«دانشنامه هرمزگان»؛ گامی برای صیانت از هویت و میراث فرهنگی جنوب ایران
هرمزگان - استان هرمزگان قرنها در محل تلاقی فرهنگها، راههای دریایی، تجارت، مهاجرت، زبانها و آیینها، زیسته است از این رو تدوین «دانشنامه هرمزگان» گامی برای صیانت از هویت، تاریخ و میراث فرهنگی جنوب ایران است.
سرویس استانهای سفیر ارجان ایران (سفیر ارجان) - یوسف ملایی: هرمزگان سرزمینی است که در تلاقی تاریخ، دریا، تجارت، فرهنگ و تمدنهای گوناگون شکل گرفته و در طول قرنها، نقشی مهم در تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران ایفا کرده است. تنوع اقوام و گویشها، آیینها و باورهای بومی، آثار تاریخی و طبیعی، چهرههای علمی و فرهنگی، مشاغل و مهارتهای سنتی و نیز جایگاه راهبردی جزایر و سواحل هرمزگان، مجموعهای ارزشمند از دانش و تجربه را پدید آورده است که بخش قابل توجهی از آن در حافظه جمعی و منابع پراکنده جای دارد.
با وجود این ظرفیت گسترده، بخش مهمی از اطلاعات مربوط به تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، مشاهیر، میراث مادی و معنوی و تحولات اجتماعی و اقتصادی هرمزگان همچنان پراکنده، غیرمنسجم و گاه در معرض فراموشی است. ازاینرو، تدوین «دانشنامه هرمزگان» میتواند اقدامی بنیادین برای گردآوری، مستندسازی، اعتبارسنجی و سازماندهی این میراث دانشی باشد؛ بهگونهای که اطلاعات معتبر درباره استان در قالبی علمی، منظم و قابل دسترس برای پژوهشگران، دانشجویان، مدیران، معلمان و عموم علاقهمندان قرار گیرد. برای تحقق این هدف، با محمدرضا تولایی از اساتید ادبیات هرمزگان به گفتوگو نشستیم.
در ابتدا در این رابطه توضیح دهید که به نظرتان آیا نیاز است که این استان هم دانشنامه داشته باشد؟
پیش از آنکه بپرسیم چرا هرمزگان باید دانشنامه داشته باشد، شاید بهتر باشد از خود بپرسیم: ما امروزه از هرمزگان چه میدانیم و چه مقدار از آنچه میدانیم، دقیق، مستند، منسجم و قابل ارجاع است؟
آیا این پرسش، رسالت ما را در این زمینه تبیین خواهد کرد؟
دقیقا، زیرا هرمزگان فقط یک واحد جغرافیایی در جنوب ایران نیست؛ سرزمینی است که قرنها در محل تلاقی فرهنگها، راههای دریایی، تجارت، مهاجرت، زبانها و آیینها زیسته است. از هرمز و قشم و کیش تا بندرلنگه و کنگ و میناب و جاسک و رودان و حاجیآباد، با لایههایی از تاریخ و فرهنگ روبهرو هستیم که هر یک بخشی از هویت این سرزمین را شکل دادهاند.
بخش قابل توجهی از این میراث هویت بخش در آثار مکتوب مورخان و مولفان گردآوری شده است، با همه این تفاسیر به طور مشخص، وجود یک دانشنامه الزامی است؟
با همه تفاسیر و تعاریف، بخش قابل توجهی از این میراث هنوز در کتابهای پراکنده، اسناد محلی، خاطرات نسلهای پیشین، روایتهای شفاهی، مجموعههای شخصی و حتی در حافظه مردمانی زندگی میکند که شاید آخرین راویان یک تجربه تاریخی باشند.
من تصور میکنم دانشنامه هرمزگان پیش از آنکه یک مجموعه چندجلدی باشد، باید یک «پروژه حافظه» برای این سرزمین باشد؛ تلاشی برای اینکه آنچه امروز پراکنده است، فردا از میان نرود و آنچه در حافظه مردم باقی مانده، به دانش مستند و قابل مراجعه تبدیل شود.
با ضرورت تحقق این موضوع آیا نمونههای موفقی در کشور سراغ دارید که چراغ راه ما باشد؟
بله، این ضرورت، البته به معنای بیسابقه بودن چنین طرحی در ایران نیست. در استانهای دیگر نیز تجربههایی در زمینه دانشنامهنگاری منطقهای شکل گرفته است. برای نمونه، مؤسسه «دانشنامه فارس» از دهه ۱۳۷۰ فعالیت خود را در حوزه پژوهش و تدوین دانشنامه آغاز کرده و موضوعاتی همچون تاریخ، فرهنگ، هنر، ادبیات، جغرافیا و مشاهیر فارس را دربر گرفته است. در همدان نیز طرح دانشنامه با هدف معرفی فرهنگ، تمدن و مشاهیر استان و پاسخگویی به نیازهای پژوهشی دنبال شده است.
در سالهای اخیر نیز تجربه «دانشنامه اصفهان» یا «اصفهانیکا» نشان داده است که دانشنامه منطقهای میتواند از قالب سنتی یک مجموعه کتاب فراتر برود و به یک پایگاه جامع معرفتی تبدیل شود؛ پایگاهی که بر استفاده از منابع اصلی، رویکرد انتقادی، استانداردهای علمی و ارجاعپذیری تأکید دارد و خود را بخشی از حافظه و هویت راهبردی شهر و سرزمین میداند.
بنابراین، مسئله این نیست که آیا هرمزگان «شایسته» داشتن دانشنامه است یا نه؛ مسئله این است که چگونه میتوان دانشنامهای در شأن پیچیدگی تاریخی و فرهنگی هرمزگان پدید آورد.
پراکنش دانش مربوط به استان از یک سو و غفلت از سوی دیگر، اهمیت ایجاد دانشنامه را ایجاب میکند، با این شرایط هرمزگان در راهاندازی چنین منبع معتبری تاخیر و تعلل داشته است.
به گمان من هم اینگونه است. زیرا امروزه اگر پژوهشگری بخواهد درباره یکی از شاعران، نویسندگان، موسیقیدانان، دریانوردان، بازرگانان، عالمان، زنان اثرگذار، آیینها، گویشها، پوشش، خوراک، معماری، تجارت دریایی یا تاریخ اجتماعی هرمزگان پژوهش کند، با منابع فراوانی روبهرو میشود؛ اما این منابع همیشه در یک نظام منسجم، روشمند و ارجاعپذیر کنار هم قرار نگرفتهاند.
از سوی دیگر، همه میراث هرمزگان در کتابها ثبت نشده است. بخشی از تاریخ هرمزگان هنوز در حافظه مردم است. پیرمردی که سالها در دریا کار کرده، زن سالخوردهای که آیینی را از مادر و مادربزرگ خود آموخته، صنعتگری که شیوهای از ساخت یک دستساخته بومی را نسل به نسل منتقل کرده، راوی یک حکایت محلی یا شاعری که بخشی از تجربه تاریخی مردم منطقه را در شعر خود ثبت کرده است، هر یک به نوعی صاحب یک سند زندهاند.
اگر این روایتها ثبت نشوند، با رفتن صاحبانشان ممکن است بخشی از آنها برای همیشه از دست برود. از این رو، دانشنامه هرمزگان باید هم کتابخانه باشد، هم آرشیو، هم مرجع پژوهش و هم تا اندازهای حافظه زنده مردم استان باشد.
در چنین نگاهی، دانشنامه قرار نیست فقط فهرستی از نامها و تاریخها باشد. باید بتواند میان سند و روایت، میان حافظه و تاریخ، و میان تجربه زیسته و دانش دانشگاهی ارتباط برقرار کند.
دانشنامه چه تأثیری بر فرهنگ عمومی هرمزگان خواهد داشت؟
دانشنامه اگر فقط در قفسه کتابخانه دانشگاهها بماند، بخش بزرگی از ظرفیت خود را از دست داده است. من برای دانشنامه هرمزگان، دستکم دو سطح را ضروری میدانم: یک سطح علمی و مرجع برای دانشگاهیان، پژوهشگران، نویسندگان و دانشجویان؛ و یک سطح عمومی و فرهنگی برای مردم، نوجوانان، معلمان و علاقهمندان به شناخت سرزمین خود است.
ممکن است این مبحث را بیشتر توضیح بدهید؟
دانشنامه میتواند در کنار نسخه چاپی، دارای نسخه دیجیتال، اطلس فرهنگی هرمزگان، آرشیو تصاویر و اسناد، بانک روایتهای شفاهی و مدخلهای سادهتر برای نوجوانان و دانشآموزان باشد. آنگاه دانشنامه از یک اثر مرجع به یک زیرساخت فرهنگی تبدیل خواهد شد.
برای مثال، دانشآموز هرمزگانی باید بتواند در این مجموعه درباره شهر و روستای خود، نامآوران منطقه، گویش و ادبیات بومی، آیینها، صنایع دستی، خوراکها، موسیقی، جغرافیا و تاریخ اجتماعی محل زندگیاش بخواند و احساس کند آنچه در کتاب میبیند، بخشی از زندگی و هویت خودش است. این نکته برای فرهنگ عمومی بسیار مهم است؛ زیرا هویت فرهنگی زمانی ماندگار میشود که مردم بتوانند خودشان را در روایت رسمی و علمی سرزمینشان پیدا کنند.
از این منظر، دانشنامه هرمزگان میتواند به تقویت تعلق سرزمینی نیز کمک کند؛ نه تعلقی شعاری، بلکه تعلقی مبتنی بر شناخت. کسی که تاریخ، فرهنگ و حافظه سرزمین خود را میشناسد، نسبت به آن سرزمین مسئولتر خواهد بود.
دانشنامه چه نقشی در شناخت علمی هویت و تاریخ هرمزگان خواهد داشت؟
به نظر بنده، اینجا مهمترین کارکرد دانشنامه آشکار میشود: تبدیل دانستههای پراکنده به «مرجعیت معرفتی». اینک درباره هرمزگان اطلاعات بسیار زیادی وجود دارد؛ اما اطلاعات فراوان، الزاماً به معنای دانش سامانیافته نیست.
دانشنامه باید بتواند میان یک ادعای شفاهی، یک خاطره شخصی، یک روایت محلی و یک سند تاریخی تفاوت بگذارد؛ منابع را بررسی کند، روایتهای متعارض را نشان دهد و تا حد امکان تصویری مستند و قابل ارجاع ارائه دهد. به همین دلیل، تدوین آن باید کاملاً علمی و چندرشتهای باشد و از تاریخ و جغرافیا تا ادبیات، زبانشناسی، مردمشناسی، جامعهشناسی، هنر، اقتصاد، محیط زیست، معماری، مطالعات دریا و تاریخ شفاهی را دربرگیرد.
اما یک نکته بسیار مهم را نباید فراموش کرد: هرمزگان فقط آن چیزی نیست که در اسناد رسمی نوشته شده است. در کنار تاریخ سیاسی و اداری، باید تاریخ اجتماعی مردم نیز دیده شود؛ تاریخ صیادان و دریانوردان، بازرگانان و صنعتگران، زنان، شاعران، معلمان، روستاییان، ساکنان جزایر و شهرهای ساحلی و مردمی که بخش بزرگی از تجربه این سرزمین را در زندگی روزمره خود حمل کردهاند.
اگر دانشنامه بتواند این صداهای گوناگون را، البته پس از بررسی و اعتبارسنجی علمی، کنار اسناد مکتوب قرار دهد، تصویری بسیار واقعیتر از هرمزگان به دست خواهد آمد.