آموزگاری که ۱۸۰ کیلومتر را به عشق دانایی میپیماید
در پهنه گرم «دشت عباس» دهلران، جایی که راه طولانی به روستای مرزی «سمانه» میرسد، آموزگار جوان آبدانانی کلاس چندپایه مدرسه را همچون نمایشی از امید کارگردانی میکند، معلمی که رنج شش ساعت موتورسواری و تنهایی شبهای مدرسه را به جان خریده تا هیچ کودکی در این نقطه مرزی از کاروان دانش جا نماند.
در پهنه گرم «دشت عباس» دهلران، جایی که راه طولانی به روستای مرزی «سمانه» میرسد، آموزگار جوان آبدانانی کلاس چندپایه مدرسه را همچون نمایشی از امید کارگردانی میکند، معلمی که رنج شش ساعت موتورسواری و تنهایی شبهای مدرسه را به جان خریده تا هیچ کودکی در این نقطه مرزی از کاروان دانش جا نماند.