همزمان با سه بحران بزرگ بود: اعتراضات آبان ۱۳۹۸، شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی و سقوط هواپیمای اوکراینی. داروغهزاده با تصمیمهای هوشمندانه و همدلانه جشنواره را بدون حاشیه بزرگ به پایان رساند: لغو مراسم افتتاحیه و فوتوکال به دلیل همدردی با خانوادههای داغدار، اختصاص هزینههای لغوشده به آسیبدیدگان، اشاره به شهادت سردار سلیمانی در اختتامیه و تبدیل جشنواره به نماد کنار هم بودن خانواده سینما. علیرغم تحریم گسترده، استقبال مردمی بینظیر بود و رسانههای غربی در تلاش برای تحریم شکست خوردند. این مدیریت آرام و حرفهای نشان داد دبیر خوب میتواند در بحران وفاق ایجاد کند نه شکاف.
اما شاهسواری کلید حواشی را خود فعال کرد. او هیئت انتخاب را حذف کرد، با تأخیر اسامی فیلمها را اعلام کرد و بیشتر وقت دبیرخانه صرف بازسازی ساختمان شد. این سبک مدیریتی یادآور تعمیرات لوکس خانه سینما در دوران مدیریت اوست؛ با این تفاوت که بودجه جشنواره فجر قابل بررسی است. شاهسواری صبح هشتم بهمن ۱۴۰۴ در موزه سینما اعلام کرد جشنواره با آغوش باز پذیرای هر سینماگری است اما شاید هنرمندی حالش خوب نباشد که بخواهد بیاید و خودش هم اگر مسئولیت حقوقی نداشت حال خوبی برای حضور ندارد. این جمله ناقوس تحریم را به صدا درآورد. دبیر جشنواره بهعنوان عالیترین مقام اجرایی اعلام کرد خودش هم حال حضور ندارد. پارادوکس اینجاست که از یک سو اصرار دارد جشنواره بماند و از سوی دیگر میگوید اگر کسی نیاید اتفاق مهمی رخ نمیدهد. بدینترتیب تحریم به انتخاب شخصی مبتنی بر حال خوب تنزل یافت.
شاهسواری درباره جابجایی از برج میلاد به پردیس ملت توضیح داد که کیفیت نمایش در میلاد مورد انتقاد بوده و آنجا محل محترمانهای برای اهالی رسانه نبوده است. اما در عمل برج میلاد همچنان بهعنوان سالن دوم استفاده شد و او ترجیح داد جشنواره را در فضایی کارمندی و مهجور برگزار کند.
مراسم اختتامیه شامگاه بیستودوم بهمن ۱۴۰۴ در تالار وحدت با حضور رئیسجمهور و وزیر ارشاد برگزار شد. شاهسواری در سخنرانی خود با اشاره به تصنیف «ایران من» با صدای همایون شجریان فضایی احساسی ایجاد کرد و گفت امکان ندارد انسان این تصنیف را بشنود و اشکهایش سرازیر نشود. بسیاری حاضران لحظاتی او را با مجری مراسم اشتباه گرفتند.
یکی از مهمترین خطاهای مدیریتی شاهسواری، انتخاب محمدرضا شفیعی بهعنوان عضو هیئت داوران بود. شفیعی تهیهکننده متوسط تلویزیون که سابقهای معمولی در سینما دارد، به قدری پررنگ ظاهر شد که برخی او را با شخصیتهای همهجا حاضر مقایسه کردند. انتخاب او که ظاهراً برای تقویت حضور چهرهها صورت گرفت، نتیجه معکوس داشت. شفیعی در مصاحبههای پس از جشنواره بر عدم تأثیرپذیری از حواشی تأکید کرد و تحریم را امری طبیعی جلوه داد. نتیجه؟ غیبت گسترده برندگان سیمرغ بازیگری در اختتامیه و سیمرغهایی که روی صحنه خالی ماندند.
شاهسواری با حذف هیئت انتخاب و انتخاب شخصی بیش از سی فیلم، راه را برای ورود آثار بسیار ضعیف مانند «غبار میمون» و «سقف» باز کرد. این فیلمها با خنده ناخواسته تماشاگران و نقدهای تند روبهرو شدند. او بارها ادعا کرد هیچ فیلمی بدون کیفیت مناسب در جشنواره نیست، اما واقعیت چیز دیگری بود. بخش فیلمهای اول نیز ابتدا حذف و سپس با بهانه کیفیت بالا بازگردانده شد؛ تناقضی آشکار که نشاندهنده سردرگمی مدیریتی بود.
چهلوچهارمین جشنواره زیر دبیری شاهسواری به یکی از پرحاشیهترین و کماعتبارترین ادوار تاریخ فجر تبدیل شد. حالا که بحث انتصاب دبیر دوره چهلوپنجم مطرح است، تکرار نام او نه تنها منطقی نیست بلکه تکرار یک اشتباه استراتژیک بزرگ خواهد بود. عملکرد دوساله او نشان داد نه توان مدیریت بحران را دارد، نه اعتماد جامعه هنری را حفظ میکند و نه جشنواره را به رویداد مردمی و هنری واقعی تبدیل میکند.
حذف هیئت انتخاب، موضعگیری تدافعی در برابر تحریمکنندگان، انتخاب داوران متوسط و راه دادن فیلمهای ضعیف، همه و همه زیر سایه مدیریت او رقم خورد. سینمای ایران شایسته دبیری است که هیئت انتخاب صنفی را بازگرداند، به صدای سینماگران واقعی گوش دهد و جشنواره را دوباره به جایگاه ملی و مقاومتی خود بازگرداند. تکرار شاهسواری یعنی تکرار بحران مشروعیت، سالنهای خالی و سیمرغهای بیصاحب.