ناترازی گاز چگونه تولید نفت ایران را تهدید میکند؟ / خطر ازدسترفتن بخشی از ظرفیت نفتی کشور
مساله کمبود گاز در زمستان با توجه به کاهش دما بیشتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. با این حال همواره از مشکلاتی که کمبود گاز برای شبکه خانگی، صنایع و نیروگاهها به وجود میآورد سخن به میان آورده میشود. این در حالی است که با تشدید ناترازی گاز، بخشی از توان تولید نفت برای همیشه از بین میرود. پست ناترازی گاز چگونه تولید نفت ایران را تهدید میکند؟ / خطر ازدسترفتن بخشی از ظرفیت نفتی کشور اولی
به گزارش سفیر ارجان ، تشدید نات را زی گاز در ایران، علاوه بر محدودکردن فعالیت صنایع و افزایش فشار بر شبکه تامین انرژی، میتواند پیامدی پنهان برای یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی کشور داشته باشد. کاهش گاز در دسترس برای تزریق به مخازن نفتی، در شرایطی که تولید نفت ایران نیز تحت تاثیر شرایط جنگی با افت قابلتوجهی مواجه شده است، خطر کاهش پایدار ظرفیت تولید را افزایش میدهد.
مساله این است که افت تولید نفت لزوما با بازگشت شرایط عادی جبران نمیشود و در برخی میدانهای نفتی، تداوم محدودیت تزریق گاز میتواند توان برداشت نفت در سالهای آینده را نیز کاهش دهد.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی آژانس بینالمللی انرژی، تولید نفت ایران از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز در ژانویه به ۲.۷۲ میلیون بشکه در ژوئیه و حدود ۲.۱۶ میلیون بشکه در اوت رسیده است. به این ترتیب، تولید روزانه نفت ایران در فاصله ژانویه تا اوت حدود ۱.۲۴ میلیون بشکه کاهش یافته است. این افت، صرفا یک تغییر در آمار ماهانه نیست و در صورت تداوم محدودیتهای عملیاتی و تشدید مشکلات زیرساختی، میتواند به مسالهای بلندمدت برای صنعت نفت کشور تبدیل شود.
ناترازی گاز مسالهای فراتر از مصرف خانگی و صنایع است
ناترازی گاز به طور معمول با پیامدهایی مانند محدودیت گاز صنایع، کاهش خوراک پتروشیمیها و افزایش استفاده نیروگاهها از سوخت مایع و مازوت مورد توجه قرار میگیرد. در این میان، نقش گاز در حفظ ظرفیت تولید نفت کمتر مورد توجه قرار میگیرد. گاز طبیعی در بسیاری از میدانهای نفتی تنها یک محصول قابل مصرف نیست، بلکه برای حفظ فشار مخزن و افزایش ضریب بازیافت نفت نیز اهمیت دارد.
با گذشت زمان و برداشت مستمر از مخازن نفتی، فشار طبیعی آنها کاهش مییابد. در چنین شرایطی، تزریق گاز میتواند به حفظ فشار مخزن و حرکت نفت به سمت چاههای تولیدی کمک کند. اگر تزریق متناسب با نیاز فنی میدان ادامه پیدا نکند، ممکن است نرخ تولید چاهها افت کند و برداشت از بخشی از ذخایر دشوارتر شود.
از همین رو، کمبود گاز تنها به معنای کاهش سوخت در دسترس مصرفکنندگان نیست. اگر محدودیت عرضه باعث کاهش تزریق به میدانهای نفتی شود، بخشی از گازی که میتوانست به حفظ تولید نفت کمک کند، ناگزیر باید به مصارف دیگر اختصاص یابد. این انتخاب ممکن است در کوتاهمدت برای مدیریت مصرف ضروری باشد، اما هزینه آن میتواند در سالهای بعد و در قالب افت تولید نفت ظاهر شود.
همزمانی افت تولید نفت و محدودیت تزریق گاز
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که کاهش تولید نفت در شرایط جنگی نیز در نظر گرفته شود. افت تولید از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز در ژانویه به حدود ۲.۱۶ میلیون بشکه در اوت، نشان میدهد که ظرفیت تولید و عرضه نفت ایران در این دوره با فشار جدی مواجه بوده است.
نکته اصلی آن است که اگر افت تولید ناشی از شرایط جنگی با کاهش تزریق گاز به مخازن همراه شود، صنعت نفت با دو فشار متفاوت روبهروست. فشار نخست، کاهش تولید در دوره اختلالات عملیاتی است. فشار دوم، احتمال افت بیشتر توان تولید در آینده بر اثر کاهش فشار مخزن و محدودشدن امکان برداشت از ذخایر نفتی است.
این دو مساله میتوانند یکدیگر را تشدید کنند. بازگرداندن تولید پس از توقف یا محدودیت عملیاتی، به وضعیت چاهها، تجهیزات و زیرساختها بستگی دارد. اگر در همین دوره، فشار مخزن نیز به دلیل کاهش تزریق افت کرده باشد، احیای تولید ممکن است به عملیات فنی بیشتر و سرمایهگذاری بالاتری نیاز داشته باشد.
چگونه بخشی از ظرفیت تولید نفت برای همیشه از دست میرود؟
کاهش تزریق گاز به معنای ازدسترفتن قطعی و فوری ذخایر نفتی نیست. پیامد این اتفاق به ویژگیهای زمینشناسی هر میدان، میزان افت فشار، مدت محدودیت تزریق و روش بهرهبرداری بستگی دارد. با این حال، در مخازنی که تولید آنها به تزریق مستمر و حفظ فشار وابسته است، کاهش طولانیمدت تزریق میتواند شرایط برداشت را نامساعدتر کند.
در چنین وضعیتی، حتی اگر تامین گاز در آینده بهبود پیدا کند، بازگشت تولید به سطح قبلی تضمینشده نیست. افت فشار مخزن ممکن است با هزینههای بیشتر برای احیای چاهها، اجرای عملیات نگهداشت فشار یا توسعه روشهای افزایش بازیافت همراه شود. در برخی شرایط نیز بخشی از نفت باقیمانده در مخزن ممکن است از نظر فنی یا اقتصادی دیگر قابل برداشت نباشد.
بنابراین، خطر اصلی تنها کاهش تولید روزانه در ماههای جنگ یا دوره اوج مصرف گاز نیست. نگرانی مهمتر آن است که ترکیب اختلالات عملیاتی، کاهش تزریق گاز و تاخیر در اجرای طرحهای نگهداشت مخازن، بخشی از ظرفیت تولید آینده کشور را تضعیف کند. در این صورت، زیان صنعت نفت به دوره فعلی محدود نیست و حتی پس از کاهش محدودیتها نیز ادامه پیدا میکند.
هزینه پنهان ناترازی گاز برای اقتصاد
توسعه میدانهای جدید، حفاری چاههای تازه و افزایش ضریب بازیافت، به سرمایهگذاری، تجهیزات تخصصی و زمان نیاز دارد. از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید موجود، در نتیجه میتواند جبران افت تولید را دشوارتر کند. این موضوع برای اقتصادی که به درآمدهای نفتی وابستگی دارد، اهمیت ویژهای دارد، زیرا کاهش پایدار تولید میتواند توان صادرات و درآمدزایی آینده را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
در نهایت، ناترازی گاز ممکن است هزینهای فراتر از محدودیت صنایع و افزایش فشار بر شبکه انرژی داشته باشد. هنگامی که تولید نفت در اثر شرایط جنگی کاهش یافته و همزمان تامین گاز مورد نیاز مخازن با محدودیت مواجه میشود، خطر آسیب به ظرفیت تولید در سالهای آینده نیز افزایش مییابد. اگر این مساله بهموقع مدیریت نشود، بخشی از زیان اقتصادی نه در آمار تولید امروز، بلکه در نفتی نمایان میشود که در آینده با هزینه بیشتر یا حتی بهطور کامل قابل برداشت نخواهد بود.