تولستوی و جهان مدرن؛ پیامی ماندگار برای انسان امروز

پیام تولستوی برای جهان امروز همچنان زنده است؛ پیامی درباره حقیقت، شفقت، آزادی وجدان، نقد قدرت و حفظ کرامت انسان در عصر فناوری و هوش مصنوعی.

به گزارش سفیر ارجان ایران(سفیر ارجان) از کانترکارنت، نهم سپتامبر سالروز تولد لئو تولستوی، یکی از چهره‌های برجسته ادبیات جهان بود. تولستوی که در سال ۱۸۲۸ در یاسنایا پولیانا روسیه متولد شد، زندگی خود را از برخورداری‌های اشرافی به سوی پرسش‌های اخلاقی، از شهرت ادبی به شورش معنوی و از خلق رمان‌های بزرگ به جست‌وجویی مادام‌العمر برای حقیقت پیش برد.

زندگی تولستوی مسیری مستقیم و ساده نبود؛ بلکه سفری پرتنش میان لذت، جنگ، ادبیات، خانواده، ایمان، تردید و وجدان بود. شاید همین ویژگی است که باعث شده آثار او همچنان برای خوانندگان معاصر زنده و تاثیرگذار باشد. رمان‌های او در روسیه قرن نوزدهم شکل گرفتند، اما پرسش‌هایی که مطرح می‌کنند به همه دوران‌ تعلق دارند.

تولستوی برای خالقان آثار هنری در جهان امروز پیامی ساده اما دشوار دارد: هنر بزرگ باید به زندگی، رنج انسان و حقیقت اخلاقی وفادار بماند.

تولستوی ادبیات را زینتی برای تمدن نمی‌دانست، بلکه آن را مواجهه‌ای اخلاقی میان یک انسان و انسانی دیگر تلقی می‌کرد.

رمان‌های بزرگ او، از جمله «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، صرفا روایت داستان نیستند؛ این آثار به اعماق آگاهی انسان وارد می‌شوند و عشق، جاه‌طلبی، حسادت، خانواده، جنگ، ایمان، مرگ و جست‌وجوی معنا را بررسی می‌کنند.

برای نویسنده، فیلمساز، روزنامه‌نگار یا هنرمند امروز، این دیدگاه درسی ماندگار دارد: نباید صرفا آنچه مد روز است خلق کرد؛ باید آنچه حقیقت دارد را به تصویر کشید.

هنرمند باید شجاعت نگاه کردن به واقعیت بدون فیلترهای آرایشگرانه را داشته باشد. جامعه ممکن است ترجیح دهد با توهمات آرامش‌بخش زندگی کند، اما ادبیات گاهی باید آرامش حاصل از این توهمات را برهم بزند.

انسان باید در مرکز باقی بماند

موضوع اصلی اندیشه تولستوی، انسان بود. پادشاهان و سربازان، اشراف و دهقانان، زنان و مردان، قدرتمندان و افراد بی‌قدرت در آثار او حضور دارند، اما تولستوی آنها را صرفا به برچسب‌های اجتماعی تقلیل نمی‌دهد؛ بلکه به دنبال ترس‌ها، تناقض‌ها و خواسته‌های درونی آنهاست.

این نگاه در دورانی که انسان‌ها بیش از پیش به عدد، مصرف‌کننده، دنبال‌کننده و داده تبدیل می‌شوند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

خلاقیت معاصر باید در برابر این تقلیل انسان مقاومت کند. پشت هر آمار، چهره‌ای انسانی وجود دارد؛ پشت هر تیتر، زندگی یک انسان و پشت هر تعارض اجتماعی، زخمی انسانی نهفته است.

تولستوی هیچ‌گاه با اقتداری که بدون پرسش پذیرفته شود، راحت نبود. نوشته‌های سال‌های پایانی زندگی او به‌طور فزاینده‌ای از خشونت، قدرت سیاسی، نهادهای دینی و نابرابری اجتماعی انتقاد می‌کردند.

او معتقد بود مسئولیت اخلاقی انسان را نمی‌توان صرفا به دولت، جمع یا یک نهاد واگذار کرد. این دیدگاه برای روشنفکران معاصر نیز پیامی قابل‌تامل دارد.

نویسنده نباید به خدمتکار قدرت تبدیل شود و ادبیات نیز نباید به تبلیغاتی تبدیل شود که لباس هنر بر تن کرده است. خالق واقعی باید آزادی خود را برای طرح پرسش‌های دشوار حفظ کند:

چه کسی از قدرت سود می‌برد؟ چه کسی از آن رنج می‌کشد؟ صدای چه کسانی شنیده نمی‌شود؟ و هنگامی که جمع بر وجدان فردی غلبه می‌کند، چه بر سر انسان می‌آید؟

همین پرسش‌هاست که ادبیات را زنده نگه می‌دارد.

فقرا نباید از ادبیات حذف شوند

تخیل اخلاقی تولستوی بارها به سوی مردم عادی بازمی‌گردد. او حقیقتی را درک کرده بود که تمدن مدرن گاه آن را فراموش می‌کند: پیشرفت را نمی‌توان تنها با آسمان‌خراش‌ها، بازارها، فناوری و ثروت سنجید؛ یک تمدن را باید با نحوه رفتار آن با ضعیف‌ترین اعضای جامعه نیز ارزیابی کرد.

از این رو، نویسنده معاصر مسئولیت دارد فراتر از ظاهر پرزرق‌وبرق جامعه را ببیند؛ به روستاها، کارگران، مهاجران، کشاورزان، زندانیان، کودکان، سالمندان و کسانی توجه کند که زندگی‌شان به‌ندرت به مراکز قدرت راه پیدا می‌کند.

ادبیات زمانی معنا پیدا می‌کند که به زندگی‌هایی کرامت ببخشد که تاریخ اغلب نام آنها را ثبت نکرده است.

فرهنگ خلاق امروز اغلب دیده‌شدن را جشن می‌گیرد. تعداد دنبال‌کنندگان به معیاری برای میزان نفوذ تبدیل شده، جوایز نشانه بزرگی و موفقیت تجاری معیار ارزش هنری تلقی می‌شود.

تولستوی احتمالا این سلسله‌مراتب را به چالش می‌کشید. از نگاه او، ارزش یک اثر نه در قیمت بازار آن، بلکه در توانایی‌اش برای بیدار کردن وجدان انسانی است.

ممکن است کتابی میلیون‌ها نسخه بفروشد، اما از نظر معنوی تهی باشد؛ در مقابل، اثری که تنها به دست شمار اندکی از خوانندگان برسد، می‌تواند زندگی آنان را دگرگون کند.

معیار واقعی هنر تشویق و تحسین نیست، بلکه بیداری انسان است.

نثر تولستوی گاه گسترده و پرجزئیات است، اما چشم‌انداز اخلاقی او در سال‌های پایانی زندگی بیش از پیش به سوی سادگی حرکت کرد. عشق، شفقت، پرهیز از خشونت، فروتنی و کرامت زندگی معمولی، جایگاه مهمی در اندیشه متاخر او پیدا کردند.

این دیدگاه برای خالقان آثار در عصر سرریز تصاویر و هیاهوی کلامی نیز درس مهمی دارد.

همیشه به صداهای بلندتر نیاز نداریم؛ گاهی به صداهایی روشن‌تر نیازمندیم. به اطلاعات بیشتر نیاز نداریم؛ بلکه به درک بیشتر نیاز داریم. به نمایش‌های بی‌پایان نیاز نداریم؛ بلکه به لحظاتی از سکوت نیاز داریم تا روح انسان بتواند خود را در آن بازشناسد.

فناوری نباید جای وجدان را بگیرد

خالق امروزی ابزارهایی در اختیار دارد که تولستوی هرگز تصور نمی‌کرد. تلفن هوشمند می‌تواند تاریخ را ثبت کند، دوربین می‌تواند داستانی را به آن سوی قاره‌ها منتقل کند و هوش مصنوعی می‌تواند در پژوهش، ترجمه و نگارش یاری‌رسان باشد. پلتفرم‌های دیجیتال نیز می‌توانند امکان شنیده‌شدن صداهای به‌حاشیه‌رانده‌شده را بیش از گذشته فراهم کنند.

اما فناوری تنها یک ابزار است. فناوری می‌تواند روند خلق اثر را سرعت ببخشد، اما نمی‌تواند تعیین کند چه چیزی ارزش خلق شدن دارد.

می‌تواند سبک یک نویسنده را تقلید کند، اما صاحب وجدان نیست. می‌تواند زبان تولید کند، اما لزوما خرد تولید نمی‌کند. این تمایز می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیام‌های تولستوی برای عصر دیجیتال باشد.

در نهایت، پیام تولستوی پیچیده نیست: نباید هنگام تلاش برای خلق یک شاهکار، انسان را از یاد برد.

با حقیقت خلق کن، با شفقت بنویس، قدرت را به پرسش بکش، به زندگی انسان‌های عادی احترام بگذار، از خودنمایی تهی فاصله بگیر و از آزادی اخلاقی خود محافظت کن.

پیش از خلق یک اثر باید پرسید: آیا این اثر حقیقت دارد؟ آیا انسانی است؟ آیا به زندگی انسانی دیگر کرامت می‌بخشد؟

پیش از انتشار نیز باید پرسید: آیا به گفت‌وگوی جهان خرد می‌افزایم یا تنها بر حجم هیاهو اضافه می‌کنم؟

و پیش از پذیرفتن محبوبیت باید پرسید: آیا برای جلب توجه، حقیقت را قربانی کرده‌ام؟

شاید دشوارترین پرسش تولستویی نیز همین باشد: پیش از آنکه جامعه را قضاوت کنیم، چه چیزی را باید در خود تغییر دهیم؟

این پرسش‌ها می‌توانند برای نویسندگان، روزنامه‌نگاران، فیلمسازان، پژوهشگران، هنرمندان و تولیدکنندگان محتوای عصر دیجیتال به یک تمرین عملی تبدیل شوند؛ و شاید همین، پیام زنده تولستوی برای جهان امروز باشد.

بیستمین دوره جایزه کتاب شیخ زاید با دریافت بیش از ۴ هزار نامزدی از ۷۴ کشور برگزار شد و برگزیدگان بخش‌های مختلف ادبیات، نویسنده جوان، ترجمه، مطالعات انتقادی، فرهنگ عربی در زبان‌های دیگر و نسخه‌های خطی در مراسمی در ابوظبی تجلیل شدند.

پیام تولستوی برای جهان امروز همچنان زنده است؛ پیامی درباره حقیقت، شفقت، آزادی وجدان، نقد قدرت و حفظ کرامت انسان در عصر فناوری و هوش مصنوعی.