وقتی آقای کارگردان در دنیا صدای کودکان میناب شد
سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره بوسان و اشاره او به کودکان میناب و تحریمهای ایران، با واکنش کاربران در فضای مجازی همراه شد.
سفیر ارجان - مجله مهر: هوشنگ گلشیری از سیمین دانشور برای شرکت در شب ادبیات ایران در سفارت آلمان دعوت میکند. دانشور از او میپرسد: قرار است جز شعر و داستان، چه مسئلهای را در این مراسم مطرح کنید؟ گلشیری جواب میدهد: اعتراض به سانسور در ایران را هم میخواهیم مطرح کنیم. اما سیمین دانشور پاسخ میدهد: من رختچرکهایم را در حیاط همسایه نمیشویم و به این برنامه نمیآیم.
این خاطره از سیمین دانشور، دقیقاً روایتگر وضعیت این روزهای اهل فرهنگ و هنر در جشنوارههای خارجی است؛ اینکه چهرههای این عرصه، به قول سیمین دانشور، تمایلی به شستن رختچرکهایشان در حیاط خانه همسایه دارند یا نه؟ اینکه وقتی روی سکو میایستند، دوست دارند دوربینشان را برای نشان دادن ایران به خارجیها کجا بگذارند؟ میخواهند تصویری از ملتی مظلوم و ضعیف ارائه دهند یا مردمانی نجیب را به تصویر بکشند که برای استقلال و آزادگی، در برابر سختیها و ظلم خارجی، همچنان زخمی اما سربلند ایستادگی میکنند و برای مردمان مقاوم سراسر جهان الهامبخش میشوند و به آنها درس شجاعت و جسارت میدهند؟
همین چند هفته پیش بود که حضور لاله مرزبان در جشنواره ونیز، با بغض عجیب و صحبتهایش درباره رنج زنان داخل کشور و سکوتش در برابر جنگ علیه ایران و کشتار کودکان ایرانی، با واکنشها و انتقادهای زیادی همراه شد. اما مدت زیادی از این ماجرا نگذشت که این بار مجید مجیدی، کارگردان سرشناس و بینالمللی ایرانی، پس از دریافت جایزه در جشنواره خارجی بوسان، وقتی روی سکو ایستاد، خواست دوربینش را در جای متفاوتتری بگذارد. او بهجای ارائه تصویرِ ملتی قربانی و ضعیف، راوی ظلم خارجیها و مقاومت و قدرت مردم سرزمینش شد و از کودکان میناب گفت که در ساعات اولیه جنگ، مظلومانه به شهادت رسیدند.
این سخنرانی بلافاصله موجی از واکنشهای کاربران ایرانی را به دنبال داشت؛ بسیاری بهخاطر این نطق بهحق آقای مجیدی دست به قلم شدند و زبان به تحسین باز کردند. آنها گفتند که در روزگار لاله مرزبان، امثال مجید مجیدی بلدند چگونه حقخواهانه از آبرو و عزت ایران و ایرانی در مجامع بینالمللی بگویند و به معنای واقعی کلمه، مرزبانی کنند.
یکی از کاربران سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره بوسان را نمونهای از دفاع شرافتمندانه از ایران در مجامع بینالمللی میداند. از نگاه او، مجیدی عوض آنکه در برابر ظلم و جنایتهایی که علیه مردم ایران اتفاق افتاده سکوت کند، ترجیح داده تا از تریبون یک جشنواره جهانی برای روایت مظلومیت و مقاومت مردم ایران استفاده کند؛ روایتی که بهجای آب ریختن به آسیاب دشمن، صدای قربانیان جنگ، بهویژه کودکان میناب را به گوش جهانیان میرساند.
عده دیگری هم معتقدند که بعد از این سخنرانی طوفانی کارگردان ایرانی درباره زورگویی و ستم آمریکاییها علیه ایران حالا او باید منتظر ترور شخصیتی و بایکوت شدن از سمت جشنوارههای خارجی برای دریافت جایزههای بینالمللی باشد. تاجایی که یکی از اهالی فضای مجازی با بازنشر بخشی از سخنان مجیدی در جشنواره بوسان، به اشاره این کارگردان درباره ۴۸ سال تحریم اقتصادی و دارویی ایران و تسلیمنشدن مردم در برابر این فشارها میپردازد؛ مردمی که به گفته مجیدی، در برابر حملات وحشیانه هم تسلیم نشدهاند.
اما نکته قابل تامل اینجا بود که کنار همه نظرات یکسان در راستای تمجید از مجیدی میشد واکنشها و تحلیلهای متفاوت هم پیدا کرد؛ تاجایی که یکی از کاربران شبکههای اجتماعی بعد از سخنرانی این کارگردان ایرانی بر این باور است که نحوه صحبت او از اعتماد به نفسش حکایت دارد. اعتمادی که از باور او به حقانیت مواضعش میآید، نه از نیاز به تشویق و جایزه. از نگاه او، مجیدی حتی اگر بداند ممکن است در آینده از دریافت جوایز محروم شود، باز هم حاضر نیست حقیقت را فدای جایزههای بینالمللی کند.
اما بخش عمدهای از واکنشها به صحبتهای مجیدی به تحسین شجاعت او بر میگشت به اینکه خیلیها مجید مجیدی را به دلیل ایستادن پای حرف و باورش قابل احترام میدانند؛ اینکه آدم برای گفتن حقیقت، نگران از دست دادن جایزه و موقعیتش نباشد و حرفش را بیلکنت بزند. در نگاه عمدهای از اهالی فضای مجازی، کسی مثل مجیدی برای دفاع از مواضعش نیازی به تشویق و تأیید دیگران ندارد و حتی اگر قرار باشد بهخاطر حرفهایش از جوایز بعدی محروم شود، باز هم حقیقت را پنهان نمیکند. چیزی که باعث میشود تا دست آخر مردم از دیگر هنرمندان هم بخواهند تا مانند مجید مجیدی پای کشورشان بایستند و از آن دفاع کنند.
تعدادی دیگر هم بعد از این اتفاق با لحنی کنایهآمیز به دو واکنش متفاوت در برابر ایران اشاره کردند و از این گفتند که از یک سو مجید مجیدی قرار دارد که در جشنواره بوسان از ظلمهایی میگوید که به مردم ایران شده و از سوی دیگر کسانی هستند که در جشنوارههای مشابه، برای سیاهنمایی علیه کشورشان با بدخواهان ایران همراهی میکنند. به عنوان مثال یکی از کاربرها با اشاره به سخنان مجیدی با زبان خودمانی میخواهد که از او کپی بگیرند چون در چنین شرایطی است که تفاوت آدمها مشخص میشود؛ جایی که معلوم میشود هرکس در برابر ظلم و بیعدالتی کجا ایستاده و تا کجا پای مردم و سرزمینش میماند.
یکی دیگر از کاربران هم با اشاره به سخنرانی مجید مجیدی در جشنواره بوسان، از او بهخاطر صحبت درباره کودکان میناب، تحریمهای ۴۷ ساله ایران و شهادت رهبر انقلاب تمجید میکند و میگوید باید ژن مجیدی را به بقیه سلبریتیها تزریق کرد.
کاربر دیگری هم با اشاره به حرفهای مجیدی گفته، «یکی میشه مثل مجیدی که از هویت ایران و ایرانی دفاع میکند و یکی هم مثل محسن امیریوسفی با شستن رختچرکهاش شبح ایران ناامید را ترسیم میکند»
بیشتر کاربران هم از مجیدی تشکر کردند و او را با شرف دانستند.