نباید از روایت طنزآمیز موضوعات مذهبی بترسیم

نویسنده کتاب «روزه کله گاوی» با اشاره به خودسانسوری‌ها در ادبیات طنز دینی گفت: برخی خط قرمزها را خودمان ایجاد می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود از پرداختن به برخی موضوعات داستانی بترسیم.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «کاربرد طنز در ادبیات دینی» با محوریت کتاب کودک «روزه کله‌گاوی» با حضور داوود امیریان نویسنده اثر، مهدی کفاش و حمید بابایی دبیر نشست در سفیر ارجان برگزار شد.

داوود امیریان، نویسنده کتاب «روزه کله‌گاوی»، در نشست نقد و بررسی این کتاب با تأکید بر ظرفیت طنز در موضوعات مذهبی گفت: در آموزه‌های دینی ما بر شادی و خنده تأکید شده است و خاطرات طنزآمیز از زندگی شخصیت‌های دینی و حاشیه‌های مراسم مذهبی می‌تواند دستمایه داستان‌نویسی قرار بگیرد؛ بااین‌حال، گاهی خودمان با ایجاد خط قرمزهایی، مانع پرداختن به این موضوعات می‌شویم.

امیریان با اشاره به جایگاه شوخ‌طبعی در آموزه‌های دینی اظهار کرد: روایت‌های متعددی از شوخ‌طبعی پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) وجود دارد، اما تصویری که گاهی از شخصیت‌های دینی ارائه می‌کنیم، با این جنبه از زندگی آنها فاصله دارد. برای مثال، وقتی از حضرت علی(ع) صحبت می‌کنیم، گاهی فقط تصویری از یک جنگاور در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ درحالی‌که در روایت‌های تاریخی، از شوخ‌طبعی ایشان نیز سخن گفته شده است.

وی با اشاره به علاقه خود به نوشتن داستان‌های طنز با موضوعات دینی افزود: مجموعه‌ای طنز درباره پیامبران دارم که هنوز به بازنویسی نهایی نیاز دارد. در این مجموعه به حیواناتی می‌پردازم که در روایت‌های مربوط به پیامبران حضور داشته‌اند؛ از سگ اصحاب کهف و نهنگی که حضرت یونس(ع) را بلعید تا عنکبوتی که تار تنید.

این نویسنده ادامه داد: شاید نتوانیم مستقیماً با شخصیت پیامبران و ائمه شوخی کنیم، اما می‌توانیم از ظرفیت داستانی اطرافیان آنها بهره ببریم. یکی از آرزوهایم این است که داستان طنزی درباره شخصیتی ساده‌دل و پرماجرا در کنار پیامبر(ص) بنویسم؛ شخصیتی که با رفتارهایش موقعیت‌های خنده‌دار ایجاد کند، بی‌آنکه خود پیامبر(ص) دستمایه شوخی قرار بگیرد.

امیریان با بیان اینکه نویسندگان گاهی خود را گرفتار خودسانسوری می‌کنند، گفت: برخی خط قرمزها را خودمان ایجاد می‌کنیم و همین مسئله باعث می‌شود از پرداختن به موضوعاتی که ظرفیت داستانی دارند، بترسیم. به نظر من، باید این ترس را کنار بگذاریم و راه‌های تازه‌ای برای روایت پیدا کنیم.

وی با اشاره به خاطرات طنزآمیز در مراسم مذهبی بیان کرد: بسیاری از ما در هیئت‌ها و مراسم عزاداری شاهد اتفاقات خنده‌داری بوده‌ایم؛ از ماجراهایی که برای مداحان پیش می‌آید تا حوادث غیرمنتظره در تعزیه‌ها. این اتفاقات، حاشیه‌هایی از یک مراسم هستند و پرداختن به آنها لزوماً به اصل دین لطمه نمی‌زند.

این نویسنده همچنین به وجود خاطرات طنزآمیز در زندگی علما و شخصیت‌های مذهبی اشاره کرد و گفت: در خاطرات مربوط به دیدارهای رهبر شهید انقلاب با شاعران و نویسندگان و همچنین روایت‌هایی از دوران جوانی امام خمینی(ره)، می‌توان موقعیت‌هایی را پیدا کرد که ظرفیت تبدیل شدن به داستان طنز را دارند؛ اما گاهی از ترس واکنش‌ها به سراغ این موضوعات نمی‌رویم.

چگونه «روزه کله‌گاوی» شکل گرفت؟

امیریان در بخش دیگری از سخنانش درباره شکل‌گیری کتاب «روزه کله‌گاوی» توضیح داد: علاقه داشتم درباره مناسک و مراسم مذهبی، از ماه محرم تا حج، داستان طنز بنویسم. یکی از ماجراهایی که برایم جذاب بود، خاطرات پسری پرجنب‌وجوش از دوران کودکی و سفر حج او بود؛ خاطراتی که از زبان خودش و خانواده‌اش نقل می‌شد و ظرفیت زیادی برای روایت طنزآمیز داشت.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود از روزه‌داری در نوجوانی گفت: حدود ۱۳سالگی و زمانی که در دوره راهنمایی درس می‌خواندم، تابستان‌ها سر کار می‌رفتم. یک بار کارم با ماه رمضان هم‌زمان شد و چون نمی‌توانستم به‌موقع برای سحری بیدار شوم، بدون خوردن سحری سر کار می‌رفتم و در طول روز اذیت می‌شدم.

امیریان افزود: از خواهر کوچک‌ترم خواسته بودم مرا برای سحری بیدار کند و گفته بودم اگر بیدار نشدم، آب روی صورتم بریزد. یک شب که بیدار بودم، دیدم آرام‌آرام با لیوان آب به طرفم می‌آید و در نهایت آب را روی صورتم ریخت. بعد از آن هم مثل همیشه با هم درگیر شدیم؛ ماجرایی که هنوز جزئیاتش را به یاد دارم.

هزل بیشتر بر خنده‌آوری تأکید دارد و جنبه انتقادی آن ممکن است کم‌رنگ باشد. گاهی این خنده‌آوری به موضوعات مبتذل و مسائل مربوط به اندام یا رفتار جنسی می‌رسد

وی ادامه داد: بخشی از داستان را برای خانم نوروزی فرستادم و آن بخش در مجله منتشر شد. پس از استقبال مخاطبان، تصمیم گرفتم داستان را گسترش دهم و حاصل کار به کتاب «روزه کله‌گاوی» تبدیل شد.

این نویسنده در پایان با اشاره به انتخاب عنوان کتاب گفت: ابتدا عنوان دیگری در ذهنم بود، اما در نهایت «روزه کله‌گاوی» انتخاب شد. هدفم این بود که تجربه‌های آشنا و خاطرات روزمره را با زبانی طنزآمیز روایت کنم و از دل آنها داستانی جذاب برای مخاطب بسازم.

مهدی کفاش، نویسنده ادبیات طنز، در نشست نقد و بررسی کتاب «روزه کله‌گاوی» با تشریح گونه‌های مختلف طنز، از هزل و هجو تا طنز سیاسی و اجتماعی، به بررسی نسبت طنز با مفاهیم دینی پرداخت و گفت: طنزنویسان برای ورود به حوزه دین باید شناخت کافی از متون دینی داشته باشند؛ چراکه شوخی با امر قدسی با نقد رفتار دینداران و مناسبات اجتماعی تفاوت دارد.

کفاش در این نشست، طنز را متنی در قالب شعر یا نثر دانست که می‌کوشد با ایجاد خنده، به‌صورت غیرمستقیم نقدی را مطرح کند و افزود: این نقد می‌تواند با هدف افشاگری یا اصلاح صورت بگیرد. همین دو مفهوم «افشا» و «اصلاح» ما را به دو گونه شناخته‌شده در ادبیات می‌رساند که در ایران نیز رواج دارند: هزل و هجو.

وی با اشاره به تفاوت این دو گونه توضیح داد: هزل بیشتر بر خنده‌آوری تأکید دارد و جنبه انتقادی آن ممکن است کم‌رنگ باشد. گاهی این خنده‌آوری به موضوعات مبتذل و مسائل مربوط به اندام یا رفتار جنسی می‌رسد؛ موضوعاتی که در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی از بیان مستقیم آنها پرهیز می‌شود، اما در گفت‌وگوهای روزمره بعضی گروه‌ها و طبقات رواج بیشتری دارد.

این نویسنده ادامه داد: البته هزل هم بدون پیشینه ادبی نیست. از عبید زاکانی تا ایرج میرزا می‌توان نمونه‌هایی از این نوع آثار را پیدا کرد. برای مطالعه این آثار، گاهی باید به نسخه‌های کامل‌تر و کمتر سانسورشده مراجعه کرد.

کفاش درباره هجو نیز گفت: هجو بیشتر جنبه شخصی دارد و انتقادی تندتر و تخریب‌کننده‌تر است. در این شیوه، فرد یا موضوعی با لحنی تیز مورد حمله قرار می‌گیرد. بسیاری از کسانی که هجوهای تندی نوشته‌اند، به دلیل آثارشان با پیامدهای جدی مواجه شده‌اند.

طنز سیاسی و اجتماعی چه تفاوتی دارند؟

این نویسنده در ادامه، با اشاره به موضوع و مضمون طنز اظهار کرد: وقتی نقد خنده‌آمیز متوجه قدرت و حکومت می‌شود، با طنز سیاسی روبه‌رو هستیم. در اینجا، نقد از سطح روابط شخصی فراتر می‌رود و متوجه نهاد قدرت، حکومت یا شیوه عملکرد آنها می‌شود. طنز سیاسی می‌تواند با مسخره کردن، به چالش کشیدن یا مطالبه‌گری، تناقض‌ها و مسائل موجود را آشکار کند.

وی افزود: گاهی موضوع طنز، آداب‌ورسوم اجتماعی یا برخی رفتارها و اخلاق‌های صنفی است که نویسنده آنها را نمی‌پذیرد یا نیازمند نقد می‌داند. در این موارد، طنز اجتماعی شکل می‌گیرد؛ یعنی رفتارها و مناسبات اجتماعی به موضوع نقد تبدیل می‌شوند.

کفاش با اشاره به آثار طنزآمیزی که به موضوعات تلخ می‌پردازند، گفت: گاهی نویسنده سراغ موضوعاتی مانند مرگ، فقر و رنج می‌رود و تلاش می‌کند با آنها شوخی کند. این انتخاب کار دشواری است؛ زیرا هنرمند با مسئله‌ای دردناک روبه‌روست، اما تصمیم می‌گیرد آن را در قالب طنز ارائه کند.

در نقیضه، نویسنده با اثر اصلی ارتباط برقرار می‌کند، آن را به مخاطب یادآوری می‌کند و سپس با تغییر مسیر روایت یا وارونه کردن موقعیت‌ها، موقعیتی طنزآمیز می‌سازد

وی ادامه داد: در چنین آثاری ممکن است مخاطب بخندد، اما خنده او از جنس شادی معمول نیست؛ بلکه خنده‌ای تلخ است که می‌تواند از گریه نیز غم‌انگیزتر باشد. در واقع، تناقض میان تلخی موضوع و خنده‌ای که اثر ایجاد می‌کند، بخشی از ظرفیت این نوع طنز است.

این نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی از آثار طنز معاصر، مخاطبان را به تماشای مجموعه «خانواده خوشحال» از احسان‌پور دعوت کرد و آن را نمونه‌ای از پرداخت طنزآمیز به موضوعات اجتماعی و تلخ دانست.

کفاش در بخش دیگری از سخنانش به آیرونی اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از گونه‌های طنز که گاهی در نمایش و ادبیات نمایشی نیز به کار می‌رود، آیرونی یا وارونه‌نمایی است. در این شیوه، فرد چیزی می‌گوید که با واقعیت موجود تناقض دارد.

وی برای توضیح این مفهوم مثالی روزمره مطرح کرد و افزود: فرض کنید فردی در میان آب‌وگل و شرایط نامساعد هوا ایستاده و می‌گوید: «عجب باران دل‌انگیزی!» در چنین موقعیتی، گوینده با بیان جمله‌ای ظاهراً مثبت، وضعیتی کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد. بسیاری از ما در گفت‌وگوهای روزمره از این شیوه استفاده می‌کنیم، بی‌آنکه لزوماً نام آن را بدانیم.

این نویسنده با اشاره به پیشینه اصطلاح آیرونی گفت: این اصطلاح در تاریخ نمایش و ادبیات نمایشی نیز کاربرد داشته و برای شناخت دقیق‌تر آن می‌توان به پیشینه‌اش در نمایش یونان باستان مراجعه کرد.

نقیضه، شوخی با آثار و روایت‌های شناخته‌شده

کفاش نقیضه یا پارودی را یکی دیگر از گونه‌های طنز دانست و توضیح داد: در این شیوه، نویسنده یک اثر، سبک یا روایت شناخته‌شده را مبنای کار خود قرار می‌دهد و درحالی‌که آن را به یاد مخاطب می‌آورد، مسیر یا نتیجه‌ای متفاوت برایش در نظر می‌گیرد.

وی افزود: ناصر فیض از جمله شاعرانی است که به این شیوه علاقه دارد. در نقیضه، نویسنده با اثر اصلی ارتباط برقرار می‌کند، آن را به مخاطب یادآوری می‌کند و سپس با تغییر مسیر روایت یا وارونه کردن موقعیت‌ها، موقعیتی طنزآمیز می‌سازد.

این نویسنده با اشاره به تجربه خود در استفاده از این شیوه گفت: برای مثال، می‌توان حکایتی از سعدی را مبنای کار قرار داد و با آن شوخی کرد. من نیز با روایت مشهور تیمور لنگ که در آن از یک مورچه در خرابه‌ای درس می‌گیرد، شوخی کرده‌ام. در چنین مواردی، نویسنده از نقیضه استفاده می‌کند؛ یعنی یک روایت آشنا را به شکلی متفاوت بازسازی می‌کند.

کفاش پس از تشریح این گونه‌ها گفت: تا اینجا درباره فرم و تا اندازه‌ای درباره مضمون طنز صحبت کردیم؛ اما وقتی به نسبت طنز و دین می‌رسیم، با موضوعی حساس‌تر روبه‌رو هستیم.

چرا شوخی با مفاهیم دینی موضوعی حساس است؟

این نویسنده با بیان اینکه شوخی با باورهای دینی در دوره‌های مختلف تاریخی پیامدهایی برای برخی افراد داشته است، گفت: برخلاف آنچه گاهی تصور می‌شود، پرداختن به این موضوعات ساده و بی‌خطر نیست. افراد زیادی در دوره‌های مختلف به دلیل شوخی با باورهای دینی با آزار و محدودیت روبه‌رو شده‌اند.

وی با تفکیک «امر قدسی» از «امر مقدس» ادامه داد: باید میان این دو مفهوم تفاوت قائل شویم. امر قدسی می‌تواند به آنچه در متون مقدس، احادیث قدسی یا روایت‌هایی که انتساب آنها به پیامبران و امامان پذیرفته شده است، مطرح می‌شود، مربوط باشد. در چنین مواردی، نویسنده با موضوعی روبه‌روست که مستقیماً به باورهای بنیادین دینی ارتباط دارد.

کفاش افزود: گاهی ممکن است واقعه‌ای دینی در زمانه‌ای دیگر و خارج از زمینه تاریخی خودش، از نگاه مخاطب امروزی خنده‌دار به نظر برسد؛ اما این برداشت به‌تنهایی به معنای آن نیست که بتوان با آن شوخی کرد. برای ورود به چنین حوزه‌ای باید زمینه تاریخی، اعتقادی و معنایی روایت را شناخت.

وی در ادامه با اشاره به تفاوت امر مقدس با امر قدسی بیان کرد: برخی موضوعات در دوره‌های تاریخی مختلف، جایگاه و حساسیت‌های متفاوتی پیدا می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان بدون توجه به این تفاوت‌ها درباره امکان شوخی با هر موضوع دینی حکم کلی صادر کرد.